|
نامه های شما
۳۱۷
اشکان
از ایران
این چه
تلویزیونیه؟
"سلام،
بابا اين چه تلويزيونيه كه داريد! يه
مدتيه كه فكر ميكنم
ميخوايد با
pmc يا
tapesh رقابت
كنيد. واقعا كه!!! من شبا بيدار ميمونم از
ساعت 2 شب
به بعد كامپيوتر رو روشن
ميذارم و برنامه ها رو ضبط ميكنم
با اين
اميد كه فردا ظهرش حداقل يه برنامه درست و
حسابي ضبط
شده باشه .
الان مدتيه ساعتها پشت سرهم ترانه ميذاريد
ديشب تا صبح كامپيوترم 4 ساعت و
نيم روشن بود
همش ترانه بود.!!! الان هم كه ظهر شده از
سركار اومدم پارازيت رو
برنامه هاست.
تا حالا اين چندمين باره كه اين اتفاق مي
افته و برنامهاتون همش ترانه
شده. اميدوارم
دوباره خبري نشده باشه!!! يا بخوايد تعطيل
كنيد تلويزيون رو يا
دوباره يه
كنگره ديگه!! ضمنا اين سخنراني ها رو
دوباره پخش كنيد تا آرشيو ما هم
كاملتر بشه
(خواهشا)- اولويت حميد تقوايي، تاريخ
تحليلي حزب كمونيست كارگري تقوايي،
تاريخ اتحاد مبارزان كمونيست، يادي از
منصور حكمت (درست اسم برنامش رو
نميدونم-شايد سالگرد
منصور حكمت)
بعضي مواقع هم برنامه هاي راديو
انترناسيونال رو بخصوص
مصاحبه هاي
منصورحكمت رو هم پخش كنيد.
اون فيلمي كه
در مورد اعدام زندانيان سياسي بود همون
فيلمي
كه كيوان جاويد
هم با هاش مصاحبه شده بود پخش كنيد اون رو
هم
ميخواي.
تشكر
ميكنم از همه شما."
ج.ک:
چشم اشکان جان. خواست های شما را با رفقای
تلویزیون درمیان میذاریم. راجع به
تلویزیون و برنامه هاش بیشتر و مشخصتر
اظهار نظر کن. برایمان بنویس چه کسانی
نگاه میکنند و عکس العمل ها چیست. من
متاسفانه خودم تلویزیون را نمی بینیم و
نمی دانم نسبت ترانه ها چقدر است. از نامه
های قبلی شکایت این بود که خسته کننده
است. حالا شما دارید میگوید انگار
میخواهیم با "تپش" رقابت کنیم! بهر حال
خیالت راحت، خبری نیست. در ضمن ما پوستم
دیگه کلفت شده. هر کاریمون کنند، هر سنگی
بهمون بزنند باز قوی تر و قویتر ظاهر
میشویم. فعلا هم که میتوانی مطالب همین
شماره را نگاه کنی و قضاوت کنی. در ضمن
اشکان جان این دفعه اول است که از شما
نامه داریم و از آشنایی با شما خوشحالیم.
یلدا
یلدا از تهران
هرچی
باشه جز برفی
یلدای
عزیز ما ئی میلی فرستاده که بنظر میرسد
اتچمنت را فراموش کرده و نوشته: "های
مصطفی جون، شاید خیلی شخصی شده باشه. فقط
یه لطفی بکن اسم منو تو نشریه از یلدا
برفی به هرچی خودت دوست داری تغییر بده
خواهشا. میبوسمت و بای".
ج.ک:
یلدا جان همینجا رسما اعلام میکنیم که بعد
از این شما را یلدا یلدا خطاب خواهیم کرد.
این خوب است؟ مطلب را هم نفرستادی و نمی
دانیم از کنجکاوی چطور صبر کنیم تا شما
مجداد بفرستید. من تو رو میبوسم یلدا جان.
آناهیتا از ایران
"انگار
آموزش و پرورش میترسه معلمان حق التدریسی
را استخدام کنه و امسال فقط معلمان پرورشی
(؟) گرفته. مثلا در خراسان رضوی 315 نفر
پرورشی گرفته که 135 نفر شاهد باید باشن
و بقیه سهمیه آزادان (آزادگان؟)"
ج.ک:
آناهیتا جان یک کمی مشروحتر بنویس عزیز.
همینطور املای کلمات را دقت کن چون بعضی
کلمات خوانا نبود. معلمان حق التدریسی
اعتراضاتی در تهران داشتند. آیا در خراسان
اعتراضی نبوده است؟ سعی کن از وضعیت این
معلمان گزارش دقیقی برای نشریه ارسال کنی.
