26آوریل2017

سازمان جوانان کمونیست

WPI

WPI (87)

طبق گزارشات مختلفی که به حزب کمونیست کارگری رسیده است، معلمان طبق فراخوانی قرار گذاشته بودند ساعت ۱۰ صبح امروز ۳۱ تیرماه در مقابل مجلس دست به تجمع بزنند. هزاران معلم از تهران و بسیاری از شهرهای کشور بطرف مجلس حرکت کردند. نیروهای سرکوب شامل نیروی انتظامی و مزدوران لباس شخصی و ضد شورش با باتوم و سپر از قبل در مقابل مجلس و کلیه خیابان های اطراف مستقر شده بودند تا مانع تجمع معلمان شوند. علیرغم این معلمان زیادی خود را به مقابل مجلس رساندند. سرکوبگران از بدو حضور معلمان دست به متفرق کردن آنها زدند اما با مقاومت معلمان مواجه شدند. دهها نفر را دستگیر کردند تا به هر قیمت جلو تجمع را بگیرند. طبق گزارشی بین صد تا دویست معلم را دستگیر کرده و به ماشین هایی که در اطراف مجلس مستقر کرده اند منتقل کردند. سر و صدای اعتراضی معلمان زن مانع دستگیری تعداد بیشتر شده است. معلمان دستگیر شده از تهران و شهرهای مختلف از جمله مشهد، اصفهان، قزوین، شهر کرد، ارومیه، ساری، مریوان هستند.

علیرغم دستگیری گسترده، معلمان به مقاومت و تلاش برای تجمع و شعار دادن ادامه دادند. بطور موضعی تجمع کردند، دستها را بعلامت پیروزی بالا بردند و شعار معلم زندانی آزاد باید گردد سر دادند. معلمان معترض جلو برخی ماشین هایی که معلمان دستگیر شده در آنها بودند را نیز سد کردند و مانع حرکت ماشین ها شدند.

طبق گزارشات مختلف، نیروهای سرکوب حتی مانع توقف قطار مترو تهران در ایستگاه بهارستان شده اند و اینرا داخل مترو به مسافران اعلام کرده اند. فضای مقابل مجلس و خیابان ها و کوچه های اطراف حالت غیر عادی دارد و نیروهای سرکوب از مغازه داران هم خواسته اند بیرون مغازه نایستند و به داخل مغازه های خود بروند. یکی از معلمان در گزارشی که برای ما ارسال کرده میگوید:

«پلاکاردهایی با شعار خط فقر سه میلیون حقوق ما یک میلیون. ما همه عبدی هستیم. آموزش را کالایی نکنید. حقوق شهروندی ما و زندگی انسانی با خود داشتیم که نتوانستیم بلند کنیم و منتظریم ببینیم امکان تجمع پیدا میکنیم یا نه. ممکن است امروز نگذارند اعتراض خودمان را نشان دهیم. ولی ما ساکت نمی مانیم. همیشه راهش پیدا میشود. اسماعیل عبدی و معلمان زندانی باید آزاد شوند. ما حق و حقومان را میخواهیم».

معلم دیگری نوشته است: «امروز با جمعی از همکاران معلم و با تعدادی از پرستاران که بصورت پیمانی کار میکنند، قرار داشتیم تا به مقابل مجلس برویم. دوستان پرستار سه پلاکارد همراه داشتند: معلم، پرستار اتحاد، اتحاد. حقوق بالای خط فقر حق مسلم ماست. تحصیل رایگان، درمان رایگان حق مسلم ماست. در چند دسته بطرف بهارستان حرکت کردیم. هر چه به میدان نزدیک تر میشدیم فضا امنیتی تر میشد. چقدر ترسیده بودند. نیروی زیادی علیه ما معلمان بسیج کرده بودند. فضا سنگین بود و معلمان را متفرق میکردند. نتوانستیم پلاکاردها را بلند کنیم. اگر تجمع امروز صورت میگرفت بدون شک گسترده تر از همه تجمعات تا کنونی بود».

و گزارش دیگری اینطور نوشته است: «ما دوباره به طرف مجلس برگشتیم. معلمان هنوز در اطراف مجلس پراکنده اند. پلیس نمیگذارد کسی جمع شود ولی ده قدم آنطرف تر در میدان دوستان شعار معلم زندانی آزاد باید گردد را سر دادند. دوستان دیگری از سوی دیگر آنرا تکرار کردند. هنوز معلمان در محل پخش هستند. امروز اگر چه نتوانستیم جمع شویم، اما پیام اعتراض خودمان را رساندیم. از جلوی مغازه داری رد میشدم، میگفت درود بر معلمان. و این گفته او نشان میداد که ما کار خودمان را کرده ایم».

امروز اوباش خامنه ای و روحانی، سرکوبگران حکومت اسلامی، جلو تجمع سازمان یافته معلمان را گرفتند اما معلمان با حرکت امروز خود اعتراضشان را نشان دادند و با تجربه مبارزاتی زیادی که اندوخته اند و شبکه ها و گروههای مختلفی که ایجاد کرده اند، سازمان یافته تر و قدرتمندتر به میدان خواهند آمد. جلو طوفان اعتراض معلمان و مردم را نمیتوان گرفت. روحیه مصمم معلمان در حرکت امروز نشانه محکمی از طوفانی است که در راه است.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۳۱ تیرماه ۱۳۹۴، ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۵

حمله انتحاری وحوش اسلامی به تجمع جوانان در شهر سوروچ ترکیه در روز دوشنبه ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیرماه) خشم و نفرت میلیون ها نفر در سراسر جهان را برانگیخته است. در این حمله جنایتکارانه نزدیک به پنجاه نفر کشته و صد نفر مجروح شده اند.

