| نامه
های رسیده...
کامران مزین، ایران
اگر مارکس زنده بود!
"رفیق
مصطفی سلام ببخشید که چند روزی نبودم. قصد
داشتم درباره کارگریسم مبتذل چیزی بنویسم
که وقت نشد. اما نوشته هفته پیش تو را
درباره ایرج آذرین خواندم و به قول آن
دوستمان اوستا کیف مارکسیستی کردم!!!! به
هر صورت عالی بود. ایرج آذرین در یکی از
مقالات آخر خودش با این ذکر که دوم خرداد
با دست کشیدن از شعار جامعه مدنی نظریه بی
ربط دولت رانت خوار نفتی را جایگزین کرده
نتیجه گرفته که دیگر آنها با این نظرات به
درد نمیخورند و اکنون چپ جدید ظهور نموده
است. ایشان معتقد بود آن زمان که شعار
جامعه مدنی را میدادند و یا این طور که در
مطلب "به سوی حزب" نوشتند دوران قهارانه
لیبرالیسم را پشت سر میگذاشتند در بین
مردم محبوب بودند ولی حال برای منافع شخصی
به نظریات غیر قابل درست رسیدند. به هر
صورت نقد تو که خط به خط و مستدل بود
جوابیه محکمی به این افراد یود که خودشان
را در محفلی قائم کردند و از انجا که
خدوشان پایگاهی ندارند همه را شکست خورده
میپندارند. و تنها مشتی پرت و پلا را به
نام دفاع از مارکسیسم مینویسند که کاش
مارکس هنوز زنده بود که میگفت اگر اینها
مارکسیستند من مارکسیست نیستم. در این
آخرین روزها جناب رضا مقدم نیز کتابی تحت
عنوان "سه حزب کمونیست کارگری در انتهای
راه" را منتشر کرد که جمع اوری حرفهای
گذشته بود. به هر صورت مشخص نییست جریان
دوم خردادی ایرج اذرین با طیف دوسه نفره
اش چگونه عروج چپ را پاسخ میدهد در حالی
که حزب کمونیست کارگری را در انتهای راه
میداند. کلا باید بگویم که این افراد
آنچنان در تناقضات روحی و رفتاری و گفتاری
سر میبرند که حتی نمیدانند یک تحلیل درست
از واقعیات داشته باشند. کار اینها و دیگر
جریانات فرقه ای چپ سنتی این شده است که
یکی کتاب مینوسید و دیگران با کپی آن و
مخلوطی از فحش و بد و بیراه به جنگ حزب
میایند و در پایان نیز نتیجه میگیرند که
حزب به پایان رسیده و ما باید حزب طبقه
کارگر را تشکیل بدهیم. حتی کار امروز خود
را علنا مبارزه برای تشکیل حزب طبقه کارگر
گذاشتند که به قول تو هم مبارزه با حزب
کمونیست کارگری است. چون اینان حتی
توانایی جمع اوری یک طیف ده نفره هم
ندارند. من پیشنهاد میکنم همه جریانات
مائویستیی و استالنیستتی و دوم خردادی و
تروتسکیستی در کنارهم جمع شوند. حداقل
آنها یک دشمن مشترک دارند . حزب کمونیست
کارگری . درباره نوشته دریا هم بگویم که
هیچ سر از این موضوع نیاوردم. فکر میکنم
دریا در اخر من را ناسیو نالیست میدانست و
خودش را کمونیست. به هر صورت همین هم به
فال نیک میگرم! ولی ایشان بگویند من کجا
گفتم که مردم آذربایجان ناسیونالیست
هستند. من همین حرف تو را که خواسته بودی
ناسیونالیسم را تقویت کنی و از حق استقلال
و خود مختاری و آنها دفاع کنی نقد کردم.
حال اگر درست متوجه نکردم همه را به
نگارنده ببخشید."
