25مارس2017

سازمان جوانان کمونیست

WPI

WPI (82)

اعتصاب کارگران معدن بافق ۶

مبارزه قاطع شما برای تحقق مطالبات برحقتان، ارگان های مختلف حکومت را به مخمصه انداخته است. اعتصاب ۳۹ روزه قبلی و اعتصاب قدرتمندی که از ۲۸ مرداد شروع کرده اید چنان با حمایت مردم معترض بافق و خانواده های کارگران همراه شده که قدرت تعرض حکومت به شما را محدود کرده است. سرکوب شما را از حکومت گرفته است. دار و دسته های مختلف حکومت در بافق تحت فشار اعتراض شما به جان هم افتاده اند. مجیز شما را میگویند و علیه هم افشاگری میکنند. کار به جایی رسیده که حتی امام جمعه مرتجع بافق هم نماز جمعه اش را با تاخیر میخواند و اعلام اعتصاب! میکند و خواهان آزادی کارگران زندانی میشود. اما برای پیروزی کامل این مبارزه لازم است چند نکته را مد نظر قرار دهید:

۱- از اختلافات جبهه مقابل خود استفاده کنید اما به هیچکدامشان اعتماد نکنید و مبارزه خودتان را تقویت کنید. خانواده های همه کارگران و جوانان و مردم آزادیخواه شهر را به حمایت از خواست های خود و حمایت از اعتصاب و تحصن خانواده ها تشویق کنید و جبهه خود را قوی تر و محکم تر کنید.

۲- مقامات و سرمایه داران محلی میخواهند خواست های ۱۶ گانه شما را به یک خواست و آنهم انتقال ۱۵ درصد معدن به بافقی ها! محدود کنند و اگر به این خواست خود برسند اعلام پیروزی کنند و بین شما تفرقه بیندازند. خواست شما این نیست. حتی اگر ۲۸ و نیم درصد سهام را هم بین کارگران تقسیم کنند تنها نتیجه اش نه بهبود وضع کارگران بلکه کار بیشتر و استثمار شدیدتر شما و تشویق به فداکاری بیشتر برای سرمایه داران است. خواست شما لغو خصوصی سازی، تضمین کامل امنیت شغلی، ارتقای موقعیت شغلی و افزایش دستمزد، تبدیل قراردادهای سفید امضا به قراردادهای رسمی، ایمنی محل کار، حق اعتصاب و تشکل، مقابله با آلودگی هوا در بافق و خواست های حق طلبانه دیگر شما برای کارگران و کل مردم بافق است. روی این خواست ها پافشاری کنید و اجازه ندهید روی اینها سایه بیندازند. خواست هایتان را همه جا اعلام کنید.

۲- حکومت تلاش کرد با دستگیری همکارانتان شما را مرعوب کند. خانواده ها بلافاصله اعلام تحصن کردند و با حمایت مردم شهر، حکومت سرش به سنگ خورد. خواستند عزیزانتان را با وثیقه آزاد کنند محکم در مقابل آنها ایستادید. فرماندار و مقامات دیگری خواستند با کم کردن وثیقه شما را به تسلیم بکشانند زیر بارشان نرفتید، مقامات دیگری گفتند وکالت میدهند که دو نفر از کارگران آزاد شوند، باز هم با هوشیاری شما و تاکیدتان بر آزادی فوری و بی قید و شرط همه دستگیرشدگان تیرشان به سنگ خورد. به جوسازی علیه شما روی آوردند تا تحت عنوان مقابله با اپوزیسیون و رسانه هائی که صدای شما را منعکس میکنند روز جمعه تظاهرات راه بیندازند اما این کارشان هم نگرفت. نماز جمعه و مساجدشان را به اوباش و دار و دسته های حکومتی بسپارید و یکصدا اعلام کنید که کلیه کارگران زندانی باید فورا بدون وثیقه و وکالت و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند. بر در و دیوار شهر و همه جا بنویسید کارگر زندانی آزاد باید گردد.

۳-  تلاش دیگرشان این است که تحت عنوان اینکه عسگری مدیر عامل معدن بومی است، مساله بومی یا غیر بومی بودن را برجسته کنند و بخشی از کارگران را به حمایت از مدیر عامل بکشانند. اما بومی و غیر بومی مطلقا مساله شما نیست. همه شان سر و ته یک کرباسند. فریبشان را نخورید. سرمایه داران و مقامات چه محلی چه غیر محلی مشغول استثمار شما و سرکوب شما و تحمیل فقر و بیحقوقی به شما هستند. در مقابل همه اینها بر خواست های مستقل خود و اتحاد همه کارگران مستقل از بومی و غیر بومی پافشاری کنید و کلیه مردم محروم و معترض شهر را به پیوستن قاطعانه به مبارزه شما و تحصن خانواده ها تشویق کنید.

۴- مجمع عمومی تان را در معدن برپا کنید و نمایندگان واقعی و دلسوز و مطمئن خود را انتخاب کنید. دهها نماینده انتخاب کنید و بخواهید در جمع کارگران گزارش بدهند، نظر توده کارگر را بشنوند و مطابق تصمیم شما عمل کنند و شما نیز با تمام قوا از نمایندگان دلسوزتان حمایت کنید. این یکی از مهمترین اقداماتی است که برای متحد ماندن شما و مقابله با توطئه های مختلفی که علیه شما میشود حیاتی است. تعدادی از مقامات متنفذ شهر بعنوان نماینده شما سخنرانی میکنند و طرف حساب مذاکره شده اند. این فشار مبارزه شما است که این افراد و حتی شورای اسلامی وابسته به حکومت و امام جمعه و برخی دیگر از مقامات را هم به حمایت کجدار و مریز از شما کشانده است. این نقطه قوت مبارزه شما است اما اجازه ندهید کنترل مبارزه شما بدست آنها بیفتد. آنها همین که منافعشان تامین شود، در نقطه ای سازش میکنند و مبارزه شما را به انحراف و شکست میکشانند. با تشکیل هرروزه مجمع عمومی پافشاری روی کلیه خواست هایتان، اتحاد خودتان را حفظ کنید و سرنوشت مبارزه تان را تماما در دست خودتان نگهدارید.

۵- هرچه بیشتر خبررسانی کنید. تبلیغات کثیف و حکومتی که علیه رسانه های غیر حکومتی راه انداخته اند برای جلوگیری از پیشروی شما است. به هر شکل که میتوانید خواست هایتان را و خبرهای مبارزه تان را هر روزه به گوش رسانه های مختلفی که صدای شما را منعکس میکنند برسانید. تلویزیون کانال جدید مهمان خانه های شما است و اعتراض شما را مرتبا پوشش داده و درمورد جوانب اعتصاب و مبارزه شما صحبت کرده است. رابطه تان را با این کانال و حزب کمونیست کارگری محکم تر کنید. بحث های این کانال را بدقت دنبال کنید. کانال جدید تلاش میکند توطئه ها و شگردهای استثمارکنندگان و سرکوبگران شما را افشا کند، تجربه سایر مبارزات را به شما منتقل کند و همبستگی مردم را با شما تقویت کند.