این حمله جنایتکارانه، به یک اردوی ۳۰۰ نفره که برای اعلام همبستگی با مردم کوبانی و به منظور شرکت در بازسازی کوبانی برپا شده بود، صورت گرفته و شواهد نشان میدهد که داعشی ها مرتکب آن شده اند. اما انگشت اتهام همچنین به طرف دولت ترکیه نیز هست. هزاران نفر از مردم ترکیه امروز در اعتراض به این جنایت در شهرهای مختلف این کشور دست به راهپیمایی زدند و حزب عدالت و توسعه وابسته به اروغان را بعنوان حامی داعش محکوم کردند و پلیس ترکیه نیز تلاش کرد از جمله با ماشین آب پاش و گاز فلفل مردم را متفرق کند. دولت ترکیه مستقیم و غیر مستقیم از داعش حمایت میکند و دست آنها را برای حمله به کوبانی باز گذاشته است. از جمله حمله غافلگیر کننده داعش به کوبانی و کشتار مردم بیدفاع این شهر در اوایل تیرماه بدون حمایت و یا اطلاع نیروهای نظامی و دولت ترکیه صورت نگرفته است.

برای مقابله با جنایتکاران داعش باید دولت های حامی آنها از جمله دولت ترکیه و دولت عربستان را نیز در سطح جهان تحت فشار گذاشت و آنها را رسوا کرد. در تظاهرات امروز مردم استانبول بنری بود که روی آن نوشته شده بود: دولت اسلامی شکست خواهد خورد، مردم پیروز خواهند شد. و باید اضافه کرد که دولت های اسلامی و جنبش اسلامی، اعم از دولت اسلامی داعش یا جمهوری اسلامی ایران تنها با جنبش های توده ای مردم به زانو درخواهند آمد.

حزب کمونیست کارگری این جنایت را شدیدا محکوم میکند و خود را در غم و اندوه خانواده های جانباختگان شریک میداند. حزب کمونیست کارگری مردم آزادیخواه در ترکیه و ایران و در سراسر جهان را به گسترش مبارزه علیه شاخه های مختلف تروریسم اسلامی و علیه کلیه دول اسلامی و حامی جریانات اسلامی فرامیخواند. بشریت مترقی باید بلند شود و با صف بندی قدرتمندی علیه کل این جنایتکاران.

حزب کمونیست کارگری ایران

۳۰ تیرماه ۱۳۹۴، ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۵

سرانجام پس از یک دوره طولانی مذاکره میان جمهوری اسلامی و کشورهای ۵+۱ و در ادامه توافقات اولیه در لوزان، طرفین توافقنامه ای را امضا کردند که پس از تایید شورای امنیت سازمان ملل به اجرا گذاشته خواهد شد. جمهوری اسلامی محدودیت های گسترده ای در زمینه فعالیت های هسته ای را پذیرفت. سطح غنی‌سازی، تعداد سانتریوفیوژها، عملکرد رآکتور آب سنگین اراک و پذیرش پروتکل الحاقی برای بازرسی‌های گسترده‌تر از جمله موارد عقب نشینی جمهوری اسلامی است. در ازای آن قرار است در یک مدت زمانی معین تحریم های اقتصادی دول غربی علیه ایران قطع شود. تحریم تسلیحاتی بمدت ۵ سال و تحریم درمورد موشکهای بالیستیک بمدت ٨ سال ادامه خواهد یافت. بدین ترتیب با تسلیم جمهوری اسلامی به دولت آمریکا و دول اروپایی، فعالیت اتمی جمهوری اسلامی که اهدافی نظامی تعقیب میکرد، خسارات اقتصادی خردکننده ای به اکثریت مردم ایران تحمیل کرده و فضای ناامنی را بالای سر جامعه قرار داده بود، لااقل برای یک دوره چند ساله محدود میشود.

در این تردیدی نیست که این توافقنامه به معنای بهبود رابطه جمهوری اسلامی با دنیای غرب و ادغام شدن در اقتصاد جهانی نخواهد بود و کشمکش با دول غربی در زمینه های مختلف ادامه خواهد یافت. در میان باندها و محافل جمهوری اسلامی نیز این توافقنامه مبنای جدیدی برای تشدید و تعمیق کشمکش خواهد شد.

از نقطه نظر اکثریت عظیم مردم ایران که خواهان پایان یافتن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی و تحریم های اقتصادی بودند، این توافقنامه موفقیتی برای آنها و شکست سیاسی بزرگی برای جمهوری اسلامی محسوب میشود و راه را برای گسترش مبارزات توده ای برای منزلت و معیشت هموارتر خواهد کرد.