ج.ک:
کامران جان، اگر مارکس زنده بود و این
شیرین کاری های آقای آذرین (مثلا همین که
این هفته نقد کردیم) را میخواند چه میگفت؟
مطمئن نیستم این گفته "اگر اینها مارکسیست
اند من مارکسیست نیستم" را تکرار میکرد.
چرا که این گفته برای خود جایی دارد. این
که چه میگفت را به سوال برای خوانندگان
میگذاریم. یک کمی زنگ تفریح هم بد نیست.
اما چپ های سنتی که نام بردی با همه ایسم
های رنگارنگشان چیزی جز جناح چپ حجاریان و
شیرن عبادی و رئیس دانا و آیت الله
کیانوری نیستند. این ها همه یک جنبش اند.
رها
سعادت، ایران
سوالات هفتگی
در
نامه ای به کیان آذر نوشته اند:"باسلام به
شما در نظردارم که یکسرس سوالات را سلسله
وار از شما بکنم که هم باب بحثی برای
خوانندگان وخود باز شود وهم نظر حزب را
درمورد این سوالات بدانیم .با تشکر هر
هفته اگر موافق باشید چند سوال می فرستم .
1- نظر شما در مورد انور خوجه وحزب
کارآلبانی چیست ؟ و آیا ایشان یک مارکسیسم
ولنینیسم بوده واگر ایشان نبوده پس
نماینده چه قشری از روشنفکران آلبانی
بوده؟ آیا نظرات انورخوجه در مورد مائو
درست است؟"
ج.ک:
رها جان ایده طرح سوالات هفتگی خیلی خوب
است. اما چرا از انورخوجه و حزب کار
آلبانی شروع کرده اید؟ از بین پیغمبرها
شما سراغ حضرت جرجیس رفته اید؟ از شوخی
گذشته واقعا انورخوجه و حزب کار آلبانی و
نظرات اینها در مورد مائو سوال چه کسانی
است؟ رها جان من دانستن در باره حزب کار
البانی و نظرات مائو و غیره را مفید
میدانم، ولی الان مهمترین سوالات در برابر
کمونیست ها که باید جواب دهند چیست؟ بخصوص
برای نسل جوان کمونیست ها در ایران کدام
سوالات را باید جواب دهیم؟ حتی چپ نسل 57
هم همان وقت خودش مائو و انور خوجه را
خیلی سریع کنار گذاشت. در هر حال بعنوان
یک پاسخ کلی و مختصر به سوال شما چه انور
خوجه و چه مائو اینها همه انعکاس
سوسیالیسم بورژوایی در قرن بیستم است که
چه در چین و آلبانی و چه خیلی جاهای دیگر
(مثل ویتنام و کوبا و..) پرچم دار تحولات
بورژوایی و جنبش های ملی و کشور سازی و
گذار از مناسبات ماقبل سرمایه داری و ورود
به عصر تسلط سرمایه داری بودند. پایه مادی
این سوسیالیسم بورژوایی، چه کمونیسم روسی،
چه چینی، چه البانی و غیره همه سرمایه
داری دولتی تحت نام خلق و یا سوسیالیسم
بود. اینها نه ربطی به لنین و نه به مارکس
دارند. تنها ربط شان این است که انقلاب
کارگری اکتبر و نفوذ لنین و مارکس در بین
کارگران و مردم زحمتکش جهان در ابتدای قرن
بیستم برخی بورژواها و جنبش های بورژوایی
را ناگزیر ساخت تا اهداف خودشان را تحت
لوای مارکسیسم و لنینیسم پیش ببرند.
اختلافات و دعواهای این باهم نیز انعکاس
اختلاف منافع این سرمایه داری ها است.
