23ژانویه2017

سازمان جوانان کمونیست

دیدگاه ها

دیدگاه ها (244)

طبقه بندي هاي فرزند


یک بدن‌ساز در ایران راهی زندان شد، جرم زن بودن و بی پولی
گروه ورزشی خبرگزاری میزان روز چهارشنبه (۱۸ ژانویه / ۲۹ دی) از روانه شدن زنی به زندان خبر داده که علاقمند به ورزش بدن‌سازی بوده است. طبق گزارش خبرگزاری مزبور این زن به اتهام منتشر کردن عکس‌های خود در فضای مجازی و به دلیل "عجز از پرداخت وثیقه" روانه زندان شده است.
فدراسیون پرورش اندام این رشته را برای زنان ممنوع کرده است.
خبرگزاری میزان در عین حال به ‌آن‌چه از سوی فدراسیون پرورش اندام اعلام شده، استناد کرده که می‌گوید، "بانوان به خاطر مسائل شرعی و قانونی هیچ فعالیتی در این رشته ندارند". فدراسیون بدن‌سازی علاقه زن ایرانی به بدن‌سازی را که یک امر کاملا خصوصی است، "تخلف" دانسته است.

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 


نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 

زنان قربانیان تلخ فقر درجهان
زنانی که فقر را با همه پوست وگوشت خود لحظه به لحظه در ‌‌نهایت درد و رنج تجربه می‌کنند؛ امکان دسترسی به منابع حیاتی مانند: زمین، سرمایه و ارث را ندارند، کار بدون دستمزد خانگی آن‌ها کار شناخته نمی‌شود ودررابطه با اشتغال نظام مرد سالارانه حاکم اجازه رقابت با مردان را برای آن‌ها فراهم نمی‌آورد؛ زنان در چنین وضعیتی ناگزیر می‌شوند تا نابرابرهای طبقاتی و جنسیتی را تحمّل کنند.
وجود فقر، طیف گسترده‌ای از زنان از خانواده‌های فقیر تا زنان سرپرست خانوار را در برمی گیرد، امّا مفهوم فقر زنان چیزی فرا‌تر از این طیف را شامل می‌شود. فقرزنان منحصر به فقر اقتصادی نمی‌شود. بلکه فقر فرهنگی درحوزههای خرد ورزی واندیشه را نیز شامل می‌شود که به مراتب تاثیر بیشتری برفرودستی آنان و قرارگرفتنشان درموقعیت‌های خشونت آمیز و ایجاد تبعیض علیه آنان درنقش قربانی دارد.
براساس یک برآورد دوسوم ازافراد بزرگسال بی‌سواد در سطح جهان را زنان تشکیل می‌دهند و با توجه به اینکه زنان عمرطولانیتری از مردان دارند، غالبا بیشترمریض و ناتوان می‌شوند. همچنین، زنان در زمینه داشتن وقت با فشار زیادی مواجه شده واغلب فقرزمان را تجربه می‌کنند. (نداشتن وقت برای انجام تمام کار‌هایشان).
آمار فقر زنان
«هفتاد درصد فقرای جهان را زنان تشکیل می‌دهند و درسطح جهانی زنان به طورمیانگین ۵۰درصد مردان درآمد دارند.»
به گفتهٔ دبیر کل سابق کمیسیون اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل درحالیکه زنان پنجاه در صد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. امّا یک سوم نیروی کار محسوب می‌شوند و یک دهم درآمد جهان و تنها یک صدم مالکیت املاک را دارا هستند وچه متأثر کننده است که نیمی از کرهٔ زمین تنها یک صدم سهم جهان را دارا است و به اقرار اهل نظر فقر «چهره‌ای زنانه» دارد و سیاست‌های لیبرالیسم نو یکی ازعلل عمده زنانه شدن فقر برشمرده می‌شود.
بعلاوه زنان اغلب فاقد منابعی هستند که می‌تواند آن‌ها را از فقر نجات دهد منابعی نظیر سرمایه، زمین و ارث. این به دلیل موقعیت فرودستی است که زنان در جامعه به عنوان «زن» دارند. چنین جایگاهی همواره زن را در شرایطی بالقوه فقرزا قرارمی‌دهد. چرا که نقش زنان در روابط اقتصادی نقشی فرعی فرض شده و اساس روابط اقتصادی حول محورمرد تنظیم می‌شود و قانون هم با مسئول مطلق دانستن مرد در قبال تأمین معاش خانواده و مجبور کردن زنان به خانه‌ نشینی و نفقه‌گیری با تشویق یا تهدید آن را حمایت می‌کند.
شهناز غلامی

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 

 تظاهرات علیه ترامپ و در حمایت از زنان و حق سقط جنین
روز شنبه ۲۱ژانویه۲۰۱۷
در واشنگتن و حدود ششصد نقطه دنیا علیه ترامپ و سیاست های کاپیتالیستی وی تظاهرات برگزار شد.
شرکت کنندگان با شعارها، پلاکاردها و سخنرانی هایی حول محور اعتراض به نابرابری اقتصادی و ستم بر طبقه کارگر و ۹۹ درصدی های جامعه، اعتراض به راسیسم و اعتراض به فرهنگ هموفوبیا و فرهنگ ضد زن و زن ستیز و نیز اعتراض به تخریب محیط زیست تظاهرات های گسترده ای را ترتیب دادند.
ایده برگزاری این راهپیمایی پس از آن قوت یافت که سخنان توهین آمیز دونالد ترامپ در سال ۲۰۰۵ درباره زنان در جریان مبارزات انتخاباتی او در سال ۲۰۱۶ میلادی در شبکه های اجتماعی منتشر شد.
در میان معترضان، فعالانی از تمام جنبش های اجتماعی دیده میشده.

