19November2017

سازمان جوانان کمونیست

ال. جی. بی. تی

ال. جی. بی. تی (56)


روزنامه هافینگتون پست در گزارشی مفصل به زوج همجنسگرای ایرانی "رامین حق جو و نیمانیا" پرداخته است.
دراین گزارش به زندگی شخصی هریک پرداخته وبه چالش ها ومشکلاتی که در زندگی فردی خود در ایران با آن روبرو بودند.
به حکومت همجنسگراستیز و قوانین نابرابرو هموفوبیک در ایران میپردازد که میتوانسته حتی حکم مرگ رابرای رفتارجنسی همجنسگرایانه این زوج درپی می داشته. به وضعیت جامعه و خانواده های ایرانی که چگونه با موضوع همجنسگرایی فرزندان برخوردمیکنند.
به مشکلات زندگی یک زوج همجنسگرادر ایران وخطرات آن.
به موضوع مهاجرت وپناهندگی و مهم تر از همه وضعیت فعلی پناهندگان و مهاجران پس از روی کار آمدن دولت مهاجرستیز دونالدترامپ و قدرت گرفتن جمهوریخوان در آمریکا که به مخالفت با حقوق رنگین کمانی ها شهره هستند و خارجی ستیزی و مهاجرستیزی را در منع ورود شهروندان چند کشور اسلام زده به نمایش گذاشته اند.
این زوج ایرانی میگویند که از آمریکای زمان ترامپ میترسند ونگران وضعیت پناهجویان همجنسگرا ورنگین کمانی ایرانی هستند که برای یک زندگی بهتر مشکلات مهاجرت و دوری از خانه و خانواده رابه دوش میکشند واکنون در وضعیت نامعلومی هستند.
داستان عشق این زوج عاشق ودغدغه های آنان را میتوانید در گزارش زیر مطالعه بفرمایید.

https://www.huffingtonpost.com/…/gay-couple-refugees-iran_u…

 

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ با همکاری و پیشنهادات و نظرهای خود ما را یاری کنید؛ با ماتماس بگیرید و مارا در این مسیر یاری کنید))
پیامگیر تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQright


کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrightsNovember
 
 09, 2017
پیامگیر تلگرام: @sjktamas

تفاوت جنس و جنسیت چیست؟ گاهی ما جنس SEX و جنسیت GENDER را به یک معنا بکار می بریم. برای درک بهتر مفاهیم در حوزه های دگرباشان جنسی و جامعه رنگین کمانی LGBTIQ بهتر است ابتدا با مفاهیم اساسی حوزه جنسیت و جنس آشنا شویم.

از تعریف پایه ای «جنس» شروع می‌کنیم
جنس مربوط به آرایش بیولوژیکی بدن است و شامل اندام های جنسی و تولید مثل فرد می شود. تفاوت بیولوژیکی نقش اصلی را در تفاوت جنس ها با هم بازی می کند. هورمون‌ها، کروموزوم‌ها و اندام‌های داخلی و خارجی جنسی.

پس جنسیت چیست؟
ممکن است تعجب کنید اما جنسیت همان جنس نیست. در واقع جنسیت شامل نقش‌های اجتماعی و رفتارهایی است که فرهنگ و جامعه برای جنس ها قائل می شود. این نقش‌ها دامنه انتظارات رفتاری از جنس‌های مرد و زن را مشخص می کند.

پس تفاوت این دو مفهوم چیست؟
جنس افراد در هر فرهنگی یکی است اما جنسیت شماست که نقش جنسی تان را مشخص می کند.

حال ببینیم که نقش جنسیتی چیست؟
نقش جنسیتی مجموعه ای است از رفتارها و کلیشه های جنسی که جامعه و فرهنگ از جنس ها انتظار دارد. این نقشها می تواند در فرهنگهای مختلف متفاوت باشد. بطور مثال زنانگی و مردانگی از جمله این نقش‌های جنسیتی است. بر اساس این کلیشه ها، افراد با اندام جنسی مردانه، مرد هستند و «باید» رفتارهای مردانه (قدرت، خشونت، مقاومت و…) داشته باشند و افراد با اندام جنسی زنانه زن هستند و «باید» رفتارهای زنانه (مهربانی، لطافت، سلیقه و…) داشته باشند.

این نقش های جنسی در چه مواردی ایجاد مشکل می کنند؟
زمانی که شکل فرد با برداشت او از جنس خودش تفاوت داشته باشد این نقشها مانعی است در راه پذیرش او در جامعه بعنوان جنس مورد نظرش. اینجاست که بحث هویت جنسیتی به میان می آید.

هویت جنسیتی؟
هویت جنسیتی تعریفی است که فرد از خودش در ذهن دارد و این هویت ممکن است با اندام جنسی و یا خصوصیات فیزیکی فرد یکی نباشد. به افرادی که هویت جنسیتی و اندام جنسی‌شان متفاوت است، «ترسجندر» یا تراجنسیتی می گویند.

ترنسجندر یا تراجنسیتی چست؟
تراجنسیتی فردی است که جنس بیولوژیکی او با هویت جنسیتی اش همراه نباشد. بعنوان مثال فردی که دارای اندام جنسی مردانه است اما هویت جنسی زن دارد. شدت تضاد بدن با هویت در برخی از این افراد ممکن است به حدی زیاد باشد که بوسیله هورمون درمانی و عمل جراحی اقدام به یکسان کردن جسم و هویتشان کنند. به این افراد «تراجنسی» می گویند.

آیا تراجنسیتی همان بیناجنسی است؟
خیر. بیناجنس یا Intersex، به افرادی که گفته می شود که با ویژگیهای بیولوژیکی و یا اندام تناسلی هر دو جنس متولد می شوند. در این افراد برخی اندام ها و ویژگی های یک جنس غلبه دارد اما ممکن است بقیه اندام ها و ویژگی های جسمی متعلق به جنس دیگر را نیز داشته باشند.

پس به جز مرد و زن هم وجود دارد؟
بله. این موضوع در جوامع امروزی روز به روز بیشتر به رسمیت شناخته می شود. برای مثال در روزهای اخیر دادگاهی در آلمان جنسیت سوم به گواهی تولد نوزادان اضافه خواهد شد. پیش از این آمریکا، استرالیا، نیوزیلند، هند و نپال جنسیت سوم را در مدارک شناسایی و تولد لحاظ کرده اند.

اهمیت دانستن این موضوع چیست؟
آگاهی مقدمه درک و همدلی است. بسیاری برای درک و اثبات هویت جنسی خود تقلا می کنند. این افراد نیازی به ترحم یا دلسوزی ندارند بلکه از اطرافیان و جامعه انتظار دارند تا هویت جنسی آنها را به رسمیت بشناسند و موقعیتشان را درک کنند.

(منبع:یورونیوزفارسی)

گردآوری وتدوین :مهران حمیدی 

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights
 


پیامگیر تلگرام: @sjktamas
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

استرالیایی‌ها به حق ازدواج با همجنس رأی مثبت دادند
کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrightsNovember

 

 15, 2017
پیامگیر تلگرام: @sjktamas

سترالیایی‌ها در یک همه‌پرسی به حق ازدواج با همجنس رأی مثبت دادند اما راه تا قانونی شدن این ازدواج طولانی و منوط به رأی نمایندگان مردم استرالیا در مجلس نمایندگان و سنای این کشور است. با این حال نخست‌وزیر استرالیا، مالکوم ترنبول، به رأی‌دهندگان قول داده که لایحه اصلاح قانون ازدواج این کشور را تا ماه ژانویه ۲۰۱۸ در مجلس به رأی می‌گذارد.

صبح چهارشنبه ۱۵ نوامبر/ ۲۳ آبان نتیجه همه‌پرسی‌ای که از روز ۱۲ سپتامبر آغاز شده بود مشخص شد و ۶۱/۶ درصد از نزدیک به ۱۳میلیون نفری که در این همه‌پرسی شرکت بودند به ازدواج دو همجنس آری گفتند.

رأی‌دهندگان تا ۷ نوامبر فرصت داشتند که برگه رأی خود را به اداره آمار استرالیا پست کنند. از ۱۴میلیون برگه رأیی که به خانه استرالیایی‌ها فرستاده شده بود، نزدیک به ۱۳ میلیون رأی بازگشت و در این میان ۳۸/۴ درصد به حق ازدواج با همجنس رأی منفی دادند.