بخش هایی از حکومت و حامیانش از جمله اصلاح طلبان چنین تبلیغ میکنند که با این توافقات گشایش اقتصادی و فضای باز سیاسی ایجاد میشود و با عوامفریبی تلاش میکنند مردم را به طرفداری از روحانی سوق دهند و آنها را در انتظار معجزه دولت روحانی نگهدارند. اما توافقات اتمی به خودی خود به بهبود شرایط اقتصادی در زندگی مردم منجر نمیشود. جمهوری اسلامی برای "بازسازی اقتصادی" و جلب سرمایه های خارجی سعی میکند به سیاست ریاضت اقتصادی و تعرض به زندگی اکثریت مردم ادامه بدهد. نتیجتا هرگونه گشایش اقتصادی در زندگی مردم و هر گونه گشایش سیاسی و فرهنگی، صرفا در گرو تشدید اعتصابات و مبارزات کارگران و مردم محروم و زحمتکش و ادامه تعرض و پیشروی مردم خواهد بود. کارگران، زنان و جوانان باید برای عقب راندن حکومت و تحمیل خواست های خود به حاکمان مفتخور، صفوف خود را فشرده تر سازند، متحدتر شوند، شبکه های مبارزاتی خود را گسترش دهند و فضایی از اتحاد و همبستگی را برای پیشروی خود ایجاد کنند.

حزب کمونیست کارگری کارگران، زنان و جوانان و توده های وسیع مردم را فرامیخواند که این شرایط را به سکوئی برای پیشروی بیشتر در جهت تحقق مطالبات خود و گسترش مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل کنند.

۲۴ تیرماه ۱۳۹۴، ۱۴ جولای ۲۰۱۵

روز جهانی کارگر را به همه کارگران در ایران و در سراسر جهان تبریک میگویم!
سرمایه داری عصر ما با بحران همه جانبه ای روبروست. بحران عمیق و فراگیری که در بی افقی و درماندگی یک درصدیهای حاکم در قبال مصائبی که خود بوجود آورده اند متجلی میشود: بحران مزمن اقتصادی که دیگر حتی در دل اروپای صنعتی فریدمنیسم و ریاضتکشی پاسخگوی آن نیست، تشدید بیسابقه نابرابری و شکاف عظیم بین فقر و ثروت که خود کارشناسان و نهادها و دولتهای سرمایه داری هر روز در مورد "عواقب و خطرات" آن هشدار میدهند، رویگردانی توده مردم از سیستم حکومتی و احزاب سنتی بورژوازی در کشورهای "مهد دموکراسی" در آمریکا و اروپا - آنچه رسانه ها "بحران دموکراسی" مینامند و تشدید و وخیم تر شدن آنرا پیش بینی میکنند، میدان دادن به مذهب در غرب و شرق و افسارگیسختگی سیاه ترین و وحشی ترین دولتها و نیروهای مذهبی و قومی و عشیرتی نظیر داعش و حوثی و عربستان سعودی و جمهوری اسلامی، آلودگی و تخریب فزاینده محیط زیست و سوق دادن کل کره ارض به ورطه نابودی و غیره و غیره، اینها همه حاصل سلطه نظامی است که مشخصا بعد از فروپاشی شوروی، در شکل "ناب و خالص" سرمایه داری بازار آزاد بر کل دنیا حاکمیت بلامنازعی داشته است. هیچ زمان منجلاب سرمایه داری این چنین عریان و بیواسطه در برابر چشم جهانیان نبوده است.
میگویند آلترناتیو دیگری نیست، بسوزید و بسازید! اما توده های میلیونی مردم، نود و نه درصدیهای جهان، هیچگاه این شرایط را نپذیرفته و به آن تن نداده اند. تنها در چندسال اخیر، در دهه دوم قرن حاضر، از انقلاب تونس تا جنبش اشغال در نیویورک و لندن و از مقاومت پیروزمندانه کوبانی تا مارش عظیم پاریس علیه مذهب و تروریسم اسلامی، و تا قدرتگیری چپ و نیروهای ضد ریاضت کشی در یونان و اروپا، جهان شاهد بچالش کشیدن وضع موجود بوسیله توده های میلیونی مردم بوده است. اول مه روز نمایندگی شدن این مبارزه گسترده جهانی بوسیله طبقه کارگر و فراخواندن این توده عظیم مردم معترض به صف سوسیالیسم است.
این فراخوان بویژه در جمهوری اسلامی که مظهر تمام و کمال توحش و ارتجاع و در عین حال بحران حکومتی و بی افقی و درماندگی سرمایه داری عصر ماست، ضرورت و مبرمیت ویژه ای پیدا میکند.
در ایران اول مه امسال مقارن با تحولات و تکانهای شدید سیاسی است. از یکسو جمهوری اسلامی در تلاش برای نجات اقتصاد در حال فروپاشی اش ناگزیر به "نرمش قهرمانانه" و سرکشیدن جام زهر دیگری تن میدهد و از سوی دیگر مبارزه کارگران و معلمان و پرستاران برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط معیشتی شان ابعاد وسیعی پیدا میکند. سیاست حکومتی "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" به شکست کشانده میشود و تعرض تازه ای با شعار کارگری "معیشت، منزلت حق مسلم ماست" آغاز میشود. کارگران در راس و صف مقدم این تعرض قرار دارند. شرایط تازه زمینه مساعدی نه تنها برای جنبش کارگری و مبارزه بر سر افزایش دستمزدها، بلکه برای مبارزه بر سر منزلت: علیه مجازات اعدام، علیه بیحقوقی مفرط و بردگی جنسی زنان، برای آزادی زندانیان سیاسی، برای برخورداری جوانان و کل جامعه از یک زندگی در خور شان انسان قرن بیست یکم، و کلا برای اشاعه و توده گیر شدن آرمان و چشم انداز آزادی و برابری و رفاه به روایت طبقه کارگر فراهم میکند. مدتهاست در همه این عرصه ها اعتراضات و مبارزات پیگیری در جامعه ایران جریان دارد. اگر جمهوری اسلامی عقب مانده ترین و ارتجاعی ترین حکومت سرمایه داری عصر ماست، مبارزه و اعتراض بیوقفه مردم ایرن علیه حکومت اسلامی سرمایه نیز متمدنانه ترین و آنسانی ترین آمال و آرزوهای بشریت امروز را نمایندگی میکند. اول مه روز اعلام کیفرخواست سوسیالیستی طبقه کارگر در این نبرد و در پیشاپیش صف عظیم نود و نه درصدیها در ایران و در سراسر جهان است!
حمید تقوائی
٢ اردیبهشت ١٣۹۴ - ٢٢ آوریل ٢۰١۵