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 


ظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 

به بیضه های مردسالاری چنگ بزنید! اعتراض عریان فمن به ترامپ
یکی از اعضاء سازمان فمن در اعتراض به سکسیسم دونالد ترامپ و سوء استفاده جنسی وی از زنان عریان شد و بیضه های پیکر مومی او را به نشانه اعتراض گرفت.
روز سه شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷ طی مراسمی که به قصد معرفی ترامپ در مادرید اسپانیا برگزار شد، یک عضو سازمان فمن طی یک اکشن اعتراض عریان، به بیضه های مجسمه از موم ساخته شده ترامپ چنگ زد و آنها را به نشانه اعتراض گرفت. وی با فریاد و شعار "به بیضه های مردسالاری چنگ بزنید"، بیانیه ضد زن ترامپ را به دنیا یادآوری کرد، بیانیه ای که طی آن ترامپ با تحقیر آمیزترین لحن ممکن، نسبت به زنان گفته بود:
"آلت جنسی زنها را بگیرید".
این اکشن سازمان فمن در واقع انعکاسی به سیاست های نرینه سالار و زن ستیز ترامپ به عنوان ریاست جمهور جدید ایالات متحده آمریکا است.
شیرین شمس
سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷

FEMEN GRAB BACK
Today FEMEN made an action against Trump's sexism and abuse of women, at the presentation of the Trump wax figure inFEMEN GRAB BACK Madrid.
With the slogan "Grab patriarchy by the balls", a FEMEN activist grabbed Trump by the balls.
That is Trump's stupidity and sexism, and remind the world of Trump bragging with his misogyn statement: "Grab them by the pussy".
GRAB PATRIARCHY BY THE BALLS!
Tuesday 17 January 2017

انتشار در وبسایت: صدف صمدی 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

 

جعفر عظیم زاده-
بر اساس اخبار منتشره، قرار است روز دوشنبه ٢٧ دی ماه (فردا) در در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران میزگردی با شرکت آقایان محمد مالجو، علی خدایی و علیرضا محجوب پیرامون لایحه اصلاحیه قانون کار از منظر اقتصاد و حقوق کار برگزار شود. در این رابطه به عنوان یک کارگر مایلم نکاتی را با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در میان بگذارم:
-علیرضا محجوب، خانه کارگر و دیگر نهادهای دست ساز کارگری شریک و از سردمداران تمامی آن سیاستهایی هستند که امروزه پس از گذشت ٣٨ سال از انقلاب ٥٧، حاصل آن چیزی جز بی حقوقی مطلق ما کارگران، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، تن فروشی گسترده زنان، گور خوابی و کارتن خوابی انسانها، پدیده کودکان کار و استیصال و درماندگی میلیونها خانواده کارگری برای گذران زندگی نیست. اینان در طول ٣٨ سال گذشته به عنوان تنها میدان داران مسائل کارگری، همراهی و همکاری تنگاتنگی با دولتهای مختلف برای تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی بر ما کارگران داشتند. در نبود و ممنوعیت تشکلهای مستقل کارگری همین ها بودند که چشم بر به رسمیت دادن به قراردادهای موقت در قانون کار بستند و صدایشان در نیامد. همین ها بودند که در روند شکل گیری و گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری برای تحمیل بردگی مضاعف بر ما کارگران دولتها را همراهی کردند، همین ها بودند که هر ساله و از زمان تصویب قانون کار و تا همین سال گذشته، نماینده ها و دست پرورده هایشان چشم بر به زیر پا گذاشتن ماده ٤١ قانون کار در شورایعالی کار بستند و هر ساله با خیمه شب بازی و گرفتن ژست دفاع از منافع ما کارگران امضاهایشان را بر پای حداقل مزد دستوری دولت گذاشتند، همین ها بودند که دست در دست دولتها چشم بر غارت صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی بستند و حال بطور ریاکارانه ای فریاد وا غارت این صندوقها را سر میدهند، همین ها بودند که در پروژه خصوصی سازی صنایع چشم بر خودمانی سازی، رانت خواری و نابودی صنایع کشور فرو بستند و همین ها بودند که به محل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران یورش بردند، قداره کشیدند و آنجا را آتش زدند و...،
-اما گفته های فوق برای نسلی از جوانان که امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول تحصیل هستند شاید کمی مبهم و ناشناخته باشد به همین دلیل توجه آنان و همه اساتید دانشکده اقتصاد را به عملکرد همین امروز جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر در رابطه با همین لایحه فرا میخوانم:
بر اساس اسناد موجود آقای محجوب، شرکایش و دیگر تشکلهای دست ساز کارگری در همسوئی با دولت روحانی تلاش کردند تا لایحه اصلاحیه قانون کار را بی سر و صدا در مجلس به تصویب برسانند. در این رابطه و برای روشن شدن همسوئی پنهان جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر برای تصویب بی سرو صدای این لایحه در مجلس باید بگویم بر اساس گزارش خبرگزاری مهر* دریافت لایحه مزبور توسط مجلس شورای اسلامی روز ١٣ تیر ماه از سوی هیات رئیسه آن اعلام وصول شده بود و سپس بر اساس اسناد موجود در روز سوم مرداد ماه سالجاری در مجلس چاپ** و در اختیار کمیسیون اجتماعی به عنوان کمیسیون اصلی و کمیسیونهای آموزش، تحقیقات و فناوری – اقتصادی – امنیت ملی و سیاست خارجی – برنامه و بودجه و محاسبات – بهداشت و درمان – شوراها و امور داخلی کشور – صنایع و معادن – فرهنگی – قضائی و حقوقی – کشاورزی، آب و منابع طبیعی به عنوان کمیسیونهای فرعی قرار گرفته بود. اما نه جناب محجوب و جلودار زاده در مجلس و نه شرکایشان در خانه کارگر و نه دیگر تشکلهای دست ساز کارگری علیرغم اینکه از وجود این لایحه خبر داشتند و نسخه چاپی آن در اختیارشان بود تا زمان افشای آن توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران در روز ١٢ شهریور*** ماه، مهر سکوت بر لب زده و از خبری کردن آن امتناع نمودند.
حال برای من به عنوان صدایی از میان میلیونها کارگر این سوال مطرح است که چگونه است که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و برخی اساتید آن به عنوان مرجعی معتبر و مسئول در قبال تحولات اقتصادی و اجتماعی، تریبون خود را در اختیار کسانی میگذارند که جدای از سوابقشان در دهه های گذشته، تا همین دیروز در همسوئی با دولت روحانی کارگران را از وجود این لایحه بی خبر گذاشته بودند و حال در مقام مدعی اعتراض به لایحه، توسط این دانشکده مورد دعوت قرار میگیرند!؟ آیا این همسوئی با سیاستهای تاکنونی تحمیق و سرکوب ما کارگران و تشکلها و نهادهای مستقل کارگری و میدان دادن به کسانی چون محجوب برای تداوم سیاستهای ریاکارانه شان از سوی ترتیب دهندگان میزگرد و برخی اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران نیست!؟