موفقیت شما تاکنون به دلیل اعتصاب متحدانه شما، رابطه تنگاتنگ مردم شهر و کارگران معدن و به میدان آمدن خانواده های شما بوده است. این به شما در برابر حکومتیان قدرت میدهد و اجازه نمیدهد که در فرصتهای بعدی که اعتصاب تمام شد کارفرما و مقامات حکومت روی رهبران شما فشار بگذارند. پیروزی شما در این مبارزه نه تنها به نفع شما کارگران معدن و خانواده های شما است بلکه یک پیروزی برای همه کارگران و مردم زحکمتش در سراسر کشور و برای همه مردمی است که میخواهند از شر فقر و محرومیت و بیحقوقی و از شهر حکومت کثیف سرمایه داران و مفتخوران رها شوند. همه کارگران و مردم آزادیخواه در بافق و یزد و سراسر کشور را به حمایت همه جانبه از مبارزه کارگران بافق فرامیخوانیم.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۸ شهریور ۱۳۹۳، ۳۰ اوت ۲۰۱۴

اعتصاب کارگران معدن بافق ۵

تقلاهای ارگان های مختلف حکومت و امام جمعه و مقامات مختلف بافق و یزد برای به زانو درآوردن کارگران و مردم بافق به شکست انجامیده است. نه گارد ویژه کمکشان کرد نه دستگیری کارگران. هر اقدامی آتش مبارزه کارگران و خانواده هایشان را تندتر کرد. جوسازی آخرین حربه کثیف باندهای مختلف حکومت است که از امروز در سایتهای محلی وابسته به دولت شروع شده است.

سایت های بافق امروز و بافق فردا مبارزه کارگران و خانواده های کارگران زندانی را به "گروه های تروریستی"منتسب کرده اند و در حالی که به هم هشدار میدهند و علیه هم افشاگری میکنند از وحدت دم میزنند! یکی از این اوباش فراخوان داده است که "فردا بعد از نماز جمعه با حرکتی خودجوش! ضمن محکوم کردن حمایت معاندین نظام از اعتصابات صنفی و نه سیاسی کارگران معدن بافق سرباز ولایت بودن خود را در پاسداری از نظام و حلقه به گوشی ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای و اعتماد و دلبستگی کامل خود به مدیران و مسئولان دولت تدبیر و امید را به رخ جهانیان خصوصاً رسانه های معاند و گروهک ضد اسلامی منافقین برسانند. باشد تا از سیلی وحدت مردم گوش مخالفان سرخ شود".

میخواهند با این جوسازی ها کارگران را مرعوب کنند و زمینه را برای تعرض به کارگران و خانواده های کارگران زندانی آماده کنند. راه مقابله با این توطئه ها این است که کارگران و مردم معترض بافق اینها را به حال خود بگذارند، امام جمعه و نماز جمعه را به "حلقه بگوشان" خامنه ای بسپارند و صفوف خود را در کنار کارگران معدن و خانواده های کارگران زندانی فشرده تر کنند. جوانان و مردم آزادیخواه بافق باید با قاطعیت بیشتر به میدان بیایند و اتحاد خود را علیه کلیه باندهای حکومت مستحکم کنند و از خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و سایر خواست های ۱۶ گانه کارگران معدن حمایت کنند.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۶ شهریور ۱۳۹۳، ۲۸ اوت ۲۰۱۴

اعتصاب کارگران معدن بافق ۴

جمهوری اسلامی برای کارگران زندانی معدن بافق مبلغ ۴۱۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کرده است. خانواده های کارگران زیر بار آن نرفتند و خواهان آزادی فوری عزیزان خود بدون هر نوع قید و شرط و وثیقه شدند. برای یکی از کارگران بازداشتی ۶۰ میلیون و برای بقیه هر نفر ۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین شده است. یکی از بستگان کارگران زندانی گفته است که "مسئولین از همان اول حاضر بودند کارگران بازداشتی را با وثیقه آزاد کنند اما کارگران جرمی مرتکب نشده اند که بخواهیم وثیقه بدهیم". زنده باد خانواده های کارگران زندانی معدن بافق که تودهنی دیگری به مقامات قضائی و غیر قضائی زدند.

طبق گزارشات منتشر شده فرماندار بافق و استاندار یزد تلاش میکنند کارگران را به وثیقه کمتری قانع کنند. باید این شگرد کثیف آنها را خنثی کرد. فرماندار و استاندار و امام جمعه و مقامات قضائی همه از یک قماشند. یکی دستور دستگیری میدهد، یکی میگیرد و همان که دستور دستگیری میدهد میانجی گری میکند که کارگران را به تسلیم بکشاند. کارگران همانطور که تا امروز با قدرت عمل کرده اند باید در مقابل همه این اوباش بایستند و بر خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه دستگیر شدگان و لغو هر نوع پرونده ای علیه کارگران پافشاری کنند. در اطلاعیه روز یک شهریور تاکید کردیم که کارگران و مردم شهر باید حکومت را وادار کنند که اولا بدون هر نوع وثیقه ای کارگران زندانی را آزاد کنند، بلکه به مردم تضمین بدهند که به هر نوع پاپوش دوزی علیه کارگران اعتصابی پایان میدهند و از هر نوع پرونده سازی خودداری میکنند. کارگران و خانواده هایشان و مردم معترض شهر اکنون این توان را دارند که خواست خود را به کرسی بنشانند و مقامات ریز و درشت حکومت را در توطئه جدیدشان ناکام بگذارند. گفته میشود یک انسان شریفی که به دلیل پناه دادن به تعدادی از کارگران بازداشت شده بود، با وثیقه ۲۵ میلیون تومانی آزاد شده است. مردم باید بخواهند که وثیقه و هر نوع پرونده علیه او نیز لغو شود.

زیر بار حتی یک تومان وثیقه نباید رفت. اولا کارگران مجرم نیستند خواست های حق طلبانه شان را میخواهند. این استاندار و فرماندار و مقامات قضائی و فرماندهان گارد سرکوب و سایر مقاماتند که مجرمند و کارگران و اکثریت مردم بافق را در بیحقوقی و فقر و محرومیت نگهداشته اند. ثانیا هر میزان وثیقه ای زمینه را برای حکومت فراهم میکند که آب ها که از آسیاب افتاد و اعتصاب که به پایان رسید کارگران را یکی یکی شکار کنند و به دادگاه بکشانند. کارگران و خانواده های آنها و مردم شهر باید فشار بیاورند که کارگران فورا آزاد شوند و مقامات حکومت کتبا و از رسانه ها اعلام کنند که هیچ پرونده ای علیه کارگران درست نمیکنند و علیه آنها پاپوش دوزی نمیکنند.

حزب کمونیست کارگری همبستگی و عزم راسخ  کارگران معدن و کارگران زندانی و خانواده های آنان و مردم شهر را عمیقا پاس مینهد و از همه خانواده های کارگران و همه مردم معترض شهر میخواهد در تحصن و تجمعات کارگران شرکت کنند. حزب از مردم یزد و سایر شهرها میخواهد با اعزام هیئت هائی به شهر بافق همبستگی شان را با خانواده های کارگران زندانی و کارگران معدن اعلام کنند.