خیلی ممنون از نامه ات و موفق باشی.
آرز، از تهران
مجری و دکوراسیون
در
نامه به کیان آذر: "سلام امیدوارم خوب
باشی. مي خواهم نظر خود در باره
تلویزيون بگم.
من در تهران زندگي مي کنم اکر به شبکه هاي
ديگر نگاه کنيم بيشترين
تاثيري که مي
توانند روي مردم داشته باشند يک مجري خوب
ميتواند اين کار را بکند. من
نمي گويم که
دوستان توانایی اين کار را ندارند ولي يک
مجري توانا مي تواند تاثير
فراواني روي
شنوندگان ان داشته باشد. اگر امکان دارد
دکوراسيون جايی که بحثهاي سياسي
ميشود را براي مدتي عوض
کنيد."
ج.ک:
مرسی آرز جان، به اطلاع رفقای تی وی
میرسانیم. شما لطف کن همینطور مرتب نکات و
نظراتت را برایمان بنویس.
رها از
ایران
اخلاقیات را دنبال کنید!
در
نامه به کیان آذر: "سلام
خسته نباشی- تی وی را اکثرا دارند. بیشتر
دوستان و
اقوام میبینند. توی محل ما همه میبینند.
مردم از برنامه اخلاقیات (منظور سخنرانی
حمید تقوایی در مورد اخلاقیات میباشد.
ج.ک) خیلی خوششان اومده، خوبست دنبال
شود. تمام کسانی که دیدند برایشان جالب
بوده."
ج.ک:
مرسی رها جان. اگر بتونی در جزئیات بگی چه
وجه اون سخنرانی برای همه جالب بوده است،
خوب است. خسته نباشید.
ر. خ-
اصفهان
براتون
دعا میکنم
در
نامه به کیان آذر: "سلام خسته نباشین. من
سوالی داشتم در مورد بازداشت
شدگان اخیر.
برای من خیلی مهمه ، ممنون میشم اگه پاسخ
بدین و در ضمن من علاقمندم در
جلسات شما شرکت
کنم. به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی
از جمله دانشجویان دربند.
من
همه شما عزیزان را دوست دارم و از ته دل
براتون دعا میکنم."
ج.ک:
از آشنایی با شما خیلی خوشحالیم. اسامی
بازداشت شدگان اخیر را هم امیدواریم کیان
یک جوری برایتان فرستاده باشد، باید
منظورتان دانشجویان باشد. در هر حال ما هم
شما را دوست داریم و برایتان خیلی دعا
میکنیم. اما امیدواریم به ضررتان نشود.
چون خدا هیچ دلخوشی از ما ندارد!
رضا خوشبین، مشهد
اخراج جمیشد قشنگ!
در
نامه به کیان: "جمشيد قشنگ، استاد تاريخ
دانشگاه فردوسي مشهد
توسط رئيس
دانشگاه اخراج و ممنوع التدريس شد. علت
اخراج این استاد دانشگاه بيان
مسائل سياسي در
كلاس و داشتن ارتباط نزديك با دانشجويان
اعلام شده است."
ج.ک:
رضا جان از آشنایی با شما خوشحالیم. باید
در مقابل این اخراج ها متحد ایستاد. باید
استاد و دانشجو بصورت سراسری متحد شوند و
اجازه این کار ها را ندهند.
احمد
قربانی- سنندج
انفجار
در میدان اقبال
در
نامه به کیان: "سلام ، خوبی؟ امروز عصردر
میدان اقبال (
آزادی) کنار
نمایشگاه قرآن انفجاری صورت گرفت که بنظر
نارنجک میومد و تجمع مردم بعد
از این انفجار
در این منطقه از شهر خیلی زیاد بود.
نمایشگاه کنار پمپ بنزین قدیم
بود. فیلم اونو
براتون میفرستم."
ج.ک:
مرسی احمد جان و از آشنایی با شما
خوشحالیم. خبر و فیلم را در "اس.ج.کی
نیوز" منعکس میکنیم. بازهم خبر بفرستید.
