20September2017

سازمان جوانان کمونیست

روز چهارشنبه ۱۸ مردادماه ۹۶ در بجنورد، مسلم محمدیاران، دادستان عمومی و انقلاب در شهر بجنورد، مورد هجوم مردم قرار گرفت و زخمی شد.
شامگاه دوشنبه ۱۶ مردادماه ۹۶ در خیابان ذکریای رازی شهر ری یک آخوند مورد تهاجم جوانان قرار گرفت. بنا‌ به این گزارش جوانان این منطقه اعلام کرده‌اند که در عکس العمل به قتل اصغر نحوی‌پور در روز ۲۵ تیر امسال، این آخوند را مورد تهاجم قرار داده‌اند.
طبق خبرهای منتشره یکی از اعضای شورای شهر سنندج مورد گوشمالی افراد ناشناس قرار گرفت.
روز سه شنبه ۳ مرداد ۹۶ یکی از آخوندهای نهاوند که مزاحم زنان و جوانان نهاوندی شده بود توسط دو جوان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. اقدام این دو جوان مورد استقبال حاضرین قرار گرفت. همه حاضرین بر این عقیده بودند که این آخوند در کار و زندگی مردم دخالت بیجا و فضولی میکند و حقش همین است که با کتک سر جای خودش قرار گیرد.
ساعت ۱۰ و ربع شب دوشنبه ۲۶ تیرماه ۹۶، آخوند ۳۶ ساله ای که امام جماعت روستای معتمدیه شهرستان فیروزه و از فعالان حوزه امر به معروف و نهی از منکر بود، در خیابان رازی نیشابور از نزدیک و با افشانه فلفلی توسط یک گروه هشت نفره مورد حمله قرار گرفت و راهی بیمارستان شد و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفت.
محسن فراهانی در اسلام شهر، ۳۱ اردیبهشت ۹۶ امر به معروف و مزاحمت برای دیگران بشدت کتک خورد. این فرد در شهرک جانبازان قائمیه با فضولی در زندگی جوانان و سوالات نامربوط از آنها مزاحمت ایجاد میکرد.
آمار ضرب و شتم ماموران حکومت صدها بار بیشتر از اینها است. تنها موارد معدودی به بیرون درز میکند. بعضا شرم میکنند کتک خوردن خود را حتی به اعضای خانواده خود اطلاع بدهند و حکومت نیز تلاش زیادی میکند که این خبرها منعکس نشود. تا مزدورانش مرعوب نشوند و تصویر واقعی از خشم و نفرت مردم داده نشود.

✍️از مجموعه دستنوشته های یک زن عاصی در انقلاب زنانه
درود، یک موضوع جالبی هست، حیفم اومد بهتون نگم، اینکه من در خانواده و فامیلی مردسالار بزرگ شدم که از همون کودکی برام عجیب بود که چرا مردها خودشون رو دست بالا میبینن. وقتی با پسرای فامیل مقایسه میشدم و...، خودمو رو بالا کشیدم. بزرگتر که شدم متوجه شدم، معضلی به نام مردسالاری هم هست، کمی همین مسائل و تحقیر شدن زنان آزارم میداد. پا گذاشتم در مسیری بنام مبارزه برای آزادی و رهایی زنان، و شکستن مردسالاری در هر جایی که من باشم، خونه، جامعه، محل کار و...

تا اینکه الانم میبینم حتی برخی دختران همین فامیلِ مردسالار، من رو الگو قرار دادن، و در مشکلاتی میگن به ونوس میگیم اون می‌تونه این مورد ‌‌(مشکل ناشی از مردسالاری) را بیان و حل کنه، و... 

اما موضوعی که میخواستم بگم نتیجه‌ی مبارزه و تلاش هام هست؛ اینکه من از دیروز که مادر و خواهرانم به مسافرت رفتند، با پدرم تنها موندم. وقتی دیدم داره شام درست میکنه شاخ در آوردم. "این همون مردیِ که اگه مامانم شام نمیذاشت، خونه رو میذاشت سرش، یا اگه اون یکی دخترام بودند زورشون میکرد که باید برام شام تهیه کنید و همون قضیه‌ی پدرسالاری و...! 