باید بساط سرمایه داران و حکومت اسلامیشان را به آتش کشید!

یک دستفروش دیگر دیروز جان باخت!

سال 93 با خودسوزی یونس عساکره پدر دو کودک، دستفروش جان به لب رسیده در سالن شهرداری خرمشهر به پایان رسید. او بعد از چند روز  جان باخت. سال 94 با خودسوزی حمید فرخی، پدر سه فرزند، دستفروش جان به لب رسیده دیگر در مقابل سالن شهرداری منطقه 8 تبریز آغاز شد. حمید هم همین دیروز بعد از تحمل یک هفته درد جان باخت.

هر دو این کارگران با دستفروشی نان خانواده شان را تامین میکردند. و هر دو وقتی اقدام به خود سوزی کردند که شهرداری سرمایه داران اسلامی از تنها امید زنده ماندن یعنی دستفروشی محرومشان کردند. یونس بعد از بارها تخریب دکه میوه فروشی اش وقتی با جواب رد شهرداری برای کسب جواز مواجه میشود خود را به کام آتش میسپارد. حمید وقتی برای بازپس گیری بساطش به شهرداری مراجعه میکند و با جواب منفی و تمسخر ماموران شهرداری روبرو میشود خود را به آتش میکشد. 

معاون استاندار خوزستان با وقاحت کم نظیری اقدام یونس را "غیرانسانی و غیرشرعی" اعلام کرده بود. سایت اصولگرایی به نام آناج هم با وقاحتی مشابه، حمید را "فردی که حتما به لحاظ روانی دارای مشکلات زیادی بوده" معرفی کرد که مرتکب کاری "غیر قانونی" و غیرقابل دفاع" شده است! از مقامات و بلندگوهای حکومتی که خود مسبب این اتفاقات جانگداز است انتظاری جز این درجه از خونسردی بیشرمانه در مقابل درد و رنج کارگران نیست.

تشییع جنازه یونس به تجمع اعتراضی گسترده علیه حکومت اسلامی با شعار "ما همه یونس هستیم" تبدیل شد. دفاع مردم از حق انسانی یونس عساکره و اعتراض به دولتی که مسئول مستقیم قتل او بود آنچنان گسترده بود که رژیم از ترسش مجبور شد نیروهای امنیتی اش را برای مدتی در خیابانهای خرمشهر نگه دارد. تردیدی نیست که نیروهای امنیتی حکومت اسلامی به هر نیرنگ و تهدیدی که بلدند متوسل شده اند تا تشییع جنازه حمید هم به نمایش اعتراضی علیه رژیم تبدیل نشود.

کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری، ضمن تسلیت صمیمانه به خانواده این دو کارگر جانباخته اعلام میکند که قاتل مستقیم این کارگران، حکومت سرمایه  داری اسلامی است. نظامی که از یکطرف بیکاری و فقر و بی تامینی را بر اکثریت عظیمی از جامعه تحمیل کرده است و از طرف دیگر با بی اعتنایی و بیرحمی تمام حتی کوچکترین منفذهای امرار معاش و کوچکترین دریچه های امید را هم در مقابلشان می بندد.

کارگران بیکاری که به دستفروشی روی آورده اید،         

مسبب خودسوزی یونس عساکره و حمید فرخی استیصالی است که حکومت اسلامی بر این عزیزان تحمیل کرده است اما باید با صدای بلند اعلام کنیم که خودسوزی راه نیست. سران این حکومت که در طول بیش از سی سال عمر نکبت بارشان امیدها و آرزوها و آینده  میلیونها انسان را آتش زده اند، با خودسوزی نه تنها دو نفر بلکه حتی دهها نفر هم  حتی خم به ابرویشان نمی آید.

 کارگران دستفروش،

فقط با اعتراض متحدمان میتوانیم از حق کار وزندگی و حرمت انسانیمان در مقابل چپاولگران حاکم دفاع کنیم. فقط با اعتراض متحد، اعتراضی که از حمایت خانواده ها و سایر کارگران و مردم عدالت طلب و آزادیخواه برخوردار است میتوانیم یاس و ناامیدی را که جان دردمند کارگران  دستفروش را خاکستر میکند به امید و اعتراض و آتشی سوزان تبدیل کنیم و  بساط حکومت سرمایه داران اسلامی را بسوزانیم و نابودش کنیم.    

