|
حزب ما و
آزادی زن
شادی آبان - اصفهان
قطعنامه درباره ی جنبش آزادی زن اخیرا در
دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
تصویب شد و حتما تا الان همه از آن اطلاع
دارند. قطعنامه به معرفی ریشه های ستم به
زن پرداخته و سپس جریاناتی که در جنبش
زنان در ایران فعالیت می کنند و موضعشان و
نقشی که در هر چه رادیکال شدن این جنبش
ایفا می کنند و یا باالعکس موانعی که این
جنبش باید آنها را برای رسیدن به رهایی و
آزادی نهایی کنار بزند ، می پردازد.
اهمیت
این قطعنامه به نظرم در اینجاست که نقش
حزب را در بخش رادیکال و آزادیخواه جنبش
زنان به درستی نشان می دهد .جایگاه موضع
گیری های حزب و فراخوان ها و اطلاعیه هایی
که به خصوص در این 1 سال جامعه را به آنها
فراخوانده است ، نسبت به دیگر جریانات
اپوزیسیون از جمله دوم خرداد یا سلطنت طلب
و ملی اسلامی و ... را نشان می دهد.
جریان
دوم خرداد که با نام فمنیسم اسلامی قصد
داشت رهبری این جنبش را به دست بگیرد
بالعکس مورد تمسخر هم قرار گرفت ، موضعش
که نه در مقابل اسلام است و نه مشکلی با
ستم بر زن در جهان سرمایه دارد بلکه در
کنارشان ، برای رام کردن جنبش زنان و به
عقب زدن و مهار کردن رادیکالیزم آن تلاش
کرده است.
جریانات راست پرو غرب و ملی اسلامی ها ،
جریاناتی مردسالار و پایبند به مذهب که نه
تنها مشکلی با وضع زنان در جامعه ندارند
که آنها را تأیید هم می کنند و جایگاهی در
جنبش اعتراضی زنان ندارند.
امثال
شیرین عبادی ، مهرانگیز کار و ... که
بورژوازی در حاکمیت و بیرون حاکمیت سعی در
معرفیشان به عنوان چهره های انساندوست و
مدافعان واقعی حقوق زنان می کند و مدال
هایی به گردنشان آویزان می کند تا شاید به
این شکل بتواند سطح خواسته های زنان در
ایران را پایین نشان بدهد . تمام این
جریانات از اتفاقی که در ایران می افتد
عقب هستند و تغییراتی که برایش تلاش می
کنند در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی و
دین اسلام با هر روایتی که مد نظرشان است
و با این تصویر از جامعه که مردم ایران
مذهبی هستند و ... می خواهند از طریق آیه
و حدیث و روایت - که البته خودشان در درجه
ی اول اینها را ضد زن و انسان نمی بینند –
اسلام خوب و تغییرپذیر را جایگزین اسلام
بد کنند.
اعتراض
به حجاب ، آپارتاید جنسی ، سنگسار و اعدام
که جزء خواسته های اصلی زنان در این چند
سال بوده است جایی در این جریانات نداشته
است و اگر امروز اسمی از این خواسته ها
برده می شود به دلیل حضور حزب کمونیست
کارگری ایران و فریادی است که امروز جنبش
رادیکال زنان در اعتراضاتش سر میدهد .
ح.ک.ک نماینده ی این فریاد و اعتراض زنان
در داخل و خارج کشور است . هیچ جریان
دیگری واقعیت این اعتراضات و خواسته ها را
نمی تواند بازگو کند و مجبور است مدام
وجودش را انکار کند . 8مارسی که حزب ما آن
را تبلیغ میکرد و در برابر روزهایی مثل
روز مادر اسلامی یا مادر ایران زمین و ...
گذاشت، نمادی از جنبش پیشرو زنان در جهان
می دانست از طرف بسیاری از جریاناتی نام
برده در داخل پذیرفته شده نبود و آن را
جدای از جنبش زنان در ایران می دیدند ،
امروز در جریان 8 مارس 85 بسیاری از
تشکلها بودند که به خاطر دریافت مجوز برای
برگزاری این مراسم به خود می بالیدند و
افتخاری در سابقه ی کاریشان محسوب می شد .
نقشی که حزب ما در جلو رفتن و خط دادن این
جنبش دارد امروز از طرف هیچ کدام قابل
انکار نیست و به آن اعتراف می کنند و
هشدار می دهند که ایده های چپ به شدت در
جنبش زنان نفوذ کرده است.
فقط
همین یک نمونه ی 8 مارس یا حجاب برگیران ،
بی ربط بودن این جریانات را به این جنبش و
مطالبات زنان در جامعه ی ایران نشان می
دهد. وظیفه ای که امروز فعالین پیشرو زنان
چه داخل و خارج باید ایفا کنند کنار زدن
جریاناتی است که زنان را به خانه نشینی یا
به کنار آمدن با حکومت و گامهای آهسته
برداشتن و اصلاحات فرا میخوانند و نیازی
که این جنبش دارد همانطور که در قطعنامه
آمده سازماندهی و رهبری چپ و رادیکال و
کمونیستی آن است.
زنده
باد آزادی زن |