مسعود کریمی، آلمان
مشتری یک میلیاردی
"سلام
مصطفي جان. مدتي است من با شخصي از ايران
در ارتباط هستم که مرتب به نامه مينوسد که
در اينجا نامه هاي نامه هاي که نوشته
ضميمه ميکنم و جواب ميخواد. من اوايل
اهميت نيمدادم راستش يجورهاي شک ميکردم و
الان هم در شک هستم. ولي با اين حال بعد
از اسرار هاي فروان مجبور شدم تا برات
ارسال کنم و طريقه اشناي من با ايشان هم
از طريق اميل هاي که به ايران ارسال ميکنم
هستش. مسعود"
یک نمونه از نامه های این دوست ناشناس را
می آوریم:
"با سلام مسعود جان. مجله حزب را که برای
۲ مرداد بود دريافت کردم. لطف کرديد واقعا
داستان سنگسار مقاله وحشتناکی بود که دل
هر آزادی خواه را به درد می آورد . اما من
کار ديگری با شما داشتم. من ۶ سال است بر
روی بزرگترين طرح فرهنگی کار کرده ام تا
آن را تمام کنم. که موفق شدم آن را تمام
کنم. اولش راستش را بخواهی به دولت ايران
پيشنهاد دادم. هدفم اين بود که به واسطه
اين طرح اختلافاتشان را با غرب کم کنند تا
مردم کمتر آسيب ببينند. هدف صلح جويانه
بود اصل اين طرح عظيم که نام انحصاری آن
... بيشتر به تخيل شبيه است اما تخيل ريشه
در واقعيات دارند. اين طرح ميلياردها دلار
ارزش دارد. وقتی فهميدم مقامات بالا
اهميتی نميدهند و آنها هم که اهميت دادند
برای به قدرت رسيدن خودشان بود طرح را
مخفی کردم. تا به دست کسی نرسد. اين طرح
را با چند سناتور برجسته آمريکايی در ميان
گذاشتم آنها همگی حيرت کرده بودند. ولی
متاسفانه چون من در ايران هستم هيچ کاری
نميتوانم بکنم. مسعود جان ميخواستم بدانم
آيا حزب از من پشتيبانی ميکند. ميدانی بين
خودمان باشد. با اجرای اين طرح توسط هر يک
از احزاب موجود در غرب. يکی از آنها
ميتواند به قدرت برسد وقتی که به قدرت
رسيد ميدانی که يعنی چه. موضوع پناهندگان
در اروپا را هم خواندم. اين مشکل را هم
ميتوان با اجرای اين طرح حل کرد. ما آنها
را قدرت مند خواهيم کرد به واسطه قدرت
آنها خود قدرت مند خواهيم شد. حالا حزب از
من پشتيبانی ميکند. طرح من ۱ ميليارد
تومان مشتری داشت. نام او محفوظ باشد اما
نفروختم. با اينکه خودم در فقر زندگی
ميکنم. به قول منشی احمدی نژاد که به من
تلفن کرده بود و گفت آقای ... شما يک
نابغه بيسواد هستيد و کشور به وجود شما
افتخار ميکند. دنيا بايد به شما افتخار
کند. گفتم مرد حسابی افتخار به چه درد من
ميخورد وقتی طرح دارد خاک ميخورد.."
ج.ک:
مسعود جان نمی دانم چه بگویم. در نشریه
آوردیم شاید از خوانندگان کسی جواب داشته
باشد.
روزبه تهرانی، تهران
تاریخ سوسیالیسم اروپا
"با
درودهای انقلابی. ما یک مرکز خیلی کوچک
مطالاتی راه انداختیم و هر هفته 2 شب در
منزل رفقا آثار کمونیستی و مارکسیستی رو
مطالعه میکنیم. این هفته مطالعه کتاب
تاریخ سوسیالیسم اروپا رو آغاز کردیم که
به مطلبی برخوردیم که واسه مون جالب بود.
میخواستم خواهش کنم شما هم نظرتون رو در
این زمینه در نشریه بگید. با سپاس از شما،
روزبه تهرانی عضو حزب اتحاد کمونیست
کارگری."
ج.ک:
مرسی روزبه جان. البته اینرا هم بگویم که
روزبه چند صفحه از آن کتاب را که مربوط به
اختلافات در انترناسیونال یک و سرانجام
انحلال آن هست را برای ما فرستاده اند.