نتیجه با شادی استقبال شد و بسیاری با پرچم رنگین کمان به خیابان‌ها آمدند.

بنا به آمار سال ۲۰۱۶، نزدیک به ۴۷ هزار زوج دگرباش جنسی در استرالیا زندگی می‌کنند که این رقم به نسبت آمار سال ۲۰۱۱، افزایش ۳۹ درصدی داشته است. این زوج‌ها با وجود اینکه بیشتر حقوق مدنی زوج‌های دگرجنس‌گرا را دارند، از حق ازدواج محروم هستند.

نتیجه این همه‌پرسی برخلاف همه‌پرسی‌های مشابه، قدرت تغییر قانون را ندارد. قانون باید به واسطه لایحه‌ای برای تغییر قانون ازدواج و در مجلس نمایندگان و سنای استرالیا تغییر کند.

هدف نخست‌وزیر استرالیا که از حامیان انجام این نظرسنجی بوده این است که با پشتیبانی رأی مردم استرالیا دهان مخالفان محافظه‌کار را در مجلس ببندد. هدف این است که قانون ازدواج استرالیا – که برخلاف همه دمکراسی‌های غربی هنوز ازدواج دو همجنس را به رسمیت نمی‌شناسد – با کمترین مخالفت‌ها از جانب قشر مذهبی و نمایندگان محافظه‌کار مجلس تغییر کند.

این همه‌پرسی در استرالیا با وجود اینکه موجب خوشحالی بسیاری از افرادهمجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، تراجنسی و میان‌جنسی و حامیان آنها بوده، بحث‌برانگیز هم بوده است.

هزینه هنگفت این همه‌پرسی که چیزی بین ۹۷ تا ۱۲۲ میلیون دلار استرالیا برآورد شده است. حامیان حقوق دگرباشان جنسی در استرالیا این استدلال را مطرح کردند که چرا دولت چنین هزینه‌ای را به گردن مالیات‌دهندگان می‌گذارد، در حالی که این همه‌پرسی در روند قانونی شدن ازدواج دو همجنس تأثیر مستقیم ندارد.

آنها همچنین این استدلال را مطرح کردند که چرا موضوع حقوق اقلیت که به شکل ایدئال آن در دموکراسی باید حمایت شود تبدیل به موضوع همه‌پرسی شده که در آن نظر اکثریت می‌تواند بر حقوق اقلیت تأثیر بگذارد و یا این حقوق را نفی کند.

حامیان دگرباشان جنسی همچنین از این عصبانی هستند که موضوع همه‌پرسی جامعه مذهبی استرالیا را متحد و بسیج کرده و حالا موضوع آزادی‌های مذهبی را مقابل حق ازدواج دو همجنس اعلم کرده‌اند.

با این حال دادگاه عالی استرالیا هزینه این همه‌پرسی را تأیید کرد و مالکوم ترنبول هم معتقد است که با توجه به حضور محافظه‌کاران در مجلس این کشور، این پشتیبانی مردمی به حقوق اقلیت‌ها کمک خواهد کرد.

دعوای حقوقی بر سر قانونی شدن ازوداج دو همجنس از همین لحظه مشخص شدن نتایج آغاز شده است.

دین اسمیت، سناتور فدرال از حزب لیبرال، که همجنس‌گرا هم هست، گفته است که لایحه تعمیم قانون ازدواج را فوراً تقدیم مجلس استرالیا خواهد کرد. او معتقد است که لایحه در مجلس سنا و نمایندگان رأی کافی دارد و به زودی قانون تغییر خواهد کرد.

مقابل جبهه سیاسی حمایت از ازدواج دو همجنس در دو مجلس علیا و سفلا در استرالیا، اکنون جبهه آزادی‌های مذهبی تشکیل شده است. اینها نمایندگان محافظه‌کاری هستند که می‌دانند که احتمال قانونی شدن ازدواج دو همجنس بالاست و حالا دنبال راه‌های قانونی‌ای می‌گردند که به‌واسطه آنها جامعه مذهبی استرالیا حق مخالفت یا مقابله با زندگی همجنس‌گرایان را داشته باشد.

جیمز پاترسون، سناتور لیبرال محافظه‌کار به نوعی رهبر جبهه آزادی‌های مذهبی است. او می‌گوید که اگر بنا به این باشد که همجنس‌گرایان بتوانند ازدواج کنند، افراد مذهبی هم باید حق داشته باشند که بنا به دستورات مذهبی‌شان به همجنس‌گرایان خدمات ندهند. مثلا اگر کلیسا دارند، شیرینی‌پزی دارند، آرایشگاه دارند یا راننده لیموزین هستند، باید بتوانند آزادانه از دادن خدمات به ازدواج همجنس‌گرایان بنا به اصل آزادی مذهب و اندیشه، سر باز بزنند.

جبهه حامی حقوق همجنس‌گرایان برای ازدواج با خوانش جبهه آزادی‌های مذهبی مشکل دارد و می‌گوید آزادی‌های مذهبی به مفهوم تبعیض علیه شهروندان به خاطر گرایش جنسی و هویت جنسیتی‌شان نیست و ندادن خدمات به دگرباشان جنسی در حین ازدواج، تبعیض است.

با این حال سرنوشت ازدواج دو همجنس در دعواهای حقوقی این دو جبهه در مجلس سنا و نمایندگان استرالیا مشخص خواهد شد که در آنجا اعتقادات مذهبی بسیاری از نمایندگان محافظه‌کار تعین‌کننده است.

پینوشت : در این روزهای تلخ که خبر زلزله و غم مردم دل همه ما رو به دردآورده این خبر خوب بهمون دلگرمی میده درسته که هنوز تارسیدن به این مرحله از برابری و موفقیت قانونی برای همجنسگرایان و رنگین کمانان ایرانی راه درازی در پیش است اما آنچه که مسلم و حتمی هست پیروزی برابری و انسانیت بر جهل و ظلم و تبعیض و نابرابری هست . نکته اصلی در این رفراندوم تاثیر مبارزات و مطالبات به حق و انسانی رنگین کمانی ها هست که سبب شده تا بتونن بقیه بخش های جامعه رو با خودشون همراه کنند و این درس بزرگی برای ما فعالین و همجنسگرایان و رنگین کمانی های ایران هست که این راه رو باید با مبارزه و سعی و تلاش و اتحاد با بخش های دیگه جامعه برداریم و خود را فعالانه وارد سیاست و جامعه و جنبش های اعتراضی و مبارزاتی کنیم . بزرگترین دشمن ما رنگین کمانی های ایران سکوت و دوری از کارهای متشکل و مبارزاتی و سیاسی هست . بله ما می توانیم و باید که به حقوق انسانی و برابر خود برسیم به شرطی که متشکل و متحد ومبارز و فعال باشیم. در میان همه غم ها و تلخی ها همیشه امید هست که زندگی رو زیبا میکنه و در این نبرد و مبارزه ما پیروز خواهیم شد.

(منبع خبر: رادیوزمانه)

تهیه و تدوین : مهران حمیدی

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights

 
وضعیت وخیم است!
درباره وضعیت پناهجویان رنگین کمانی درترکیه
انترناسیونال ٧٣٥
مهران حمیدی-