* عودت لایحه "اصلاح قانون کار" به شورای عالی کار: https://goo.gl/n2N5qJ
**در رابطه با صحت این ادعا همگان میتوانند به خبرگزاری ایلنا مراجعه کنند. این خبرگزاری از روز چهاردهم شهریور سالجاری و به فاصله دو روز از افشای این لایحه توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، آنرا منتشر و از این به بعد بود که محجوب و شرکایش به عنوان مدعی اعتراض به لایحه در رسانه ها حضور پیدا کردند در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این لایحه حداقل از زمان اعلام وصول آن توسط هیات رئیسه مجلس در روز ١٣ تیر ماه و خوشبینانه تر از این، حداقل از زمان چاپ و انتشار آن در مجلس شورای اسلامی یعنی سوم مرداد ماه و ارجاع آن به کمیسیونهای مختلف در مجلس شورای اسلامی در اختیار این حضرات بود و آنان از خبری کردن آن پرهیز کرده بودند.

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: www.facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
LikeCommentShare

 


جعفر عظیم زاده-
بر اساس اخبار منتشره، قرار است روز دوشنبه ٢٧ دی ماه (فردا) در در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران میزگردی با شرکت آقایان محمد مالجو، علی خدایی و علیرضا محجوب پیرامون لایحه اصلاحیه قانون کار از منظر اقتصاد و حقوق کار برگزار شود. در این رابطه به عنوان یک کارگر مایلم نکاتی را با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در میان بگذارم:
-علیرضا محجوب، خانه کارگر و دیگر نهادهای دست ساز کارگری شریک و از سردمداران تمامی آن سیاستهایی هستند که امروزه پس از گذشت ٣٨ سال از انقلاب ٥٧، حاصل آن چیزی جز بی حقوقی مطلق ما کارگران، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، تن فروشی گسترده زنان، گور خوابی و کارتن خوابی انسانها، پدیده کودکان کار و استیصال و درماندگی میلیونها خانواده کارگری برای گذران زندگی نیست. اینان در طول ٣٨ سال گذشته به عنوان تنها میدان داران مسائل کارگری، همراهی و همکاری تنگاتنگی با دولتهای مختلف برای تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی بر ما کارگران داشتند. در نبود و ممنوعیت تشکلهای مستقل کارگری همین ها بودند که چشم بر به رسمیت دادن به قراردادهای موقت در قانون کار بستند و صدایشان در نیامد. همین ها بودند که در روند شکل گیری و گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری برای تحمیل بردگی مضاعف بر ما کارگران دولتها را همراهی کردند، همین ها بودند که هر ساله و از زمان تصویب قانون کار و تا همین سال گذشته، نماینده ها و دست پرورده هایشان چشم بر به زیر پا گذاشتن ماده ٤١ قانون کار در شورایعالی کار بستند و هر ساله با خیمه شب بازی و گرفتن ژست دفاع از منافع ما کارگران امضاهایشان را بر پای حداقل مزد دستوری دولت گذاشتند، همین ها بودند که دست در دست دولتها چشم بر غارت صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی بستند و حال بطور ریاکارانه ای فریاد وا غارت این صندوقها را سر میدهند، همین ها بودند که در پروژه خصوصی سازی صنایع چشم بر خودمانی سازی، رانت خواری و نابودی صنایع کشور فرو بستند و همین ها بودند که به محل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران یورش بردند، قداره کشیدند و آنجا را آتش زدند و...،
-اما گفته های فوق برای نسلی از جوانان که امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول تحصیل هستند شاید کمی مبهم و ناشناخته باشد به همین دلیل توجه آنان و همه اساتید دانشکده اقتصاد را به عملکرد همین امروز جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر در رابطه با همین لایحه فرا میخوانم:
بر اساس اسناد موجود آقای محجوب، شرکایش و دیگر تشکلهای دست ساز کارگری در همسوئی با دولت روحانی تلاش کردند تا لایحه اصلاحیه قانون کار را بی سر و صدا در مجلس به تصویب برسانند. در این رابطه و برای روشن شدن همسوئی پنهان جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر برای تصویب بی سرو صدای این لایحه در مجلس باید بگویم بر اساس گزارش خبرگزاری مهر* دریافت لایحه مزبور توسط مجلس شورای اسلامی روز ١٣ تیر ماه از سوی هیات رئیسه آن اعلام وصول شده بود و سپس بر اساس اسناد موجود در روز سوم مرداد ماه سالجاری در مجلس چاپ** و در اختیار کمیسیون اجتماعی به عنوان کمیسیون اصلی و کمیسیونهای آموزش، تحقیقات و فناوری – اقتصادی – امنیت ملی و سیاست خارجی – برنامه و بودجه و محاسبات – بهداشت و درمان – شوراها و امور داخلی کشور – صنایع و معادن – فرهنگی – قضائی و حقوقی – کشاورزی، آب و منابع طبیعی به عنوان کمیسیونهای فرعی قرار گرفته بود. اما نه جناب محجوب و جلودار زاده در مجلس و نه شرکایشان در خانه کارگر و نه دیگر تشکلهای دست ساز کارگری علیرغم اینکه از وجود این لایحه خبر داشتند و نسخه چاپی آن در اختیارشان بود تا زمان افشای آن توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران در روز ١٢ شهریور*** ماه، مهر سکوت بر لب زده و از خبری کردن آن امتناع نمودند.
حال برای من به عنوان صدایی از میان میلیونها کارگر این سوال مطرح است که چگونه است که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و برخی اساتید آن به عنوان مرجعی معتبر و مسئول در قبال تحولات اقتصادی و اجتماعی، تریبون خود را در اختیار کسانی میگذارند که جدای از سوابقشان در دهه های گذشته، تا همین دیروز در همسوئی با دولت روحانی کارگران را از وجود این لایحه بی خبر گذاشته بودند و حال در مقام مدعی اعتراض به لایحه، توسط این دانشکده مورد دعوت قرار میگیرند!؟ آیا این همسوئی با سیاستهای تاکنونی تحمیق و سرکوب ما کارگران و تشکلها و نهادهای مستقل کارگری و میدان دادن به کسانی چون محجوب برای تداوم سیاستهای ریاکارانه شان از سوی ترتیب دهندگان میزگرد و برخی اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران نیست!؟

* عودت لایحه "اصلاح قانون کار" به شورای عالی کار: https://goo.gl/n2N5qJ
**در رابطه با صحت این ادعا همگان میتوانند به خبرگزاری ایلنا مراجعه کنند. این خبرگزاری از روز چهاردهم شهریور سالجاری و به فاصله دو روز از افشای این لایحه توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، آنرا منتشر و از این به بعد بود که محجوب و شرکایش به عنوان مدعی اعتراض به لایحه در رسانه ها حضور پیدا کردند در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این لایحه حداقل از زمان اعلام وصول آن توسط هیات رئیسه مجلس در روز ١٣ تیر ماه و خوشبینانه تر از این، حداقل از زمان چاپ و انتشار آن در مجلس شورای اسلامی یعنی سوم مرداد ماه و ارجاع آن به کمیسیونهای مختلف در مجلس شورای اسلامی در اختیار این حضرات بود و آنان از خبری کردن آن پرهیز کرده بودند.

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: www.facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
LikeCommentShare

  • -در هفته گذشته نزدیک به ۱۶ تن مواد مخدر در ایران کشف شده است.
  • - سیستان و بلوچستان، تهران و کرمان بیشترین میزان مکشوفات را داشتند.
  • -در این یک هفته ۸ هزار و ۷۴۶ قاچاقچی، توزیع کننده و معتاد متجاهر دستگیر شدند.

معاون مقابله با عرضه ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌گوید در هفته گذشته از استان‌های مختلف کشور مجموعا ۱۵ هزار و ۹۷۳ کیلوگرم مواد مخدر کشف شده که از این میزان، بیش از ۱۱ تن تریاک بوده است. 

اسدالله هادی‌نژاد، با اعلام این خبر گفت: این میزان ۷۰ درصد از مجموع کشفیات را شامل می‌شود.