روزبه جان حقیقت اش را بخواهی من در مورد
اون مقطع (یعنی پایان کار انترناسیونال
اول) احتیاج دارم که یک کمی بیشتر تحقیق
کنم. اگر وقت کنم نگاه میکنم و نظرم رو
میگم. البته چند نکته برایم روشن است. یکی
اینکه در آن موقع دعوای بین مارکسیستها و
آنارشیستها بالا گرفت. و دوم اینکه بعد از
مقطع شکست کمون بود و به نظر میرسد که یک
دوره التهاب انقلابی در اروپا تمام شده
بود. و مارکس دوره کار انترناسیونال اول
را پایان یافته ارزیابی کرد. در کتابی که
شما انتخاب کرده اید به نظر میرسد که
نویسنده اصلا دل خوشی از مارکس ندارد و
میخواهد یک جوری او را توطئه گر جلوه دهد.
من به این تصویر سمپاتی ندارم. ولی برای
رد کردن برخی ادعاها که به فاکت های
تاریخی برمیگردد احتیاج به بررسی دارم.
اما یک سوال روزبه جان این چیزی که شما
مطالعه میکنید را من جزو "آثار کمونیستی و
مارکسیستی" نمی گذارم. کلا خواندن آثار
دست دوم در باره مارکس و یا هیچ متفکری در
حد او را توصیه نمی کنم. بهتر است مستقیما
سراغ آثار خود او بروید. چرا از مانیفست
کمونیست شروع نمی کنید؟
رفیق اوستا، ایران
به مرسده قائدی و
سلام.
جوانان ... رو نگاه کردم دریغ از یک ذره
دوق و سلیقه، انگار اعلامیه درگذشت بود نه
نشریه واسه جوانان! مصاحبه کیوان جاوید با
مرسده قائدی رو دیدم و خیلی مطالب جالبی
دستگیرم شد. فقط به مرسده عزیز بگم که در
کتاب سه جلدی مجاهدین از دست نوشته ای به
نام اعترافات جواد قائدی اسم برده شده که
صحت و ثقم اون رو فقط خود مرسده میتونه
تعیین کنه و خط برادرش رو بشناسه. اما
مصطفی جان یک عکس برات میفرستم که یکی از
دوستان برام فرستاده، دست اول است. کمی
بالاتر از میدان مصدق ؟ (خوانا نبود)
کرمانشاه یعنی شلوغترین جای شهر این مرکز
استشهادیون قرار داره. ببین ما کجا و با
چه کسانی مجبوریم زندگی کنیم. کدوم کشور
رو دیدی به تروریست های انتحاری مقر و
دفتر بدهند؟"
ج.ک:
اوستا جان امیدواریم مرسده این نامه تو رو
ببینه و جواب بده. در مورد عکس هم اینجا
منتشر میکنیم تا دیگران هم ببینند.
دریا قوام، ایران
ساقی قهرمان و سی ان ان
مجموعه
طنزی را فرستاده اند که گویا از نویسنده
دیگری است. در یک تکه آن آمده است:
"سی ان ان هم توقیف می شود!
اندرسن كوپر، خبرنگار سي ان ان كه ظاهرا
بشدت هم تحت تاثیر احمدي نژاد ( یا همان
هاله معروف ایشان! ) قرار گرفته بود همجسن
گرا است و در حال حاضر شوراي نظارت بر
رسانههاي آمريكا ممكن است در پاسخ به
اينكه ايران روزنامه شرق را تعطيل كرد
چون با يك خانم شاعره همجنس گرا گفتگو
كرده، همين بلا را سر سي ان ان بياورند!
حالا چه ربطي داشت، از وزير ارشاد بپرسيد.
در همين حال مشاور مطبوعاتي رياست جمهوري
گفت ما كه نمي دانستيم آقاي خبرنگار سي
ان ان همجنس گرا ست و از كجا معلوم؟
ولي خبرنگار روزنامه شرق بايد مي دانست
گرايش خانم ساقي قهرمان چيست!..."