بسیاری از پناهجویان همجنسگرا، دوجنسگرا،ترنس وکوییر ایرانی(رنگین کمانی ها)، ترکیه را به عنوان کشور ترانزیتی پروسه مهاجرتی خود انتخاب میکنند. کشورترکیه به دلیل نزدیکی به ایران و عدم نیاز به ویزا برای سفر، وهمچنین سابقه چندین ساله در بازاسکان پناهجویان رنگین کمانی از طریق دفترسازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان مستقردرترکیه، انتخاب اول بسیاری از پناهجویان رنگین کمانی ایرانی درسالیان اخیر بوده است.
پروسه مهاجرت پناهجویان رنگین کمانی را میتوان به سه کشورمبدا، کشورترانزیت وکشورمقصد تقسیم کرد. متاسفانه درسالیان اخیر شرایط هرسه این کشورها به شدت متغیر و غیر قابل پیش بینی شده است و دراین میان، پناهجویان رنگین کمانی بیشترین ضربه را از این شرایط خورده اند. رنگین کمانی ها در ایران، با مشکلات مختلف و تبعیضات قانونی چندلایه وعمیقی روبروهستند وخانواده ها نیز‌با رفتارهای توهین آمیز وتحقیر وآزار زندگی رابرای آنان تلخ ودشوار میکنند. به گونه ای که عده ای از رنگین کمانی ها برای یک زندگی آرام و انسانی و رهایی از این شرایط و وضعیت اقدام به مهاجرت میکنند و همانگونه که شرح داده شد اکثرآنان مقصد نخست ‌را کشور ترکیه انتخاب میکنند. گزارشی که در ادامه می آید تقریبا شرایط همه پناهجویان گرفتار در ترکیه میباشد، اما من در این مطلب مشخصا به وضعیت پناهجویان رنگین کمانی خواهم پرداخت.
ترکیه درسالهای اخیر دچار تغییرات سیاسی زیادی شده است و جریانات اسلامگرا قدرت زیادی به دست آورده اند و این خبری تلخ برای بیخدایان، زنان و نیز رنگین کمانی های پناهجوی ایرانی است که خود از دست یک حکومت مذهبی وقوانین‌ آن تصمیم ‌به کوچ اجباری گرفته اند. قتل «ویسام» همجنسگرای سوری که درشهراستانبول ربوده و به طرزفجیعی کشته شد وهمچنین قتل«هینده» تراجنسی وفعال اجتماعی در سال گذشته، موید این ادعاست. علاوه بر این، رفتار پلیس وماموران امنیتی ترکیه نیز نسبت به گذشته تغییرمحسوسی داشته و مشاهدات و تجربیات پناهجویان رنگین کمانی از زد و خوردهای خیابانی و حمله های ناشی ازنفرت که اکثرا درشهرهای دنیزلی، کایسری واسکی شهیر گزارش شده است، نشان میدهد که پلیس دراکثرموارد خود فرد مضروب را شماتت کرده و حمایت امنیتی از او در طول رسیدگی به پرونده شکایت انجام نمیدهد.
کشور مقصد بسیاری از پناهجویان رنگین کمانی ایرانی اسکان یافته درترکیه آمریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای اروپایی هستند. پس ازفرمان اجرایی دونالد ترامپ در۲۷ ژانویه ۲۰۱۷برای تعلیق صدور ویزا و مهاجرت و پناهنده پذیری و تعلیق ۴ماهه پناهنده پذیری از چند کشوراسلامزده - که ایران نیز جزو آنان بود- و کاهش سهمیه مهاجرپذیری آمریکا پس ازاین تعلیق از ۱۱۰هزارنفر به ۵۰ هزار نفر، بلاتکلیفی و سردرگمی بیشتری بر پناهندگان رنگین کمانی ایرانی درترکیه را شاهد هستیم. پس از‌موج مهاجرتی ایجاد شده ناشی از بحران سوریه، کشور کانادا نیز که یکی از کشورهای هدف پناهجویان رنگین کمانی بود اولویت خود را به مهاجرپذیری از پناهجویان سوری تغییر داد و اعلام کرده است که تا پایان سال ۲۰۱۷ پناهجوی دیگری نمی پذیرد و بسیاری از پناهجویان رنگین کمانی فرم درخواست خود را به کشور آمریکا تغییر دادند.
درحال حاضر۱۲۰۰ پناهجوی رنگین کمانی درترکیه ثبت شده است که ۱۰۰۰ نفرآنان ایرانی هستند و در این بین وضعیت ۵۰ نفر از آنان اضطراری و نیازمند به کمک فوری برای تامین نیازهای اولیه اعلام شده است. بسیاری از پناهجویان رنگین کمانی درترکیه بیش از ۲ سال است که درانتظار دریافت جواب تقاضای خود هستند. تورم، هزینه بالای مسکن، نبود پشتیبان مالی و قطع ارتباط خانواده ها با آنان وشرایط سخت پیداکردن کار به صورت قانونی که عملا امکانش بسیار کم است، پناهجویان را وادار به انجام کارهای سیاه و سخت و خارج از طاقت بسیاری از آنان کرده است. در این میان پول دریافتی ناشی از این کارها نیز زیر حداقل دستمزد و پایین تر از شرایط قانونی است. بلاتکلیفی و سردرگمی، یاس و ترس از آینده وضعیت فعلی بسیاری از پناهجویان رنگین کمانی درترکیه است. 
قدرت گرفتن دولت های اولترا راست وضدمهاجر در آمریکا و اروپا واسترالیا و ‌بدتر شدن نوع برخورد حکومت و نیروهای مدافع جریانات مذهبی درترکیه، وضعیت ناگواری را ایجاد کرده است.
سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان و همچنین سازمانهای مدافع حقوق پناهجویان و رنگین کمانی ها در کشورهای غربی وآمریکا باید وضعیت خاص پناهجویان رنگین کمانی در ترکیه را در اولویت قرار دهند و با حمایت از حقوق آنان و درک زندگی دشوار گذشته و شرایط نامناسب فعلی ترکیه، دولت های آمریکا و کانادا واسترالیا و اروپا را برای پذیرش هر چه سریعتر این پناهجویان تحت فشار بگذارند و خواستار پاسخگویی در قبال درخواست های پناهندگی پناهجویان رنگین کمانی درترکیه باشند.
از طرف دیگر پناهجویان و مشخصا پناهجویان رنگین کمانی باید با متشکل شدن و فکر و حرکت و برنامه جمعی صدای خود را رساتر کنند و توجه افکار عمومی و سازمانهای مدافع حقوق انسان و رسانه ها را به خود جلب کنند تا با بسیج افکار عمومی فشار بیشتری به دولتها و سازمان ملل آورده و موجب تغییر این شرایط شوند.

پیامگیر تلگرام @sjktamas

https://t.me/jk_org/4478
 

۱۴ مه ۱۸۶۸: ۱۴۸ سال پيش ماگنوس هيرشفلد، پژوهشگر روابط جنسی در كولبرگ (لهستان امروزی) زاده شد.

ماگنوس هيرشفلد (Magnus Hirschfeld) از اشراف‌زادگان آلمانی‌تبار بود و تا زمان دانشجويی به آيين يهود باور داشت.

تحصيلاتش را در رشته پزشكی به پايان رساند و در برلين مطبی داشت كه افزون بر درمان به صورت پزشكی سنتی از روش‌های پزشكی جايگزين هم استفاده می‌کرد.

۲۹ ساله بود كه به همراه سه تن از دوستان نزديكش "كميته دانش و انسانيت" را بنياد نهاد كه هدف آن جرم‌زدايی از دگرباشان جنسی در سراسر جهان بود.

هيرشفلد پايه‌گذار دانش جنسيت‌شناسی است و نخستين كسی است كه با انتشار تحقيقات علمی از دگرباشی جنسی در جامعه آلمان پرده برداشت و برای لغو ماده ۱۷۵ قانون كيفری آلمان كه همجنس‌گرايی را جرم می‌دانست، تلاش پيگير کرد.

۳۱ ساله بود كه انتشار "سالنامه روابط جنسی بينابينی" (Jahrbuch der Sexuellen Zwischenstufen) را آغاز كرد كه نشر آن ۲۳ سال ادامه داشت.

با آغاز جنگ جهانی اول هيرشفلد كارهای پژوهشی خود را كاهش داد و به عنوان پزشک در جبهه‌ها خدمت کرد.

با پايان جنگ، هيرشفلد نخستين بنياد پژوهشی جنسيت‌شناسی جهان را در برلين برپا ساخت و يک سال پس از آن به عنوان مشاور و بازيگر در نخستین فيلم درباره همجنس‌گرايان شركت کرد.

۵۴ ساله بود كه نخستين كنفرانس بين‌المللی "اصلاح روابط جنسی‌" را ترتيب داد كه در آن دانشمندان نامداری از رشته جنسيت‌شناسی شركت داشتند و اصلاح جامعه را متكی بر اصلاح انديشه درباره سرشت و منش جنسی انسان دانستند.

با بر آمدن رژیم نازی مخالفت قهرآميز با هيرشفلد هم اوج گرفت، با اينكه بسياری از بيماران يا بيمار پنداشتگان او همجنس‌گرايان نازی بودند.

هيرشفلد پيش از سر كار آمدن نازی‌ها از آلمان گريخت و در كشورهای گوناگون از جمله ايالات متحده به كار و پژوهش خود ادامه داد.‌

ماگنوس هيرشفلد در روز تولدش در ۶۷ سالگی در نيس در جنوب فرانسه درگذشت.