اما چون من جلوش ایستادم و گفتم منو تو، تو مامانم فرقی ندارید و از برابری رو براش گفتم، اینجوری در مقابل من در کمال آرامش کاراشو خودش انجام میده، چون متوجه شده طرف مقابلش زور رو قبول نداره، و عجیب ظرفهای شامش رو هم شست. اما فکر کنم مایع استفاده نکرده باید مجدد خودم سوا کنم بشورم??.(یعنی هنوزم کار نداره و با دیدن یک مورد نمیشه از مبارزه ایستاد ...)، و با آرزوی صبر برای خودم برای این مدت مسافرت مادر... ?!! 

میخوام بگم نا امید نشیم، سد بزرگ مردسالاری پدر من، اینجوری شکست، میشه و میتونیم به برابری برسیم، 
یک روزی دیکتاتوری نظام هم در برابر مطالبات زنان ایران تسلیم خواهد شد. 
دست از تلاش برای برابری نمی‌کشیم. 
ونوس همراه انقلاب زنانه
تجربیات یا مشاهدات خود از فرهنگ مردسالارانه را برای انقلاب زنانه ارسال کنید، و به ما بگویید آیا شما هم با این فرهنگ مبارزه میکنید؟

....
?ارتباط با انقلاب زنانه ?
?صفحه فیسبوک انقلاب زنانه
facebook.com/womens.revolution1
?کانال تلگرام انقلاب زنانه 
telegram.me/enghelabezananeh
پیامگیر انقلاب زنانه در تلگرام @sjktamas
?اینستاگرام انقلاب زنانه 
instagram.com/women.revolution
?توئیتر انقلاب زنانه
twitter.com/enghelabezanane

چهارشنبه ها روز همراهي مردان است با زنان چهارشنبه های سفید 
با زناني كه وقتي گشت ارشاد با زور مي خواهد سوارشان كند مقاومت مي كنند و از شما مردان ياري مي طلبند كه تنها نظاره گر نباشيد حامي باشيد.

امروز يه اتفاق قشنگ تو مترو افتاد، ٣تا دختر كتاب آوردن ميدادن مردم بخونن، اگه هم حال نداشتن خودشون ميخوندند (از توییتر ستایش)

از مجموعه کاربران در شبکه های اجتماعی در انقلاب زنانه

انقلاب زنانه - Women's Revolution

19.اوت.2017

در ۲۵ مردا د با تماس تلفنی به پلیس امنیت احضار شدم و به ساختمان وزرا رفتم
پس از پر کردن برگه مشخصات علت احضارمن را انتشار پستهایی در دفاع از کمپین چهارشنبه های سفید و نه به حجاب اجباری در فضای مجازی عنوان کردند.

پس از دو صفحه پر کردن بازجویی، همراه با مامور وزرا راهی دادسرای شعبه ارشاد شدم طبقه چهارم قسمت دادیاری، تا نوبت به پرونده ام بشود شاهد حضور زنان جوانی که سه و یا چهار نفر به وسیله دستبند به همدیگر متصل بودند که اکثرا در پارتی شبانه و خانه های تن فروشی و یا توسط گشت ارشاد دستگیر شده بودند . زنانی که شب قبل در بازداشتگاه به سر برده بودند . برخی از وصعیت پیش امده بشدت عصبانی بودند تعدادی از آنان به پهنای صورت اشک می ریختند ، بعضی دیگر نگران خود و خانواده های شان بودند که چه حکمی خواهند گرفت و من ناباورانه نگاهشان می کردم این ماجرای جنگ حجاب در این سرزمین است که هرروز تکرار میشود.

نوبت به پرونده ام رسید، در دفاع از حق نه به حجاب اجباری، گفتم چرا این زنان به این روز افتادن، چرا اینهمه هزینه برای حجاب و گشت ارشاد، امروز شاهد رنج این زنان که تعدادشان کم نبود هستیم. گفتم من به این وضعیت معترضم و ریشه این را درقانون حجاب اجباری می بینم.

دادیار با طرح اینکه بعضی موارد سخت گرفتیم و کجروی کردیم و گاهی بی راهه رفتیم گفت نمی توانیم بگوییم حجاب نباشد!
و سرانجام بعد از مطالعه موارد درج شده در پرونده قرار به ازادی من صادر شد.