کارگران و دانشجویان، مردم آزاده در سراسر کشور

کارگران بافق شایسته حمایت شما هستند. این مبارزه به همه کارگران و هر کس که خواهان خلاصی از فقر و بیحقوقی و از شر حکومت مفتخوران اسلامی است مربوط است. باید آنرا تقویت کرد. کارگران معدن و مردم بافق عملا فضا و فرصتی ایجاد کرده اند که مردم معترض در سراسر کشور میتوانند یک جنبش وسیع همبستگی با آنها ایجاد کنند. پیام همبستگی بدهید و نمایندگانی از همه جا بطرف بافق روانه کنید تا حامل پیام همبستگی شما باشند.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۵ شهریور ۱۳۹۳، ۲۷ اوت ۲۰۱۴

جنایات فوق العاده فجیع داعش در عراق لکه ننگین و فراموش نشدنی نه فقط بر دامن جنبش کثیف مذهبی و اسلامی، بلکه کل سرمایه داری است. همان دولتها و نیروهایی که امثال دیوهای خونخوار داعش و القاعده و جمهوری اسلامی را خلق کردند و پروبال دادند، امروز بعنوان ناجیان مردم ظاهر شده و تلاش میکنند از فضای تعفن و خون ایجاد شده، رقابتهایشان را پیش ببرند و دولت سازیهای قومی و قبیله ای و عشیره ای و مذهبی دیگری را به مردم عراق تحمیل کنند.

خالق وضعیت عراق چه کسی است؟ دولت آمریکا و متحدانش که سالها با حکومت صدام مماشات کردند، و بعد که کار مماشات پیش نرفت تحریم اقتصادی و مرگ و فقر را به مردم تحمیل کردند، و بعد جنگ و کشتار وسیع و بدنبال آن بعنوان فاتحان جنگ، یک دولت موزائیکی متشکل از ائتلاف دستجات تروریست قوم گرا و اسلامی و عقب مانده را در عراق به میدان کشیدند. علاوه بر دولت آمریکا، جمهوری اسلامی نیز که آنهم با توطئه همین دولتهای فخیمه غربی به مردم ایران تحمیل شد، یکی از بانیان همین جنگ و ترور و کشتار و سرکوب در عراق بوده است. اکنون دولت عربستان و قطر و هم پیمانانشان نیز برای تحکیم جای پای خویش داعشیان را به جان مردم انداخته اند. همان کاری که در سوریه کردند و انقلاب و خیزش مردم سوریه برای رهایی از دیکتاتوری بشار اسد را عملا بشکست کشاندند.

مردم جهان باید ببینند که این حاکمین سرمایه داری امروزند که این گنداب و ظلمت و خون و دود و تروریسم اسلام سیاسی را ایجاد کرده اند. راه حلهای بعدی شان حتی با عقب راندن و شکست احتمالی داعش نیز چندان بهتر از این نمیتواند باشد. یکی را عقب میرانند و دیگری دست بالا پیدا میکند، اما سهم مردم بغداد و موصل و سامرا و کربلا و کل مردم عراق چیزی جز فقر و نا امنی و یکه تازی دستجات کشتارگر جنایتکار اسلامی و قومی وابسته به این دولتها نخواهد بود.

مردم جهان باید ببینند که مسبب سر بر آوردن فاشیسم اسلامی دولتهای آمریکا و عربستان و جمهوری اسلامی و قطر و هم پیمانانشان هستند که در همه کشورها رسما جلوی چشم ما هستند و سفارتخانه دارند و از این همه جنگ و کشتار گردی به دامانشان نمی نشیند.

این دولتها نماینده و پیشقراول و چماق آن یک درصدی هستند که در پول و ثروتهای بیکران غلط میزنند و نمیدانند با ثروتهای عظیم و بی حساب و کتاب خویش چه کنند اما به خاطر چنگ انداختن بر سود و ثروت بیشتر حاضرند بشریت را به لبه پرتگاه نابودی ببرند. در رسانه های رسمی این دولتها و این میلیاردرها، صدای کارگران بازتاب نمی یابد. صدای زنان تشنه آزادی و برابری شنیده نمیشود. صدای جوانانی که زندگی شاد و انسانی میخواهند بازتاب نمی یابد. صدای انسانیت شنیده نمیشود.

بشریت باید خودرا از سیطره و چنبره این دولتها و این نظام کثیف و ضد انسانی و بحران زده خلاص کند. راه دیگری جز این در چشم انداز نیست.

پاسخ جهان امروز به این روند عقبگرد و ضد انسانی، در برپا کردن و تقویت جنبش ٩٩ درصدی ها علیه یک درصد حاکم است. در تقویت و به میدان آمدن جنبش ضد سرمایه داری است. پاسخ جهان امروز در برپاکردن و تقویت جنبشی است که محور و مرکز آن انسان و خواستها وحقوق و حرمت انسانی باشد. پاسخ جهان امروز انقلاب مردم میلیونی و پایین کشیدن دولتهای مرتجع و کل نظم سرمایه داری است. این پاسخ را تنها مارکس و سوسیالیسم و کمونیسم دارد.

اولین گام در راه رهائی بشریت از این وضعیت فاجعه بار سازمان یافتن  و بمیدان آمدن جنبش جهانی دفاع از سکولاریسم و مدرنیسم و حقوق  و ارزشهای پایه ای انسانی است. باید بساط کلیه دولتها و نیروهای اسلامی و قومی و عشیره ای از خاورمیانه و از کل جهان برچیده شود. دولتها و احزاب سرمایه داری در غرب و شرق  یک ذره نه انسانیت و حقوق انسانی و نه امنیت و نجات بشریت و نه حتی همان حقوق دموکراتیک نیم بند تصریح شده در قوانین اساسی کشورهای غربی را هم نمایندگی نمیکنند. پرچم انسانیت و مدنیت امروز منحصرا در دست نیروهای چپ و جنبش ضدکاپیتالیستی است.

در این میان هر قدم پیشروی مردم ایران در مبارزه علیه جمهوری اسلامی جبهه تمدن و انسانیت در برابر توحش کاپیتالیستی- اسلامی را تقویت خواهد کرد و  نهایتا بزیر کشیدن جمهوری اسلامی بقدرت انقلاب مردم ضربه کاری ای بر  جنبش اسلام سیاسی و تروریسم در  منطقه و در سطح جهانی وارد خواهد کرد. سرنگونی جمهوری اسلامی  گام بلندی در پیشروی سکولاریسم و مدنیت و مبارزه برای آرمان های انسانی و سوسیالیستی در سطح جهان خواهد بود.

حزب کمونیست کارگری بر ایجاد یک جبهه بین المللی قدرتمند سکولار، مدرن، سوسیالیستی، و انسانی علیه کل حاکمیت سرمایه داران و دستجات و نیروهای مذهبی و فاشیستی که این حکومتها پشت آنها هستند پافشاری میکند و برای آن تلاش میکند. حزب همه مردم جهان را به حمایت از مبارزات پیشرو مردم ایران در مقابله با ارتجاع حاکم اسلامی در ایران فرا میخواند.