#باید_بدانی 
#سیسجندر
تعریف: سیسجندر چیست؟!

همه میدانیم که به چه کسی «تراجنسی»می‌گوییم.
میدانیم تراجنسی کیست ولی محض یک یادآوری کوچک تراجنسی کسی است که :«
هویت جنسیتی اش با هویت جنسی اش در تضاد است»
و این تضاد تا جایی است که خواهان تغییر در اندام جنسی یا همان تغییر در هویت جنسی اش می‌شود که به اصطلاح به آن «تغییر جنس» (که اشتباها تغییر جنسیت گفته می‌شود) می‌گویند اما اگر بخواهیم درباره یک «غیرتراجنسی» صحبت کنیم چه باید بگوییم؟ 
باید او را چه گونه صدا کنیم؟ کسی که تضادی در درون یا بیرون ندارد چه نامیده می‌شود؟ 

شاید شما به آن استریت (straight) یا همان «دگرجنس خواه» بگویید ولی اشتباه میکنید!

همراه ما باشید تا در کنار هم یک کلمه جدید بیاموزیم

«برای توصیف شخصی که میان هویت جنسیتی اش و اندام جنسی زمان تولدش تضادی نمی‌بیند و همه چیز را منطبق بر هم و درست می‌داند سیسجندر (cisgender) یا سیس سکشوال (cissexual) گفته می‌شود.»

به زبان ساده تر «سیسجندر»:
←« کسی است که جنسیت خودش را منطبق بر اندام جنسی زمان تولدش بداند.»

به عنوان مثال اگر با اندام جنسی مردانه به دنیا آمده باشد در ذهنش نیز خود را مرد بداند و البته رفتار مردانه نیز داشته باشد.
کریستین شیلت و لورل وستبروک سیسجندر را یک برچسب برای افرادی می‌دانند که بین اندام جنسی زمان تولدشان، هویت جنسیتی آنها و رفتارهای بیرونی آن‌ها تطابق وجود دارد و در واقع نقطه مقابل تراجنسیتی هستند
این کلمه مشتقات زیادی هم در زبان انگلیسی دارد.
مانند cis male که به مردانی اشاره می‌کند که با اندام مردانه به دنیا آمده اند و خود را نیز مرد می‌دانند یا cis female که برعکس آن است.

اما چه تفاوتی بین cisgender و cissexual است؟
جولیا سرانو «سیس سکشوال» را اینگونه تعریف می‌کند← “افرادی که تراجنسی نیستند و سیسجندر کسانی هستند که تراجنسیتی نیستند”

cisgender 
ریشه در زبان لاتین دارد. این کلمه از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول آن cis که به معنای “این سمت از” است که مخالف کلمه trans به معنای “سمت دیگر” است. در بخش مطالعه جنسیت cis به معنای تطبیق اندام جنسی زمان تولد و هویت جنسیتی فرد است.

اولین استفاده از کلمه cisgender در سال ۱۹۹۴ در یک گروه اینترنتی و توسط دانا دیفوس به کار برده شد. دیفوس از این کلمه استفاده کرد اما هیچ توضیحی برای معنی آن نداد انگار که خوانندگان از قبل با آن آشنا هستند و این یک کلمه روتین است.

البته ادعای دیگری نیز هست که می‌گوید در سال ۱۹۹۵ فردی به نام دونا لین متیوس که یک در یک گروه حمایتی دگرجنس‌پوشان فعالیت می‌کرد ادعا کرد فردی به نام کارل بویس کلمه ای به نام cisgender را ابداع کرده است. در آوریل ۱۹۶۶ سر و کله کارل پیدا شد و گفت من کلمه cisgender را ابداع کردم زیرا میدیدم برای صدا کردن مردم غیر ترنس مشکلی وجود دارد و یک روز به ذهنم رسید که غیر ترنس مساوی با cis است. پس cisgender را ابداع کردم.
اما در حوزه آکادمیک و علمی شاید افتخار اولین استفاده از این کلمه را باید نصیب یک سکسولوژیست آلمانی به نام «ولکمار سیگاش» کرد. او اولین بار از کلمه cissexual (که البته در زبان آلمانی به صورت zissexuell نوشته می‌شود) استفاده کرد. او از این کلمه در سال ۱۹۹۵ در تیتر یک مقاله به نام “آرزوی تراجنسی و دفاع سیس سکشوال” استفاده کرد.

یک تراجنسی که جراحی کرده باشد و اکنون اندام جنسی اش با هویت جنسیتی اش هماهنگ باشد را نمیتوان یک سیسجندر خواند زیرا یکی از شروط سیسجندر بودن هماهنگی هویت جنسیتی با اندام جنسی «زمان تولد» است.
از سوی دیگر سیسجندر با استریت (straight) یا دگرجنس خواهی تفاوت دارد.
زیرا دگرجنس خواهی یک میل جنسی است و هر فردی که «گرایش به جنس مخالف» داشته باشد در این دسته می‌گنجد اما سیسجندر «رابطه بین هویت جنسیتی و اندام جنسی زمان تولد است.»

#سیسجندر چیست؟!

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights

 


پیامگیر تلگرام: @sjktamas

«چرا سوسیالیست ها باید همجنسگرایان را حمایت کنند»

#تونی_کلیف 
مترجم: #امیر_مصباح 

در جامعه ئی که طبقات آن را فراگرفته، ستمگر و ستمدیده در همه جنبه های زندگی وجود دارند. کارفرما به کارمند، مرد به زن، سفید به سیاه، بزرگ به کوچک و دگرجنسگرا به همجنسگرا ستم میکنند. 
یک سوسیالیست راستین قادر است که بر همه این اختلافات چیرگی یابد. یک کارگر مهندسی که تنها میتواند با دیگر کارگران مهندسی احساس همدردی کند ممکن است که یک عضو خوب اتحادیه صنفی باشد اما خود را به عنوان یک سوسیالیست اثبات نکرده است.
یک سوسیالیست مجبور است که با مبارزات تمام گروه های ستمدیده همدردی کند. 
ما همه فرزندان سرمایه داری هستیم و بنابراین آینده - حتی آینده سوسیالیستی - را به شکلی منظم و سلسله مراتبی تصور میکنیم. 
چنان است که گوئی انقلاب سوسیالیستی توسط نماینده اتحادیه چاپ، انجمن ملی گرافیک که در خیابان فلیت مشغول به کار است رهبری خواهد شد. دومین فرمانده، نماینده اتحادیه ائتلافی کارگران مهندسی از اتاق ابزار در یک کارخانه بزرگ اتوموبیل خواهد بود و ستوان های انقلاب همگی نمایندگان مرد چهل ساله و سفیدپوست اتحادیه خواهند بود. 
اگر جای کافی وجود داشته باشد، در آن صورت به سیاهان و زنان و همجنسگرایان اجازه شرکت خواهیم داد - به شرط آن که بی صدا در انتها بایستند! 

سوسیالیست های زیادی هنوز برای باور به این که «همجنسگرایان» به هر صورت در انقلاب شرکت خواهند کرد، مشکل دارند. 
در مقابلْ ما حال باید منتظر نخستین رهبر شورای کارگران لندن که یک زن نوزده ساله سیاه پوست همجنسگرا است باشیم! 