 

نابود باد حکومت اسلامی سرمایه داران

کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری ایران

اول اردیبهشت 1394، 21 آوریل 2015

یکسال دیگر تحت حاکمیت سرمایه گذشت و زمین گرم تر و آلوده تر و نابرابرتر شد. "آکسفام" اعلام کرد که طی سالهای پس از بحران اخیر (۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴) دارایی یک درصدی ها از ۴۴ به ۴۸ درصد کل ثروت جهان افزایش یافت؛ و پیش بینی کرد که در سال ۲۰۱۶ ثروت یک درصدی ها بیش از کل ۹۹ درصد باقی جمعیت جهان خواهد شد! در سالی که گذشت اعدام و زندان در کشورهایی نظیر ایران گسترش یافت. ارتش ها بر زرادخانه های خود افزودند و مهاجرین بیشتری در دریا غرق شدند. بحران حکومتی بورژوازی عیان تر شد و جنگ و جنایت دول سرمایه داری و جنبش های مذهبی و قومی مناطقی چون عراق و سوریه و یمن و غیره را در وحشت و نابودی فرو برد. امید بر این زمین اسیرسرمایه داری تنها در جایی جرقه زد که صف ۹۹ درصدی ها از زندگی و آزادی دفاع کرد؛ از جمله در یونان بر علیه ریاضت کشی اقتصادی، در کوبانی و پاریس در برابر داعش و اسلام سیاسی، و در ایران علیه اسید پاشی حکومت اسلامی و برای افزایش دستمزد!

در ایران اول مه در شرایطی فرا میرسد که فضای جدید اعتراضی گسترده ای در جامعه شکل گرفته است که محور آن را اعتصابات کارگران، معلمان و پرستاران برای افزایش دستمزد شکل میدهد. جمهوری اسلامی زیر فشار اعتراض عمومی جامعه، تناقضات درونی خود و موقعیت بین المللی رو به وخامتش ناگزیر شده است تا از"انرژی هسته ای حق مسلم ماست" به "نرمش قهرمانانه" عقب بنشیند. این وضعیت، بحران مزمن جمهوری اسلامی را در نقطه عطف تعیین کننده ای قرار داده است. با "توافق لوزان" جمهوری اسلامی در راهی بی برگشت قدم گذارده که در هر حالت همه تناقضات اقتصادی، سیاسی، حکومتی و ایدوئولوژیک آن تشدید خواهد شد. جمهوری اسلامی بی تردید کوشش خواهد کرد تا ورشکستگی اقتصادی اش را بردوش کارگران و مردم بشکند؛ با اعدام و فضای رعب جلوی اعتراض مردم را بگیرد و تناقضات درونی خودش را تخفیف بدهد؛ و برای جایگزین کردن شعارهای ضد آمریکایی معمولش، انبان ارتجاع ناسیونالیسم ایرانی -  شیعی را زیر و رو کند. بعبارت دیگر جمهوری اسلامی برای بقاء و حل تناقضات خود دست به تلاشی مضاعف خواهد زد، اما در همانحال جامعه ایران را به پرتگاهی مهیب تر سوق میدهد. آن نیرویی که میتواند جلوی این روند را بگیرد و آنرا معکوس کند، یعنی  بحران جمهوری اسلامی را به نفع جامعه حل کند، همان نیرویی است که در هر گوشه کنار از اعتصابات معلمان و کارگران تا مقابله با اسیدپاشی و حجاب، از برپایی اجتماعات فرهنگی و هنری در دانشگاه تا دفاع از محیط زیست و حق حیوانات بپاخاسته است. در مرکز این جنب و جوش شورانگیز نیروی کارگر و چپ جامعه قرار دارد که با شعار "معیشت، منزلت حق مسلم ماست" خود نقش اساسی در عقب راندن جمهوری اسلامی به موقعیت فعلی داشته است.

اول مه امسال فرصت مغتنمی است تا این صف آزادیخواهی و برابری طلبی برای ایفای نقشی فعال در شکل دهی آینده سیاسی ایران آماده شود. باید از این سنت قدیمی و جهانی کارگران استفاده کرد و اتحاد و تشکل کارگران و همه مردمی که دراستثمار و نابرابری نفعی ندارند را تحکیم بخشید و گسترش داد. بویژه باید بر این تاکید کرد که با عقب نشینی های جمهوری اسلامی و فضای اعتراضی جدید موقعیت مساعدتری برای گسترش مبارزه جهت متحقق ساختن شعار "معیشت و منزلت" و کنار زدن بختک جمهوری اسلامی فراهم شده است. بطور مشخصتر، اول مه فرصتی است برای تحکیم اتحاد جهت گسترش اعتصابات و اعتراضات برای افزایش دستمزدها. فرصتی است جهت تقویت مبارزه برای آزادی کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی. فرصتی است برای بسط اعتراض علیه مجازات اعدام و ماشین آدم کشی جمهوری اسلامی. فرصتی است برای تاکید بر برابری بی قید و شرط زن و مرد و گسترش مبارزه برای الغاء عملی حجاب. فرصتی است برای اعلام انزجار علیه هرگونه تلاش جمهوری اسلامی برای دامن زدن به نفرت های قومی و مذهبی. در یک کلام اول مه فرصتی است برای قد برافراشتن طبقه کارگر بعنوان نماینده توده های عظیم مردم در برابر نظام اسلامی سرمایه در ایران و جلب بیشترین بخش های جامعه به مبارزه برای سوسیالیسم و رهایی انسان!