حزب کمونیست کارگری ایران

۴ شهریور ۱۳۹۲، ۲۶ اوت ۲۰۱۴

تحصن خانواده ها و همبستگی مردم صحنه های باشکوهی از این مبارزه است!

اعتصاب و تحصن ۵۰۰۰ کارگر معدن بافق به هشتمین روز خود رسیده است. خانواده های کارگران دستگیر شده سومین روز تحصن را پشت سر میگذارند و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه کارگران به تحصن ادامه میدهیم. طیف گسترده ای از مردم زحکمتکش بافق با شرکت در تحصن خانواده ها همبستگی شان را با کارگران اعتصابی و خانواده های کارگران اعلام میکنند. کارگران زندانی نیز متحدانه مقامات را تحت فشار قرار داده اند. در مقابل شایعه آزادی ۸ کارگر زندانی، هر ۹ نفر کارگر زندانی اعلام کردند که زیر بار این تصمیم نمیرویم و همه را باید آزاد کنید.

اعتصاب کارگران، تحصن خانواده ها و همبستگی مردم شهر با آنها چنان ابعاد گسترده و قدرتمندی یافته است که تمام تلاش های حکومت و ارگان های مختلف آن را ناکام گذاشته است. گارد ویژه شان را به معدن فرستادند اما با گسترش اعتراض کارگران و مردم و بدون اینکه بتواند کوچکترین اقدامی علیه کارگران بکند با سرافکندگی آنرا از معدن و بعد از شهر خارج کردند. کارگران را شبانه در خانه هایشان دستگیر کردند اما خانواده ها به تحصن دست زدند. از استانداری و فرمانداری تا امام جمعه و مقامات دیگری مشغول تلاش برای عقب راندن کارگران هستند اما حتی جرات تهدید کارگران را هم ندارند. مجیز کارگران را میگویند تا وقت بخرند. نه جرات اجرای طرح های خود را دارند و نه جرات عقب نشینی. میدانند که عقب نشینی صریح آنها، یک پیروزی بزرگ برای کارگران و مردم و تودهنی بزرگی برای ارگانهای مختلف حکومت خواهد بود و خون تازه ای در جنبش کارگری در سراسر کشور جاری خواهد کرد.

حزب کمونیست کارگری به کارگران و خانواده هایشان و به مردم زحکمتش و معترض شهر بافق درود میفرستد و بار دیگر تاکید میکند که قدرت شما توان عقب راندن کامل حکومت از طرح خصوصی سازی و بیکارسازی کارگران را دارد. قدرت متحد شما این امکان را دارد که عزیزان بازداشتی را بدون هر گونه وثیقه ای آزاد کند و جلو پرونده سازی علیه آنها را بگیرد. شما این توان را دارید که هیئت مدیره مفتخور و حکومتشان را وادار کنید که اقدامات لازم برای ایمنی معدن را انجام دهند. همبستگی پرشوری که در سطح شهر شکل گرفته است این توان را به کارگران و مردم بافق میدهد که خواست های کارگران از افزایش دستمزد تا امنیت شغلی و مسائل بیمه و بازنشستگی و خواست های رفاهی مردم شهر را به کرسی بنشانند.

حزب شما را فرامیخواند که مجمع عمومی تان را مرتب تشکیل دهید، کلیه خواست هایتان را اعلام کنید و یکپارچه با مردم شهر برای تحقق آنها به مبارزه خود ادامه بدهید. کلیه خانواده های کارگران و مردم شهر را به پیوستن به این مبارزه تشویق کنید. شما قادرید به همه خواست های فوری تان برسید، رفقای زندانی تان را آزاد کنید و حلقه های گل به گردن آنها بیندازید و جشن بزرگ پیروزی تان را همراه با هزاران انسان شریف در خیابانهای شهر بافق برپا کنید.

حزب کمونیست کارگری ایران

۴ شهریور ۱۳۹۳، ۲۶ اوت ۲۰۱۴

 

اقدامات قرون وسطائی، وحشیانه و جنایتکارانه داعش علیه زنان مو بر تن هر انسانی راست میکند. داعشی ها از زنان خواسته اند "جهاد نکاح" راه بیندازند و اعلام کرده اند هر خانواده ای که دختر باکره اش را در اختیار افراد داعش قرار ندهد کل اعضای خانواده را اعدام خواهند کرد. زنان و حتی دختر بچه های زیادی را ربوده اند و تعدادی از آنها را بعد از تجاوز اعدام کرده اند. اما مگر اسلامیون کشورهای دیگر رفتار متفاوتی با زنان داشته اند؟ جنایات طالبان علیه زنان افغانستان بعنوان لکه ننگی بر تاریخ جوامع بشری ثبت شده است. بوکو حرام نمونه دیگری از رفتار تکان دهنده جریانات اسلامی را در هفته های گذشته علیه دختران نیجریه ای به نمایش گذاشت. رفتار دولت اسلامی عربستان با زنان تفاوتی با طالبان و بقیه اسلامی ها ندارد و سهم جمهوری اسلامی در جنایت علیه زنان از طالبان و بوکو حرام و داعش کمتر نیست.

داعش با برقراری خلافت اسلامی زنان را از ادارات دولتی اخراج کرد و شهرداری تهران نیز در اقدامی مشابه اعلام کرد که زنان منشی، تایپیست و مسئول دفتر را از این اداره اخراج میکند. در هفته های اخیر تعدادی از زنان به جرم تلاش برای وارد شدن به استادیوم ورزشی دستگیر شدند. ۲۶ ارگان دولتی سالها است علیه زنان سازمان داده شده اند. اسیدپاشی به صورت زنان، سنگسار زنان، سازماندهی رسمی فحشا توسط آیت اله ها و متولیان امامزاده ها تحت نام صیغه و تبلیغ و ترویج رسمی آن از رسانه های دولتی، شلاق و جریمه میلیون ها زن بدلیل عدم رعایت حجاب اسلامی، ممنوعیت تحصیل زنان در بسیاری از رشته ها، سازماندهی تجاوز به دختربچه ها تحت عنوان ازدواج، جداسازی زن و مرد در دانشگاه ها و ادارات، تجاوز به زنان در زندان ها و صدها قانون کثیف و جنایت دیگر علیه زنان بخشی از کارنامه "خلفای اسلامی" حاکم بر ایران بوده است. اینها حتی به دخترخوانده ها هم رحم نکردند و برای ازدواج با آنها قانون صادر کردند. و چه کسی نمیداند که با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران بود که جریانات اسلامی مختلف در خاور میانه و شمال آفریقا سر برآوردند و میداندار شدند! چه کسی نمیداند که یکی از بانیان اصلی آنچه امروز در عراق میگذرد جمهوری اسلامی بوده است! با اینحال اگر تفاوت هائی میان ایران و سایر کشورهای اسلام زده است، بدلیل مقاومت و مبارزه قهرمانانه و قدرتمند زنان و کل مردم آزادیخواه در مقابل جمهوری اسلامی بوده است.

