28جون2017

سازمان جوانان کمونیست

بخش شیرین شمس

بخش شیرین شمس (34)


*ورود زنان ایرانی به استادیوم ها در ایران یک گفتمان جدی، یک مطالبه رادیکال و پیشرو
با شروع بازی های لیگ جهانی والیبال در خرداد 966 و میزبانی ایران، یک بار دیگر گفتمان بر سر ورود زنان به استادیوم ها داغ شد و واکنش های اعتراضی به ممنوعیت زنان از حضور در اینگونه اماکن عمومی از سر گرفته شد.
اولین واکنش ها به سایت خرید بلیت برای این مسابقات بود که نشان میداد این بار هم عملا امکان خرید بلیت برای زنان وجود ندارد. هشدارهایی همچون "سهمیه خانم‌ها و آقایان به طور کامل از هم جدا است" و هشدار فریبکارانه ای همچون "متاسفانه سهمیه خانمها به اتمام رسیده" خشم کاربران در شبکه های اجتماعی را بوضوح نشان میداد.
در بازی لیگ جهانی والیبال به میزبانی ایران که روز جمعه 199 خرداد برگزار شد، تعدادی بسیاری از زنان موفق به خرید بلیت از طریق سایت رسمی فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی نشدند، و نیز زنان مراجعه کننده به استادیوم آزادی در همان روز، با درب های بسته مواجه شدند، تحت این عنوان که باید اسمشان در لیست از پیش تعیین شده می بوده. با این حال تعدادی انگشت شماری از زنان تحت عنوان حضور گزینشی 300 نفره، با نشان دادن کارت شناسایی در ورزشگاه 12000 نفری آزادی حاضر شدند. سهمیه ای که حتی در حین گزینشی بودن نسبت به دوره های قبل کاهش یافته بود. اما ورود تعداد محدودی از زنان ایرانی و رد شدن از فیلترینگ های موجود، تنها به این دلیل بوده که فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی در یک عقب نشینی و اما تعهد کاذب خود به قوانین فدراسیون بین المللی والیبال را تحت عنوان رفع تبعیض نشان دهد تا از میزبانی بازی های لیگ جهانی والیبال حذف نشود. روندی که فدراسیون های ورزشی جمهوری اسلامی در دو سال گذشته بکار گرفته اند اینست که تعدادی از بازیکنان، خانواده‌ها و کارمندان فدراسیون در جایگاه اختصاص یافته به زنان می‌نشینند تا نشان دهند در ایران محرومیتی وجود ندارد و این حرکت ریاکارانه در رسانه ها تحت عنوان حضور زنان در ورزشگاه بازتاب می یابد تا از حساسیت افکار عمومی هم کاسته شود. چرا که مطابق قوانین فدراسیون جهانی، اعمال محدودیت جنسیتی برای تماشای این رقابت‌ها غیرقانونی است. محمدرضا داورزنی معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای وزارت ورزش و سرپرست فدراسیون والیبال جمهوری اسلامی و نایب رئیس کنفدراسیون والیبال آسیا دو سال پیش در یک جلسه ای گفته بود:
"بعد از تهدید فدراسیون جهانی والیبال که در صورت اجازه ندادن به زنان برای ورود به ورزشگاه، والیبال ایران با محرومیت مواجه می‌شود، قرار بر این شد که شماری از زنان به صورت کاملا گزینشی وارد ورزشگاه شوند."
در این بین فایل ویدئویی اظهارات علم الهدی، امام جمعه مشهد که در اظهارات ارتجاعی و ضد زن، شهره خاص و عام است، در مورد حضور زنان ایرانی در استادیوم ها دست به دست چرخید. وی به حضور تعداد انگشت شمار زنان در ورزشگاه، اینگونه واکنش نشان داه بود: "ماه‌ رمضان یه عده زن و دختر را می‌برن تماشای والیبال با مردا بالا و پایین بّپرَن، جایشان ته جهنم است". بازنشر این اظهارنظردر جهت یادآوری ضدیت نظام جمهوری اسلامی با موجودیت زن بود که خشم مضاعف کاربران شبک های اجتماعی را برانگیخت.
روز دوشنبه 22 خرداد ۱۳۹۶ بازی مقدماتی جام جهانی 2018 روسیه، بین تیم فوتبال ایران و ازبکستان برگزار شد و همچنان زنان از ورود به استادیوم صدهزار نفری آزادی محروم ماندند. اما تعدادی از زنان و مردان تصمیم گرفتند در اعتراض به این ممنوعیت دست از تلاش نکشند و در یک همبستگی و برای ابراز وجود و حق خواهی در خیابانها بمانند و بنرهایی با شعار "ورود به استادیوم حق من است" را خیابان به خیابان بگردانند.
............
*محرومیت و ممنوعیت ورود زنان ایرانی به ورزشگاهها و مبارزه برای باز کردن درب های بسته؛
زنان ایرانی از حضور در ورزشگاههای ایران از ابتدای شکل گیری حاکمیت جمهوری اسلامی و در راستای سیاست‌های زن ستیز حاکمیت مبنی بر جداسازی جنسی، و حذف زنان از سطح جامعه، محدود و در اوایل دهه نود ممنوع شدند. در سال های دهه هفتاد و هشتاد، زنان و فعالین دفاع از حقوق زنان برای حضور در استادیوم های ورزشی بخصوص ورزش فوتبال، اقدام به تحرکات اعتراضی و اجتماعی زدند و مطالبه بر سر حق ورود زنان به استادیوم ها به عنوان یکی از مطالبات جدی جنبش نوین رهایی زن در جامعه تبدیل شد.
و اما در اوایل دهه نود و با حکم ممنوعیت ورود زنان ایرانی به استادیوم، مطالبه برای ورود زنان به اینگونه اماکن عمومی رنگ اجتماعی تر، اعتراضی تر، پیشروتر، رادیکالتر و بین المللی تری به خود گرفت. در طی سالهای گذشته تعدادی از زنان ایرانی با پوشش مردانه توانستند وارد ورزشگاه صدهزار نفری آزادی شوند و به گفته خود می خواستند سد ممانعت از ورود زنان را به این ورزشگاه که تحت عنوان ورزشگاه صد هزار پسری هم از آن یاد می شود، بشکنند. در شبکه های اجتماعی سِلفی های زنان دفاع از حق ورود زنان به استادیوم های ایرانی برجسته شد. حضور زنان ایرانی در ورزشگاه ها به عناوین مختلف، برای نمونه در آماده سازی و تمرینات تیم های ورزشی بیشتر شد. اعلام همبستگی بازیکنان مرد با زنان ایرانی کلید خورد؛ در بازی بسکتبال دانشکده مکانیک و کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، بعد از شروع مسابقه فینال بسکتبال دانشگاه صنعتی اصفهان، بازیکنان دو تیم خبردار شدند که از ورود زنان به ورزشگاه ممانعت بعمل آمده، ابتدا از مسئولین حراست دانشگاه خواستند که به زنان اجازه ورود به ورزشگاه دهند، وقتی رئیس مرکز تربیت بدنی دانشگاه مخالفت کرد، در یک اقدام همبسته مسابقه را متوقف کردند و فینال برگزار نشد. مردان و اعضاء خانواده ها با بالا بردن شعارهایی در داخل ورزشگاهها حمایت خود را از حق ورود زنان به ورزشگاهها اعلام کرده اند. مردان در نوشهر پشت درب های بسته ورزشگاه از زبان زنان شعار برای باز شدن درب ها سر دادند. هنرمندان و شاعرانِ در کنار مردم اقدام به تحرکات مختلفی در این زمینه زده اند. مستندهایی از ورود زنان به استادیوم و فیلمهایی در مورد محرومیت زنان از ورزشگاه ها ساخته شده است. در آخرین اقدام عملی مدافعین ورود زنان به استادیوم با بردن بنری که روی آن نوشته شده بود "سلام بر استادیوم" ، "نه به تبعیض" و "بعد از انتخابات هم می توانیم بیایم استادیوم" درمراسمهای تبلیغی در دوره انتخابات جمهوری اسلامی که غالبا در ورزشگاه ها برگزار میشد، نماینده حکومت را به چالش کشیدند. اقدامات دیگری در سطح بین المللی در همبستگی با زنان ایرانی و اعتراض به این نوع از ممنوعیت برای زنان ایرانی صورت گرفته است. بازیکنان تیم های ورزشی زنان سوئد و آلمان و مردان سوئد در مصاحبه ها با رسانه ها و در اینستاگرام های خود از حق ورود زنان ایرانی به استادیوم ها در ایران دفاع کرده اند. مطالبه حق ورود زنان ایرانی به ورزشگاه ها و اصرار و پافشاری زنان و فعالین حوزه دفاع از حقوق زنان در ایران و خارج، چنان به مطالبه ای مهم و جدی تبدیل شده که حتی کنفدراسیونهای ورزشی آسیایی و جهانی هم برای پایان دادن به این ممنوعیت پا به عرصه اعتراض به فدراسیون های ورزشی جمهوری اسلامی، تحت عنوان زیر پا گذاشتن تعهد این حاکمیت به فدراسیون های ورزشی بین المللی، گذاشته اند. این مطالبه چنان به مطالبه ای رادیکال و پیشرو تبدیل شده که حتی موجب تشدید اختلاف بین جناح ها و بخش های مختلف نظام جمهوری اسلامی شده است.
............
*سازماندهی اجتماعی و اقدامات عملی انقلاب زنانه برای لغو ممنوعیت ورود زنان ایرانی به ورزشگاهها در ایران
از جمله اقدامات صورت گرفته، فراخوان های اجتماعی انقلاب زنانه در کنش های علنی و اجتماعی در داخل و خارج از ایران بوده است. انقلاب زنانه همواره از همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب خواسته است که با توجه به امکانات، روابط و خلاقیت های خود در داخل و خارج ایران، دست به تحرکات و ابتکارهای اجتماعی و علنی در حمایت از حق ورود زنان به استادیوم ها بزنند و به تلاشهای خود برای شکستن دیوارهای ممنوعیت ورزشگاهها ادامه دهند تا حق زنان ایرانی از این بخش جامعه را تحقق بخشند.
انقلاب زنانه در خارج کشور با انتشار فراخوان های عمومی در همبستگی با زنان ایرانی، توانسته در شهرهای استکهلم سوئد در بازی دوستانه فوتبال ایران و سوئد، در ونکوور کانادا در خلال بازیهای فینال جام جهانی فوتبال زنان و در گوتبرگ سوئد در بازی فوتبال زنان ایران و سوئد، علی رغم ممنوعیت حمل شعار به داخل ورزشگاه، با بردن بنرها و شعارهایی در حمایت از حقوق زنان ایرانی توسط تماشاگران به داخل ورزشگاه، در یک سازماندهی اجتماعی اعتراض خود به جمهوری اسلامی را نشان دهد و همبستگی ایرانی های خارج از کشور جلب کرده و نیز جامعه جهانی را از بیحقوقی زنان در ایران مطلع سازد. فعالین انقلاب زنانه با براه انداختن گفتمان هایی در سطح رسانه های محلی خارج از کشور تلاش کرده اند که چهره واقعی جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت ضد زن را به مخاطبین معرفی کرده و از اینکه عوامل جمهوری اسلامی بخواهند فضای ورزشگاه را بدست بگیرند و با پرچم های این حکومت مزین کنند جلوگیری بعمل بیاورد. انقلاب زنانه با ارسال نامه هایی به فدراسیون های بین المللی والیبال و فوتبال از آنها خواسته که این حکومت را به خاطر نقض آشکار حقوق زنان محکوم کنند و تا زمانیکه زنان ایرانی بصورت عموم حق برخورداری از حضور در ورزشگاهها را نداشته باشند، حق میزبانی را از آن بگیرند.
............
*راه باز شدن درب های ورزشگاهها در ایران به روی زنان ایرانی
راه باز شدن درب های ورزشگاهها و شکست دیوارهای ارتجاع و ممنوعیت زنان ایرانی اینست که همه فعالین حوزه زنان مطالبه برای ورود زنان ایرانی به ورزشگاهها را تحت این عنوان که ورزشگاه‌ها بخشی از اماکن عمومی جامعه هستند و زنان باید از آن سهم داشته باشند را، به عنوان یکی از فعالیت های اصلی خود در دستور کار قرار دهند. ممنوعیت حضور زنان در هریک از اماکن عمومی جامعه می تواند بستری برای ممنوعیت های بیشتر و بی حقوقی های بیشتر باشد. زنان باید بیش از پیش با ایجاد جمع ها و تشکل های مردم نهاد و هدفمند حول این مطالبه به فعالیت های مختلف بپردازند؛ در مراکز فرهنگی، در فرهنگسراها و خانه های فرهنگ، حتی در کتابخانه های محل زندگی خود سمینار و کنفرانس ترتیب دهند، با توجه به اینکه مطالبه برای لغو تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها بسیار قوی است دانشجویان در دانشگاههای سراسر کشور این موضوع را به بحث بگذارند، باید در محل زیست و کار و تحصیل با براه انداختن گفتمان بر سر چگونگی رفع تبعیض علیه زنان، افکار عمومی را نسبت به بیحقوقی زنان حساس کرد. می بایستی در شبکه های اجتماعی بیش از گذشته فعال بود و با ایجاد گروه هایی هدفمند سعی در سازماندهی اجتماعی برای اقدامات توده ای و سراسری کرد. همه تلاشها چه در سطح شبکه های اجتماعی در اینترنت و چه در سطح جامعه باید در راستای بستر سازی برای سازماندهی قویتر و فراگیر تر صورت بگیرد. لازم است همه انسانهای آزادیخواه، برابری طلب و سکولار به این میدان مبارزه گام بگذارند، بازیکنان مرد از همه ورزشها و همه تیم ها با زنان ایرانی اعلام همبستگی کنند، هنرمندان و شاعران بیشتری پا به عرصه دفاع از مطالبات بحق زنان بگذارند، روزنامه نگاران و خبرنگاران نسبت به این محرومیت و ممنوعیت حساسیت بیشتری نشان دهند و فعالین دیگر حوزه های اجتماعی برای پیوستن به جنبش نوین رهایی زن در ایران بشتابند و فشارها و اعتراض های بین المللی بر جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی با قوانین ناقض حقوق زنان و حکومتی ریاکار که با گرفتن چند عکس از حضور معدود زنان در ورزشگاه میخواهد بر تبعیض های آشکار بر زنان سرپوش نهد، افزایش یابد. فقط با همبستگی و مبارزه مستمر است که میتوان موفق شد.