 

زنده باد اول ماه مه!

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۳۱ فروردین ۱۳۹۴، ۲۰ آوریل ۲۰۱۵

بعد از سالها تنش و مذاکره، بالاخره جمهوری اسلامی و دول غرب در لوزان سویس بر سر یک "چهارچوب" که قرار است مبنای "توافق نهایی" بر سر فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی باشد بیانیه ای مشترک صادر کردند. بیانیه ای که مبنای مذاکرات آینده برای رسیدن به توافق نهایی تا پایان ژوئن (۹ تیرماه) خواهد بود.

هر دو طرف - آنچنانکه انتظار میرفت - ادعا کردند که این یک توافق "برد، برد" است. اما تا جایی که به جمهوری اسلامی مربوط میشود بدلیل بن بست های اقتصادی و سیاسی و وحشت از انفجار جامعه مجبور به سرکشیدن جام زهر دیگری شد و از نقطه نظر اکثریت مردم ایران، عقب نشینی جمهوری اسلامی و هر درجه افسار زدن بر تلاش این حکومت برای اتمی شدن عملا برد مردمی به حساب میاید که سالهاست با شعار "معیشت، منزلت، حق مسلم ماست" در مقابل جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی، در مقابل "انرژی هسته ای، حق مسلم ماست"، ایستاده اند و مجبورش کرده اند به این "توافق" تن دهد.

جمهوری اسلامی در موقعیتی ناگزیر به تن دادن به این توافق شده است که اولا، اقتصادش ورشکسته و در حال فروپاشی است و جامعه در آستانه انفجار قرار گرفته است و ثانیا، موقعیتش به عنوان پدرخوانده اسلام سیاسی در جهان و منطقه تضعیف و زیر پایش بیش از پیش خالی شده است. دولت سر به جمهوری اسلامی در عراق کنار گذاشته شده است. سوریه در مغاک تنش خونین بشار اسد و جمهوری اسلامی از یکطرف و باندهای اسلامی سر به عربستان از طرف دیگر غرق است و آینده ای نامعلوم دارد؛ سودان و افغانستان و حماس از کمپ جمهوری اسلامی خارج شده اند و همه اینها گواه این است که جمهوری اسلامی در داخل کشور و در منطقه در موقعیتی متزلزل قرار گرفته است. دقیقا بخاطر این بن بست است که جمهوری اسلامی مجبور شد از ادعاها و جاه طلبیهای اسلامی و مالیخولیایی ضد غربی اش عقب بکشد و با "شیطان بزرگ" پای میز مذاکره بنشیند و چهارچوب اولیه توافق را امضا کند.

عقب نشینی جمهوری اسلامی راه پیشروی بیشتر مردم در مبارزه برای معیشت و منزلت را هموار میکند اما کارگران و مردم محروم نباید ذره ای توهم داشته باشند که "توافق اتمی" به خودی خود کوچکترین گشایش اقتصادی در زندگیشان به وجود بیاورد. رژیم به نام "بازسازی اقتصادی" و برای جلب سرمایه های خارجی تلاش میکند ریاضت اقتصادی را تشدید کند و دور تازه ای از تعرض به کارگران را شروع کند. اما در عین حال، "توافق اتمی" مردم ایران را در موقعیتی مساعدتر برای تعرض به حکومت قرار میدهد. جنگ جناحها تشدید خواهد شد و با هر درجه از رفع تحریمها، رژیم نخواهد توانست به توجیهاتی مثل تحریم اقتصادی چنگ بیاندازد. و بعلاوه شکست تلاش های اتمی حکومت به معنی باز شدن گارد حکومت در مقابل مردم و تعرض بیشتر فرهنگی و سیاسی مردم خواهد بود.
حزب کمونیست کارگری کارگران، زنان و جوانان و توده های وسیع مردم را فرامیخواند که مبارزات خود را علیه حکومتی که از جمله بخاطر پروژه های اتمی اش ۳۶ سال فقر و محرومیت را به آنها تحمیل کرده است، گسترش دهند و این شرایط را به سکوئی برای پیشروی بیشتر در جهت تحقق مطالباتشان و برای سرنگونی حکومت منحوس اسلامی تبدیل کنند.