جریانات اسلامی هر جا به قدرت رسیدند بعنوان اولین اقدام زن ستیزی شنیعی را در دستور گذاشتند و حتی در قلب اروپا به کمک مماشات دول اروپائی دادگاههای خود را علیه زنان بپا کردند و قوانین اسلامی ضد زن را با تهدید زنان و دختربچه ها پیاده کردند. کلیه جریانات اسلامی بدون استثنا زن را یک کالای جنسی و اسباب لذت جوئی مردان و ملک مردان به حساب میاورند و هر جا دستشان میرسد زندگی را بویژه بر زنان سیاه میکنند. ظرفیت زن ستیزی اسلام و جریانات اسلامی واقعا بی انتها است.

حزب کمونیست کارگری مردم آزادیخواه در ایران و در سراسر جهان را به دفاع همه جانبه از زنان و مقابله قاطع با دولت ها و دستجات مختلف اسلامی فرامیخواند. حزب کمونیست کارگری هر نوع سازش با دولتها و جریانات اسلامی ضد زن توسط دول غربی از جمله رفتار مماشات جویانه با جریانات اسلامی در کشورهای غربی را شدیدا محکوم میکند و مردم آزادیخواه را به مقابله با این سازش ها و تزها و تئوری های نسبیت فرهنگی و توجیهات مختلفی که برای این مماشات صورت میگیرد فرامیخواند. باید به لکه ننگ جریانات اسلامی و زن ستیزی در سراسر جهان پایان داد.

حزب کمونیست کارگری ایران
۲۶ تیرماه ۱۳۹۳، ۱۷ جولای ۲۰۱۴

دور تازه جنگ بین دولت اسرائیل و نیروهای حماس و حزب الله بعد جدیدی به فاجعه ای که هم اکنون در خاورمیانه در جریان است افزوده است. بدنبال و به بهانه کشته شدن سه شهروند اسرائیلی در منطقه فلسطین بمباران نوار غزه آغاز میشود، و با موشک پراکنی و بمباران بیشتر و با رژه تانکهای اسرائیلی که برای هجوم به غزه آماه میشوند ادامه پیدا میکند. تا کنون بنا به آمار رسمی دولت اسرائیل بیش از نهصد نقطه در نوار غزه بوسیله هواپیماهای اسرائیلی بمباران شده اند. صد نفر کشته و بیش از هزار مجروح و آواره قربانی این بمبارانها بوده اند و این آمار همچنان در حال افزایش است. از طرف دیگر نیروهای حماس و حزب الله شهرها و مناطق مسکونی از اسرائیل را هدف موشکهای زمین بزمین خود قرار داده اند و اعلام کرده اند که شهرهای بیشتری در مناطق عمقی اسرائیل را با موشک خواهند کوبید.

این یک تراژدی کهنه و سابقه دار است که در آواره کردن میلیونها فلسطینی از خانه و کاشانه خود و تشکیل دولت اسرائیل در سال ١۹٤۸ ریشه دارد. در دو دهه اخیر با سر بلند کردن نیروهای اسلامی، که برای پیشبرد اهداف ارتجاعی خود از مساله فلسطین ارتزاق میکنند، عملا مانع دیگری بر سر راه حل مساله فلسطین و مصیبت دیگری بر مصائب مردم زجر دیده فلسطین افزوده شده است.

جنگ حاضر در چهارچوب مقابله ارتجاعی میان نیروهای اسلامی و دولت اسرائیل قرار دارد اما بطور مشخص شعله ور شدن آتش این جنگ در شرایط حاضر از تحولات اخیر در خاورمیانه نشات میگیرد. دولت اسرائیل که با تشکیل دولت مستقل فلسطینی مخالف است نزدیک شدن حماس به مواضع الفتح و تشکیل دولت واحد خودگردان در نوار غزه و کرانه غربی را مغایر اهداف و منافع خود میداند. سیاستی که دولت اسرائیل از این جنگ دنبال میکند جلوگیری از قوام گرفتن دولت واحد خودگردان فلسطینی و به بن بست کشاندن هر نوع تلاشی برای ادامه مذاکرات صلح و نزدیک شدن به طرح تشکیل دولت مستقل فلسطینی در منطقه است. بحران و شرایط فاجعه بار عراق نیز از نظر دولت اسرائیل پوشش مناسبی برای بمباران و توپ باران مردم فلسطین و دست زدن به هر جنایت علیه فلسطینیان، بی آنکه توجه و اعتراض چندانی را در افکار عمومی جلب کند، فراهم کرده است.

اما هر درجه توحش و جنایت از جانب دولت اسرائیل، سیاستها و اقدامات به همان اندازه ضد انسانی نیروهای تروریست اسلامی در جبهه مقابل را توجیه نمیکند. حماس و حزب الله نیروهای ارتجاعی و تروریستی هستند که نه تنها مردم زجر کشیده فلسطین را نمایندگی نمیکنند بلکه، همانطور که پنجسال قبل جوانان نوار غزه در بیانیه خود اعلام کردند، در کنار دولت اسرائیل و آمریکا و در صف دشمنان مردم فلسطین قرار دارند. این دور جنگ بین نیروهای اسلامی و دولت اسرائیل نیز مانند دوه های گذشته جنگی است تماما در جبهه نیروهای ارتجاعی و در مقابل توده مردم زجر کشیده فلسطین.

این جنگ محکوم است و باید فورا خاتمه پیدا کند. اولین گام واقعی در جهت رهائی مردم فلسطین راه حل دو دولت، یعنی برسمیت شناختن دولت مستقل و متساوی الحقوق فلسطینی در نوار غزه و کرانه غربی از سوی دولت اسرائیل است. حماس و نیروهای اسلامی متحدش، حزب الله و جمهوری اسلامی، نیز خود یک مانع عمده بر سر راه حل مساله فلسطین محسوب میشوند. تضعیف و حاشیه ای شدن و نهایتا جمع شدن بساط این نیروها در منطقه گام موثری در جهت حل انسانی مساله فلسطین خواهد بود.

حزب کمونیست کارگری هر دو قطب دولت اسرائیل و حماس و جنگ جاری بین این نیروهای ارتجاعی را قویا محکوم میکند و از همه نیروهای سیاسی و مردم آزادیخواه در فلسطین، اسرائیل، ایران و در سراسر دنیا میخواهد برای قطع فوری این جنگ ضد انسانی و ارتجاعی بمیدان بیایند.

حزب کمونیست کارگری ایران
٢۰ تیرماه ۹٣، ١١ جولای ١٤

تصرف بخشهای زیادی از کشور عراق بوسیله جریان تروریستی داعش، کشتار وحشیانه و بیرحمانه هزاران انسان بیگناه از زن و مرد و کودک و خانه خرابی و آوارگی صدها هزار نفر از مردم این کشور را به دنبال داشته است. شکل گیری و گسترش یک جنگ کثیف و وحشیانه در میان جریانات اسلامی سنی و شیعه جامعه عراق را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است.

