|
یک سوال
کامران روشن- اصفهان
در جلسه ی روز چهارشنبه ی
حمید تقوایی ، یک سوال مطرح شد در مورد
تاثیر قدرت گیری رفسنجانی و حرکت اصلاح
طلبان برای تصاحب قدرت. البته من دقیقا
متوجه سوال نشدم ولی در مورد تاثیر قدرت
گیری رفسنجانی که ممکن است به آرام شدن،
کاهش فشارها و تغییر وضعیت موجود
بیانجامد، سوال شد. همون لحظه برای من یه
کاری پیش اومد که مجبور شدم از جلسه خارج
بشم وگرنه سوالم رو همونجا مطرح میکردم.
در جلسه ی سازمان جوانان هم سر این مسئله
به صورت نامنظم و پراکنده صحبت شد که چیز
زیادی، دستگیر من نشد. حالا خواستم این
مساله رو در نشریه مطرح کنم چون فکر میکنم
بد نیست در موردش صحبت کنیم.
به نظر من و تا اونجایی
که اطلاع دارم، کار ما اینه که با یک دید
ماکسیمالیستی با قضایا برخورد کنیم و اگه
هدف ما کمونیسته که دیگه چه کار داریم
کدوم جناح از جمهوری اسلامی قدرت رو
میگیره؟ شاید اگه اصلاح طلبها بیان سر
کار، یه کمی اوضاع فشارها کمتر بشه ولی
این ظاهر قضیه است و در واقعیت، جمهوری
اسلامی نمیتونه بدون فشار و زور به حکومتش
ادامه بده.
ما قراره با همه ی اینها
بدون هیچ کوتاه آمدنی مبارزه کنیم و این
مبارزه تا پیروزی کامل، باید ادامه داشته
باشه و هر لحظه پر رنگ تر و عمیق تر بشه.
به قول منصور حکمت؛ اون آخوندی که با عبای
حریر دنبال پروانه ها میدوه با اون یکی که
تیر خلاص میزنه، فرقی نداره. همشون دشمن
انسانیت هستند.
از طرفی نمیتونم این رو
نادیده بگیرم که با کنار رفتن دولت احمدی
نژاد و روی کار آمدن مجدد اصلاح طلبان، جو
تا حدی آرومتر میشه و خیلی از گیرها بر
طرف میشن و این مطمئنا برای فعالیت ما
بهتره و کم خطرتر برای ما که در ایران
هستیم. (حالا، اگر اینطوری بشه. چون
احتمال های مختلف وجود داره ... من که
شخصا سرنگونی این دولت فعلی رو تا قبل از
انتخابات بعدی، چیز غیر ممکنی نمیدونم و
اسم این رو خوش خیالی نمیذارم بلکه بهش
میگم خود باوری به معنای یک خود باوری
جمعی. ) مثلا در این دولت فعلی، زیاد از
جلسات اپوزیسون قانونی و
ngo
ها خبری نیست. همه را تهدید کرده اند و
بعد از محاکمه ی اون 3 نفر ( هاله
اسفندیاری . . . ) خیلی از جلسات که وقتی
فعال بودند مانند جلسات انجمنهای حقوق
بشر، تعطیل شد. پس عوض شدن این دولت در حد
اصلاحات و رفرمها، بی تاثیر نیست. ولی
همانطور که گفتم ما که قرار نیست از
خواسته هایمان کوتاه بیاییم و به این
چیزها دلخوش کنیم.
میدونم که رفسنجانی، زیاد
ربطی به اصلاح طلبان نداره ولی فعلا که
اینها رفتن پشت رفسنجانی و این برای
انتخابات بعدی، بی تاثیر نیست.
حالا سوال من اینه: ما
فقط یک چیز رو میخواهیم و اونهم رسیدن به
یک جامعه ی کمونیستی در ایران و مبارزه با
سرمایه داری در سطح جهانه. ولی در این
مقطع فعلی که تغییر دولت و روی کار آمدن
اصلاح طلبان و یا جناحی که در این حد،
تندرو نباشه، میتونه کمکهایی بکنه و تا
حدی، فشارها رو کم کنه؛ ما چطوری باید به
این قضیه نگاه کنیم؟ منظورم این نیست که
بریم و در قدرت گیری اصلاح طلبان و یا غیر
تندروها کمک کنیم ولی من وقتی به این نگاه
میکنم که تا قبل از اینکه احمدی نژاد بیاد
سر کار، اینقدر اعدام نداشتیم یا دوچرخه و
اسکیت سواری دختران اشکالی نداشت. یا توی
خیابون به راحتی رابطه داشتیم و کسی زیاد
به آرایش و آستین کوتاه گیر نمیداد؛ یه
جورهایی میگم بد نیست که در انتخابات
بعدی، اصلاح طلبها یا جناحی که اینقدر
تندرو نباشه برگردند.