به گفته این مقام مسئول، تاکنون ۱۷ تن و ۵۷۶ کیلوگرم قرص روانگردان، ۲۰۱۴ كيلوگرم حشيش، ۵۲۹ كيلوگرم هروئين، ۸۱۴ كيلوگرم مرفين‏ و‏‏ ۱۱كيلوگرم شيشه ‏‏و هزار و ۳۵۴ كيلوگرم ساير مواد كشف و ضبط شده است.

معاون مقابله با عرضه ستاد مبارزه با مواد مخدر اظهار داشت که برای این میزان کشفیات هزار و ۵۲۰ عملیات صورت گرفته که سرانه کشف مواد به ازای هر عملیات بالغ بر ۱۰ کیلوگرم است.

میزان مواد مخدر کشف شده به ترتیب، استان سیستان و بلوچستان، تهران، کرمان، اصفهان و یزد بیشترین کشفیات مواد مخدر را داشته‌اند.

 کشفیات استان تهران در طی یک هفته اخیر سه تن و ۱۰ کیلوگرم بوده که معادل ۱۸/۸ درصد کشفیات کل کشور است. كشف محموله دو تن و ۸۰۰ كيلوگرمی ترياك در شهريار عامل اصلی اين افزايش سهم بوده است.

براساس گزارش معاون مقابله با عرضه و امور بین‌الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر، در این یک هفته، هشت هزار و ۷۳۶ نفر دستگیر شده‌اند که ۷ هزار و ۹۹۰ نفر در اجرای طرح‌های پاکسازی و باقی در عملیات‌های دیگر دستگیر شدند.

کشف ۲۲۱ دستگاه خودرو، ۴۸ دستگاه موتور سیکلت، ۱۱ قبضه سلاح و ۵۵۹ دستگاه تلفن در طول یک هفته گذشته خبر داد.

به گفته این مقام، در راستای اجرای عملیات پاکسازی مناطق آلوده در کشور ۲۰۰ نفر قاچاقچی، چهار هزار و ۴۸۰ توزیع‌کننده و خرده فروش و سه هزار و ۳۱۰ نفر معتاد متجاهر دستگیر شدند.

از سوی دیگر، فرمانده نیروی انتظامی هرمزگان نیز از کشف ۵ تن و ۱۵۰کیلوگرم مواد مخدر در شرق استان خبر داد و تشدید عملیات‌ پلیس و تجهیز گلوگاه‌ها در سال جاری را منجر به افزایش ۱۸ درصدی کشف‌ جرم دانست.

عزیزالله ملکی فرمانده نیروی انتظامی هرمزگان گفته، بیش از ۷۱ تن انواع مواد مخدر در هرمزگان کشف شده که مشکوفات نسبت به مدت مشابه در سال گذشته ۱۸ درصد رشد داشته است.

فرمانده انتظامی هرمزگان همچنین از دستگیری ۷ نفر و توقیف ۵ دستگاه خودرو طی عملیات کشف محموله ۵ تنی مواد مخدر خبر داد.

به گفته این فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، یک دستگاه تریلر کشنده حامل هفت دستگاه خودروسواری قاچاق کشف شده که در یک ماه اخیر دومین محموله کشف قاچاق خودرو از گمرک غرب استان محسوب می‌شود و از مبادی قانونی کشور هم وارد شده است. 

ملکی عنوان کرد این محموله با جعل اسناد در قالب خودروهای مستعمل وارد کشور شدند اما بعد از بررسی مشخص شده که سه دستگاه به صورت قانونی و چهار دستگاه غیرقانونی و با اسناد جعلی به کشور وارد شده‌اند.

فرمانده نیروی انتظامی هرمزگان همچنین با بیان اینکه نزاع و درگیری در استان هرمزگان بیش از استان‌های دیگر است؛ از پیگیری درگیری‌های اخیر در قشم و بندرعباس، دستگیری مجرمان و تحویل آنها به مقام قضایی خبر داد.

 

تهيه وتنظيم :مصطفي عفاف.

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g

 

من شیرین هستم 25 سال سن دارم و در شهر اصفهان به دنیا آمدم و بزرگ شدم. من 24 سال در کشوری زندگی کردم که قانون اساسی آن کشور بر اساس قوانین مذهبی و اسلامی اداره میشد، ما زن ها کوچیک ترین حقوقی که یک انسان در زندگی خود در سطح جامعه یا خانواده باید داشته باشد را دارا نبودیم. من در اینجا میخواهم در مورد زندگی خودم، عوض شدن طرز فکرم و بازتر شدن دید من نسبت به جامعه و مشکلات زنان و پروسه ای که در زندگی من طی شد صحبت کنم.