مراد شیخی دانمارک
در باره اکس مسلم
نامه
ای را که بعنوان نماینده سازمان اکس مسلم
در دانمارک دریافت کرده اند برایمان
فرستاده اند. مراد جان خوب است که گزارشی
از فعالیت هایت در دانمارک برای نشریه
ارسال کنی.
محسن عابدینی از؟
دلسوزی دل های بزرگ
"رهبری
خلقهای دنیا برای دنیای بهتر فقط با
سوسیالیسم امکان پذیر خواهد شد. چه بسا که
این زیبا نظام مردمان دنیا را بیش از پیش
نزدیکتر و دلگرم تر خواهد کرد. به امید
حذف زودتر نظام سرمایه داری و رفتن به
فراسوی این دنیا با کمک دلسوزانه دل های
بزرگ."
ج.ک:
محسن جان. مرسی که نامه دادید. دوست داریم
بیشتر با شما آشنا شویم. سوسیالیسم یک
جنبش اجتماعی زنده است. طبعا هم مثل هر
جنبش اجتماعی پر است از دل های بزرگ و
کوچک. خوب است که بیشتر در این مورد
بنویسید و مشخص تر صحبت کنیم. دستتان را
میفشاریم.
ناصر اصغر، کانادا
کتاب تازه آقای مقدم
کتاب
آقای رضا مقدم را برایمان فرستاده اند.
ناصر جان خیلی ممنون. هنوز فرصت نکردم
بخوانم. همینقدر اسم آن توجه ام را جلب
کرد: "سه حزب کمونیست کارگری در انتهای
راه". خب اگر هر انشعابی از حزب کمونیست
کارگری یک حزب کمونیست کارگری است، خود
آقای رضا مقدم که اولین انشعاب بود! تازه
ایشان یک دلخوری شان هم این بود که خیلی
حق "بنیانگذاری" ایشان رعایت نمی شد. حتی
اسم "اتحاد سوسیالیستی کارگری" که بعدا
آقای مقدم و آذرین بر خود گذاشتند از
ادبیات منصور حکمت گرفته شده است. میخواهم
بگویم اگر طبقه فلسفه آخوندی هر گردی گردو
است، یعنی اگر هر انشعابی یک حزب کمونیست
کارگری است، ما در واقع سه تا و نصفی حزب
کمونیست کارگری داریم! و آن نصفی هم
"اتحاد" خود دوستان است. آن سه تا در
انتهای راه هستند و این نصفی تازه اول
راه؟ یا شاید ریاضیات من خراب است و آقای
مقدم واقعا نصفه خودشان را حساب کرده اند
و این انشعاب آخری را هم یک نصفه حساب
کرده اند و باز به عدد سه رسیده اند. بهر
حال من کتاب را نخوانده ام، اما با این
اسم "سه حزب.." میتوانم حدس بزنم چه در آن
هست. به آقای مقدم توصیه میکنم مقاله
"گادفار پاسخ میدهد" (شماره 309) بخش
مربوط به "انشعابات حککا" را بخواند.
لااقل جواب این اسم کتابشان و سفسطه پیش
پا افتاده ای که پشت آن هست را آنجا داده
ام. بازهم مرسی ناصر جان که خبر دادی.
واقعه خیلی مهمی بود.
امضاء محفوظ
اسلام در آخر خط
گزارش
تکان دهنده ای را فکر کنم از اینترنت
دریافت کرده و فرستاده اند:
"پنج شنبه بعد از ظهر ها بخاطر انکه مردم
و بخصوص جوانان محلی مناسب برای تفریح
ندارند بناچار عده ای از مردم بصورت پیاده
و یا با ماشین های به خیابانها می ایند و
اصولا در هر شهر مشخص است که در کدام
خیابانها به اصطلاح برای تفریح مراجعه
میکنند. تا چند سال پیش در بعد از ظهر پنج
شنبه بسیجیان موتور سوار به جمعیت دختران
و پسران یورش میبردند و با چاقو و زنجیر
انها را مورد ضرب و شتم قرار میدادند.