این جنگ بر متن و در ادامه ده سال کشمکش فرقه های قومی و مذهبی در یک جامعه در هم ریخته صورت میگیرد .زمینه های سیاسی و اجتماعی این توحش را لشکرکشی آمریکا و متحدینش به عراق در سال ۲۰۰۳ فراهم آورده است. این تهاجم نظامی که خود جزئی از استراتژی تامین هژمونی دولت آمریکا بر جهان بعد از جنگ سرد (دکترین نظم نوین جهانی) بود، تعادل و تناسب قوای سنتی در خاورمیانه را به هم ریخت و میدان را برای ابراز وجود و عرض اندام نیروهای رنگارنگ مذهبی و قومی و عشیرتی در جغرافیای سیاسی خاورمیانه فراهم آورد. این نیروها نه تنها در عراق بلکه در افغانستان و پاکستان و سوریه و بخشا در فلسطین میداندار شدند و زندگی توده های مردم را بیش از پیش به تباهی کشاندند. داعش یکی از هارترین و وحشی ترین این نیروها است.

جنگ بین دولت مالکی و داعش جنگی نه در قالب کشمکش بین اسلام سیاسی و آمریکا و غرب، بلکه در چارچوب رقابتهای دولتها و نیروهای منطقه ای و مشخصا جمهوری اسلامی و عربستان بر متن شکست نظم نوین آمریکائی قرار دارد. جمهوری اسلامی خود در ایجاد شرایط فاجعه بار حاضر در عراق مستقیما نقش داشته است و امروز هم به عنوان یکی از نیروهای سیاه مذهبی یک پای این سناریو خونین و سیاه علیه مردم عراق و منطقه است. این نیروها و دولتهای ارتجاعی منطقه خود همانند دولت آمریکا و متحدینش جزئی از صورت مساله بحران عراق به شمار میروند. در شرایط حاضر جمهوری اسلامی تلاش میکند در برابر داعش و بعنوان یکی از نیروهای موثر در حل بحران عراق ظاهر بشود. اما واقعیت کاملا برعکس است. یک عامل مستقیم بحران و شرایط فاجعه بار کنونی در عراق، سیاستها و دخالتگریهای مداوم جمهوری اسلامی در اوضاع عراق در دوره بعد از صدام بوده است و امروز هم جمهوری اسلامی همین نقش را ایفا میکند. تردیدی نباید داشت که مقابله دولتهای ارتجاعی ای نظیر حکومت اسلامی ایران و مالکی و آمریکا و متحدینشان با نیروهای ضد انسانی داعش و بعثی ها و دستجات قومی- عشیره ای و حامیان منطقه ای شان، تنها میتواند ابعاد فاجعه را گسترش داده و به کشورهای دیگری نیز سرایت بدهد.

تنها راه رهایی مردم از جهنمی که این نیروها برپا کرده اند جارو کردن ارتجاع درنده خوی اسلامی از حیات سیاسی و اجتماعی عراق و کل خاورمیانه است. مردم عراق مانند مردم کل منطقه خواهان حکومت و جامعه ای بری از تبعیضات و نفرت پراکنی ها و تخاضمات قومی و مذهبی هستند. انقلابات موسوم به بهار عرب این واقعیت را به روشنی در برابر انظار جهانیان قرار داد. باید جهانیان بدانند که راه برون رفت از شرایط فاجعه بار کنونی نه مانورهای دیپلماتیک و سیاسی و نظامی آمریکا و دولتهای منطقه نظیر عربستان و جمهوری اسلامی است و نه دست بالا پیدا کردن این یا آن فرقه مذهبی و عشیرتی و سر هم بندی کردن دولت دیگری از سران این دستجات. همه این دولتها و دار و دسته ها به کمپ ارتجاع و توحش و در مقابل مردم و خواستهای انسانی آنان قرار دارند.

راه حل در دست توده مردم عراق و مردم آزادیخواه جهان است. فقط با اعمال اراده نیروی متحد و سازمانیافته مردم و حمایت جنبش آزادیخواهی بین المللی میتوان به خلاصی جامعه از شر این وحوش امید بست. باید توده مردم عراق در برابر جریانات مذهبی و قومی و در برابر كل ارتجاع داخلی و بین المللی نمایندگی شوند. پیش شرط تحقق این امر بمیدان آمدن نیروهای کمونیست و سکولار و آزادیخواه در جامعه عراق با پرچم یک دولت غیر قومی غیر مذهبی و یک جامعه مدرن و انسانی است.

یک رکن دیگر رهائی مردم عراق از شر داعش و بعثی های از قدرت افتاده و دولت قومی- مذهبی مالکی، به میدان آمدن مردم آزاده و انساندوست جهان علیه سیاست های ارتجاعی و ضدانسانی دولت های عربستان و ایران و آمریکا و هم پیمانان آنها است که نقش اساسی در شکل دهی به این وضعیت فاجعه بار در عراق داشته اند. مردم دنیا باید با پرچم قطع دخالت این دولت ها در اوضاع عراق و قطع فوری جنگ و پایان دادن به حاکمیت جریانات قومی- مذهبی و دفاع از یک حکومت سکولار به حمایت از مردم ستمدیده عراق برخیزند. این گام موثری در جهت رهائی مردم عراق از وضعیت فاجعه بار جاری است.

حزب کمونیست کارگری شکل دهی به این حرکت را یک وظیفه مبرم خود در شرایط حاضر میداند و همه احزاب و نیروهای چپ و سکولار را به مبارزه در این راه فرامیخواند.

حزب کمونیست کارگری ایران
۲ تیر ۱۳۹۳ ، ۲۳ ژوئن ۲۰۱۴

شرایط فاجعه بار عراق مساله استقلال کردستان را به مرکز توجه توده های مردم و دولتها و رسانه ها رانده است. از هم گسیختن شیرازه جامعه عراق و گسترش نفرت پراکنی و تخاصمات قومی و مذهبی در این کشور از مقطع جنگ خلیج و تشدید این وضعیت بعد از تهاجم نظامی آمریکا و متحدینش در ۲۰۰۳، مدتهاست که جدائی کردستان از عراق را به یک راه حل متمدنانه و انسانی برای مصون داشتن بیش از پنج میلیون مردم ساکن این منطقه از جنگ و کشمکشهای مذهبی- عشیره ای تبدیل کرده است. امروز با بالا گرفتن شعله های جنگ کثیف نیروهای اسلامی در عراق جدائی کردستان مبرمیت و مطلوبیتی دو چندان می یابد.

