|
سین مثل سرنگونی!
سال جدید سال جوانان کمونیست
سعید ولد بیگی

دانشگاهها
و مدارس باز شدند.
تعرض برای کسب
خواسته های برحق انسانی با قدرت به پیش
میرود.
جوانان در مدرسه و
دانشگاه ،
خود بخش قابل
ملاحظه ای از نیروهای تعرضی هستند.
ترس دولت از این
قشر جامعه غیر قابل انکار است.
همزمان با یک مهر
در سراسر کشور زنگ شروع تحصیل زده شد ،اما
این زنگ برای سران جمهوری اسلامی طنین
دیگری داشت.
همزمان با شروع
مدارس و دانشگاهها رژیم نیز آژیر خطر را
برای خود به صدا درآورد.
رادان
فرمانده نیروی انتظامی که اصطلاحا به وی
سردار رادان گفته میشود با حضور در
دبیرستان البرز بار دیگر بر مواضع رژیم در
سرکوب و به بند کشیدن جوانان تاکید کرد.او
که چندی پیش در جریان طرح مبارزه با اراذل
واوباش توسط مجری برنامه کوله پشتی از
شبکه سراسری به شدت مورد انتقاد و تمسخر
قرار گرفته بود، این بار از حضور پلیس در
حاشیه مدارس و برخورد با جوانان در
مسیرهای منتهی به آموزشگاههای علمی خبر
داد.
احمدی نژاد هم در
همین راستا ، و در پای پلکان هواپیمای
عازم نیویورک در نامه ای به زاهدی وزیر
علوم،
ضمن نگرانی از
وضعیت دانشگاهها دستور اکید صادر کرد که
فعالیت گروههای مستقل دانشجوئی،
از جمله انجمن های مستقل،
شوراهای صنفی و کانونهای فرهنگی –هنری
،هرچه محدودتر شود و با فعالین دانشجوئی
در حوزه های مختلف به شدت برخورد شود. به
همین منظور کمیته ای از جنایتکاران با
ترکیب نماینده وزارت اطلاعات ، نماینده
وزارت علوم ، نماینده نهاد رهبری در
دانشگاهها و نمایندگان تعدادی از نهادهای
امنیتی موازی تشکیل شده است. در این دستور
آمده است که تمامی نیروهای نفوذی رژیم
دانشگاه با گرفتن مدارک کافی مانند عکس و
فیلم و ...، فعالین دانشجوئی را شناسائی و
به نیروهای نظامی و حراست دانشگاه معرفی
کنند، تا با اختیارات زیادی که دارند نسبت
به صدور احکام سنگین قضائی اقدام نمایند.
جمهوری
اسلامی با تمام قوا به جنگ دانشگاه رفته
است. اخراج ، تعلیق، محروم و ستاره دار
کردن دانشجویان و اساتید، همگی از هراس
رژیم وتلاش برای حفظ توازن قوا خبر میدهد.
انتصاب روسای فرمایشی دانشگاه و هیئت های
مقدمات بالا گرفتن هرچه بیشتر جنبش تعرضی
دانشگاه را فراهم میکند. عدم امکانات
رفاهی و تحصیلی برای خیل عظیم دانشجویان،
فضای بسته فرهنگی، محدود کردن ارتباط
دختران و پسران به نام شرع و مذهب و برای
جلوگیری از قدرت گیری جنبش برابری طلبی،
باز نشسته کردن اساتید با سابقه و عمدتا
سیاسی، وجود دانشجویان بسیاری در زندانهای
سراسر کشور و سطح پائین علمی دروس ارائه
شده در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی،
همگی از عواملی هستند که باعث میشود امسال
دانشگاه از روز اول شاهد اعتراض و مبارزه
باشد. این در شرایطی است که در جامعه
جمهوری اسلامی فقط با اعدام و کشتار و فقط
با اعدام و جنایت میتواند خودش را سر پا
نگاه دارد.