فریماه
از شیراز
وضعیت
یک زن
در
نامه ای به مسعود کریمی:" مسعود جان گفته
بودی مطلبی برای نشریه بنویسم. نمیدونم از
کجا شروع
کنم . از کثافت
کاریهای پنهانیشون بگم که چون مدرک نداریم
باید لال بمونیم ، از
اینکه کیف من و
تو خیابون میزنن و دزد رو دستگیر میکنن،
پامون به دادگاه که میرسه
بعد از دو جلسه
رفتن و اومدن باید قید کیفت رو بزنی.چرا؟
چون محیطش ، وجود دخترهای
جوون و تنها رو
نمیپذیره. جرم من چیه؟ زن بودن؟ از اون
نگاههای کثیف و مزخرف منشی
گرفته تا
اداهای قاضی. با اینکه با حق توست ، اگر
باهاشون کنار نیای کلات پس
معرکست. از 18
سالگی ام بگم که توی خیابون با دوست
پسرم میگیرن و آقای مامور تا
شماره از من
نگیره ولمون نمیکنه .از دوستم بگم که در
تهران آقایون بسیجی با
دوست پسرش
میگیرنشون ، پسر رو ول میکنن و با تهدید
که خانواده ات رو مطلع میکنیم ،
مجبور به تن
فروشی اش میکنن و بعد از 2 روز خبر خود
کشی اش رو باید بنویسن.چرا خود
کشی کرد؟هیچ کس
نمیدونه. از دانشگاه بگم ؟ که خدا نکنه
محتاج اونها بشی. اگه به چشم
محتاج ببیننت
هزار جور پیشنهاد جور واجور میشنوی.از کی؟
خودم میگم ، از پیشنماز
مسجد دانشگاه
که قبولش دارن و پشت سرش نماز میخونن. از
دامادمون بگم که یکی از این
انقلابی های
گردن کلفته شیرازه که همه صداش میزن حاجی
و رو اسمش قسم میخورن ، تو سن
25 سالگی
خواهرم رو اغفال میکنه و به عنوان سومین
زنش اونو خونه خودش میبره و از
ترس اینکه کسی
خبر دار نشه نمیذاره از خونه بره بیرن و
روزی یک ساعت بهش سر
میزنه. یادم
میاد یه روز مجبور شدن با هم خرید کنن.
اون با فاصله 2 متری جلوتر میرفت که مبادا
کسی اونا رو ببینه. همین
موقع که خواهرم
بسرعت پشت سرش میرفت پاهاش تو گودال گیر
میکنه و میخوره زمین همه که
فکر میکردن
خواهرم تنهاست بلندش میکنن و میبرنش
درمانگاه. ولی شوهرش از اونجا دور
میشه و خودشو
نشون نمیده . بعد از 4 سال هم که ندونسته
باردار میشه شوهرش با مشت
بچه رو سقط
میکنه . و الان
هم نمیتونم بگم
چون کسی باور نمیکنه. همین آقا به خواهر
همسرش پیشنهاد دوستی میده.
غیر از خواهرم
که همسر سومش هست 3 تا زن صیغه ای داره و
د رجواب اعتراض خواهرم
اسلحه میکشه.
خواهرم به 110 زنگ میزنه، مامورها میان که
از خواهرم حمایت کنن که
خواهرم با
پیشنها جناب سروان روبرو میشن که : شما که
شبها شوهرتون خونه نیست ما در
خدمتیم! اون
هیچ جا نمیتونه ثابت کنه که ازدواج کرده .
عقدشون یه عقد عادیه و برگه
عقد نامه دست
شوهرشه. هر زمان ممکنه که اونو پاره کنه.
تا میاد حرفی بزنه میگه من
عضو سازمان
اطلاعات هستم خانواده تون رو از شیراز
بیرون میکنم . اگر هم ادعا کنی زن
منی به عنوان
فاحشه معرفی ات میکنم. به هر حال حرف من و
قبول دارن تا تو .به نظر
شما چه میشه کرد؟"
ج.ک:
فریماه جان به نظر ما باید جنگید و این
وضعیت کثیف و ضد انسانی را که بویژه علیه
زنهاست را عوض کرد. باید برای جامعه ای
برابر و آزاد مبارزه کرد که در آن انسانها
فقط و فقط برای عشق و احساس خود با کسی
رابطه جنسی برقرار میکنند و هیچ قید و
اجبار و بردگی جنسی در بین نیست. فریماه
بازهم بنویس. خود این نوشتن هم یکجور
اعتراض به این وضع است. دستت رو به گرمی
میفشاریم.