با استقلال کردستان عراق زمینه نفرت پراکنی و جنگ ملی - قومی بین "کرد" و "عرب" در چهارچوب یک دولت و جامعه موزائیکی قومی- مذهبی از بین خواهد رفت و از این نقطه نظر نه تنها در کردستان بلکه در کل عراق نیز شرایط بهتر و مساعدتری برای حرکت به سمت یک دولت و جامعه سکولار و مدرن فراهم خواهد شد. هر نوع آلترناتیو دیگری، از دولت اقلیم کردستان تا خودمختاری و یا هر نوع فدرالیسم و یا جامعه و دولت موزائیکی متشکل از نیروهای کرد و سنی و شیعه، تنها میتواند به تفرقه و نفرت پراکنی ملی و مذهبی بیشتری دامن بزند و آتش جنگ فرقه های مذهبی را به منطقه کردستان نیز سرایت بدهد. در شرایط حاضر در جامعه عراق تنها راه حل مساله کرد، هم به معنی ریشه کن کردن ستم ملی و پایان بخشیدن به تخاصمات تاریخی و پرسابقه بین "کرد" و "عرب" و هم به معنی مشخص مصون داشتن جامعه کردستان از شرایط سیاه و فاجعه باری که امروز در عراق پا گرفته و رو به تشدید و وخامت بیشتر دارد، تشکیل یک دولت مستقل در کردستان بر اساس رای و اراده مردم ساکن این منطقه است.

از نقطه نظر عملی نیز تحقق این امر بیش از هر زمان دیگر امکان پذیر شده است. دولتها و نیروهای ارتجاعی ای که سنتا مخالف و مانع تشکیل کردستان مستقل بوده اند، امروز به نسبت سالهای گذشته در وضعیت نامساعدتری برای سنگ اندازی در مقابل مردم کردستان قرار دارند و بعضا حتی به دلیل مصالح خود تغییر موضع داده اند. دولت مرکزی عراق عملا دچار از هم گسیختگی کامل است، دولت ترکیه که یکی از مخالفان سرسخت استقلال کردستان عراق بوده است، در موقعیت کنونی به آن رضایت داده است و استقلال کردستان را به نفع خود ارزیابی میکند، دولت سوریه به شدت تضعیف شده و قدرت و اعتبار و نفوذی ندارد، جمهوری اسلامی در وضعیتی نیست که بتواند دخالت فعالی برای مقابله با اراده مردم کردستان بنماید، و حتی دولت اسرائیل نیز به نفع خود می بیند که کردستان عراق مستقل شود.

این دولتها منافع خاص طبقه حاکمه در این کشورها را دنبال میکنند، اما مستقل از نیات و اهداف دولتها و طبقات و احزاب مذهبی و ناسیونالیستی حاکم، از نقطه نظر توده مردم، استقلال کردستان کوتاه ترین و کم مشقت ترین راهی است که میتواند به معنی ایجاد جامعه ای بدور از تبعیضات و تعصبات ملی و قومی و مذهبی، جمع کردن بساط هر نوع دولت مذهبی – قومی - ناسیونالیستی و دخالت مستقیم توده مردم در اداره امور جامعه باشد.

کردستان مستقل میتواند و باید نه تنها از نظر جغرافیائی بلکه از نظر سیاسی- اجتماعی نیز مسیر خود را از نیروها و دولتهای اسلامی و قومی و ناسیونالیستی جدا کند. این افق و چشم انداز که خواست و تمایل توده مردم کردستان است، را کمونیستها و مشخصا احزاب کمونیست کارگری از سالها پیش نمایندگی میکنند. ما بر برگزاری هرچه سریعتر یک رفراندوم در فضایی آزاد و با نظارت سازمانها و نهادهای بین المللی برای استقلال کردستان و تشکیل دولتی غیر قومی و غیر مذهبی تاکید داریم. برگزاری یک رفراندوم که در آن همه احزاب سیاسی بتوانند نظرات خودرا در میان مردم آزادانه تبلیغ کنند و مردم بدون فشار و بدون قید و شرط حق انتخاب داشته باشند، تضمین محکمی برای جلوگیری از سنگ اندازی دولتها و نیروهای ارتجاعی در مسیر مردم کردستان برای تصمیم گیری در مورد سرنوشت خویش میباشد.

با استقلال کردستان زمینه تبعیضات و تفرقه افکنی های ملی و بهمراه آن توهم به نیروهای "ناسیونالیست خودی" تضعیف میشود و شرایط برای طرح و به پیش رانده شدن مسائل و خواستهای اساسی توده مردم کارگر و زحمتکش، و مبارزه علیه فقر و بیحقوقی و نابرابری طبقاتی بیش از پیش فراهم میگردد. با حل مساله ملی راه برای حل ستم و تبعیض طبقاتی نیز هموارتر خواهد شد.

برای ما کمونیستها و توده مردم در شرایط حاضر جدائی کردستان از عراق گامی در جهت گسترش مبارزه برای ایجاد یک حکومت سکولار، غیر قومی و غیر مذهبی، و جامعه ای آزاد و برابر و مرفه است. تلاش برای تحقق این هدف در صدر وظایف نیروهای چپ و کمونیست در عراق قرار دارد.

حزب کمونیست کارگری ایران
۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۲ ژوئیه ۲۰۱۴

حرص و ولع سیری ناپذیر سرمایه برای کسب سود هرچه بیشتر، وضعیت فاجعه باری را در محیط زیست ایجاد کرده است که زندگی امروز و فردای بشر و کل موجودات زنده را بطور جدی تهدید میکند. مشکلات زیست محیطی آشکارا یک مسئله اجتماعی- طبقاتی است. در دنیای امروز وضعیت بحرانی محیط زیست اساسا محصول منافع سودپرستانه سرمایه داران و دولتهایشان و عدم رعایت استانداردهای پیشرو و علمی زیست محیطی از سوی آنها است. تا آنجا که بدون مواجهه و مبارزه مردم جهان علیه نظام سرمایه داری و اصل اصالت سود، نجات کره زمین و ساکنانش از خطرات جدی و لطمات جبران ناپذیر زیست محیطی ناممکن بنظر میرسد.

در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و اقتصاد مافیائی حاکم، غارت و چپاول منابع طبیعی وتخریب محیط زیست ابعاد بسیار جنایتکارانه ای بخود گرفته است. علاوه بر این عدم رعایت حتی ابتدائی ترین استانداردها و موازین پیشرو بین الملی در حفظ محیط زیست، به یک سیاست مداوم و معمول در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در جمهوری اسلامی همه پروژه های اقتصادی، در بخش دولتی و خصوصی، بدون در نظر داشت مسائل زیست محیطی انجام می گیرد و کل این وضعیت به نابودی زیستگاه مردم و گیاهان و حیوانات منجر می شود. آلودگی شدیدا هشدار دهنده هوا، روند سریع نابودی جنگلها، تخریب پوشش گیاهی و مراتع، نابودی تالاب ها، روند خشک شدن رودها، خشک شدن دریاچه های مختلف، گسترش بیابان زایی و طوفان نمک و گرد و غبار، کمبود فزاینده منابع آب آشامیدنی، خشکسالی های فزاینده و مهلک، آلودگی های خطرناک صنعتی، مشکل دفع زباله های بیمارستانی، ویرانی اکوسیستم های دنیای وحش، آلودگی شدید دریای خزر و نابودی آبزیان و بالاخره عوارض خطرناک ناشی از برنامه هسته ای رژیم، گوشه هایی از ابعاد فاجعه آمیز زیست محیطی در ایران هستند. این روند زندگی نسلهای کنونی و نسلهای آینده را به طور جدی به مخاطره انداخته است. مرگ و میر ناشی از آلودگی محیط زیست افزایش سرسام آوری گرفته، بیماری های لاعلاج زندگی بسیاری را به مخاطره انداخته و هزاران نفر بخاطر خشکیدن دریاچه ها و رودخانه ها و یا نابودی جنگل ها کار و منبع درآمدشان را از دست داده اند و به فلاکت کشیده شده اند.