شاید به نظر برسد که
نوشته ام و افکارم پر از تناقضه ولی در
این مورد، مرتب این قضایا میاد توی ذهنم.
بعدش احساس میکنم که انگار دارم کوتاه
میام و خودمون رو دست کم میگیرم و بعد توی
ذهنم پر از علامت سوال میشه حالا این فقط
یه سواله برای روشنتر شدن یک موضوع و باز
شدن یک بحث. همین.
ببخشید که نامه ام خیلی
طولانی شد ولی یک چیز دیگه هم هست. خیلی
از مخالفان جمهوری اسلامی میگن؛ دولت
احمدی نژاد که سر کار باشه، زودتر
تکلیفمون روشن میشه و این، مردم رو به
انقلاب نزدیک میکنه. مثال واضحش رو میشه
توی جامعه دید. الان با وجود همه ی
فشارها، تیپ و آرایش و طرز لباس پوشیدن
جوانها، معترضانه تر شده تا حدی که تعجب
برانگیز و البته تحسین برانگیزه. یا همین
فراخوان زندانیهای سیاسی و یا اعتراضات
کارگری. و این نشون میده که مردم در مقابل
فشار، مقاومت میکنند. بخصوص کارگران، زنها
و جوانان.
و نکته ی مهم دیگر اینکه؛
جمهوری اسلامی به طور کلی خیلی ضعیف شده و
اصلاحات هم دیگه نمیتونه بهش کمک کنه بلکه
کارش رو خرابتر میکنه.
فکر کردم که این سوالات
ممکنه در ذهن بقیه هم باشه و بهتره که بهش
پرداخته بشه. البته به نظر میرسه که در
طول این نامه، خودم جواب سوالهای خودم رو
دادم اینهم یکی از خاصیتهای نوشتنه دیگه.
در حاشیه:
همینطوره کامران جان.
راستش هر عقب نشیتی به جمهوری اسلامی
تحمیل کنیم، هر ذره که فضای سیاسی را
بهبود ببخشیم که مردم راحت تر و صریح تر
اعتراضشان را مطرح کند، این به نفع مردم و
ما است. ولی در مورد انتخابات و بحث هایی
که بخصوص دوم خردادی ها و مفسران و
ژورنالیست ها راه انداخته اند، اوضاع
رژیم به نظر من طوری هست که دیگه نمی شه
با "اصلاحات" و "خاتمی" و "رفسنجانی" به
اون صورت هایی که در گذشته دیدیم حتی
برایش وقت خرید. حتما رژیم سعی خواهد کرد
که با هر حقه و کلکی که شده برای خودش وقت
بخرد، اما اینها همه بقول معروف کارتهای
سوخته است. احمدی نژاد هم که هرچه میکشد و
شلاق میزند و عربده میکشد باز حریف مردم
نمی شود. رژیم در یک بن بست همه جانبه است
ولی به نظر من کار ما این نیست که بنشینم
و تفسیر کنیم که حالا چه میشود. کار ما
عبارت این است تلاش کنیم تا آنچه که
میخواهیم بشود. به نظرم الان مهمترین چیز
همانطور که خودت هم در نوشته دیگری نوشته
ای اینست که علیه اعدام ها و سرکوب ها
متشکل و متحد شد. باید فشار اعتراض علیه
جمهوری اسلامی را بیشتر کرد. باید کاری
کرد که رژیم نتواند با روش های سابق اش
ادامه دهد و به یک بن بست و فلج کامل
کشانده شود. باید کاری کرد که توده های
هرچه وسیعتری از مردم به صف مبارزه اشکار
بپیوندند. باید حزب کمونیست کارگری و متحد
شدن حول حزب را گسترش داد. حالا اگر
جمهوری اسلامی تحت این فشارها دست به عقب
نشینی زد باید از آن برای پیشروی بیشتر
استفاده کرد. تا آنجا هم که به انتخابات
برمیگردد، به نظر من موضع قدیمی ما همچنان
درست است. ما سعی میکنیم از آن فرصتی برای
تعرض به کل رژیم بسازیم و به اصطلاح
انتخابات را بر سرش خراب کنیم. من فعلا در
همین حد بیشتر وارد بحث نمی شوم. موضوع
جالبی است و خوب است که دوستان دیگر هم
اظهار نظر کنند.
مصطفی صابر. |