کیان
آذر
به
وبلاگ کارگر
"نامه
به دست اندرکاران وبلاگ کارگر! با سلام
وخسته نباشید. دوستان عزیز خواستم در
رابطه با پست اخیری (جمعه30 شهریور86) که
در مورد گزارش از قتل یک کارگر در فولاد
مبارکه اصفهان (که بعنوان گزارش اختصاصی)
در
وبلاگ منتشر
کرده اید، نکته ای را یاد آور شوم و آن
اینست که این گزارش توسط کامران
روشن تهیه شده
و درنشریه جوانان کمونیست شماره 316 (
27شهریور86) منتشر شده است
. خواستم این
نکته را که در انتشار گزارشتان موجود نبود
را یادآوری کنم و خواستار
تصحیح آن شوم.
با تشکر وخسته نباشید مجدد.
کیان آذر- سازمان جوانان
کمونیست"
"ئی"
از ایران (؟)
اینجانب ئی...
در
نامه ای به گروه جوانان کمونیست: "سلام
عرض میکینم خدمت شما رفقای عزیز. من فردی
هستم که تازه عضو این حزب شده و میخواهم
قبل از هربحثی خود رو معرفی کنم. این جانب
ئی.. تا قبل از عضویت در این حزب فردی
بسیجی بوده اما پس از مدتی به دلیل بی
توجهی برخی از همه چیز زده شدم. حالا هم
که در خدمت شما هستم میخواستم قبل از هر
تصمیم گیری من رو در مورد حزب خود توجیه
کنید تا ببینم با معیارهای خود مناسب است
یا نه؟ با تشکر ئی.."
ج.ک:
دوست عزیز یک نام و نام مستعار انتخاب
کنید. یکی از رفقا برایتان برنامه یک
دنیای بهتر را فرستاد. بخوانید و نظرات و
سوالهایتان را برایمان بفرستید. خوش
آمدید.
مهین
علیدوست، سوئد
نقاشی
دیگر از لارش
مهین
عزیز متن نوشته کوتاهی از لارش ویلکز که
در باره کنفرانس سه شنبه قبل در استکهلم
است و همینطور کارتنی که او در این رابطه
کشیده است را برایمان فرستاده است. از
مهین عزیز بابت ترجمه این متن تشکر میکنیم
و به مهین همه رفقای استکهلم برای کارهای
خوبی که میکنند تبریک میگوییم.
در بین
اکس مسلم ها، لارش ویلکز،
ترجمه از
مهین علیپور،
2007-09-20
"امروز من
در یک سمینار در استکهلم راجع به دفاع از
آزادی بیان شرکت کردم. این سمینار توسط
تشکل "اکس مسلم" ترتیب داده شده بود . این
سمینار بسیار آموزنده بود . مسائلی چون
اعدام در به اصطلاح " کشورهای اسلامی". و
عدم حضور و سمپاتی مطبوعات به اعتراض به
این مسئله بحث شد . سنگسار انسانها بنظر
غربیها یک امر دینی است . ما هم باید به
فرهنگ مردم احترام بگداریم !!
.......
این
سمینار آزاد به سالن "بروالد" بخاطر امنیت
آن منتقل شد. سالن کاملا تحت کنترل پلیس
بود . با وجودی که سالن بزرگ بود ولی جای
کافی برای مردم نبود .
زمانیکه
یک مسلمان بجلو آمد و موعظه را که با
تهدید وحشیانه به نقاش این تصویر خاتمه
میافت انجام داد، احساسات مردم برانگیخته
شد . "بگذارید سرنوشت وی درس عبرتی برای
دیگران شود" محتوی سوره ای بود که وی
خواند که خیلی سریع از طرف یکی از اعضای
اکس مسلم ترجمه شد .
با این
حرکت توجه بیشتری برای این تصویر و پروژه
طرح های من زاده شد .
من حتی
امروز در دباتی (بحثی) در یک رادیو نروژی
شرکت کردم . جالب است که در نروژ یک قانون
راجع به " کفر" وجود دارد. این قانون
استفاده نمیشود ولی عده ای از مسلمانان
نروژی میخواهند که این قانون مورد استفاده
قرار گیرد . این مسئله الان بطور جدی در
کشور همسایه مان بحث میشود."
طرح جدید
لارش:

آدرس
سایت:
www.vilks.net
رزا
راشین، ایران
با همه
ضعف هایش!
"مصطفی
صابر عزیز سلام. درهفته ایی که گذشت ،به
علت مرخصی فرصت پیدا کردم تا برنامه های
کانال جدید را دنبال کنم. حتی تنها با
کنترل دست گرفتن وعوض کردن کانالها
نیزتمایز کانال جدید نسبت به سایر
کانالهای مسخ شده ی ایرانی کاملا مشهود
میباشد .ازاینرو راه اندازی آن قابل تقدیر
وستایش است. هرچند که هنوزجای خالی موزیک
وفیلم های خوب در برنامه های آن خالی
است. وهمچنین برنامه هایی با موضوعات
مشابه اما با مجریان متفاوت زیاد به چشم
می خورد. وبطور روزانه اعلام برنامه
واعلام ساعت وتاریخ برنامه وجود ندارد.