13ژوئن 2017 ، 23 خرداد 1396

....
?ارتباط با انقلاب زنانه ?

?صفحه فیسبوک انقلاب زنانه

facebook.com/womens.revolution1

?کانال تلگرام انقلاب زنانه
telegram.me/enghelabezananeh

پیامگیر انقلاب زنانه در تلگرام @sjktamas

?اینستاگرام انقلاب زنانه
instagram.com/women.revolution

?توئیتر انقلاب زنانه
twitter.com/enghelabezanane
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


از شهربانو تا شهردخت ؛ گِتوهایی که زنان را از جامعه جدا می کند

مهرماه سال 94 بود که "شهردخت" در خیابان کارگر شمالی واقع در منطقه 6 تهران که یک محیط دانشجویی است، به ‌صورت آزمایشی شروع به کار کرد تا به گفته محمدباقر قاليباف شهردار تهران محیط مناسبی برای گذران اوقات فراغت دختران بخصوص دختران دانشجو باشد.


شهردخت مکانی است ویژه زنان جوان که در راستای سیاست "تفکیک جنسیتی" و به شدت هر چه تمام سعی میکند با کشیدن دیواری بین زنان و جامعه، هر چه بیشتر جامعه را مردانه کرده و سهم زنان را از فضاهای عمومی آن به کمترین میزان ممکن برساند. این طرح که با هدف قرار دادن زنان جوانِ مشغولِ تحصیل و یا علاقمند به فعالیت های اجتماعی، دارد می رود در پنج منطقه مختلف دانشگاهی تهران راه اندازی شود، ما را به یاد حصار کشی های دوران حکمرانی هیتلر می اندازد. گتوهایی که برای یهودیان ساخته می شد تا آنها را از دیگر افراد جامعه جدا کند.
شهردخت، مکان حصار کشی شده یا بهتر است بگوییم "گتوی زنانه" ، این امکان را برای زنان بین سن 18 تا 35 سال بوجود آورده که زندگی اجتماعی خود را بدون الزام به حجاب اجباری در استراحتگاه، کافی شاپ، سالن ورزشی، سالن جشن و دور همی، برگزاری نمایشگاه‌های رایگان برای دختران دانشجو، اکران فیلم، اجرای موسیقی و کارگاه‌های آموزشی و برنامه‌های فرهنگی به مناسبت‌های مختلف، آتلیه و آرایشگاه، کافی نت و برپایی برنامه‌های مناسبت‌های مذهبی، تجربه کنند. با وجود عدم الزام رعایت حجاب در این مکان، با اینحال برنامه تشویقی تحت عنوان تجربه چهره خود با حجاب هم ترتیب داده شده است. قرار نیست حتما به این شهردخت برویم و از نزدیک ببینیم که چطور زنان در دیوارهای محصور از نظر فکری، اجتماعی و اقتصادی در سیاست های اسلامیزه کردن جامعه و جدا کردن زنان از کلیت جامعه به بازی گرفته شده اند.


بیش از یک‌سال از آغاز به کار این گتوی زنانه میگذرد و الهه عطايي مديركل بانوان شهرداري تهران به تازگي اعلام كرد تا پایان برنامه پنج‌ساله دوم شهرداری، پنج شهردخت در پهنه‌های مختلف دانشگاهی در تهران راه‌اندازی شود‌. و مناطق يك و سه تهران به ‌دليل قرار داشتن دو دانشگاه بهشتي و الزهرا هم قرار است در نيمه اول سال آينده صاحب شهردخت شوند. سوال اینجاست که چرا شهردخت بوجود آمد و در حال راه اندازی بیشتر است؟! آیا شهردخت تقاضائی از جانب زنان جامعه بوده و آیا مورد استقبال قرا گرفته؟! در مقابل چنین طرح های ارتجاعی که تلاش میکند زنان را از جامعه جدا کند چه باید کرد؟!
پاسخ را باید در عملکرد اجتماعی زنان و اتفاقا برخلاف سیاست های محدود کننده زنان جستجو کرد. هر چه میزان تمایل زنان برای تحصیل، سهم خواهی از جامعه، فعالیت ها و عرض اندام اجتماعی بیشتر میشود، سیاست های تفکیک جنسیتی هم حرفه ای تر عمل میکنند. مجموعه هایی چون شهربانوها که تحت عنوان مجموعه های فرهنگی ورزشی و تفریحی ویژه بانوان تعریف و راه اندازی شدند، و نیز شهردخت از این دسته سیاست ها هستند که تلاش در به حداقل رساند حضور زنان در جامعه دارند. هر چند اینگونه مجموعه ها از طرف زنان جوان، غالبا مورد استقبال قرار نمی گیرد و سطح انتظار مسئولین مربوطه را با توجه به تبلیغات برای پاتوق دختران و هزینه هایی که صرف می شود، تامین نمیکند اما می توانند تهدیدی برای موقعیت زن در جامعه باشد. با این روند اماکن عمومی بیشتری در جامعه به مردان اختصاص داده خواهد شد و لذا سهم قانونی زنان از جامعه کوچکتر از گذشته خواهد شد و بستر بی حقوقی و نابرابری قانونی زنان گسترده تر و لایه های آن بیشتر خواهد شد.