آنچه در این شرایط فاجعه آمیز امیدوار کننده است اعتراضات و مبارزات مردمی است که در مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی به دفاع از محیط زیست برخاسته اند. اعتراضات مردمی برای نجات دریاچه ارومیه، تشکیل زنجیرهای انسانی برای نجات کارون و اعتراضات مردمی علیه آلودگی هوا در برخی شهرها، همچنین اعتراضاتی که با خواست پرداخت غرامت به خسارت دیدگان شاهد آن بوده ایم و صدها مورد دیگر، نیروی اصلی در مقابل رژیم اسلامی سرمایه داران در تخریب محیط زیست بوده است. اکنون میتوان گفت که مبارزه برای حفظ محیط زیست به یک مساله و خواست عمومی و جزئی از آگاهی و فرهنگ سیاسی مردم در مبارزه علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

این حق همه شهروندان و نسلهای آتی است که از هوای پاک و سالم، آب پاک، مواد غذایی سالم و زیستن در یک طبیعت سالم و امن برخوردار باشند. پاسداری از محیط زیست طبیعی باید در صدر اولویت های هر گونه فعالیت اقتصادی و صنعتی قرار گیرد. حزب کمونیست کارگری برای تامین محیط زیست سالم بر این محورهای اساسی تاکید میکند :

١- جمهوری اسلامی عامل مستقیم تخریب و آلودگی فاجعه بار محیط زیست در ایران است و برداشتن هر گامی در جهت حفظ محیط زیست مستلزم مقابله با این حکومت و عقب راندن آنست. پیشرفت و تحول اساسی در زمینه حفاظت از محیط زیست در ایران تنها با سرنگونی این حکومت امکان پذیر است.

٢- همه اقدامات و برنامه هایی که بخاطر منافع سودجویانه سرمایه داران منجر به تخریب و یا آلودگی محیط زیست می شود باید فورا متوقف شود و غیرمجاز اعلام گردد

٣- نهادهای کارشناسی محیط زیست منتخب مردم باید بر شرایط کار و تمام جنبه های محیط زیست نظارت و کنترل داشته باشند و تصمیمات آنها عملی شود. این حق بی چون و چرای ساکنین کشور و نمایندگان مستقیم آنها است که تاثیرات فعالیت های دولت و بنگاه های مختلف بر محیط زیست را کنترل و بررسی کنند. تشکیل و فعالیت سازمانها و نهادهای مردمی وغیردولتی در زمینه محیط زیست، نباید نیاز به هیچگونه مجوز دولتی وامنیتی دشته باشد.

٤- باید بطور دائم و منظم بودجه و امکانات لازم برای حفظ و سالم تر کردن محیط زیست و انجام تحقیقات در این باره اختصاص یابد. در عین حال دولت موظف است در همه عرصه های مختلف تولید و صنعت، کشاورزی، سد سازی، خانه سازی، ترافیک، احداث جاده و غیره اولویت های زیست محیطی را رعایت کند. منابع و امکانات کشور در همه عرصه ها باید بگونه ایی بکار گرفته شود که زمینه مساعدی را برای حفظ و بهینه سازی محیط زیست فراهم آورد.

٥- در عرصه صنعت و تولید، در تولید خودروها و کلیه ماشینهائی که منبع انرژی آنها سوختهای فسیلی است، در عرصه ترافیک و حمل و نقل، و در امر کنترل فنی و منظم کلیه خودروها و ماشینهای صنعتی در حال کار، باید آخرین دستاوردها و موازین بین المللی حفظ محیط زیست و تامین سلامت و بهداشت جامعه بکار گرفته شود. دولت موظف و ملزم به اجرای این موازین و استاندادرها است.

٦- از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای باید قاطعانه جلوگیری شود.سلاحهاى کشتار جمعی نظیر سلاح های اتمی، شیمیایی و بیولوژیک باید در سطح جهان نابود شوند. پخش پارازیت برروی سیستمهای ماهواره ای توسط جمهوری اسلامی که جدا از تعدی به آزادیهای فردی، سلامتی افراد را نیز بخطر می اندازد و هرنوع پروژه و طرح دیگری که به محیط زیست و سلامتی مردم آسیب میرساند باید فورا متوقف شود.

٧- کل پروژه هسته ای جمهوری اسلامی و پروژه های وابسته به آن همچون تغییر مسیر رودخانه ها به منظور استفاده در نیروگاههای هسته ای و امثال اینها باید فورا متوقف شود. استفاده نظامی و یا غیر نظامی از انرژی هسته ای، با توجه به خطرات فوری و درازمدت استفاده از این نوع انرژی بطور کلی و مشخصا با توجه به فساد و دزدی و ارتشا و بی توجهی مطلق به حفاظت و سلامت جامعه که از خصوصیات جمهوری اسلامی است میتواند نتایج هولناک و مرگباری برای مردم و محیط زیست داشته باشد.

٨- رایگان کردن استفاده از شبکه اتوبوسرانی و متروی درون شهری و گسترش و بهبود وسایل نقلیه عمومی به منظور کاهش تردد خودروهای شخصی و به حداقل رساندن آلودگیهای ناشی از مصرف سوخت خودروها .

٩- توقف همه طرح ها و بویژه پروژه های نظامی که منابع آب را درکشور تهدید می کنند، اجرای هر چه سریعتر طرح های عملی برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه ها، رودخانه ها، تالابها و منابع آبهای زیرزمینی..

١٠- جنگل ها ومراتع نقشی تعیین کننده در تامین هوای پاک وتثبیت خاک وپیشگیری ازگرد وغبار دارند. استفاده بی رویه از جنگلها ومراتع باید قانونا ممنوع شود. طرح هایی به منظور تثبیت شن های روان و همچنین طرحهای مشخص و ضربتی ای برای سالم سازی هوا نظیر گسترش جنگلها و مناطق سبز باید توسط دولت به اجرا گذاشته شود.

حفظ محیط زیست و مبارزه با روندهای مخرب و خطرناک کنونی، نیازمند توجه و دخالت و مبارزه گسترده بخشهای هرچه وسیعتری از مردم است. باید جمهوری اسلامی را بعنوان عامل مستقیم تخریب محیط زندگی مورد تعرض قرار داد.

حزب کمونیست کارگری همه مردم را فرا میخواند که با دفاع فعال از محورهای این بیانیه، مبارزه گسترده و همه جانبه ای را برای عقب راندن حکومت اسلامی و تضمین یک محیط سالم و قابل زیست به جریان بیندازند. سرنگونی جمهوری اسلامی با قدرت انقلاب مردم، در عین حال گامی حیاتی و تعیین کننده در جلوگیری از تخریب محیط زندگی است.

دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
۱۰ آوریل ۲۰۱۴ - ۲۱ فروردین ۱٣۹٣

صفحه6 از6

connect1