ومشخص نیست این برنامه که آلان دارد پخش
میشود ،جدید یا باز پخش آن است. وهمچنین
برنامه درمورد کودکان و برای کودکان کم
پخش میشود. استودیو برنامه ها نیز از
نورپردازی و دکوراسیون ضعیف برخوردار
میباشد. اما کانال جدید با همه ی کم
وکاستی هایش مرا به وجد آورده و میخکوب
خودش کرده است. با احترام . رزا راشین."
ج.ک:
رزا جان مرسی از این گزارش و مرسی که
اشکالات را دقیق مشخص کردی. البته میدانم
که رفقای تی وی در صدد رفع این اشکالات
هستند. یک مشکل اساسی ما پول است. همینجا
از همه دوستداران تی وی میخواهیم که برای
تی وی پول جمع کنند. البته پول تنها مشکل
نیست. به نظرم دوستان و رفقا در ایران
میتوانند نقش زیادی در بهبود برنامه ها
داشته باشند. همین کامنت ها خیلی موثر
است. ولی خبرنگاری کردن، تهیه فیلم و عکس
و خبر میتواند تلویزیون ما را کاملا به
جای دیگری ببرد. بار دیگر ممنون.
کارگران ایران خودرو
قتل
علی امامی کارگر پرس
"کشته
شدن یکی دیگر از کارگران
پرس شرکت ایران خودرو.
روز
دوشنبه بیست وششم شهریورماه 1386 مقارن
ساعت 4بعد از
ظهر یکی دیگر از کارگران جوان شرکت ایران
خودرو در سالن پرس شماره 3
در اثر بر خورد
با قالب در دم کشته می شود علی امامی
کارگر 26 ساله سالن پرس3 که
در شیفت دوم
کارمی کرد دراثر بر خورد قالب با قالب
دیگر جان خودرا از دست می
دهد این حادثه
دراثرنادرست بر داشتن قالب با جرثقیل
بوجود می آید وعلی امامی در
اثر تاب قالب
بین دوقالب گیر می کند و شدت حادثه طوری
بوده که ایشان قبل از
رسیدن به
بیمارستان در دم جان می بازد.
تعطیلی سالن پرس
به
دنبال این حادثه کارگران پرس تولید را
متوقف می کنند
ولی مدیریت از ترس گسترش اعتراض بلافاصله
سالن پرس را تعطیل و
کارگران
را روانه خانه هایشان می کنند این دومین
حادثه کشته شدن کارگران ایران
خودرو درعرض
بیست روز می باشد.
ما
مرگ این کارگر جوان را به خانواده ایشان
وخصوصآ کارگران سالن پرس
تسلیت می گویم."
ج.ک: ما هم از صمیم قلب مرگ علی امامی را
به خانواده و همکارانش و به همه کارگران و
مردم آزاده تسلیت میگوییم. هفته قبل هم ما
خبر مرگ دلخراش یکی از کارگران فولاد
مبارکه اصفهان را دادیم. باید این مناسبات
جهنمی سرمایه داری را به زیر کشید. باید
به این وضع خاتمه داد. باید متحد شد و
اعتراض را گسترش داد. ما باردیگر و بویژه
به کارگران سالن پرس مرگ علی امامی را
تسلیت میگویم. کارفرما نه فقط باید
بازماندگان علی را تامین کند، بلکه باید
مستقل از منافع سود جویانه ایمنی کامل کار
را رعایت کند. باید نمایندگان کارگران بر
رعایت ایمنی نظارت منظم داشته باشند و
منظما به مجمع عمومی کارگران گزارش کنند.
خوانندگان عزیز نشریه نامه های دیگری هم
هست که متاسفانه فرصت چاپ آنها را نداریم.
و برای تغییر ذائقه شما عکسی را که یکی از
رفقای شوخ طبع فرستاده
اینجا می آوریم.
رفیق ما
بالایش نوشته:
کارگران آتش نشانی در خدمت شما
گویا
این موجود دوست داشتنی با آن چشمان ملتمس
به این چاهی که بر سر راهش کنده بودند
سقوط میکند و کارگران آتش نشانی او را
نجات میدهد. زنده باد کارگران آتش نشانی! |