البته که مطالبه برای "لغو تفکیک جنسیتی" یکی از مطالبات جنبش های مختلف زنان، دانشجویی و خلاصی فرهنگی جوانان بوده است و تا به حال فعالیت ها و اعتراضات مختلفی حول این محور بخصوص در دانشگاهها صورت گرفته است، اما اینبار باید پا را فراتر از دانشگاهها گذاشت و به موازات دانشگاه، در سطح فعالین حوزه زنان و دیگر حوزه های اجتماعی و با دخالتگری روزنامه نگاران، مجموعه هایی چون شهربانو و شهردخت را به عنوان یک تهدید جدی برای موقعیت زن در جامعه، به یک گفتمان عمومی و اعتراضی تبدیل کرد. پلتفرم مشخص و سازماندهی حول آن و نیز همبستگی بین جنبش های مختلف از الزامات دوره مبارزاتی حال حاضر است. بنابراین فعالین باید با ترتیب دادن پلتفرمهایی، بر مطالبه "لغو تفکیک جنسیتی" و "سهم خواهی زنان از اماکن عمومی" قوی تر و محکمتر از گذشته تاکید کنند، خواهان پایان دادن به تولید و بازتولید "فرهنگ جنسیت" زده شوند. با توجه به اینکه در حال حاضر در سطح جامعه اعتراضی علیه تخصیص هزینه های کلان شهرداری به تفکیک جنسیتی وجود دارد، باید این اعتراض در سطح فعالین رهبری شود. در پلتفرم ها باید بر این تاکید گردد که این بودجه های کلان می بایست در راستای ارتقاء موقعیت زنان در جامعه اعم از ارتقاء سطح تحصیلی زنان آنهم از نوع رایگان، فعالیت های ورزشی و افزایش فرصت اشتغال زنان در جامعه به کار گرفته شود نه در راستای تقویت فرهنگ جنسیت زده و مردسالار، نه در راستای بی حقوقی قانونی زنان از اماکن عمومی و نه در راستای قطع ارتباط زنان از جامعه، و نه در ایجاد گتوهای زنانه.
شیرین شمس
۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱ فوریه ۲۰۱۷

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

یکی از اعضاء سازمان #فمن در اعتراض به #سکسیسم دونالد #ترامپ و سوء استفاده جنسی وی از زنان عریان شد و بیضه های پیکر مومی او را به نشانه اعتراض گرفت.
روز سه شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷ طی مراسمی که به قصد معرفی ترامپ در #مادرید #اسپانیا برگزار شد، یک عضو سازمان فمن طی یک اکشن اعتراض عریان، به بیضه های مجسمه از موم ساخته شده ترامپ چنگ زد و آنها را به نشانه اعتراض گرفت. وی با فریاد و شعار "به بیضه های مردسالاری چنگ بزنید"، بیانیه ضد زن ترامپ را به دنیا یادآوری کرد، بیانیه ای که طی آن ترامپ با تحقیر آمیزترین لحن ممکن، نسبت به زنان گفته بود:
"آلت جنسی زنها را بگیرید".
این اکشن سازمان فمن در واقع انعکاسی به سیاست های نرینه سالار و زن ستیز ترامپ به عنوان ریاست جمهور جدید ایالات متحده آمریکا است.
شیرین شمس
سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷

فیلم اعتراض عریان
https://goo.gl/wrce7y
را اینجا ببینید!

FEMEN GRAB BACK #Trump
Today FEMEN made an action against Trump's sexism and abuse of women, at the presentation of the Trump wax figure in Madrid.
With the slogan "Grab patriarchy by the balls", a FEMEN activist grabbed Trump by the balls.
That is Trump's stupidity and sexism, and remind the world of Trump bragging with his misogyn statement: "Grab them by the pussy".
GRAB PATRIARCHY BY THE BALLS!
Tuesday 17 January 2017

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: www.facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g

به بیضه های مردسالاری چنگ بزنید! اعتراض عریان فمن به ترامپ
یکی از اعضاء سازمان فمن در اعتراض به سکسیسم دونالد ترامپ و سوء استفاده جنسی وی از زنان عریان شد و بیضه های پیکر مومی او را به نشانه اعتراض گرفت.
روز سه شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷ طی مراسمی که به قصد معرفی ترامپ در مادرید اسپانیا برگزار شد، یک عضو سازمان فمن طی یک اکشن اعتراض عریان، به بیضه های مجسمه از موم ساخته شده ترامپ چنگ زد و آنها را به نشانه اعتراض گرفت. وی با فریاد و شعار "به بیضه های مردسالاری چنگ بزنید"، بیانیه ضد زن ترامپ را به دنیا یادآوری کرد، بیانیه ای که طی آن ترامپ با تحقیر آمیزترین لحن ممکن، نسبت به زنان گفته بود:
"آلت جنسی زنها را بگیرید".
این اکشن سازمان فمن در واقع انعکاسی به سیاست های نرینه سالار و زن ستیز ترامپ به عنوان ریاست جمهور جدید ایالات متحده آمریکا است.
شیرین شمس
سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷

FEMEN GRAB BACK
Today FEMEN made an action against Trump's sexism and abuse of women, at the presentation of the Trump wax figure inFEMEN GRAB BACK Madrid.
With the slogan "Grab patriarchy by the balls", a FEMEN activist grabbed Trump by the balls.
That is Trump's stupidity and sexism, and remind the world of Trump bragging with his misogyn statement: "Grab them by the pussy".
GRAB PATRIARCHY BY THE BALLS!
Tuesday 17 January 2017

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 

اخبار، توئیت ها و افشای آزار جنسی زنان در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی حکایت از یک خشونت و سرکوب سازمانیافته و هدفمند حکومتی علیه حضور زنان در تجمعات اعتراضی دارد. از آنجائیکه بخش عظیمی از شرکت کنندگان در این مراسم دولتی که در تاریخ 21 دیماه 95 برگزار شد، آن را به عنوان یک فرصت برای انعکاس اعتراض خود علیه وضعیت موجود تلقی کرده و در آن حضور بهم رساندند، از پیش نگرانی های زیادی را برای حاکمیت بوجود آورده بود. امنیتی و پلیسی کردن فضا با حضور قابل توجهی از ماموران نیروی انتظامی، گارد ضد شورش و ماموران امنیتی، گواه این بود که تمهیدات گسترده ای علیه حضور و تجمع مردم اندیشیده و اجرایی شده بود. و مضاف بر آن شواهدی از طرف شرکت کنندگان و حتی خبرنگاران دال بر اینکه لباس شخصی های زیادی و بصورت سازمانیافته و گسترده به آزار جنسی زنان می پرداختند، نشان میدهد حضور فعال، گسترده و پررنگ زنان چقدر میزان ضربه پذیری این رژیم را بالا میبرد تا جائیکه برای کاهش این ضربه پذیری دست به سرکوب اینچنینی میزند.

*آزار جنسی و تعرض و تجاوز به زنان از مختصات حکومتهای سرکوبگر و جریانات اسلامی است؛

تاریخ گواه اینست که حکومتهای دیکتاتور، تمامیت خواه و سرکوبگر همواره از آزار جنسی و تجاوز به زنان برای سرکوب مخالفین خود و مرعوب کردن جامعه استفاده کرده اند و مروری بر همین ده سال گذشته نشان میدهد این ابراز چگونه مورد استفاده حاکمیت های دیکتاتوری خاورمیانه بوده که بعضا سرنگون هم شده اند.
"ایمان العبیدی" زن جوان از لیبی که در مارس 2011 در جریان انقلاب و مبارزه مردم لیبی علیه قذافی با شجاعت خود را به خبرنگاران خارجی مستقر در یک هتل در تریپولی رساند و علیه تجاوز دسته جمعی لباس شخصی های قذافی به خود اعتراض کرد، جهان را متوجه جنایاتی کرد که در خلال اعتراضات از جانب نیروی سرکوبگر علیه زنان میشود. همچنین کمی پس از سرنگونی حسنی مبارک در مصر، افشای تجاوز گروهی جریانات اسلامی به زنان و خبرنگان در میدان التحریر قاهره دنیا را در بهت فرو برد، تجاوزی که به قصد خالی شدن میدان مبارزه از نیروی های رادیکال، سکولار و آزادیخواه و افتادن قدرت بدست نیروهای اسلامی صورت گرفته بود.
جمهوری اسلامی هم از این قائده تاریخی مستثنی نیست. یک حاکمیت تمامیت خواه مبتنی بر قوانین ارتجاعی اسلامی که از تجاوز به زنان باکره اعدامی و دیگر آزارها و خشونت های جنسی سیستماتیک در زندانها، تا تجاوز با شیشه نوشابه در کهریزک به معترضین سال 88 در کارنامه سرکوبگری و جنایاتش ثبت شده است. و اثبات می کند این نظام از این مکانیزم ارتجاعی، وحشیانه و ضد انسانی، چطور در سرکوب مخالفین و مرعوب کرده جامعه در راستای تداوم حیات خود استفاده کرده است. لذا آزار جنسی سازمانیافته زنان توسط لباس شخصی ها در تشییع جنازه رفسنجانی هم یک نوع ابزار حکومتی در راستای ترساندن و سرکوب زنان و برای جلوگیری از اعتراضی شدن فضا بوده است.