«سیستم با جداکردن ما حکومت میکند.» این بدین معنی است که هیچ راه طبیعی ئی وجود ندارد تا یک گروه ستمدیده با دیگری احساس همدردی کند. افراطی ترین نژادپرستان در ایالت های جنوبی آمریکا سفیدپوستان فقیر هستند نه سفیدهای ثروتمند. 
به همین طریق سیاه پوستان نیز به خودی خود از زنان حمایت نمیکنند و زنان هم خود به خود از سیاهان حمایت نمیکنند.
«همجنسگرایان هم به خودی خود از دیگر گروه های ستمدیده حمایت نخواهند کرد.»
نازی ها هزاران همجنسگرا را به اردوگاه های کار اجباری فرستادند. در شیلی همجنسگرایان اخته شدند و در حال خونریزی در خیابان ها رها شدند. 
ولی حتی با این حقائق داده شده هم این صحیح نیست که همجنسگرایان به خودی خود ضد فاشیست میشوند. 
ده ها هزار تن از همجنسگرایان هیتلر را حمایت کردند. بسیاری شان در اس آ [ نیروی شبه نظامی نازی ها ] بودند. پس از آن که هیتلر قدرت را به دست آورد به حمایت همجنسگرایان حمله برد و آنان را در «شب دشنه های بلند» قتل عام کرد. 
چگونه میتوانیم پیوستن همجنسگرایان به نازی ها را توضیح دهیم؟ 
اگر شما یک همجنسگرا ستمدیده باشید، به تن کردن کت و چکمه چرمی نازی ها به شما برای نخستین بار احساس قدرت میدهد و سرکوب یهودی ها، زنان و هر کس دیگری را آسان مینماید. 
هر گروه ستمدیده ئی برای حمله متقابل به امید نیاز دارد. 
اگر شما در عقب راه باشید، احساس نومیدی میکنید و به دنبال یک قربانی میگردید تا به او ضربه زنید. 
و اگر در جلوی راه باشید، به دنبال فردی برای تحسین میگردید. 
چرائی این که تنها با ساختن یک جنبش سوسیالیستی میتوان کارگران را با سیاهان، زنان و همجنسگرایانِ ستمدیده متحد کرد همین است. 
و علت این که چرا برای «همجنسگرایان» بسیار مهم است که تظاهرات هائی مانند تظاهرات در خیابان بریک لِیْن را سازماندهی کنند و خودشان را با افتخار به عنوان همجنسگرا - و در جای ممکن - همجنسگرای انقلابی سوسیالیست بپذیرند نیز همین است. 
کارل مارکس نوشت که: «سرمایه داری نیروهای مخالف را متحد میسازد ولی جدایمان نیز میکند و ما مجبوریم که آگاهانه برای آن #اتحادمبارزه کنیم.» 
«ما همگی با یکدیگر یکی هستیم ولی تنها آن هنگام که همراه با هم مبارزه کنیم.»
#اتحاد 
#مبارزه

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights

 


پیامگیر تلگرام: @sjktamas

حقوق زنان رو از زنان سیسجندر و قالب‌های رسمی پیگیر نشین
صدای اون زنِ لزبین/ترنسِ سیاهپوستِ کارگرِ مهاجر٬ باشین

برون‌آیی چیست؟
به فرآیندی که در آن یک فرد دگرباش جنسی (خواه همجنس‌گرای زن یا مرد، دوجنس‌گرا، تراجنسیتی یا ترنس‌جندر، میان‌جنسی یا کوییر و غیره،) هویت و یا گرایش جنسی خودش را در ابتدا برای خودش تعریف می‌کند، آن را درون خودش می‌پذیرد و سپس آن را با دیگران مطرح می‌کنند، برون‌آیی یا آشکارسازی (coming out) می‌گویند.

بدین شکل افراد جامعه دگرباش به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:‌ آنها که آشکارسازی کرده‌اند یا به اصطلاح عیان (out) هستند و آنهایی که هنوز بسته به شرایط درونی یا اجتماعی‌شان،‌ پنهان در گنجه باقی مانده‌اند.

برون‌آیی تقسیم می‌شود به اینکه فرد در ابتدا هویت و یا گرایش جنسی خودش را برای خودش معنا کند و آن را قبول کند، سپس فضای امنی پیدا کند تا بتواند این گرایش و یا هویت را به دیگران – دوست،‌ آشنا، فامیل، خانواده، هم‌کار، هم‌کلاسی و غیره – مطرح کند. این فرآیند ساده‌ای به نظر می‌رسد، ولی در عمل این برای هر فرد، روند و عکس‌العمل‌های متفاوتی در بر خواهد داشت.

به عنوان مثال در تجربه شخصی نگارنده، مادر یکی از دوستانش بعد از برون‌آیی، او را از خانه بیرون کرد. مادر یک دوست دیگر بعد از برون‌آیی فرزندش، نگارنده را سوال‌پیچ کرد که چرا چند ماه مانع از آن شده تا بچه‌اش بیاید و با مادرش رک و صمیمی در مورد همجنس‌گرایی‌اش صحبت کند. مادر یک دوست دیگر هم هر شب همچنان به وقت نماز خدا را شکر می‌کند که آخرین بچه‌اش همجنس‌گرا از آب درآمد و برخلاف بقیه ازدواج نکرد، پیش او ماند و مراقبش است.

رهایی در آلمان، عرضه در آمریکا

ریشه باب شدن مفهوم گنجه (closet) و برون‌آیی از آن، به همجنس‌خواهان آمریکای شمالی در نیمه دوم قرن بیستم برمی‌گردد.

هرچند پیش‌تر از آنکه آمریکایی‌ها پیشتاز برون‌آیی در تاریخ معاصر باشند، آلمانی‌ها بحث تئوریک برون‌آیی را مطرح کردند.

کارل هاینریش اولریکس را امروز از برجسته‌ترین چهره‌های نخستین جنبش همجنس‌خواهی می‌شناسند، البته بیشتر از این او به پیشنهادش برای برون‌آیی شهره است.

این متخصص حقوق و الهیات، این ایده را در ۱۸۶۹ میلادی –۱۴۸ سال پیش – معرفی کرد که افراد همجنس‌گرا بایستی از برون‌آیی به عنوان ابزاری برای رهایی استفاده کنند. او معتقد بود اگر همجنس‌گرایان خودشان را به بقیه جامعه نشان بدهند،‌ موانع موجود در مخالفت آنها کنار خواهد رفت، چون افراد جامعه رنگین‌کمانی همه‌جا هستند و تعدادشان هم خیلی زیاد است.

خودش این کار را کرد،‌ البته شغل دولتی‌اش را به همین دلیل دست داد، چون در آن زمان – همانند امروز ایران – به همجنس‌گرایی به عنوان یک بیماری و گناه علیه خدا و طبیعت نگاه می‌کردند و رابطه جنسی با همجنس را جرم‌انگاری کرده بودند.

ولی ایده او باقی ماند و چهره‌های متفکر گوناگونی، بیشتر در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، حرف او را به شکل‌های مختلف تکرار کردند و بسط دادند.

تا آنجا که ادوارد ساگارین در ۱۹۵۱ در کتاب تاریخ‌ساز خودش، «همجنس‌گرایان در آمریکا،» چنین نوشت: «جامعه یک ماسک به من داده تا بپوشم… به هر کجا که می‌روم، در تمامی زمان‌ها و در مقابل تمامی دیگر اعضای جامعه، باید ادا دربیاورم.» کتاب او درنهایت در دهه شصت میلادی در کنار دیگر ایده‌ها و نظریه‌ها قرار گرفت تا به جنبش آزادی‌سازی همجنس‌خواهای منتهی شد و برون‌آیی تبدیل به یک ابزار سیاسی برای مقابله با همجنس‌گراهراسی و جرایم ناشی از نفرت شد.

نماد آن جنبش هم یک فضانورد آمریکایی، فرنک کامنی بود که در دهه شصت به‌خاطر همجنس‌گرایی‌اش، از کارش اخراج شد، ولی حاضر نشد ساکت باقی بماند و تلاش کرد تا این اخراج را به دادگاه عالی آمریکا هم بالا بکشاند.

درحقیقت، این جنبش نزدیک به ۳۰ سال است که صاحب «روز ملی برون‌آیی است» و ۱۱ اکتبر و در برخی کشورها ماه اکتبر، زمانیاست که افراد خواه به بقیه برون‌آیی می‌کنند یا اینکه یادآور آشکارسازی‌های پیشین خود می‌شوند.

برون‌آیی ایرانی

برخلاف کشورهای غربی، در ایران تا همین اواخر نیاز چندانی به برون‌آیی احساس نمی‌شد. چون در حقیقت تا شکل‌گیری قوانین مدرن ایران – که به پیروزی از قوانین غربی، همجنس‌گرایی را جرم‌انگاری کردند و حتی مانع حضور همجنس‌خواهان در ارتش شدند – در تاریخ معاصر بعد از اسلام، همجنس‌خواهی جرم تلقی نمی‌شد، بلکه در حقیقت خیلی هم باب بود.

مثال آن را بخصوص در میان آثار ادبی باقیمانده از قرون گذشته ایران می‌توان یافت. از سعدی و جامی گرفته تا چهره‌های برجسته فرهنگ، هنر و سیاست، آشکارا از همجنس‌خواهی می‌نوشتند و مشت نمونه خروار آن را در کتاب دکتر سیروس شمیسا، «شاهدبازی در ادبیات فارسی» می‌توان یافت.