البته بدون هیچگونه دلیلی و تنها بخاطر
انکه دختران را بد حجاب و پسران را افرادی
خوش گذران که به فکر اسلام نیستند متهم
میکردند و انها را زیر ضربات مشت و لگد
قرار می دادند. مدتی بود که این کار
وحشیانه را کنار گذاشته بودند تا به قدرت
رسیدن اقای احمدی نزاد مجدد شاهد راه
افتادن این بسیجیان هستیم.
دقایقی پیش دو تن از دوستان بااضطراب تماس
گرفتند و گفتند از ساعت حدود 4 بعد از ظهر
تا حدود 8.30- 9 شب یک ماشین وانت تویوتا
متعلق به نیروی انتظامی در قسمت بار ماشین
دو پسر جوان حدود 25 ساله که مشخص بود
انها نمیتوانند افراد شروری باشند سوار
کرده اند و دستبند و پا بند انها را به
گونه زده بودند که علاوه بر اینکه ماموران
اجازه نشستن به انها را نمیدادند بلکه
بخاطر غل و زنجیر کردن انها نه امکان فرار
و نه امکان نشستن جوانان میسر نبود و مشخص
بود از سفت بودن دستبند و زنجیر درد
میکشند. و چندین موتور نیروی انتظامی و
ماشین بنز نیروی انتظامی در جلو و عقب
ماشین حامل 2جوان دستگیر شده به همراه
تعداد زیادی از موتور سوران بسیجی که با
سوت زدن به تشویق ماموران و دادگستری و
عاملان این جنایت مشغول بودند در
خیابانهایی که محل تفریح ! جوانان در 5
شنبه ها است خیابانها یی چون نظر شرقی و
غربی - میر -چهارباغ بالا و پائین اصفهان
میگرداندند و در بلندگو ها به کرات اعلام
میکردند مردم این سرنوشت بی بندوباری است
توجه کنید این سرنوشت بی بند و باری و
عیاشی است! این جوانان به اتهام روابط
نامشروع با دختران و به جرم ارادل و
اوباشی فردا (جمعه) صبح ساعت 8 صبح در
فلکه دروازه شیراز اصفهان (یکی از میادین
اصلی شهر ) به دار عدالت اویخته خواهند
شد. توجه کنید! توجه کنید!
و شاهدان میگفتند گر چه دو جوان ناراحتی
در چشم آنها دیدن نمیشود اما در خیابانها
که محل رفت و امد عموم مردم است بخصوص در
چنین روز شلوغی بارها زنان و مردان گریه
افتادند و چندین تن از افراد مسن حالشان
بد شد و توسط مردم از ان محل دور شدند. و
چنین بار در طی این خیابان گردی جوانها
توسط نیروی انتظامی دیده شده است که
ماموران هر دفعه انها را با لگد و دستو
باتوم مورد ضرب قرار داده اند. از وقتی که
مردم برای نجات چندین نفر کمپین های وسیع
نجات برگزار کردند، مدتی است هنگامی که
قصد اعدام افراد را دارند چند ساعت قبل از
این عمل ضد بشری اعلام میکنند تا هم به
هدفشان برسند و هم جهانیان از این عمل
البته اگر بخواهند جلوگیری نکنند. با کمال
تاسف فردا صبح مجدد شاهد جنایاتی دیگر
خواهیم بود. اما جای تامل است. فردا که
جمعه است چرا در محل نماز جمعه این جنایت
ضد بشری را انجام نمی دهند."
ج.ک:
این رژیم دیگر جز به این روش ها نمی تواند
ادامه دهد. اما این روش چیزی جز این نیست
که به تمام جامعه، به پیر و جوان و زن و
مرد، به هر رهگذر اعلان جنگ میدهد. ممکن
است یک دو روز بر عمر این حکومت اضافه
کند، اما هر بار نیروی نفرت و اعتراض
هولناک تری را علیه خود بر می انگیزد و
زمینه اعتراض را گسترش میدهد. این رژیم
گور خود را عمیق و عمیق تر میکند.