*روحیه اعتراضی جامعه، خطر تجمعات بعدی برای حاکمیت و نقش زنان؛

اعتراضات سال 88 علیه نظام جمهوری اسلامی و حضور فعال زنان بیش از پیش این مُهر را بر پیشانی جامعه ایران زد که زنان نیروی محرک، پیشگام و فعال اعتراض علیه وضعیت موجود هستند. همچنین اعتراضات چند ساله اخیر نشان داده که زنان نه تنها در پیشبرد جنبش نوین رهایی زنان بلکه در پیشبرد جنبش کارگری و تاکید بر مطالبات آن، در اعتراضات معلمان و پرستان، در پیشبرد و اعتراضات جنبش های زیست محیطی، و به رادیکالترین شکل ممکن در تقویت جنبش اعتراضی علیه دین و به لرزه درآوردن ارکان حاکمیت اسلامی نقش فعال، موثر و گسترده ای داشته اند. لذا با شدت گرفتن روحیه اعتراضی اقشار مختلف جامعه، زنان بیش از پیش خطری بالقوه و بالفعل برای حاکمیت سرکوبگر جمهوری اسلامی محسوب می شوند. با اینحساب هدف از آزار جنسی زنان در این مراسم در راستای جلوگیری از حضور فعال این قشر معترض جامعه در تجمعات بعدی هم، بوده است.

*در مقابل خشونت و آزار جنسی سازمانیافته علیه زنان چه باید کرد؛

یک همسبتگی بین زنان و مردان و بین همه اقشار تحت ستم جامعه و طرح یک برنامه استراتژیک آماده سازی و مقابله با آزار جنسی در صورت رخداد در تجمعات و اعتراضات الزامی است. با پیشروی جنبش اعتراضی علیه وضعیت موجود و صورت گرفتن تجمعات گسترده، آزارهای جنسی سازمانیافته حکومتی علیه زنان و حضور آنان هم پیش بینی میشود. لذا راه حل اینست که در وهله اول زنان بصورت گروهی و چند نفره متشکل از زنان و مردان با هم در تجمعات و اعتراضات حضور بهم برسانند. در صورتی که مورد آزار جنسی قرار گرفتند از افشای آن در محل به هیچ عنوان نهراسند و آن را به اطرافیان خود اعلام کنند و اطرافیان هم با همبستگی و همدلی آنها را در مقابله با این حرکتهای ارتجاعی یاری دهند و همراهی کنند.
و مهمتر و پیشتر از همه لازم است برای مقابله با تاکتیک های طراحی شده اینچنینی از طرف حکومت، فعالین و مردم معترض سازماندهی لازم و استراتژیک انجام دهند و از هم اکنون به فکر راه اندازی گروههایی باشند تا در طول اعتراضات، علیه آزارهای جنسی زنان به مقابله سیستماتیک و گسترده بپردازند. در حال حاضر تشکیل و راه اندازی گروههایی در سطح محله ها و مناطق شهری، طبق الگویی که در انقلاب مصر به اسم "گروه مقابله با تجاوز" بوجود آمد تا از اِعمال آزار و خشونت و تجاوز جنسی علیه زنان جلوگیری و در صورت رخداد با آن مقابله کنند بشدت ضروری است.

شیرین شمس
24دی 1395 – 13ژانویه 2017

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: www.facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g

آزار جنسی زنان در تشییع جنازه هاشمی رفنسجانی یک سرکوب سازمانیافته بود!

شیرین شمس-
اخبار، توئیت ها و افشای آزار جنسی زنان در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی حکایت از یک خشونت و سرکوب سازمانیافته و هدفمند حکومتی علیه حضور زنان در تجمعات اعتراضی دارد. از آنجائیکه بخش عظیمی از شرکت کنندگان در این مراسم دولتی که در تاریخ 21 دیماه 95 برگزار شد، آن را به عنوان یک فرصت برای انعکاس اعتراض خود علیه وضعیت موجود تلقی کرده و در آن حضور بهم رساندند، از پیش نگرانی های زیادی را برای حاکمیت بوجود آورده بود. امنیتی و پلیسی کردن فضا با حضور قابل توجهی از ماموران نیروی انتظامی، گارد ضد شورش و ماموران امنیتی، گواه این بود که تمهیدات گسترده ای علیه حضور و تجمع مردم اندیشیده و اجرایی شده بود. و مضاف بر آن شواهدی از طرف شرکت کنندگان و حتی خبرنگاران دال بر اینکه لباس شخصی های زیادی و بصورت سازمانیافته و گسترده به آزار جنسی زنان می پرداختند، نشان میدهد حضور فعال، گسترده و پررنگ زنان چقدر میزان ضربه پذیری این رژیم را بالا میبرد تا جائیکه برای کاهش این ضربه پذیری دست به سرکوب اینچنینی میزند.


*آزار جنسی و تعرض و تجاوز به زنان از مختصات حکومتهای سرکوبگر و جریانات اسلامی است؛


تاریخ گواه اینست که حکومتهای دیکتاتور، تمامیت خواه و سرکوبگر همواره از آزار جنسی و تجاوز به زنان برای سرکوب مخالفین خود و مرعوب کردن جامعه استفاده کرده اند و مروری بر همین ده سال گذشته نشان میدهد این ابراز چگونه مورد استفاده حاکمیت های دیکتاتوری خاورمیانه بوده که بعضا سرنگون هم شده اند.
"ایمان العبیدی" زن جوان از لیبی که در مارس 2011 در جریان انقلاب و مبارزه مردم لیبی علیه قذافی با شجاعت خود را به خبرنگاران خارجی مستقر در یک هتل در تریپولی رساند و علیه تجاوز دسته جمعی لباس شخصی های قذافی به خود اعتراض کرد، جهان را متوجه جنایاتی کرد که در خلال اعتراضات از جانب نیروی سرکوبگر علیه زنان میشود. همچنین کمی پس از سرنگونی حسنی مبارک در مصر، افشای تجاوز گروهی جریانات اسلامی به زنان و خبرنگان در میدان التحریر قاهره دنیا را در بهت فرو برد، تجاوزی که به قصد خالی شدن میدان مبارزه از نیروی های رادیکال، سکولار و آزادیخواه و افتادن قدرت بدست نیروهای اسلامی صورت گرفته بود.
جمهوری اسلامی هم از این قائده تاریخی مستثنی نیست. یک حاکمیت تمامیت خواه مبتنی بر قوانین ارتجاعی اسلامی که از تجاوز به زنان باکره اعدامی و دیگر آزارها و خشونت های جنسی سیستماتیک در زندانها، تا تجاوز با شیشه نوشابه در کهریزک به معترضین سال 88 در کارنامه سرکوبگری و جنایاتش ثبت شده است. و اثبات می کند این نظام از این مکانیزم ارتجاعی، وحشیانه و ضد انسانی، چطور در سرکوب مخالفین و مرعوب کرده جامعه در راستای تداوم حیات خود استفاده کرده است. لذا آزار جنسی سازمانیافته زنان توسط لباس شخصی ها در تشییع جنازه رفسنجانی هم یک نوع ابزار حکومتی در راستای ترساندن و سرکوب زنان و برای جلوگیری از اعتراضی شدن فضا بوده است.

*روحیه اعتراضی جامعه، خطر تجمعات بعدی برای حاکمیت و نقش زنان؛


اعتراضات سال 88 علیه نظام جمهوری اسلامی و حضور فعال زنان بیش از پیش این مُهر را بر پیشانی جامعه ایران زد که زنان نیروی محرک، پیشگام و فعال اعتراض علیه وضعیت موجود هستند. همچنین اعتراضات چند ساله اخیر نشان داده که زنان نه تنها در پیشبرد جنبش نوین رهایی زنان بلکه در پیشبرد جنبش کارگری و تاکید بر مطالبات آن، در اعتراضات معلمان و پرستان، در پیشبرد و اعتراضات جنبش های زیست محیطی، و به رادیکالترین شکل ممکن در تقویت جنبش اعتراضی علیه دین و به لرزه درآوردن ارکان حاکمیت اسلامی نقش فعال، موثر و گسترده ای داشته اند. لذا با شدت گرفتن روحیه اعتراضی اقشار مختلف جامعه، زنان بیش از پیش خطری بالقوه و بالفعل برای حاکمیت سرکوبگر جمهوری اسلامی محسوب می شوند. با اینحساب هدف از آزار جنسی زنان در این مراسم در راستای جلوگیری از حضور فعال این قشر معترض جامعه در تجمعات بعدی هم، بوده است.