یا آن‌طور که افسانه نجم‌آبادی می‌گوید، در دوران قاجار با وجود منع شرعی روابط جنسی با همجنس و احکام مختلفی که توسط شاهان و روحانیت صادر می‌شد، صور مختلف روابط جنسی با همجنس در زندگی روزمره اتفاق می‌افتاد. از این روست که نجم‌آبادی عنوان روابط جنسی بین مردان دوران قاجار را در کتاب «زنان سبیلو و مردان بی‌ریش» تاریخ‌نگاری کرده است.

در عصر معاصر، بخصوص بعد از شروع دوران پهلوی است که همجنس‌خواهی آشکارا از سطح جامعه، همانند دیرها، کاروان‌سراها، حمام‌ها و پادگان‌های نظامی کنار رفت و مثال‌هایی، همانند وقتی در رستم‌الحکما در مورد شاه طهماسب دوم نوشته شد،

«یک صورت یوسف‌گونه را به هزاران زلیخا، لیلی و شیرین ترجیح می‌داد،» یا ستایش فتحعلی شاه توسط فتحعلی خان صبا شاعر دربار برای دوست داشتن زنان و مردان جوان، با قوانینی سخت‌گیرانه جایگزین شدند.

در دوران پهلوی و به خصوص بعد از تاجگذاری فرح دیبا، اجازه محدود به برخی همجنس‌گرایان داده می‌شد تا آشکارا در دربار رفت و آمد داشته باشند و گفته می‌شود بیژن صفاری و کیوان خسروانی، معمار و طراح، نگران بروزدادن همجنس‌خواهی خود نبودند.

بعد از انقلاب و به قدرت رسیدن روحانیت، فشارها به جامعه دگرباش جنسی گسترش یافت، البته تا آنجا که روح‌الله خمینی اجازه به افراد تراجنسی داد تا فرآیند تطبیق جنسی خودشان را دنبال کنند – با این ایده فقهی که روح فرد می‌تواند با بدنش هماهنگ نباشد. هرچند که هنوز مقامات بلندپایه مختلف ایران، از محمد خاتمی گرفته تا محمود احمدی‌نژاد تا امامان جمعه، خواه می‌گویند که همجنس‌خواهی بیماری است یا اینکه وجود افراد رنگین‌کمانی را به کل در ایران رد می‌کنند.

با این وجود،‌ از شادی امین گرفته تا ساقی قهرمان تا آرشام پارسی و چهره‌های مختلف جامعه دگرباشان جنسی ایران، خارج از مرزهای کشور آشکارا خودشان هستند و در موضوع هویت و گرایش جنسی خارج از ازدواج رسمی و مبتنی بر مذهب مابین یک مرد و یک زن می‌گویند. آنها مرتب تکرار می‌کنند که هنجار رسمی حکومت تنها واقعیت جنسی ایران نیست.

راهنمای گام به گام برون‌آیی

هم روحیه افراد متفاوت از همدیگر است، هم آنکه مغز افراد متفاوت از همدیگر رشد می‌کند، همچنین اینکه شرایط و موقعیت‌های هر فرد کپی برابر اصل دیگری نیست.

بااین‌حال، گام‌های کلی برون‌آیی را می‌توان چنین فهرست کرد:

یک. خودشناسی

در اولین گام، فرد بایستی در درون خودش، به درک این موضوع برسد که هویت و یا گرایش جنسی‌اش چیست و آن را قبول کند. یا که قبول کند که در سیالیت از گرایش‌ها و هویت‌های جنسی و جنسیتی زندگی می کند.

این گامی طولانی است و به خصوص برای جامعه‌ای همانند ایران که در آن آموزش گوناگونی‌های جنس و جنسگونگی در فضایی امن صورت نمی‌گیرد. افراد بخصوص در سنین پایین وابسته به جمع‌آوری فردی اطلاعات،‌ از جمله از طریق اینترنت می‌شوند و این رسیدن به اطلاعات درست را سخت‌تر می‌کند.

دو. یافتن فضا و زمان مناسب

فرد پس از آنکه با خودش همگام شد، دنبال این می‌افتاد تا وقت مناسب در فضایی درست را پیدا کند تا بتواند موضوع گرایش و یا هویت جنسی خودش را با دیگران مطرح کند.

در اغلب موارد، فرد دست به یک آزمون می‌زند. مثلا به یک دوست صمیمی یا فردی در خانواده یا فامیل که به او نزدیک‌تر است، برون‌آیی می‌کند و با واکنش او، می‌سنجد که گام بعدی چه باشد.

سه. برون‌آیی به گروه‌های اجتماعی

بعد از آنکه فرد اطمینان یافت شرایط مناسب است و با آگاهی به اینکه همراه آشکارسازی می‌تواند چه چیزهایی را– حمایت خانواده، شغل، مسکن و غیره – از دست بدهد، به یک گروه اجتماعی برون‌آیی می‌کند. مثلا به کل خانواده می‌گوید که به عنوان مثال، ترنس‌جندر است. یا به کل فامیل، به تمام دوستان صمیمی یا به همه همکارهایش این موضوع را می‌گوید.

چهار. برون‌آیی نهایی

در این مرحله، فرد دیگر هراس‌هایش را کنار می‌گذارد و با هویت و گرایش واقعی‌اش زندگی می‌کند. به عنوان مثال، فرد همجنس‌گراست و یک نشان رنگین‌کمانی بر روی کیفش می‌گذارد و یا خالکوب همجنس‌خواهانه بر تنش نقش می‌زند. یا در شبکه‌های اجتماعی‌اش می‌نویسد به فرد هجنس علاقه عاطفی و جنسی دارد و آشکارا چه در فضای مجازی و چه حقیقی، خودش است.

برون‌آیی برای همه نیست

همه آن‌قدر خوشبخت نیستند که درک و همراهی بقیه را کسب کنند. و شرایط هرکس متفاوت است. درحقیقت، خواه کوتاه‌مدت یا بلندمدت، افراد شاهد پس‌زنی (backlash) افراد یا گروه‌هایی هستند که به آنها برون‌آیی کرده‌اند.

برای برخی از افراد این هزینه‌ها زیاد است و زندگی‌شان را به قدری دشوار می‌کند که گنجه جای امن‌تری است.

در سال‌های آخیر انتقادهای زیادی به فشار به دگرباشان جنسی برای برون‌آیی نوشته شده است. از جمله نظریه پردازانی که به این موضوع پرداخته است ایو سجویک است که با نگاهی انتقادی در تقاطع نظریه ادبی و نظریه کوییر به موضوع تفاوت‌های پویا و اهمیت گوناگونی زندگی‌های کوییر می‌پردازد. اینکه چطور هنجارسازی در خود جامعه دگرباش جنسی هم صورت می‌گیرد: مثلا همین هنجارسازی و فشار برای بیرون آمدن از گنجه.

راهنمای مقابله پس‌زنی دیگران

آدم‌های مقابل افرادی که برون‌آیی می‌کنند، ممکن است عکس‌العمل‌های خشنی داشته باشند. این خشونت می‌تواند تنها در زبان بدن (body language) آنها باشد، یا اینکه در فحش کلامی عیان بشود و حتی منجر به خشونت‌های فیزیکی هم بشود.

در برخی موارد، برون‌آیی ممکن است به سوءاستفاده، قلدری، یا حتی تجاوز جنسی هم منتهی بشود.

برای همین هم اهمیت خیلی زیادی دارد که فرد پیش از برون‌آیی، همه‌چیز را درست سنجیده باشد و آماده هر رفتاری باشد، امکان مراقبت از خودش در لحظه آشکارسازی و پس از آن را هم داشته باشد.