سوال
اینجاست که جمهوری اسلامی در مقابل سیل
عظیم و قدرتمند جوانانی که وارد صحنه
جامعه میشوند چه جوابی دارد؟ عشق، رفاه،
پیشرفت، کار و سایر خواسته های انسانی
نمیتواند با ترور و اعدام ،شکنجه وزندان،
مذهب و نیروهای آسمانی پاسخ داده شود.
اعتراضات
دانشجویی در سال جدید وارد فاز جدید شده
به شکلی که حتی در روزهای تابستانی که
معمولا از دانشگاه و تحرکات دانشجوی خبری
نیست ،خبرهای داغی شنیده میشد. کشمکش رژیم
با دانشجویان پلی تکنیک، علامه ،
شهرستانها ، تهران و بازداشتهای فعالین در
مراسمها و برنامه های گوناگون موجب شد که
نوار مبارزات دانشجویان حتی در این وقفه
تحصیلی نیز قطع نشود. اما بازگشائی
دانشگاه سیل سهمگینی را علیه رژیم به راه
می اندازد. بخش قابل توجهی از این قوه
سرنگونی محصول سیاستهای سراپا ارتجاعی و
گریز نا پذیر خود رژیم اسلامی است. کشیدن
دیوارهای حائل میان دختران و پسران یکی از
فاحش ترین برخوردهای غیر انسانی و تبعیض
آمیزی است که رژیم باید منتظر عکس العمل
دانشجویان باشد. چنین برخوردهائی در اماکن
عمومی مانند اتوبوسها ، مترو،بیمارستان،
مدارس و... با توجیه مزاحمت برای نوامیس
توسط اراذل و اوباش انجام میگیرد. اما
سوال هر جوان آزاده و برابری طلب این است
که کجای این مملکت از لوث تعداد نا محدود
اراذل و اوباش جمهوری اسلامی پاک است؟
محدود کردن فضای کشور به بهانه های این
چنینی نمیتواند جلوی دخالت حد اکثری جنبش
آزادیخواه و برابری طلب جوانان و توده
سنمدیدگان ایران را سد کند. مطمئن هستم که
جمهوری اسلامی درنهایت فقر علمی و در
پائین ترین سطح لیاقت برای اداره جامعه،
از درک این قانون که هر عملی ،عکس العملی
را در پی دارد عاجز است .
علم و
آگاهی به سرعت پیش میرود ؛ امروز هر جوان
وبلاگ نویسی ،هر روزنامه نگار متعهدی و هر
دانشجوی آزادیخواهی با تمام قوا از ابزاری
که در دست دارد برای نقد رژیم و سیاستهای
ضد انسانی اش استفاده میکند. سایتهای
اینترنتی دولتی یکی پس از دیگری توسط
جوانان حک میشود و برروی ان شعارهای ضد
حکومتی نوشته میشود، وبلاگها به عرصه نقد
و بازخواست دولت تبدیل شده اند. رژیم برای
به بند کشیدن آزادی و برابری، برای مبارزه
با پیشروی علم و اگاهی، زندانی به وسعت
سراسر ایران میخواهد.اما مبارزه مردم با
دولت رنگ وبوئی دیگر گرفته ، این مردم اند
که برای خواسته های خود تعرض میکنند و
حکومت است که خود را برای مقابله با مردم
سازماندهی میکند .جمهوری اسلامی همه
نیروهای خود را با نام اتحاد اصولگرایان
در مرکز قدرت متمرکز کرده است تا با تمام
توان به جنگ مردم برود. با پیوستن محسن
رضائی و قالیباف به جمع باهنر ، فدائی،
بادامچیان، صدر، رامین، محصولی ، حداد
عادل و... مجموعه ای از افراطیون دور هم
جمع شده اند تا در مقابل تعرضات جدی
ورادیکال مردم شاید سدی ببندند...