*در مقابل خشونت و آزار جنسی سازمانیافته علیه زنان چه باید کرد؛


یک همسبتگی بین زنان و مردان و بین همه اقشار تحت ستم جامعه و طرح یک برنامه استراتژیک آماده سازی و مقابله با آزار جنسی در صورت رخداد در تجمعات و اعتراضات الزامی است. با پیشروی جنبش اعتراضی علیه وضعیت موجود و صورت گرفتن تجمعات گسترده، آزارهای جنسی سازمانیافته حکومتی علیه زنان و حضور آنان هم پیش بینی میشود. لذا راه حل اینست که در وهله اول زنان بصورت گروهی و چند نفره متشکل از زنان و مردان با هم در تجمعات و اعتراضات حضور بهم برسانند. در صورتی که مورد آزار جنسی قرار گرفتند از افشای آن در محل به هیچ عنوان نهراسند و آن را به اطرافیان خود اعلام کنند و اطرافیان هم با همبستگی و همدلی آنها را در مقابله با این حرکتهای ارتجاعی یاری دهند و همراهی کنند.
و مهمتر و پیشتر از همه لازم است برای مقابله با تاکتیک های طراحی شده اینچنینی از طرف حکومت، فعالین و مردم معترض سازماندهی لازم و استراتژیک انجام دهند و از هم اکنون به فکر راه اندازی گروههایی باشند تا در طول اعتراضات، علیه آزارهای جنسی زنان به مقابله سیستماتیک و گسترده بپردازند. در حال حاضر تشکیل و راه اندازی گروههایی در سطح محله ها و مناطق شهری، طبق الگویی که در انقلاب مصر به اسم "گروه مقابله با تجاوز" بوجود آمد تا از اِعمال آزار و خشونت و تجاوز جنسی علیه زنان جلوگیری و در صورت رخداد با آن مقابله کنند بشدت ضروری است.


شیرین شمس
24دی 1395 – 13ژانویه 2017


انتشار در وبسایت: صدف صمدی

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas


اشکهای ملانی را دیدید؟! در مقابل بیحقوقی و تحقیر زنان سکوت نکنید!
شیرین شمس-
وقتی اشکهای ملانی جاری شد، قلب هر انسان شریفی می بایستی به درد می آمد از این حجم وسیع بیحقوقی و تحقیر یک زن در ایران .
ملانی آوانسیان نوازنده ویولن گروه بنیامین تنها زن بیحقوق در ایران نیست. بلکه سمبلی از تبعیض ها و نابرابری و تحقیر ها اینبار روی صحنه است.
پایین کشیدن یک زن از روی صحنه به بهانه حرام بودن نواختن زنان، یکبار دیگر یادآوری می کند که هر آنچه که فرصت خواندن و نواختن به #زن نمی دهد، اجازه رقص و شادی نمی دهد، آزادی زن را در گرو خود گرفته است، قطعا پدیده ای است ضد زن.
بر هیچ کس پوشیده نیست که مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی محکوم به زن آزاری و زن ستیزی هستند و می بایستی در مقابل آزار ها و خشونت و تحقیرهای سازماندهی شده بر زنان پاسخگو باشند.
بر هیچ کس پوشیده نیست که قوانین اسلامی بر مبنای فرودست بودن "زن" نوشته شده و بستری عریض و طویل برای تبعیض علیه زنان و هرگونه بیحقوقی زنان را گسترده کرده است.
لذا یکبار دیگر باید در اعتراض به وضعیت موجود و همبستگی با ملانی و همه زنان در ایران، به هر طریق ممکن مطالبات بر حق خود را اعلام کنیم، و به عبارتی همه شبکه های ارتباطی خود، چه شبکه های اجتماعی در اینترنت و چه در بین روابط و فعالیت های اجتماعی خود، آن را به یک‌ گفتمان جدی تبدیل کنیم؛
ما زنان خواهان قطع کامل هر گونه دخالت مذهب در زندگی زنان و خواهان حذف هر گونه قوانین مرتجع و پوسیده و قرون وسطایی هستیم.
ما زنان خواهان برابری بی قید و شرط در حقوق شهروندی خود هستیم.
ما زنان خواهان یک زندگی انسانی شایسته یک زن در قرن و بیست و یکم، بر پایه قوانین جهانشمول، سکولار و مبتنی بر آخرین دستاوردهای مدرن انسانی هستیم.
شیرین شمس
۷دیماه۱۳۹۵- ۲۷دسامبر۲۰۱۶

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas


آقای روحانی ما زنان به حقوق شهروندی خود آشنا هستیم، شما بایستی جواب بیحقوقی های زنان را بدهید!

شیرین شمس-
آقای روحانی! شمایی که امروز از منشور حقوق شهروندی پرده برداری میکنید دیگر باید خوب بدانید که قریب به چهار دهه است که ما زنان در ایران یکی از بدترین شرایط تاریخی یک جامعه انسانی را تحت حاکمیتی تجربه می کنیم که اکنون خود شما در رأس آن قرار دارید. این تجربه های تلخ و مشقت بار زن بودن نه به دلیل عدم آشنایی با حق و حقوق شهروندی، بلکه به دلیل بیحقوقی های قانونی، دولتی و قضایی تحمیل شده بر ما زنان بوده است. به دلیل زن بودن و برای زن ماندن، انواع و اقسام بیحقوقی ها، تحقیرها و سرکوب ها توسط حاکمیت کنونی که خود شما جزء لاینفک آن هستید به ما تحمیل شده است.
بله آقای روحانی! شما خودتان جزء لاینفک این حاکمیت زن ستیز هستید و از عاملین و آمرینی هستید که همه حقوق شهروندی زنان را در گرو گرفته است. شما خود جزء افرادی هستید که باید در دادگاههای بین المللی به دلیل دست داشتن در نابودی زندگی میلیونها زن و قربانی کردن بخش عظیمی از جامعه ایران پاسخگو باشید!
آقای روحانی! ژست های دموکراتیک شما و آشتی طلبانه شهروندان و حاکمیت، برای ما دیگر کهنه، پوسیده و ناکارآمد است. ما می دانیم که این ژست ها صرفا در جهات حفظ منافع خودتان، منافع حاکمیت اسلامی و تداوم بخشی به آن است.
آقای روحانی! ما زنان به حقوق شهروندی خود و اتفاقا طبق قوانین سکولار، برابر، جهانشمول و طبق آخرین دستاوردهای بشری نه تنها آشنا هستیم، بلکه مبارزه برای باز پس گیری آنها از دست حاکمیت و قوانین زن ستیز اسلامی را در زندگی روزمره خود گنجانده ایم.
آقای روحانی! از این فرصت استفاده کرده و یکبار دیگر حق شهروندی زنان که امروز از آن تحت عنوان پلتفرم جنش نوین رهایی زن و تاکیدی بر مطالبات بر حق زنان با رویکردی انقلابی در عرصه زنان یاد می شود را اعلام می دارم؛
لذا این شمایید که باید در ازای بیحقوقی های قانونی، دولتی و قضائی زنان جواب پس دهید!
*لغو کامل همه قوانین مذهبی و مردسالار از قانون اساسی.
*لغو کامل حجاب اجباری.
*لغو کامل تفکیک جنسیتی در همه سطوح جامعه از وسائل نقلیه تا مدارس و دانشگاهها.
*برابری بی قید و شرط زن و مرد در سطح حقوق فردی و اجتماعی، در سطح فعالیتهای سیاسی، اداری، اقتصادی و قضائی هم در انتخابات و هم در واگذاری پست و مقام.
*شرایط تحصیلی برابر.
*برابری در فرصت های شغلی و همه قوانین کار و بیمه اجتماعی و نیز دستمزد برابر برای کار مشابه با ملاحظات قانونی دوران بارداری و زایمان زنان.
*برابری کامل در قوانین خانواده اعم از برابری در سرپرستی و مدیریت همه امور مربوط به کار خانگی، فرزندان، دارائی ها و برابری در ارث، و دیگر اموری که بصورت مشترک به زن و مرد مربوط می شود. به عبارتی لغو کامل همه امتیازاتی که تحت عنوان سرپرست خانواده به مرد داده شده است.
*برخورداری از حق برابر برای طلاق و حضانت کودکان در صورت جدائی برای زن و مرد.
*لغو قانون چند همسری و نیز لغو قانون صیغه نه فقط برای مردان متاهل، بلکه لغو کلی قانون صیغه در هر سطحی.
* وضع قوانین حمایت کننده از زنان و اعمال مجازات قانونی برای هر نوع اعمال خشونت، آزار جسمی و روانی، تحقیر و اعمال محدودیت علیه زنان در هر زمینه ای و بنا به هر دلیلی اعم از مذهبی، سنتی، مردسالار و ناموسی.
*لغو هر گونه نابرابری که تحت عنوان ناموس بر زن اعمال شده و ممنوعیت استفاده از الفاظی چون دوشیزه، بانو و خواهر که زن را مشخصا با توجه به موقعیت و ارتباطی که با مرد دارد تعریف می کند.
*لغو ممنوعیت سفر و اقامت زنان به تنهایی.
*به رسمیت شناختن زن به عنوان یک انسان با هویت مستقل و آزاد بر تصمیم گیری بر نحوه پوشش، سبک زندگی و ارتباطات اجتماعی، فردی و شخصی اعم از عاطفی و جنسی بدون دخالت هر نوع شخص حقیقی و حقوقی.
شیرین شمس
۳۰ آذر ۱۳۹۵ - ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶


انتشار در وبسایت: صدف صمدی

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 روز شنبه 17 سپتامبر 2016، در کلاب جوانان در استکهلم فیلم سینمایی ماستانگ(اسب وحشی) به نمایش درآمد. پس از نمایش فیلم، مخاطبین شروع به اظهار نظر در مورد فیلم کردند و هر کدام بخش های مهم و برجسته ی مد نظر خود را با دیگران به اشتراک گذاشتند.
 "ماستانگ (اسب وحشی)" فیلمی است درباره ی بزرگ شدن پنج خواهر نوجوان تحت شرایط بسیار سخت و محدود. نوجوانانی که تحت عنوان ناموس و زیر سایه سنت و مذهب و فرهنگ مردسالاری به بردگی گرفته می شوند. این فیلم به نوعی روایت زندگی میلیونها دختر نوجوان در خاورمیانه است. فیلم ماستانگ جزء فیلمهای برتر در اسکاندیناوی و جشنواره فیلم استکهلم 2015 و برنده جایزه بهترین فیلمنامه شده است.
 