و آنچه حاصل این کشاکش حجاب هست لگد مال شدن حرمت انسانی زنان است! اکرم.نصیریان ?️منبع کانال ندای زنان ایران

اکرم نصیریان فعال حقوق زنان درتاریخ 25 مرداد به دلیل مخالفت با حجاب اجباری و حمایت از اعتراضات زنان در #چهارشنبه‌های_بدون_اجبار به دفتر پلیس امنیت احضار و سپس به دادسرا فرستاده شد!

شیما بابایی فعال اجتماعی بعد از چند ساعتی بازداشت در اینستاگرام خودش نوشته:
سلام دوستان عزيزم.همونطور كه ميدونيد امروز تاريخ ٢٨مرداد به پليس امنيت احضار شده بودم كه با پدرم در اين محل حضور پيدا كردم.رفتار ماموران با من ناشايست و توهين اميز بود وقتي پدرم اعتراض كرد با ايشون درگيري فيزيكي ايجاد كردن و با طرح شكايت عليه پدر و پرونده يي كه براي خودم تشكيل داده بودند مارو به دادسراي ناحيه ٢١ انتقال دادند.معاون دادستان رفتاري مشابه با ماموران پليس امنيت داشت و اتهام اخلال در نظم و تبليغ عليه نظام را به من تفهيم كردند و پرونده را به شعبه ٦ارجاع دادند.مسيول شعبه ٦كه انسان موجهي نسبت به بقيه آنها به نظر ميرسيد و براي من قرار كفالت صادر كردند تا زمان دادگاه اما از موضعم صراحتا دفاع كردم كه همين باعث عصبانيت بيش از حد مسئولين شده بود گويا!در نهايت تا انجام مراحل اداري با دستبند منتقل شدم بازداشتگاه پليس امنيت چند ساعتي... و كمتر از يك ساعت پيش موقتا ازاد شدم.كماكان به هر اجباري نه ميگم ?خيلي خيلي ممنونم كه حمايت كرديد ازم فداي مهرو محبت همگي تون.

"شنا کردن بر خلاف جهت حرکت رودخانه همیشه سخت و طاقت فرسا بوده اما از زمانی که رودخانه فرهنگ کشور در حوزه حجاب دیگر جریانی را در خود نمی بیند و عملا به آبراهی که حتی عمق آن به یک وجب هم نمی رسد تبدیل شده حرکت برخلافش دیگر سخت نیست و هر کس هر طور و به هر نحو که دوس دارد می تواند بپوشد و بگردد و نهایتا اگر کسی به او بگوید بالای چشمت ابروست وی را به باد مشت و لگد بگیرد و آخر چند صد نفر برای وی " به به " و چه چه " کنند که چه خوب بلایی سر آدم " فضول " آوردی."

بخشی از مطلب "کوتاهی مسئولین حکومتی جمهوری اسلامی در برخورد به پدیده رایج بی حجابی" منتشر شده در خبرگزاری فارس.

https://t.me/enghelabezananeh/5272

?️?️?️نظر شما چیست؟
آیا گسترش موج بیحجابی را کوتاهی مسولین میدانید؟ یا پیشروی و قدرت زنان در تحقق مطالباتشان؟

منتظر شما در پیامگیر تلگرامی @sjktamas هستیم!

بسیاری از زنان نسبت به آنچه که "نازیبایی"بدنشان می‌خوانند احساس بدی دارند: جای زخم و یا تغییر رنگ برخی از مناطق پوست و یا حتی عادت ماهانه. یک هنرمند اسپانیایی به نام سینتا تورت تصمیم گرفته است تا با به کار گرفتن هنر به زنان کمک کند تا زیبایی بدن خود را دوباره بازببینند. «باید بپذیریم، مردم بدن‌های متفاوتی دارند»
telegram.me/enghelabezananeh

سینتا هنرمند ۲۱ ساله‌ای ساکن بارسلونا است و از چند ماه پیش روی پروژه جدید خود کار می‌کند:

به عنوان زنی که در جامعه نابرابر و پدرسالار زندگی می‌کنم، همواره بار سنگینی روی خودم احساس می‌کردم که باید همیشه شکل خاصی داشته باشم و برخی مسائل را برای اینکه در چشم دیگران زیبا باشم رعایت کنم، به خصوص زمانی که نوجوان بودم. در آن زمان حتی دچار بیماری‌ای شده بودم و برای لاغر ماندن غذا نمی‌خوردم. نمی‌خواستم بدنم مو داشته باشم و می‌خواستم رنگ پوستم در جاهایی که دو رنگ شده بود درست شود، خلاصه آنکه خودم را دوست نداشتم.
اما کم‌کم به این نتیجه رسیدم که خودم را همان‌گونه که هستم بپذیرم. مسئله زمان‌بری بود و ساده نیز نبود و بالاخره تصمیم گرفتم این چالش‌ها را با هنر نشان دهم.
همه چیز چند ماه پیش شروع شد و من شروع کردم به نقاشی کردن روی پوست خود و محل‌هایی که رنگ پوستم عوض شده بود و سپس این کار را روی بدن شش زن دیگر نیز انجام دادم.
من می‌خواهم از این طریق فشاری که روی زنان برای "عالی"بودن در جامعه وجود دارد نشان دهم. ما باید بپذیریم که مدل‌های مختلفی از بدن وجود دارد و تمامی آنها نیز زیبا هستند، رد کشیدگی پوست یک واقعیت است و ما باید آنها را نشان دهیم.

من همچنین شروع کردن به نقاشی کردن روی شورت و همین‌طور نواربهداشتی. عادت ماهانه یک تابو است در نتیجه تلاش کردم با نقاشی آنها را به پدیده‌ای عادی و معمولی بدل کنم.
همین نکته درباره موی بدن نیز وجود دارد. در این زمینه نیز چندین نقاشی کشیدم.

امروز شنبه 4 شهریور 1396 است و من به عنوان یک زن بسیار خوشحالم که بالاخره درجامعه مطرح شدم ولی... ولی آیا این کلید دارشدن کافی است؟ ایا کلید بدون در که با آن بتوان وارد یک خانه امن برای زنان شد نیاز زنان را در جامعه پاسخگوست؟آیا کلید شهر را در دست چرخاندن؛ دروازه شهر را بر روی ناامنی زنان می بندد؟ پس اینهمه تجاوز اینهمه خشونت اینهمه اجحاف اینهمه نابرابری وبی عدالتی علیه زنان چگونه در جامعه توجیه می شود؟ چگونه زنی کلید دار شهر است ولی ارزشش نصف مرد همکارش می باشد! چگونه زنی کلیددار شهر است ولی شهادتش نصف همکار مرد میباشد !! کلیددار شهر است ولی اگر جنینی درون خود داشته باشد و آن جنین پسر باشد. ارزش همین زن کلیددار نصف جنین پسرش است!! جنینی که مادرش زن کلیدار شهر است ... چگونه میتوانیم این تناقض را،این فریب زنان را باور کنیم!! وقتی قوانین علیه ما است؟؟
محبوبه فرحزادی

کنسرت آریانا سعيد را دست کم نگیرید. این کنسرت انقلاب یک نفره ی زنی ست که با صدا و پشتوانه ی ملتی ستم دیده و خسته به جنگ افراطیون و بنیادگرایان افسرده و جنایتکار می رود . 
قهرمانی که مرگ را به جان خریده برای پیروزی روی صحنه می رود تا جهانیان شاهد باشند ملت افغانستان با هنر ، صداقت و شادی همدست نبض صلح شدند تا بدانید جنگ و جهالت تحمیلی ست نه فرهنگی که به آن ایمان دارید .
زنی که روی صحنه می رود دعا و قلب میلیونها انسان را به نشانه اعتراض و انتقاد از جهالت و کژ اندیشی به اوج می برد . 
جنگ میان عاطفه و شیطان های چند دهه ویرانی را دست کم نگیرید . 
امیدوارم رسانه ها این جشن را به عنوان یک سند در قلب تاریخ افغانستان به نفع مبارزات زنان و مردان باورمند و خواهان تغییر درج کنند . 
به قیمت جان جنگیدن هنر نیست بلکه یک قهرمانی بی بدیل است !
سازگار 

از مجموعه کاربران در شبکه های اجتماعی 

#آریانا_سعید در روزنامه #راه_مدنیت

Page 4 of 32

connect1