سال
تحصیلی جدید صحنه مبارزه ای روزمره و
کشمکشی لحظه به لحظه خواهد بود. آنچه در
دانشگاه دست بالا دارد مبارزه سیاسی و
تعرض به رژیم و مشخصا بالا بودن پرچم جنبش
سرنگونی چپ است. دانشگاه در ایران
امروزمحیطی است برای بحث و مناظره، مکانی
است برای آماده سازی وسازماندهی اعتراضات
، کانونی است برای پیوند جنبشهای اجتماعی
.هرکدام ازروزهای 8 مارس ، یک مه و16 آذر
پیش رو میتواند شاهد حماسه سرخ دیگری از
توده های زحمت و کار باشد.هر چه پیش
میرویم رژیم بیشتر خطر را حس میکند وبا
اعمال فشار بیشتر قصد بستن فضا را دارد،
مطمئنا در چنین شرایطی هرگونه اعتراضی
مستلزم سازماندهی،هوشیاری و انسجام جمعی
است. این اعتراضات را در اشکال مختلف دیده
ایم اما نوعی جدید از اعتراض متولد شده
است و آن اعتراض بی محابای دانشجویان در
مقابل سخنرانی ها ، مراسم معارفه و
انتصابات مسئولین نظام در دانشگاه است.
اوج چنین اعتراضی را در بیستم آذر دیدیم
جائی که عکس احمدی نژاد به آتش کشیده شد و
داشجویان با شعارا حمدی نژاد فاشیست وی را
از دانشگاه بیرون کردند. در برخوردهای
مختلف دانشجویان از جمله در شیراز با پور
محمدی و باهنر و در مراسم معارفه عمید
زنجانی در دانشگاه تهران هم نمود پیدا
کرد.
جمهوری
اسلامی با تمام قوا میخواهد بسیج را به
دانشکاه تزریق کند و این با روحیه و ماهیت
دانشگاه و دانشجو در تضاد است. پا فشاری
رژیم در این عرصه تنها دست و پا زدن در
باتلاق است. اما هردم از این باغ بری
میرسد ... بسیج دانشجوئی با حمایت مستقیم
جمهوری اسلامی این بار دست به اقدامی
تبلیغاتی و کمیک زده است. قرار است بسیج
دانشجوئی در هفته اول مهر برنامه ای به
نام"چ مثل چمران"را با حضور فرزندان "چه
گوارا"برگزار کند . این حرکت خود نشان از
اعتراف رژیم به وجود یک قطب قوی چپ و
سوسیالیستی در جامعه دارد، تا جائی که
حاظراست برای جلب توجه جوانان به برنامه
های منزوی و گوشه نشین رژیم از فرزندان
یکی از نمادهای مبارزه چپ و کمونیستی دعوت
به عمل آورد. چنین حرکتی را سابقا در سفر
هوگو چاوز به ایران و تبلیغات احمدی نژاد
با وی دیده بودیم. جمهوری اسلامی میخواهد
با سوء استفاده از نام و اعتبار مبارزات
جنبش چپ و ضد امپریالیستی مردم آمریکای
لاتین ،قهرمان سازی کند و چمران را در
هیبت چه گوارا نشان دهد.آنچه برای
دانشجویان و جوانان ایران مطرح وقابل
احترام است نفس مبارزات ضد سرمایه داری
مردم آمریکای جنوبی و محبوبیت چه گوارا
به عنوان سمبل این مبارزه است. حضور
فرزندان چه گوارا چه ارتباطی به مبارزه و
مشی چه گوارا میتواند داشته باشد؟ جز
اینکه استیصال و درماندگی مسئولین رژیم را
در مهار جنبش سرنگونی دانشگاه و به ویژه
یک قطب قوی چپ و سوسیالیستی درآن را نشان
دهد. سال جدید تحصیلی سال جوانان کمونیست
و مبارزه آنها در همه صحنه هاست .
|