 شیرین شمس به عنوان گرداننده بخش گفتگوی مخاطبین از این برنامه گزارش میدهد؛
 
 فیلم ماستانگ به نمایش در می آید و بعد از اتمام نمایش فیلم بحث و گفتگو آغاز می شود. گرداننده بحث نوبت ها را یادداشت میکند.
 
 میلاد به عنوان اولین فردی که وارد بحث می شود معقتد است که نبود یک نهاد دولتی و حمایت کننده از دخترانی که تحت ستم فرهنگ مردسالار و مذهبی زندگی خود را تجربه میکنند، نقطه ضعف بسیار بزرگ دولت اسلامگرای ترکیه است. میلاد با اشاره به تمرکز کارگردان به مسجدی در استانبول، به نقش جریانات اسلامی در گسترش بیحقوقی های تحمیلی به زنان اشاره میکند و می گوید فقط یک قانون برابر و سکولار است که می تواند تضمین کننده رهایی زنان از فرهنگ مردسالار و مذهبی باشد.
 
 مصطفی جوانی است بین مخاطبین که اشاره به شخصیت مبارز لاله به عنوان کوچکترین خواهر می کند و معتقد است که با مبارزه هست که میتوان امیدی به رهایی داشت.
 
 رضا یکی دیگر از شرکت کنندگان جوان این برنامه یادی از تجربه خود می کند و می گوید من در افغانستان قصد داشتم خواهرم را از شرایط سختی که در آن گرفتار بود با همراهی خودش نجات دهم، ولی متاسفانه به دلیل ساختارهای اجتماعی مشابه در فیلم ماستانگ که غالبا بر پایه مذهب و مردسالاری است در میانه راه از فرار دست کشید و به همان شرایط بازگشت. رضا تاکید میکند که زنها باید خودشان برای رهایی شان وارد عمل شوند، همانگونه که در فیلم ماستانگ بالاخره وارد شدند. نکته دیگر رضا اینست که نگاه فیلم به این بحران نگاه فمینیستی بوده و ستم به زنان را صرفا از جانب مردان به نمایش گذاشته است.
 
 در این بخش لاله زن جوانی در میان مخاطبین است که با مخاطب قرار دادن رضا می گوید که مشکل مردسالاری فقط مردان نیستند، در این فیلم دیدیم که چطور زنان خانواده بطور مثال مادر بزرگ آن پنج خواهر، نماینده فرهنگ مردسالار بود و چطور آنها را تحت فشار قرار میداد و برای آنها زندان ساخته بود.
 
 نوبت به زری می رسد. زری به عنوان یک زن میانسال معتقد است ستم بر زن موضوع جدیدی نیست. در بین تمام شخصیت های فیلم، شخصیت یاسین به عنوان مرد جوانی که به فرار دختران کمک میکند برای زری قابل توجه است و می گوید هستند مردانی که برای آزادی زنان تلاش می کنند.
 
 از بین مخاطبین مرد میانسالی دستش را بالا می برد. نامش هوشیار است و نکته ای در مورد تفاوت شهر و روستا می گوید. وی می گوید دخترانی که در روستا زندگی میکنند تحت شرایط سخت تر اجتماعی اند. در فیلم ماستانگ هم دختران در روستا به امید رسیدن به شهر-استانبول- در همان ترکیه، مبارزه برای رهایی را پیش گرفتند. در واقع وی معتقد است که محیط اجتماعی شهر نسبت به محیط اجتماعی روستا باز تر و جلوتر است. هوشیار به نقش متحدین لاله برای فرار، به عنوان مثال خواهرش، یاسین و معلم مدرسه اشاره میکند و می گوید لاله تنها فرد مبارز این فیلم نبود، این مبارز(لاله) یکسری متحدانی هم داشت.
 
 کیوان در بین مخاطبین جوان دیگری است که اشاره ای به قربانی شدن خود مردان تحت فرهنگ و قوانین مردسالار دارد و می گوید در سیستمی که مردسالاری حاکم هست نه تنها زنان بلکه مردان هم قربانی می شوند و از انسانیت بدور شده و به موجوداتی خشونت طلب تبدیل می شوند. کیوان اظهار تاسف میکند از اینکه عموی این پنج خواهر نوجوان، که سمبل یک فرد مردسالار و خشونت طلب بود، به این دختران تجاوز جنسی هم می کرد. وی با رویکردی اعتراضی عموی این دختران را که ادعای ناموس و ناموس پرستی میکرد و در عین حال به این نوجوانان تجاوز می کرد را محکوم می کند.
 
 کریم به عنوان یک فرد میانسال که در روستا به دنیا آمده و بزرگ شده در مورد تفاوت شهر و روستا صحبت میکند و می گوید مساله شهر یا روستا نیست. مساله اینست که چقدر جنبش های اجتماعی در آنجا فعال هستند. کریم به تجربه خودش اشاره می کند و می گوید که در روستایی در کردستان ایران و در یک خانواده سنتی و مردسالار زندگی کرده. ولی 13 سالگی مذهب را از زندگی خود کنار شده، آتئیست (بیخدا) شده و این تاثیر جنبش های سوسیالیستی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه در آن منطقه بوده.
 
 حسین از همراهان دیگر کلاب جوانان در استکهلم به وجود جنبش زنان در جامعه ترکیه و کلا خاورمیانه اشاره می کند و معتقد است که مبارزه لاله برای رهایی خود و دیگر خواهرانش، در راستای همان جنبش رهایی بخش زنان است که در جوامع سنت زده و مذهب زده خاورمیانه وجود دارد. در واقع این مبارزه را بخشی از مبارزه جنبش وسیع زنان میداند.
 
 فرحناز زنی است جوان که در برنامه نمایش فیلم حاضر شده و در این بخش می گوید که اسلام و مردسالاری و دولت و حکومت نقشی در ایجاد شرایط سخت برای زنان ندارند بلکه این باورها و سنت های غلط است که در برخی جوامع حاکم است. فرحناز از مادربزرگ پنج خواهر دفاع میکند و میگوید آن زن، زن دلسوزی بود و نوه هایش را دوست داشت ولی نمیدانست چطور باید رفتار کند. لذا ما نباید فرهنگ مردسالار و مذهبی و دولت را مقصر بدانیم. برای یک چنین جوامعی باید فرهنگسازی صورت بگیرد تا مردم فرهنگ درست یاد بگیرند. اینجا گرداننده بحث از فرحناز سوالی می پرسد مبنی بر اینکه این باورها و سنت های غلط با چه پشتوانه ای به زنان ستم میکنند؟ فرحناز پاسخ میدهد که همان باور و سنت های غلط که سالیان سال وجود داشته. گرداننده بحث سوال دیگری از فرحناز می پرسد مبنی بر اینکه این فرهنگسازی را چه شخص حقیقی یا حقوقی باید انجام دهد تا باورها و سنت های غلط از بین برود؟ فرحناز در پاسخ می گوید آموزش و پرورش و رسانه های جمعی. سوال بعدی گرداننده از فرحناز اینست که آموزش و پرورش و رسانه های جمعی در اختیار کدام شخص حقیقی یا حقوقی است که توسط آنها فرهنگسازی صورت بگیرد؟ فرحناز پاسخ میدهد "دولت".
 
 گیتی زن میانسال دیگری است که تاسف می خورد از وضعیتی که برای زنان در اینگونه جوامع رقم خورده. گیتی می گوید این دختران در همان روستا امکاناتی چون تلفن، کامپیوتر و غیره داشتند ولی اجازه استفاده نداشتند. گیتی می گوید داغ دلش با دیدن این فیلم تازه شده است.
 
 عاتکه از میانه سالن نوبت میگیرد. وی زن جوانی است که دو سال است خارج از ایران زندگی میکند. می گوید که دولت و قوانین در ایجاد فرهنگ مردسالار و یا برابر نقش بسزایی ایجاد میکند. اگر دولت قصد داشته باشد میتواند از طریق آموزش و پرورش و رسانه های جمعی برای فرهنگ برابر برنامه ریزی کند و اگر قصد نداشته باشد نمی کند. به همان اندازه اگر قصد داشته باشد جامعه را عقب نگهدارد سعی میکند از طریق همان آموزش و پرورش و همان رسانه های جمعی فرهنگ عقب مانده را به مردم جامعه تزریق کند.
 
 نفیسه زن جوان دیگری است که به تازگی از ایران خارج شده، دستش را بالا میبرد و می گوید که زنها خودشان بلدند که آزادی کنند، مشکل اینجاست که نمی گذارند زنها آزاد باشند. زنها میدانند فرهنگ چیست، آزادی چیست، برابری چیست، مثل همین فیلم ماستانگ که دختران نوجوان دوست داشتند به استادیوم بروند، ولی به آنها اجازه نمیدادند، دخترها در ایران هم میخواهند به استادیوم بروند ولی به آنها اجازه نمی دهند که وارد استادیوم بشوند و دربهای استادیوم ها را بروی آنها می بندند. پس مساله بر سر باورها و سنت های غلط نیست. مساله اینست که توسط قانون و دولت و بازتولید فرهنگ مردسالار در جامعه از طریق رسانه ها و آموزش و پرورش فعلی، آزادی از زنان سلب میشود.
 