فعالان حقوق بشر
لیست دانشجویان اخراجی
لیست
کاملی از دانشگاه های مختلف جمع کرده اند
و اسامی و مشخصات همه دانشجویانی که از
کمیته انظباطی حکم گرفته اند، تعلیق شده
اند، اخراج شده اند و یا اکنون در زندان
بسر میبرند را به تفکیک اعلام کرده اند.
این اقدام مفید و ارزنده ای است و دست این
دوستان "فعالان حقوق بشر" را صمیمانه
میفشاریم. این لیست را میتواند روی وبلاگ
های سازمان جوانان ببینید. از میان آماری
که داده اند نمونه دانشگاه آزاد واحد کرج
در نوع خود گویا بود:
"دانشگاه آزاد واحد کرج :
93 نفر به اتهام پوشش نامناسب و موی سر و
لاک ناخن حکم کمیته انضباطی دریاقت کرده
اند که حکم 13 نفر از آنها محرومیت از
تحصیل به مدت 1 ترم بوده است."
آناهیتا از ایران
استخدام به سبک اسلامی
در
امتحان حق التدریسی های نهضت سواد آموز
چهارده هزار نفر شرکت کرده بودند که از
دیپلم تا فوق لیسانس داشتند. در شهر مشهد
اما فقط 400 نفر رو به عنوان معلم استخدام
میکنند. اما منبع سوالات از 30 کتاب بود
که اینقدر قدیمی بود که دیگر در بازار
پیدا نمی شه. بعدشم که مرحله اول را قبول
شدی مرحله بعد امتحان قران و دینی
میگیرند. بعد غیر چادری ها را حذف میکنند
که مراحل گزینش اعتقادی آن را من تازه
فهمیدم ..."
امضاء محفوظ
گادفادر شیک
"مصطفی
جان دستت درد نکند. خوب گوشمالی به این
گادفادر داده ای این دفعه! یک جا نوشته ای
«این از خصلت های تیپیک گادفادر است».
یادت باشد که در مورد ایرج آذرین عبارت
«این از خصلت های شیک گادفادر است» را هم
می شود بکار برد. طفلی همیشه سعی می کنه
با آخرین مدها در غرب همراه باشه؛ از کفش
و لباس بگیر تا تئوری اقتصادی و آخرین
کتابی که خوانده!"
ج.ک:
مرسی عزیز. به مطلب این شماره اگر رجوع
کنید می بینید که منهم به نوعی با شما
موافقم.
سعید ولد بیگی، ترکیه
اعدام در تکزاس
مطلبی
از وبلاگ آزادی پلی تکنیک را فرستاده اند
که میتوانید به وبلاگ بروید و بقیه اش را
بخوانید:
"ارتجاع در همه جا محکوم است چه در تهران
و چه در تگزاس
قابل توجه سینه چاکان دموکراسی آمریکائی!!
به گزارش مرکز اطلاع رسانی مجازات اعدام
در واشنگتن، از سال ۱۹۷۶ که ديوان عالی
ايالات متحده منع اين مجازات را لغو کرد،
۱۰۹۰ مورد اعدام در آمريکا انجام شده که
بيشتر از يک سوم موارد مربوط به ايالت
تگزاس بوده است.در حال حاضر، مجازات اعدام
در ۳۸ ايالت از ۵۰ ايالت آمريکا به اجرا
گذاشته می شود....ادامه در وبلاگ
http://polytechnic- uni.blogspot. com/
ایرج عبدالهی، کانادا
سگ و اسلام و تاكسي
"روزنامه پراونس چاپ ونكور كانادا در
شماره شانزدهم آگست خود خبر از پيروزي
گيلمورمرد نابينايي كه به همراه سگ راهنما
سفر ميكند (در پرونده حقوق بشري خود ) داد
.