این‌ها چند پیشنهاد برای مقابله با پس‌زنی افراد در موضوع آشکارسازی یک فرد است:

تنها نباشید، اگر امکانش هست، موقع برون‌آیی همراه دوستان و یا آشناهایتان باشید که موضوع را می‌دانند و مشکلی هم با آن ندارند. حضور دیگران می‌تواند از بار خشونت‌های بقیه کم کند؛راه فرار داشته باشید، در یک محیط مناسب برون‌آیی کنید. اطمینان داشته باشید اگر مشکلی پیش آمد، راه فرار باز است. با آدم‌های نزدیک به خودتان در تماس باشید تا آنها بدانند کجا و پیش که هستید و اگر مشکلی پیش آمد، دنبال‌تان بیایند؛از یک متخصص کمک بگیرید. خیلی وقت‌ها مشاوره گرفتن می‌تواند کمک کند تا آسوده‌خاطرتر خودتان را به بقیه آشکار کنید. در برخی موارد، در حضور یک متخصص می‌توان به خانواده، دوستان امکان این را بدهد تا هم‌زمان برون‌آیی، اطلاعات درست را دریافت کنند و جواب سوال‌هایشان را بگیرند، به فرد هم امکان داشتن فضایی امن و سالم برای بیان حرفش را بدهد؛از سازمان‌های حامی کمک بگیرید، بخصوص اگر خارج از ایران هستید. از شماره تماس تا امکان مشاوره تلفنی یا حضوری یا ایمیلی، از امکاناتی است که سازمان‌های حامی به افراد می‌دهند و می‌شود پیش از برون‌آیی، شرایط و وضعیت یک فرد سنجیده و او راهنمایی دریافت کند؛آماده همه‌چیز باشید، شاید بعد از این برون‌آیی برای دوره‌ای موقت حمایت‌های موجود را از دست بدهید. امکان مالی،‌ جایی برای اقامت و همچنین شبکه‌ای حمایت‌گر از دوست‌های رنگین‌کمانی‌تان را قبل از برون‌آیی تا حد ممکن آماده بکنید؛آماده هر سوالی باشید و پیش از برون‌آیی اطلاعات مفید را جمع‌آوری کرده باشید. شاید بد نباشد چند صفحه پرینت بگیرید و همراه برون‌آیی دست افراد بدهید؛تمام مدت آرام بمانید، اضطراب و استرس را مدیریت کنید. برون‌آیی راحت نیست، دل‌نگرانی‌های هر فردی کاملا توجیه شده هستند، ولی بایستی به نحوه درستی مدیریت بشوند تا فرد کمترین آسیب ممکن را ببیند؛برون‌آیی صحنه جنگ و دعوا نیست. فراموش نشود که قرار نیست آدم برنده یک جنگ خونین باشد، بلکه قرار است فضایی بهتر و آسوده‌تر برای همه پس از این امر ممکن شده باشد؛دوستی و عشق بقیه به خود را فراموش نکنید. درنهایت از خاطرتان نرود که به دیگران برون‌آیی می‌کنید، چون دوست‌شان دارید و می‌خواهید شما را مثل خودتان دوست داشته باشید. عشق نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌تان را به خودتان فراموش نکنید، حتی اگر در اولین برخورد، پرخاشگر باشند. ولی آنها هم درنهایت به‌خاطر می‌آورند که چقدر شما را دوست دارند.

توصیه‌هایی برای برون‌آیی

درنهایت اگر قصد برون‌آیی دارید، به این توصیه‌ها هم توجه نشان بدهید.

عجله نکنید، درست بسنجید که وقت و فضای مناسب برون‌آیی برای شخص شما کی و کجاست؛خودتان را سرزنش نکنید، هرچه هم که شد،‌ تقصیر واقعیت درونی شما نیست. خیلی وقت‌ها موضوع فقط فشارهای اجتماعی، مذهبی و سنتی به دیگر افراد است که بانی عکس‌العمل‌هایشان می‌شود؛خودتان را در چاه نیاندازید. اگر می‌بینید همه‌چیز را با برون‌آیی از دست می‌دهید، لازم نیست همین‌الان کاری بکنید که سر از خیابان دربیاورید، بدون پول،‌ سرپناه و حمایت دوستان. امروز نشد، ماه دیگر شاید بشود؛داستان‌های بقیه را بدانید. فقط شما برون‌آیی نمی‌کنید، میلیون‌ها نفر در سال‌های اخیر برون‌آیی کرده‌اند. به زبان‌های مختلف بگردید و داستان‌های آدم‌هایی را پیدا کنید که شرایط مشابه شما داشته‌اند. اول ببینید چه بر آنها گذشته و بعد آماده واکنش‌های مشابه باشید. ضمنا اگر شد، در فضایی امن قصه برون‌آیی خودتان را با بقیه هم مطرح کنید؛گام به گام برون‌آیی کنید و حتما اول به یک آدم امن بگویید ماجرا چیست و بعد وابسته به عکس‌العمل او، مرحله به مرحله جلو بروید تا به هدف‌تان برسید. آدم روبه‌روی یک پلکان سریع نمی‌دود تا نفسش بند بیاید و نتواند به انتهای آن برسد. صبور و سر فرصت گام برمی‌دارد و مکث هم می‌کند تا نفسش منظم بماند و پیش می‌رود؛قوانین را بشناسید. در هر کجای دنیا که هستید خوب بدانید قانون چه حمایت‌هایی از شما می‌کند و اینکه در چه مواردی ممکن است شما را جرم‌انگاری کند. در بسیاری کشورها، شما تحت حمایت گسترده قانونی در مقابل پس‌زنی‌های افراد هستید؛مثبت‌ فکر کنید. همه‌چیز خوب پیش می‌رود و درست می‌شود. تجربه‌های تلخ بقیه الزاما قرار نیست سر شما هم بیاید؛به بقیه وقت بدهید. لازم نیست در پنج دقیقه از مامان و بابا گرفته تا دوست و فامیل همه‌چیز را همان‌طور که شما می‌خواهید بفهمند و قبول کنند. صبر کنید و به آنها وقت جستجوی کافی و امکان دسترسی به اطلاعات درست را بدهید و اجازه بدهید آنها هم مثل شما، بفهمند و بعد قبول کنند؛زندگی کنید. خودتان را محدود به این نکنید که بقیه شما را قبول کنند. در هر کجای دنیا که هستید و در هر وضعیتی که هستید، از حداقل امکانات موجود هم سود ببرید، خودتان باشید و حسابی هم با خودتان حال کنید.

بیرون آمدن افراد از گنجه و آشکارسازی هویت و گرایش جنسی‌شان، محدود به یک رویداد فردی نمی‌شود. درنهایت به جنبشی گسترده‌تر برای رسیدن به برابری و رهایی از تبعیض منتهی می‌گردد که مثال بارز آن «پراید یا راهپیمایی‌های غرور» است که در قسمت بعدی این مجموعه، در موردش خواهیم گفت.

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))

پیامگیر تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights
 

سلام رفقا
امیدوارم لحظات خوبی رو بگذرونین وسلامت وشاد باشید
میدونم‌شما هم‌ با این حرفهاروبروشدین که «ایران بهشت ترنس هاست»؛«ایران اولین کشورمسلمان هست که اجازه عمل تغییرجنسیت رو داده» و حرفایی ازاین دست ؛
اما وقتی فرای این جوسازیهابه واقعیات موجود جامعه نگاه میکنیم چیز دیگری میبینیم‌؛ ترنس هایی که نمیتونن حتی درسشون رو تا دیپلم ادامه بدن ؛ باخانواده هزاران مشکل دارن ؛ یافتن کار و شغل مناسب براشون سخته؛ مشکلات روحی وروانی متفاوتی دارن ؛ عملهای تطبیق جنسیت بی کیفیت وبدنهایی زخم خورده؛ هزینه های بسیار ؛ مشکل ازدواج ؛نگاه منفی وجنسیت زده حکومت وقوانین ؛ ترنس ستیزی آشکار ونهان جامعه وخانواده و حتی درمیان رنگین‌کمانی ها 
این همه تفاوت و تمایز‌در روایتی که حکومت میده با روایتی که در واقعیت جامعه هست رو چجور میشه توضیح داد؟!
علت اصلی و ریشه این تبعیضات وظلم ها و رنج هایی که ترنس های ایرانی هرروز و هرلحظه تحمل میکنن کجاست؟!

باماهمراه باشید ومقاله ای رو که براتون قرارمیدیم مطالعه بفرمایین

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))
????????
پیامگیر تلگرام: @sjktama

رفتار حکومت ایران با تراجنسیتی‌ها: شمشیر دو لبه

پیمان حدیثی
ایران، به عنوان کشوری با حکومت اسلامی، رابطه با همجنس را جرم می‌داند، قوانین سخت برای پوشش زنان در فضای عمومی دارد، و هیچگونه آزادی بیان مخالف را تحمل نمی‌کند.