قتل فرخنده توسط دستجات جنایتکار اسلامی در افغانستان، خشم و نفرت عمیقی در افغانستان و خارج از افغانستان برانگیخته است. زنان در حرکتی بیسابقه تابوت فرخنده را که به جرم سوزاندن قرآن وحشیانه به قتل رسید حمل کردند، امام جمعه کابل را از مراسم بیرون کردند و بدنبال آن هزاران نفر در کابل دست به تظاهرات زدند و با شعار ما همه فرخنده هستیم خواهان محاکمه قاتلین او شدند. مردم فتوادهندگان و سازماندهندگان این جنایت را که تحت حاکمیت باندهای مرتجع قومی و اسلامی در این کشور امکان عرض اندام دارند، میشناسند و خواهان دستگیری و محاکمه آنها شده اند. اعتراض در حال گسترش به شهرهای دیگر افغانستان است و علیرغم اینکه برخی مقامات دولت افغانستان این جنایت را توجیه کرده و با آن همراهی کرده بودند، با شدت گرفتن اعتراض مردم، یکی از مقامات دولت افغانستان اعلام کرد که قاتلین بازداشت خواهند شد.

جامعه افغانستان تحول عمیقی را از سر میگذراند. جنبش مدرن و ضد اسلامی قدرتمندی که در دهه های گذشته جامعه ایران را شخم زده و سیمای متفاوتی به جامعه ایران داده است، امروز در افغانستان شعله میکشد. حرکتی در زیر پوست افغانستان شروع شده و به سرعت در تار و پود این جامعه ریشه میدواند. جوانان از اسلام برگشته، زنان به حرکت درآمده و روحیه تعرضی آنها علیه سنت ها و قوانین اسلامی و ارتجاعی، مرتجعین و دولت افغانستان را به واکنش واداشته است. قتل فجیع فرخنده عکس العمل بزدلانه و وحشت زده آنها برای ارعاب مردم و عقب راندن این جنبش نوپا بود اما چنان پاسخی از مردم و بویژه زنان و جوانان افغانستان گرفت که لرزه بر اندام مرتجعین انداخت.

تحولات فرهنگی و ایدئولوژیک در افغانستان که با پشتوانه محکمی در میان مردم ایران روبروست، قصد ایستادن ندارد و با هیچ نیرویی قابل مهار کردن نیست. این تحولات به سهم خود بر ایران نیز تاثیر خواهد گذاشت. دنیا باید بداند که در افغانستان تنها سران قبایل و دستجات مذهبی و عقب مانده که نمایندگانشان در حکومتند، زندگی نمیکنند. یک جنبش مترقی و برابری طلبانه و نسلی از زنان و جوانان پیشرو دارند سیمای این جامعه را تغییر میدهند.

حزب کمونیست کارگری این تحولات را ارج مینهد و با تمام قوا در معرفی و تقویت آن در ایران و در سطح بین المللی خواهد کوشید. حزب از مردم ایران میخواهد که به این تحولات یاری رسانند. قتل فرخنده و دستجات تبهکار اسلامی را محکوم کنند و با برپایی مراسم یادبود فرخنده و با ارسال پیام و به اشکال مختلف دیگر، همبستگی خود را با حرکت زنان و جوانان افغانستان تحکیم نمایند.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۴ فروردین ۱۳۹۴، ۲۴ مارس ۲۰۱۵

روز سوم فروردین هزاران نفر از مردم خرمشهر و سایر شهرهای خوزستان در مراسم خاکسپاری یونس عساکره شرکت کردند تا همبستگی طبقاتی خود را با این جوان دستفروش نشان بدهند و به این وضعیت اعتراض کنند. یونس عساکره دستفروشی بود که در سن ۳۲ سالگی در روز ۲۵ اسفند در مقابل ساختمان شهرداری خرمشهر خود را به آتش کشید و در روز ۲ فرودین جان باخت.

طبق گزارشی که به ما رسیده است، مراسم خاکسپاری یونس از ساعت ۹ صبح با تجمع در خیابان‌های اطراف حسینیه‌ کوت‌ شیخ در خرمشهر شروع شد و هزاران نفر که عمدتا جوان بودند، در این مراسم شرکت کردند و با شعار حریه حریه (آزادی آزادی) خشم و نفرت خود را علیه فقر و محرومیت و ظلم و ستمی که به مردم میشود بیان کردند. علاوه بر مردم خرمشهر تعدادی نیز از آبادان و اهواز و برخی شهرهای دیگر در این مراسم شرکت داشتند.

خودسوزی یونس عساکره موجی از خشم و انزجار در میان مردم خوزستان دامن زده است. از جمله روز ٢٨ اسفند هزاران تن از جوانان در شهر اهواز با در دست داشتن عکس های یونس، دست به اعتراض زدند و این اعتراضات به درگیری با نیروی انتظامی منجر شد.

مردم قاتلین واقعی یونس عساکره و عاملین فقر و بیکاری و محرومیت خود را بخوبی میشناسند. تجمع مردم اهواز و حضور هزاران نفره مردم در مراسم خاکسپاری یونس و بلند کردن عکس او نه فقط بزرگداشت یونس و اعلام همدردی با خانواده او، بلکه اعتراض به دشمنان خود، به حکومتی که عامل خودسوزی یونس و فقر و بیکاری میلیون ها نفر است و اعلام آمادگی عمومی برای بلند شدن و یکسره کردن کار این حکومت است.