اين مرد نابينا و حقوق پايمال شده ؛
كمپاني تاكسيراني ونكور شمالي را به اين
خاطر به دادگاه برده و محكوم كرد. چرا كه
اسلاميون تاكسيران همه روزه با تكرار اين
بهانه سخيف كه به حكم اسلام راننده اسلامي
حق ندارد در جوار سگ باشد از سوار كردن
گيلمور سر باز ميزده اند.
دختر ١١ ساله گيلمور اعلام داشت كه ديريست
از اين وضعيت ذله شده است و ديگر مايل
نيست به همراه پدرش سفر كند. چون حاضر
نيست ناظر اين تحقير روزانه باشد .
جالب است بدانيد كه آموزشگاه تاكسيراني از
همان روز اول به متقاضيان نحوه برخورد با
نابينايان را آموزش ميدهد و اكيدا اعلام
ميكند كه اگر به بهترين نحو با اين
مسافران همكاري نكنيد حق تاكسيراني را
نداريد .
گيلمور مقدار دوهزار و پانصد دولاري را كه
دادگاه به عنوان جريمه از كمپاني گرفته و
به او داد را به مركز اسلامي الزهرا به
صورت بسيار معنا داري هديه كرد ! امام
الزهرا هم با پر رويي تمام پول را دو دستي
چسبيد . به نظر من گيلمور با اين كار دارد
ميگويد : مشكل من پول نيست ؛ برويد انسان
باشيد و حرمت انسان را نگه داريد!
معلوم نيست چرا بايد هنوز كساني باور
داشته باشند كه اسلام با حقوق بشر و به
طور كلي انسان سر سازگاري داشته باشد ؟
ايرج عبدالهي."
کامران روشن - اصفهان
دنیای تروریستها
"در
ادامه ی تلاش آمریکا برای قرار دادن سپاه
پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی،
جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین حامی
تروریست در جهان شناخته شد که عامل
سازماندهی و آموزش تروریستها و همچنین
کمکهای مالی و تایید علنی فعالیتهای
آنهاست. این در حالیست که منافع کشورهای
اروپایی ایجاب میکند؛ در این مورد به صورت
مستقل نظر بدهند. شاید از نظر سیاسی و
اقتصادی، به نفع آنهاست که سپاه پاسداران
در لیست سازمانهای تروریستی قرار نگیرد.
در تروریستی بودن سازمان سپاه و البته، کل
نظام جمهوری اسلامی که هیچ تردیدی نیست
ولی باید سیستم سیاسی، نظامی آمریکا را هم
در راس لیست سازمانهای تروریستی قرار داد.
قبل از آمریکا، این به عهده ی مردم ایران
است که سپاه، نیروی انتظامی و کل نظام
جمهوری اسلامی را به عنوان جنایتکار در
تمامی عرصه ها معرفی نماید. مردمی که طی
این سالها، بزرگترین شاهد این جنایات بوده
اند. معرفی و فاش ساختن اعمال ضد بشری
رژیم جمهوری اسلامی به تمام جهانیان و در
ادامه ی آن، پایان دادن به این وضعیت و
سرنگون کردن این رژیم، فقط از مردم و
انسانهای آزادیخواه و برابری طلب بر
میاید. این ابتدای راهیست که تا برچیدن و
از بین بردن کل سیستمی که تولید کننده ی
مسائلی مانند تروریسم، مذهب و . . . است؛
باید ادامه داشته باشد."
داریوش از ایران
از سوسیالیسم حرف نزدم
"سلام،
خوبی آقای صابر من داریوش هستم. قبلا زیاد
باهاتون تماس میگرفتم. چند بار هم برای
جوانان نامه نوشتم. 2 سال پیش که دانشجو
بودم. بعدش بعد از دردسر های زیاد که
کشیدم منو اخراج کردند. دیگه بعد از آن با
کسی از سوسیالیسم حرف نزدم."
ج.ک:
داریوش جان خیلی خوشحالیم که دوباره تماس
گرفتید. از دردسر ها و مشکلاتی که میگی
حتما مفصلا برایمان بنویس. در ضمن بیا
عزیز دوباره از سوسیالیسم حرف بزنیم!!
|