من در خانواده ای مرفه بزرگ شدم و از نظر مالی مشکلی در زندگی ما وجود نداشت، پدر من شغل آزاد داشت و مادرم خانه دار بود، پدر و مادر من هم مثل همه پدرها و مادرهای دیگر خیلی با محبت بودند و عاشقانه من را دوست داشتند ولی در خانه ما هم مثل بسیاری دیگر از خانه ها که دختر دارند خط قرمزهایی وجود داشت، این خط قرمزها و سرکوب ها در بیرون از خانه به شکل سیستماتیک وجود داشت. حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی، تبعیض جنسیتی، نداشتن اجازه خروج از کشور، نداشتن حق طلاق، فرهنگ سازی های اسلامی در مدارس و دانشگاهها و بسیاری دیگر از مشکلات پیش روی من بود. من از سن 19 سالگی به دانشگاه رفتم و بعد از گذشت مدتی بیشتر متوجه این معضلات شدم و آنها را درک کردم و آن موقع بیشتر آزار میدیدم. دانشگاهی که من در آن درس میخواندم به سر کردن چادر اجباری بود و بدون چادر حراست دانشگاه اجازه ورود به دانشگاه را نمیداد، چندین بار به این موضوع اعتراض کردم، چند بار کار من به کمیته انضباطی دانشگاه رسید و از من تعهد گرفتند، در آخر کار به جایی رسید که دیگر اجازه درس خواندن پیدا نکردم، خسته و عصبانی بودم ، دوست داشتم یک تغییری ایجاد کنم ولی به تنهایی زورم نمیرسید. تا اینکه تصمیم گرفتم برای همیشه از ایران خارج شوم و به جایی بروم که ابتدایی ترین حقوق انسان ها و مخصوصا زنها رعایت شود.

به سوئد آمدم، دوست داشتم که بتوانم به نوبه خودم فعالیتی در عرصه زنان داشته باشم تا بتوانم صدای اعتراض خودم را به گوش همه برسانم. با یک سازمان سیاسی آشنا شدم و مدت کوتاهی فعالیت کردم ولی متوجه شدم که آنها هم اصولشان بر پایه مذهب بنا شده ومن که از یک حکومت مذهبی فرار کرده بودم دیگر تحمل نداشتم با آن سازمان همکاری کنم، چون میدانستم هر جا مذهب باشد زن حق و حقوقی ندارد و از آن به عنوان برده جنسی استفاده میشود، مدتی در بین احزاب، گروه ها و سازمان هایی که فعالیت سیاسی میکنند در سوئد تحقیق کردم، از طریق یکی از دوستانم با سازمان جوانان کمونیست-سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران- آشنا شدم، در هفته های اول کمی ابهام و دلهره نسبت به فعالیت سیاسی داشتم، ولی مدتی که گذشت و من با مفاهیم، دیدگاه ها و حوزه های فعالیتی سازمان جوانان آشنا شدم، هر روز علاقه من برای همکاری بیشتر میشد. متوجه شدم که جایی را پیدا کرده ام که بصورت رادیکال مخالف جمهوری اسلامی ست و در تمام زمینه های فعالیتی خود اعم از زنان، همجنسگرایان، دانشجویان، کارگران، ضد مذهب، جوانان و .... رادیکال عمل میکند و راهکار میدهد سازمان جوانان کمونیست است.

در دسامبر2016 مراسم بیست و پنجیمین سالگرد حزب کمونیست کارگری در شهر گوتنبرگ سوئد برگزار شد و من به همراه دیگر اعضای سازمان جوانان کمونیست در این مراسم حضور پیدا کردم و در آنجا پی به طول و عرض و وسیع بودن و اجتماعی بودن این حزب بردم، با انسان های جدیدی آشنا شدم، انسانهایی که زندگی خود را در راه مبارزه و جنگیدن گذاشتند، آنقدر شریف و مهربان بودند که فکر میکردم چندین سال است آنها را میشناسم.

 این مراسم  بخشهای مختلفی داشت، پخش ویدئوهای مربوط به سالهای گذشته، سخنرانی اعضا و فعالین حزب و همینطور فعالین سازمان جوانان کمونیست، زمانی که مجری برنامه اسم من را صدا کرد و از من خواست به عنوان یک عضو جدید از تجربیاتم و حس خودم بگویم یکی از بهترین لحظات زندگی من بود، احساس غرور میکردم و میدانستم در راستای اهدافم قدم برمیدارم، پشت تریبون ایستادم و با تمام قدرت از خودم و زنان ایران صحبت کردم و وقتی که مورد تشویق حاضرین قرار گرفتم احساس میکردم خوشبخت ترین زن دنیا هستم. بعد از پایان مراسم تا صبح به سخنرانی خودم فکر میکردم و از اینکه این حزب و سازمان را برای مبارزه سیاسی انتخاب کردم به خودم افتخار میکردم.

من بعد از 25 سال تازه فهمیدم که زن بودن چقدر لذت دارد. میدانم که زن بودن در ایران چقدر سخت است. میلیون ها نفر در ایران هستند که شرایطی که من داشتم را دارند و با این شرایط زندگی میگذرانند. من دست همه آنها به گرمی فشار میدهم و توصیه میکنم دید وسیع تری به جامعه داشته باشند، با آدم هایی با طرز تفکرهای مختلف در محیط کار و دانشگاه صحبت کنند، اجازه ندهند پدر، مادر، برادر یا پسر همسایه و هر کس دیگری برای طرز پوشش و آرایش و سبک زندگی و روابط آنها اظهار نظر کنند و یا تصمیم بگیرند.... و در آخر چیزی که مطمئن هستم این هست که تنها راه نجات از این شرایط ضد انسانی همبسته شدن واعتراض کردن به سیستم حال حاضر هست، سیستمی که به زن به چشم یک برده جنسی نگاه میکند.

 

شیرین نیک افکار

25 آذر 1395

آزار جنسی زنان در تشییع جنازه هاشمی رفنسجانی یک سرکوب سازمانیافته بود!