جانباختن یونس عساکره را صمیمانه به خانواده و بستگانش تسلیت میگوییم و مردم خوزستان و سراسر کشور را به اتحاد و یکپارچگی و دفاع از مبارزات یکدیگر برای سرنگونی حکومت اسلامی فرامیخوانیم.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۴ اسفند ۱۳۹۴، ۲۴ مارس ۲۰۱۵

این اتفاقی نبود که زنان کوبانی بعنوان قهرمانان مقابله با وحشیگری اسلامی داعش از سوی مردم آزادیخواه جهان ستایش شدند. اتفاقی نبود که زنان کارگر نظافتچی در یونان سمبل مبارزه پرشور و جانانه مردم این کشور در برابر ریاضت کشی اقتصادی شدند؛ مبارزه ای که منجر به قدرت گیری چپ در آن کشور شد و فی الحال اروپا را تکان داده است. این نمونه ها تنها تازه ترین مصادیق یک واقعیت عمومی تر اند. این واقعیت که زنان و جنبش رهایی زن در صف اول تلاش بشریت امروز برای رهایی قرار دارند. از ایران تحت حاکمیت اسلام گرفته تا ترکیه و هند و فرانسه و اسپانیا و غیره، هرجا اعتراض و مبارزه علیه استثمار و ارتجاع سرمایه داری هست، هرجا امید به تغییر و دفاع از مدنیت و انسانیت هست زنان بخش پیشتاز، مصمم و رادیکال حرکت را تشکیل میدهند.

 

اگر وقایع شورانگیز و امید بخش یکساله اخیر نظیر مقاومت مردم کوبانی در برابر داعش، تظاهرات میلیونها مردم پاریس در دفاع از آزادی نقد مذهب و مقدسات مذهبی و محکوم کردن حمله خونبار اسلامیون به یک نشریه چپ و رادیکال، قدرت گیری احزاب ضد ریاضت کشی در یونان و چشم انداز قدرت گیری شان در اسپانیا را نشانه هایی از موج جدیدی از قد علم کردن آزادیخواهی و مدنیت و چپگرایی در برابر دنیای وحشی بدانیم که راست و بورژوازی اعم از تروریسم اسلامی و تروریسم دول غربی و نئوکنسرواتیسم ورشکسته ایجاد کرده است، آنگاه باید این واقعیت را برجسته کرد که زنان و جنبش رهایی زن وجه تعیین کننده این تحول و تعرض اند.

 

این حقیقت را میتوان بخوبی در اوضاع ایران مشاهده کرد. جایی که زنان از همان روز اول با تظاهرات علیه حجاب در سال ۵۷ در برابر ارتجاع اسلامی ایستادند، رکن اصلی تظاهرات خیابانی سال ۸۸ بودند که رژیم را تا لبه پرتگاه برد و اکنون مقاومت و اعتراض توقف ناپذیر آنان به کابوس شبانه روز رژیم اسلامی تبدیل شده است. در سالی که گذشت رژیم اسلامی با عملیات مسخره علنی-مخفی مجلس از یکسو و اوباش بسیجی اش از سوی دیگر کوشید تا "امر به معروف" را از طریق اسیدپاشی به صورت زنان به اجرا درآورد. اما این جنایت با جوابی چنان محکم از سوی زنان و جنبش آزادی زن در ایران روبرو شد که نه فقط کل جناح ها بساط امر به معروفشان را برچیدند بلکه حتی اصلاح طلبان سابق روسری از سر برگرفتند و به فعالین مبارزه علیه حجاب تبدیل شدند. بعلاوه تردیدی نباید کرد که در دیگر عرصه های اعتراض برای تغییر اوضاع در ایران از جمله در اعتصابات و اعتراضات معلمان و پرستاران و همچنین جنب و جوش هایی که در دانشگاه ها دیده میشود زنان و جنبش آزادی زن نقش فعالی دارند. نقش مهم همسران کارگران اعتصابی در بافق نمونه درخشانی از حضور فعال زنان در این اعتراضات است.

 

در چنین موقعیت سیاسی بین المللی و داخلی است که هشت مارس روز جهانی زن فرا میرسد. این روز و اجتماعات و تظاهرات های آن فرصتی است برای تاکید براین موقعیت موثر و پیشتاز جنبش رهایی زن و همچنین فرصتی است برای انسجام بخشیدن به صفوف این جنبش و به پیش راندن آن. بی تردید مبارزه و اعتراض علیه زن ستیزی و وحشیگری جریانات اسلامی از داعش عراق و سوریه گرفته تا جمهوری اسلامی ایران تا بوکوحرام در آفریقا یکی از موضوعات اصلی هشت مارس امسال است. مکمل این طبعا اعتراض به مماشات دول سرمایه داری غرب با مذهب و ارتجاع مذهبی بطور کلی و اسلام سیاسی بطور اخص است.

 

در ایران باید لغو عملی حجاب و آپارتاید جنسی و جداسازی هایی نظیر جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاه ها را فعالتر از قبل در دستور گذاشت. حمایت از اعتصابات کارگران، معلمان، پرستاران   و همینطور مطالبات دانشجویان علیه تبعیض جنسیتی از دیگر موضوعات مهم دیگری است که باید در مرکز توجه اجتماعات و حرکات هشت مارس قرار گیرد.

 

حزب کمونیست کارگری ضمن شادباش روز جهانی زن دست تک تک فعالین جنبش رهایی زن را در برپایی هرچه با شکوهتر این روز میفشارد.

 

حزب کمونیست کارگری ایران

۷ اسفند ۱۳۹۳، ۲۶ فوریه ۲۰۱۵

 

صفحه5 از7

connect1