 سهیلا که در ردیف جلو نشسته است از تجربه بزرگ شدن خود در یک خانواده سنتی و پدر مذهبی برای مخاطبین می گوید و معتقد است حالا که دولت ها اقدام به حل اینگونه مشکلات نمی کنند، در خانواده ها مادران می توانند نقش بزرگی در حمایت از فرزندان دختر داشته باشند.
 
 از بین صندلی های میانی سالن، مخاطبی نوبت میگیرد. نامش حسن است. وی به کارکرد سیستم حاکم اشاره میکند. سیستمی که مبتنی بر سنت و مذهب است و دست هر گونه ستم بر زن را باز می گذارد. حسن به جوامع اصطلاحا در حال توسعه اشاره میکند. جوامعی که در آن تقابلی جدی بین سنت و مدرنیته برقرار است. وی می گوید لاله جزئی از آن بخش مدرن جامعه است که نمیخواهد زیر ستم سنت و مذهب قرار بگیرد، بلکه میخواهد در شرایط موجود تغییر ایجاد کند. او ادامه میدهد که لاله نمونه افرادی هستند که در راستای تغییر شرایط موجود جلو می ایستند و افراد پیشرویی محسوب می شوند و میخواهند یک حرکت بزرگ در جامعه ایجاد کنند.
 
 رضا مخاطب دیگری است که در ردیف آخر سالن نشسته است. می گوید بسیاری از افرادی که تحت ستم هستند میدانند فرهنگ مدرن و آزاد چیست. لازم نیست که برای آنها فرهنگسازی شود بلکه آن فرهنگ و قوانین که ستم بر این قشر روا میدارد باید مورد نقد قرار بگیرد. رضا از همکاری عمه ی پنج دختر نوجوان یاد می کند و می گوید آن زن که ظاهرا یک زن سنتی است کمک می کند که حضور آن پنج خواهر در استادیوم، پیش عمو و مردان دیگر خانواده افشا نشود که جنجالی برپا شود، پس زنان در این روایت میدانستند که آزادی چیست، لذا آن فرهنگ و قوانین مردسالار است که باید از بین برود.
 
 ودا در ردیف میانی سالن نشسته است. زن جوانی است که می گوید فرهنگ و قوانین مذهبی صد در صد در تقویت باورها و سنت های غلط تاثیر گذار است و اشاره میکند به صحنه ای از فیلم ماستانگ که در آن خواهران زندانی شده اند. و تاسف میخورد از اینکه آنها چطور رویای شنا کردن در آب را روی رختخواب خود پیاده میکردند. ودا می گوید دولتها در جوامع خاورمیانه با وضع قوانین مذهبی و سنتی در دامن زدن به فرهنگ مردسالار نقش مهمی دارند. وی دولت را در تعیین حقوق زنان و موقعیت زن در جامعه دخیل میداند. ودا می گوید انسانهای یک جامعه می خواهند نفس بکشند و آزاد باشند و اگر نتوانند، باید مقصر اصلی را حاکمیت دانست که هیچ راهکاری برای حل اینگونه بحرانها در اختیار مردم جامعه نمی گذارد. ودا به مبارزه جمعی و قدرت همبستگی هم اشاره میکند و می گوید اگر لاله تنها بود شاید نمیتوانست موفق شود، لاله با همراهی و یاری دیگران موفق شد.
 
 لیدا مخاطب جوان دیگری است که می گوید ستم بر زن را نباید تقصیر دولت انداخت بلکه باید تقصیر خانواده ها انداخت. اینجا گرداننده بحث به خطاب به لیدا می گوید؛ در ایرن تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چطور میتوان نیروهای سرکوب مانند گشت ارشاد که به نوعی دستگاه سیستماتیک خشونت و آزار بر زنان هستند را نادیده گرفت. چطور میتوان مسئولین این ارگان حکومتی در بیحقوقی نیمی از جامعه از دوش دولت و حاکمیت به دوش خانواده ها منتقل کرد!
 گرداننده بحث اشاره به طرح قوانین زن ستیز از جانب رجب طیب اردغان -نخست وزیر ترکیه و رهبر حزب اسلامگرای عدالت و توسعه که بیشترین کرسی مجلس در چهار سال گذشته داشته- میکند. اعم از ممنوعیت حضور زنان حامله در خیابان، با این توجیه که این امر در اسلام کراهت دارد، ممنوعیت سقط جنین، چون اسلام حرام میداند، ممنوعیت بوسه زن و مرد در خیابان، ممنوعیت خندیدن زنان در اماکن عمومی و نیز وارد کردن مفاد درسی علوم اسلامی در مدارس. و اشاره میکند که البته همه اینها موجب خشم افراد و جریانات سکولار و آزادیخواه قرار گرفت و اعتراضات وسیعی را بدنبال داشت.
 گرداننده به یک نقطه اشتراک بین حاکمیت ها و دولتهای حاکم بر خاورمیانه اعم از ترکیه، ایران، افغانستان، عراق، سوریه و دیگر جوامع اسلام زده اشاره میکند مبنی بر وضع و تاکید بر قوانین ضد زن. و یادی می کند از اعلامیه اخیر خامنه ای تحت عنوان سیاست های کلی خانواده و می گوید که رهبر جمهوری اسلامی اخیرا نقش همسر، مادر و خانه داری را به عنوان تنها نقش و رسالت زنان تعیین میکند، تجرد را نفی کرده و خواستار جلوگیری از طلاق و اشاعه فرهنگ کراهت طلاق شده. گرداننده این نقطه اشتراک حکومت های حاکم بر خاورمیانه را زن ستیزی تلقی می کند.
 
 ایمان جوانی در انتهای سالن که دستش را برای نوبت گرفتن بالا می برد. ایمان اشاره میکند در فیلم ماستانگ پلیسی ندیده است. پلیس که ماهیتا و الزاما نقش حمایت از شهروندان یک جامعه را به عهده دارد عملا در حمایت از این دختران آسیب دیده نقشی نداشت. ایمان معتقد است در جامعه ترکیه و دیگر جوامع خاورمیانه پلیس نقش حفاظت از دولت و طبقه حاکم و نقش حمله به اعتراضات مردمی را به عهده دارد. با این اشاره که در اعتراضات چند سال اخیر در ترکیه که به دست آزادیخواهان صورت گرفت، پلیس نقش مهمی در سرکوب اعتراضات و خواسته های مردم داشت. ایمان به موضوع ازدواج های اجباری و ازدواج کودکان در این فیلم اشاره میکند و نیز به خودکشی اجه سومین خواهر که تحت شرایط سخت روحی و روانی صورت گرفت. ایمان از افزایش خودکشی ها در ایران هم می گوید و این معضل اجتماعی را یک معضل مشترک در جوامع خاورمیانه تلقی میکند که دولت ها و حکومت های حاکم هیچ برنامه ای برای حل آن ندارند.
 
 دانیل از سمت راست سالن نوبت می گیرد. فردی که در برنامه نمایش فیلم ماستانگ حاضر شده و معتقد است ترکیه بنیه تاریخی ندارد ولی ایران دارد. جامعه ایران از اسلام رنج می برند و باید بتواند از دوره پاسارگارد الهام بگیرند و با الگو برداری از زنان آن دوره، موقعیت زنان در دوره حاضر را بهبود ببخشد. گرداننده بحث خطاب به دانیل می گوید، ما موقعیت مستقل، آزاد و برابری از زنان در دوره پاسارگارد سراغ نداریم. پس این سوال مطرح می شود که چرا به جای برگشت به عقب، رو به جلو حرکت نکنیم؟ چرا از الگوهای جوامعی همچون اسکاندیناوی استفاده کنیم؟ جوامعی که در آن در نتیجه مبارزات جریانات سکولار و آزادیخواه و برابری طلب، قوانین به نسبت برابری برای زن و مرد وضع شده، جوامعی که در آنها زنان هویت مستقل و آزاد و برابر دارند و تحت حمایت دولت و نهادهای دولتی هستند.
 
 کیان به عنوان آخرین نفر از انتهای سالن نوبت میگیرد. او به معنای ماستانگ اشاره میکند و می گوید ماستانگ یعنی اسب وحشی، موجودی که نمی توانند او را رام کنند. در این فیلم لاله همان اسب وحشی است. این فیلم محصول سال 2015 و پاسخی به چهار سال سیاست های دولت اسلامگرای ترکیه علیه آزادی، علیه سکولاریسم، علیه مدرنیسم و مدنیت است. تاریخ نشان میدهد هر جا مذهب بوده و جریانات مذهبی به قدرت رسیده اند، شروع به عقب راندن جامعه کرده اند، به مدنیت حمله کرده اند. به دستاوردهای مدرن و پیشرو بشری حمله کرده اند و اتفاقا اولین حمله را به زنان آن جوامع کرده اند. در پاسخ به جریانات و دولتهای اسلامی، لاله سمبل یک دختر نوجوان قرن و بیست و یکمی است که پرچم رام نشدن زنان خاورمیانه را بدست می گیرد. نکته دیگر در مورد فرهنگ سازی وی مثالی میزند تحت این عنوان که اگر در کشوری مثل سوئد خشونتی بر یک زن اعمال می شود، قانون، دولت و پلیس و نهادهای مدافع حقوق زنان، فرهنگ آن زن را مورد ارزیابی و سنجش قرار نمی دهند و نمی پرسند که شما دارای فرهنگ "بالا" هستی یا نه، بلکه خود را موظف میدانند که از آن زن قربانی حمایت کنند. با این مثال کیان بر نقش دولت در حمایت از زنان تاکید می کند. لذا برای دستیابی به قوانین برابر و انسانی که امنیت زنان را تضمین کند باید به دست به قدرت سیاسی برد و دولت، قوانین، آموزش پرورش، قوه قضائیه را در دست گرفت. کیان صحبت هایش را اینچنین پایان میدهد؛ و می گوید احزاب و جریانات سکولار و برابری خواه در خاورمیانه باید در عرصه سیاسی نقش آفرینی کنند تا در وضعیت زنان در جوامع خاورمیانه تغییری حاصل شود. اما نقطه ضعفی که وجود دارد اینست که مبارزه جنبش های سکولار و پیشرو در خاورمیانه پراکنده است، باید انسجامی در آنها صورت بگیرد تا به با سازمان دادن و رهبری سیاسی جنبش مردمی به عرصه قدرت سیاسی دست پیدا کنند.
 