شیرین شمس-
اخبار، توئیت ها و افشای آزار جنسی زنان در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی حکایت از یک خشونت و سرکوب سازمانیافته و هدفمند حکومتی علیه حضور زنان در تجمعات اعتراضی دارد. از آنجائیکه بخش عظیمی از شرکت کنندگان در این مراسم دولتی که در تاریخ 21 دیماه 95 برگزار شد، آن را به عنوان یک فرصت برای انعکاس اعتراض خود علیه وضعیت موجود تلقی کرده و در آن حضور بهم رساندند، از پیش نگرانی های زیادی را برای حاکمیت بوجود آورده بود. امنیتی و پلیسی کردن فضا با حضور قابل توجهی از ماموران نیروی انتظامی، گارد ضد شورش و ماموران امنیتی، گواه این بود که تمهیدات گسترده ای علیه حضور و تجمع مردم اندیشیده و اجرایی شده بود. و مضاف بر آن شواهدی از طرف شرکت کنندگان و حتی خبرنگاران دال بر اینکه لباس شخصی های زیادی و بصورت سازمانیافته و گسترده به آزار جنسی زنان می پرداختند، نشان میدهد حضور فعال، گسترده و پررنگ زنان چقدر میزان ضربه پذیری این رژیم را بالا میبرد تا جائیکه برای کاهش این ضربه پذیری دست به سرکوب اینچنینی میزند.


*آزار جنسی و تعرض و تجاوز به زنان از مختصات حکومتهای سرکوبگر و جریانات اسلامی است؛


تاریخ گواه اینست که حکومتهای دیکتاتور، تمامیت خواه و سرکوبگر همواره از آزار جنسی و تجاوز به زنان برای سرکوب مخالفین خود و مرعوب کردن جامعه استفاده کرده اند و مروری بر همین ده سال گذشته نشان میدهد این ابراز چگونه مورد استفاده حاکمیت های دیکتاتوری خاورمیانه بوده که بعضا سرنگون هم شده اند.
"ایمان العبیدی" زن جوان از لیبی که در مارس 2011 در جریان انقلاب و مبارزه مردم لیبی علیه قذافی با شجاعت خود را به خبرنگاران خارجی مستقر در یک هتل در تریپولی رساند و علیه تجاوز دسته جمعی لباس شخصی های قذافی به خود اعتراض کرد، جهان را متوجه جنایاتی کرد که در خلال اعتراضات از جانب نیروی سرکوبگر علیه زنان میشود. همچنین کمی پس از سرنگونی حسنی مبارک در مصر، افشای تجاوز گروهی جریانات اسلامی به زنان و خبرنگان در میدان التحریر قاهره دنیا را در بهت فرو برد، تجاوزی که به قصد خالی شدن میدان مبارزه از نیروی های رادیکال، سکولار و آزادیخواه و افتادن قدرت بدست نیروهای اسلامی صورت گرفته بود.
جمهوری اسلامی هم از این قائده تاریخی مستثنی نیست. یک حاکمیت تمامیت خواه مبتنی بر قوانین ارتجاعی اسلامی که از تجاوز به زنان باکره اعدامی و دیگر آزارها و خشونت های جنسی سیستماتیک در زندانها، تا تجاوز با شیشه نوشابه در کهریزک به معترضین سال 88 در کارنامه سرکوبگری و جنایاتش ثبت شده است. و اثبات می کند این نظام از این مکانیزم ارتجاعی، وحشیانه و ضد انسانی، چطور در سرکوب مخالفین و مرعوب کرده جامعه در راستای تداوم حیات خود استفاده کرده است. لذا آزار جنسی سازمانیافته زنان توسط لباس شخصی ها در تشییع جنازه رفسنجانی هم یک نوع ابزار حکومتی در راستای ترساندن و سرکوب زنان و برای جلوگیری از اعتراضی شدن فضا بوده است.

*روحیه اعتراضی جامعه، خطر تجمعات بعدی برای حاکمیت و نقش زنان؛


اعتراضات سال 88 علیه نظام جمهوری اسلامی و حضور فعال زنان بیش از پیش این مُهر را بر پیشانی جامعه ایران زد که زنان نیروی محرک، پیشگام و فعال اعتراض علیه وضعیت موجود هستند. همچنین اعتراضات چند ساله اخیر نشان داده که زنان نه تنها در پیشبرد جنبش نوین رهایی زنان بلکه در پیشبرد جنبش کارگری و تاکید بر مطالبات آن، در اعتراضات معلمان و پرستان، در پیشبرد و اعتراضات جنبش های زیست محیطی، و به رادیکالترین شکل ممکن در تقویت جنبش اعتراضی علیه دین و به لرزه درآوردن ارکان حاکمیت اسلامی نقش فعال، موثر و گسترده ای داشته اند. لذا با شدت گرفتن روحیه اعتراضی اقشار مختلف جامعه، زنان بیش از پیش خطری بالقوه و بالفعل برای حاکمیت سرکوبگر جمهوری اسلامی محسوب می شوند. با اینحساب هدف از آزار جنسی زنان در این مراسم در راستای جلوگیری از حضور فعال این قشر معترض جامعه در تجمعات بعدی هم، بوده است.