اما شگفتا، دولت ایران برخورد ملایمی با مسائل تراجنسیتی دا یک سو، گزارش‌ها نشان از این دارد که دولت ایران جامعه تراجنسیتی را حمایت می‌کند، هزینه عمل جراحی تعیین جنسیت را تحت پوشش بیمه قرار می‌دهد، و در شهرداری تهران گروه‌های حمایتی برای فعالیت آنان دایر می‌کند. این حمایت‌ها ایران را از سایر کشورهای اسلامی منطقه متمایز می‌کند. اما از سوی دیگر، دولت ایران همچنان نگاهی تبعیض‌آمیز به افراد تراجنستی دارد.

در سال‌های اخیر، سازمان بهزیستی کشور همواره، اگرچه به طور محدود، به افراد تراجنستی کمک‌های پزشکی، روانی و مالی کرده است. دانشگاه‌های ایران، که توسط دولت به شدت کنترل می‌شوند، تحقیق‌ها و همایش‌های زیادی در مورد مسائل تراجنسیتی برگزار کرده‌اند، و حتّی برخی روحانیون شیعه حامی دولت، در حمایت از افراد تراجنسیتی سخنرانی کرده‌اند. همچنین، دولت از کارهای فرهنگی برای افراد تراجنسیتی حمایت می‌کند. به عنوان نمونه، میتوان به اجازه اکران به فیلم «آینه‌های روبرو» اشاره کرد، فیلمی درباره یک مرد تراجنسیتی، که از خانواده و جامعه‌اش طرد شده بود. فیلم مورد استقبال گسترده واقع شد و حتی تحسین روزنامه اصولگرای کیهان را در پی داشت. به علاوه، بهنوش بختیاری، یکی از هنرپیشه‌های سینمای ایران که بیش از پنج میلیون فالوور در اینستاگرام دارد، به عنوان سفیر افتخاری جامعه تراجنسیتی، برای آنها در فضای عمومی فعالیت می‌کند و آگاهی جامعه را برای پذیرش و احترام به آنان افزایش می‌دهد.

اگرچه قدم‌های مثبتی برای به رسمیت شناختن حقوق افراد تراجنستی برداشته شده است، اما در واقعیت زندگی روزمره، همچنان این افراد مورد تبیعض و آزار و اذیت واقع می‌شوند. در واقع، افراد تراجنسیتی به طور اساسی اشتباه فهمیده شده‌اند و به طرز نگران کننده‌ای با آنها رفتار می‌شود.

اخیراً «سازمان اقدام آشکار جهانی» گزارشی از وضعیت افراد تراجنسیتی در ایران منتشر کرده است که در آن به نمونه‌هایی از برخورد خشونت‌آمیز پلیس با این افراد اشاره شده است. در ایران، مراجع و سران قدرت، به تراجنسیت، به عنوان نوعی بیماری و اختلال روانی نگاه می‌کنند و آنها را تحت عنوان رسمی «اختلال هویت جنسی» طبقه بندی می‌کنند. این برخلاف جریان مورد پذیرش جهانی است که دیگر تراجنسیت را اختلال نمی‌شمارند، و سازمان بهداشت جهانی به سوی حذف طبقه‌بندی تراجنسیت به عنوان یک اختلال ذهنی گام برمی‌دارد. اما با محدود کردن مسئله به نگاه پزشکی، دولت ایران تنها جنسیت انتخاب شده بعد از عمل تعیین هویت جنستی را به رسمیت می‌شناسد.

ولی در همین فرآیند پزشکی، محدودیت‌های وجود دارد. همه افراد تراجنسیتی مایل ویا قادر به انجام عمل تعیین هویت جنسی نیستند، و برخی دیگر حتّی اجازه انجام چنین عملی را ندارند. به عبارت دیگر، عمل تعیین هویت جنسیت برای همه تضمین شده نیست. دولت ایران برنامه‌ای قانونی-پزشکی مقرر کرده است که در آن تک تک افراد خواستار تعیین جنسیت مورد معاینه‌های متعددی قرار می‌گیرند و تنها افرادی که این دوره طولانی را با موفقیت سپری کنند، و تحت عنوان «اختلال هویت جنسی» قرار بگیرند، می‌توانند فرآیند تعیین جنسیت را آغاز کنند و به گرفتن کارت ملّی جدید امیدوار باشند.

بنابراین، چارچوب قانونی در ایران، ناتوان از به رسمیت شناختن افراد تراجنسیتی‌ای است که تمایلی به فرآیند تعیین جنسیت ندارند. در ایران افراد تراجنسیتی بسیاری هستند که تمایلی برای ایجاد تغییر در اندام خود ندارند. برخی، مانند افراد کم درآمد و طبقه متوسط، حتی توانایی تأمین هزینه‌های زیاد ناشی از فرآیند طولانی پزشکی، که به چندین میلیون می‌رسد، را ندارند، و از این رو، فرآیند پزشکی برای آنان ممکن نیست. به علاوه، بسیاری از افراد تراجنسیتی، به خاطر تبیعیض‌ها در جامعه، دسترسی به فرصت‌های اجتماعی، آموزشی، و شغلی ندارند و این موضوع آنان را از فرصت‌های اقتصادی بی‌بهره می‌کند. همچنین، به خاطر اَنگ‌ها و تبعیض‌های اجتماعی، بسیاری از افراد تراجنسیتی از حمایت مادی و معنوی خانواده‌های خود نیز بی‌بهره هستند.

دولت ایران می‌تواند اقدام‌های بیشتری در راستای نشان دادن حمایت خود از شهروندان تراجنسیتی انجام دهد. بازنگری در نگاه محدود پزشکی به تجربه تراجنسیتی اوّلین اقدام حیاتی است. با کنارگذاشتن نگاه پزشکی به تجربه تراجنسیتی، افراد تراجنستی می‌توانند علیه کلیشه‌های تحقیرآمیز و اجبار برای درمان پزشکی مبارزه کنند. متعاقباً، این امکان برای به رسمیت شناخته شدن هویت جنسی افراد تراجنسیتی فراهم می‌شود، بدون این که مجبور به ایجاد تغییر در اندام خود باشند یا از اینکه به عنوان یک بیمار به آنها نگاه شود زجر بکشند.

ایران از این که یکی از محدود کشورهای اسلامی است که حقوق افراد تراجنسیتی را به رسمیت می‌شناسد به خود افتخار می‌کند. اما، آیا زمان آن نیست که تصمیم‌گیران سیاسی در ایران در نگاه خود به مسئله هویت جنسی بازنگری کرده، و یک چارچوب قانونی مترقی ارائه کنند، چارچوبی که افراد تراجنسیتی را به عنوان بیماری طبقه بندی نکند و آنان را نیازمند ترحم و همدردی نداند؟ ایران باید گفتمان و رفتار حاکم بر شهروندان تراجنسیتی را بهبود ببخشد و آنان را به عنوان انسان‌های کاملاً سالم با حق برخورداری از احترام و شأن به رسمیت بشناسد.

بعد از خوندن این مقاله نظرات ودیدگاههای خودتون رو به ما بفرستین 
به نظرشما عزیزان چرا حکومت ج.ا وقوانین اون به ترنس ها نگاه پزشکی و بیمارگونه رو دارن؟؟!
چرا ترنس ها در ایران مجبور میشن که بین زن ومرد بودن انتخاب کنن ؛ جنسیت سوم و چیزی دراین بین بودن رو یک بیماری میدونن که باید درمان بشه و حمایت پزشکی نیازداره
چرا به ترنس ها به جای نگاه پزشکی وبیماری و سریع برو عمل کن و جنسیتت رو مشخص کن ؛ نگاهی انسانی وبرابری نمیشه و اجازه نمیدن تا خودشون انتخاب کنن آنچه که هستند رو
دلیل این همه ظلم وتبعیض ونگاه جنسیت زده چیه؟
آیا ما میتوانیم از حقوق ترنس ها حمایت کنیم؟؟
چگونه؟؟
تاکی باید شاهد این همه ظلم وتبعیض به اقشار مختلف مردم باشیم؟
چه باید کرد؟؟!

((این کانال متعلق به شما وصدای شمامی باشد؛ باهمکاری وپیشنهادات ونظرهای خودمارایاری کنید؛ باماتماس بگیرید ومارادراین مسیریاری کنید))
????????
پیامگیر تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights

 

 

Page 1 of 4

connect1