 شیرین شمس
 17سپتامبر 2016

اخیرا خامنه ای با ابلاغ "سیاست‌های کلی خانواده" به مقامات حکومت، بر نقش های "همسر، مادری و خانه‌داری زنان" به عنوان تنها "نقش و رسالتی" که وی برای زنان در نظر گرفته تاکید کرده و خواهان "نفی تجرد در جامعه" شده است.
وبسایت رسمی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، روز شنبه ۱۳ شهریور، این سیاست‌ را طبق یک سند ۱۶ ماده ای به روسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از تصویب در این مجمع ابلاغ کرده و از سران حکومت خواسته است تا از عزت و کرامت همسری، نقش مادری و خانه‌داری زنان و نقش پدری و اقتصادی مردان، حمایت کنند.
با توجه به اینکه قانون در ایران با پشتوانه دین اسلام، زن را وسیله ای برای لذت جویی مرد، وسیله فرزند آوری و در خدمت خانواده تعریف میکند، دستگاههای حکومتی و اجرایی از همان ابتدای قدرت گرفتن حکومت اسلامی سعی در تحمیل این تعاریف و نقش های ناشی از آن به زنان در ایران داشته اند. برای دستیابی به این هدف، یک نوع سازماندهی گسترده از جانب حکومت، همواره تلاش بر این کرده که زنان از سطح جامعه حذف و از عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، ورزشی، علمی، هنری و فرهنگی به نقش های سنتیِ همسر، مادری و خانه‌داری زنان در بستری از فرهنگ مردسالاری رانده شوند.
یکی از ارکان اولیه و اصلی این سازماندهی، قانون حجاب اجباری بوده. تحمیل حجاب اجباری و ایجاد دستگاههای سرکوبی چون گشت های مختلف حزب الله ها همچون گشت ثارالله در دهه شصت تا گشت ارشاد تا حال حاضر، که در صورت عدم رعایت پوشش اسلامی به سرکوب و خشونت علیه زنان پرداخته، اولین گام تحقیر و کنترل زنان و فرستادن آنها از خیابانها به پستوی خانه ها بوده است. سپس وضع و اجرای قوانینی بر پایه دین اسلام و فرهنگ مردسالاری علیه زنان و جامعه، همچون تفکیک جنسیتی در اماکن عمومی و ممنوعیت روابط آزاد، سپردن تمامی حقوق خانواده به مردان تحت عنوان سرپرست خانواده اعم از حق طلاق و حق حضانت فرزند، وضع قانون چند همسری و صیغه، و اعمال مجازات قانونی برای زنان اعم از مجازات برای عدم رعایت پوشش اسلامی، تمکین به شوهر و جنایتی چون سنگسار.
همه این سازماندهی هایی که جز خشونت و جنایت بر زنان، پایمال کردن حقوق انسانی زنان و رقم زدن بدترین شرایط تاریخی برای میلیونها زن در ایران نبوده، در راستای تبدیل کردن جامعه ایران به یک جامعه اسلامی و ارائه یک الگوی اسلامی به جامعه جهانی بوده. اما این هدف از همان ابتدا با شکست مواجه شد و همچنان با شکست مواجه و به عقب رانده می شود.
زنان در ایران از همان ابتدای شروع سرکوبها، مقابل قوانین و سیاست های زن ستیز حاکمیت واکنش منفی نشان دادند؛ شکست حکومت اسلامی در زمینه تحمیل پوشش اسلامی یکی از نمونه های بارز این شکست است. شکست تفکیک جنسیتی در اماکن عمومی بخصوص مبارزات دانشجویان در دانشگاهها نمونه دیگری است. تلاش برای روابط آزاد و پشت کردن به قوانین سنتی و دینی، تمایل شدید به استقلال و افزایش تجرد در بین زنان در سالهای اخیر و نیز ظهور پدیده "ازدواج سفید" یکی دیگر از این نمونه است که میتواند به شدت ارکان یک "نظام اسلامی و خانواده محور" را به لرزه درآورد. هچنین شکسته شدن تابوی طلاق و تبدیل شدن آن به یک امر طبیعی و اجتماعی این نقش را بازی میکند. تلاش و پیشروی زنان در عرصه هنری و فرهنگی، خوانندگی و نوازندگی، نمونه دیگری از شکست حاکمیت در عرصه محدود کردن زنان است. پافشاری زنان برای حق ورود با استادیوم های ورزشی تحت عنوان سهم خواهی از اماکن عمومی جامعه از دیگر نمونه هایی است که برای نظام اسلامی در سالهای اخیر به یک دغدغه جدی تبدیل شده است. حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی اعم از زیست محیطی که حتی در برخی شهرهای ایران همچون مریوان به یک حرکت اجتماعی توسط زنان و مردان در دفاع از دوچرخه سواری زنان نه تنها در سه شنبه های بدون خودرو، بلکه همه جا و همه وقت، به عنوان یک مطالبه سراسری تبدیل شده، باعث نگرانی حاکمیت میشود. موفقیت جهانی زنان در عرصه ورزشی که نمونه اخیر آن کیمیا علیزاده بود، باز هم نمونه دیگری از تلاش میلیونها زن در ایران است که نمیخواهند به پستوی خانه رانده شوند، نمونه میلیونها زن در ایران که دیوار کلیت قوانین و سیاست های حکومتی مبنی بر زن در قالب قوانین مذهبی و سنتی را می شکنند و یک انقلاب در عرصه زنان در ایران را پیش می برند و مهر زن آزاد بر پیشانی زن در ایران می زنند.
همه نگرانی خامنه ای از همینگونه پیشروی های زنان و تاثیر آن بر تقویت جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه زنان در ایران است. زنانی که میخواهند هویتشان با استقلال شخصی، آزادی و حقوق برابر تعریف شود نه با همسری و مادری و خانه‌داری. زنانی که میخواهند به عنوان یک انسان، تعریف و برسمیت شناخته شوند نه نوعی از دستگاه تولید مثل و فرزند آوری. زنانی که میخواهند ارزش و کرامت انسانی داشته باشند و در حد موقعیت زن در اسلام و نزد قوانین اسلامی تحقیر نشوند و تنزل داده نشوند.
آزادی زن و حقوق برابر برای زنان با ارکان و کلیت جمهوری اسلامی متناقض است. لذا این مطالبات زنان و پافشاری بر آنهاست که قوانین اسلامی و زن ستیز را به چالش می کشد، و پیشروی زنان باعث تضعیف هر چه بیشتر ارکان حکومت اسلامی در عرصه کنترل و محدود کردن زنان و سرکوب کلیت جامعه می شود. هر چه ارکان این حکومت ضعیف تر شود، کلیت حکومت تحت تاثیر قرار میگیرد و ضعیف تر می شود. و این نگرانی برای خامنه ای به عنوان رهبر یک حکومت اسلامی واقعی و مهم است. این اولین بار نیست که خامنه ای برابری زن و مرد و حضور زن در جامعه را امری غلط تلقی میکند و به نقش های سنتی و موقعیت فرودست زنان تاکید میکند، ولی تاکید موکد وی در موقعیت کنونی و بحران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که جمهوری اسلامی در آن گرفتار است، حاکی از پیشروی تاثیر گذار جنبش نوین رهایی زنان با رویکردی انقلابی در حوزه زنان است که بی شک این پیشروی قطعا باعث تقویت جنبش های مبارزاتی علیه شرایط موجود، در عرصه های دیگر اجتماعی اعم از جنبش های کارگری، دانشجویان، خلاصی فرهنگی جوانان، جنبش علیه مذهب و نیز جنبش های زیست محیطی و بالتبع تضعیف هر چه بیشتر حاکمیت خواهد بود.
صد البته لازمه پیشروی هر چه بیشتر جنبش و مبارزات زنان، دخالتگری هر چه بیشتر و مستمر فعالین و متشکل شدن حول محورهای مختلف مطالباتی در این عرصه، و نیز در گام های جلوتر، سازماندهی برای حرکت های اجتماعی و علنی در اعتراض به شرایط موجود، با توجه به امکانات محل و شهر با هدف برپایی حرکت های سراسری در شهرهای ایران است.
شیرین شمس
۱۶شهریور۱۳۹۵، ۶ سپتامبر ۲۰۱۶
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
با کانال تلگرام انقلاب زنانه همراه شوید؛
https://telegram.me/joinchat/AmjQfTwAPvPIZoDgbAagew
از لینک زیر عضو کانال انقلاب زنانه شوید و دوستانتان را هم دعوت کنید!
telegram.me/enghelabezananeh
جهت عضویت، روی گزینه ی Join+ کلیک کنید!

صفحه1 از3

connect1