*در مقابل خشونت و آزار جنسی سازمانیافته علیه زنان چه باید کرد؛


یک همسبتگی بین زنان و مردان و بین همه اقشار تحت ستم جامعه و طرح یک برنامه استراتژیک آماده سازی و مقابله با آزار جنسی در صورت رخداد در تجمعات و اعتراضات الزامی است. با پیشروی جنبش اعتراضی علیه وضعیت موجود و صورت گرفتن تجمعات گسترده، آزارهای جنسی سازمانیافته حکومتی علیه زنان و حضور آنان هم پیش بینی میشود. لذا راه حل اینست که در وهله اول زنان بصورت گروهی و چند نفره متشکل از زنان و مردان با هم در تجمعات و اعتراضات حضور بهم برسانند. در صورتی که مورد آزار جنسی قرار گرفتند از افشای آن در محل به هیچ عنوان نهراسند و آن را به اطرافیان خود اعلام کنند و اطرافیان هم با همبستگی و همدلی آنها را در مقابله با این حرکتهای ارتجاعی یاری دهند و همراهی کنند.
و مهمتر و پیشتر از همه لازم است برای مقابله با تاکتیک های طراحی شده اینچنینی از طرف حکومت، فعالین و مردم معترض سازماندهی لازم و استراتژیک انجام دهند و از هم اکنون به فکر راه اندازی گروههایی باشند تا در طول اعتراضات، علیه آزارهای جنسی زنان به مقابله سیستماتیک و گسترده بپردازند. در حال حاضر تشکیل و راه اندازی گروههایی در سطح محله ها و مناطق شهری، طبق الگویی که در انقلاب مصر به اسم "گروه مقابله با تجاوز" بوجود آمد تا از اِعمال آزار و خشونت و تجاوز جنسی علیه زنان جلوگیری و در صورت رخداد با آن مقابله کنند بشدت ضروری است.


شیرین شمس
24دی 1395 – 13ژانویه 2017


انتشار در وبسایت: صدف صمدی

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

جریان از این قرار است: ملانی آوانسیان ، ویالون زن گروه کنسرت بنیامین بهادری، با چشمانی گریان صحنه را ترک کرد زیرا که اجازه نواختن به او ندادند.

جرم: زن بودن...

مدیر برنامه: "ما به احترام این هنرمند و مردمی که در سالن منتظر اجرای ایشان بودند و تبعیت از قانون، صندلی خالی و ساز ایشان را به صورت نمادین روی صحنه قرار دادیم."

در شبکه های اجتماعی این خبر در قالب یک اعتراض منعکس شد و کاربران شبکه های اجتماعی یک بار دیگر تاکید کردند که زن بودن در ایران به معنی محروم بودن از ابتدایی ترین حقوق شهروندی است.

بیایید دنبال یک علت بگردیم که چه باعث شد این حکومت تا این حد گستاخانه و بی شرمانه دست به تحقیر زنان بزند. با دلی آکنده از درد و اعتراض باید بگویم که متاسفانه قوانین مذهبی در ایران حکم فرماست و تا زمانی که مذهب دخیل است جنس زن به عنوان جنس دوم شناخته میشود. حکومتی در ایران حاکم است که دم از مقام والای زن میزند ولی کاملا مردسالار است و زن ستیز! کدام مقام؟ همان مقامی که به معنای به اسارت کشیدن یک زن است؟! این حاکمیت متهم به زن آزاری ست و این امری ست واضح که این زن آزاری و زن ستیزی از ابتدای قدرت گرفتن جمهوری اسلامی در ایران، هر روز پررنگ تر و گستاخانه تر از طرف دولت و نهادهای دولتی و حکومتی اعمال شده است.

این حکومت شادی و پایکوبی را به شدت سرکوب میکند و مدام با زور و تحمیل تلاش میکند جامعه را به سمت مذهب سوق می دهد. ولی این جامعه ای که دین و مذهب و خرافه نمیخواهد، مملو از خفقان شده و گنجایش بیش از اینها را ندارد. و زنان هم نه تنها در مقابل این سرکوبها تسلیم نشده اند بلکه خواهان حق و حقوق خود هستند.

من این مطلب را در جهت حمایت خودم از ملانی می نویسم و اثبات اینکه هستند افرادی که درد او را بفهمند و برای همدردی با او و به محرومیت زنان اعتراض کنند، و برای تاسفم از اینکه که در قرن بیست و یکم قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی علیه زنان وضع و اجرا میشود. این را مینویسم چون که خواهان لغو قوانین زن ستیز و مردسالار موجود در جامعه ایران، جدایی دین از قوانین و سیاست هستم چرا که معتقدم این مذهب است که عرصه را به همه ما زنان تنگ کرده است.

چه خوب بود اگر حاضرین در آن لحظه در حمایت از ملانی فقط محل را ترک می کردند تا به افراد دست اندر کار نشان دهند که در مقابل بی عدالتی باید ایستاد. این وظیفه روی دوش ماست که باید کاری کنیم! اعتراض کنیم ، سکوت را بشکنیم و خواهان دستیابی به طبیعی ترین حق یک انسان که آزادی ست باشیم. خواهان جامعه ای که همه را به عنوان انسان ببیند نه در ارزشهای مرد بودن و زن بودن!

 

شیرین نیک افکار

12 دی ماه 1395

 

 

 

 

صفحه1 از18

connect1