|
قطعنامه در باره جنبش آزادی زن در ایران
مصوب دفتر سیاسی حزب
کمونیست کارگری ایران (به اتفاق آراء)
۱-
عامل بقا و بازتولید فرودستی زن در دنیای
امروز نظام سرمایه داری است. ستمکشی زن
دارای ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی،
حقوقی، و فرهنگی است و در همه جوامع موجود
به درجات مختلف در این ابعاد قابل مشاهده
است. جنبش علیه تبعیض جنسی نیز جهانی است.
۲- در دوران پسا جنگ سرد افسارگسیختگی
سرمایه داری بازار آزاد، سلطه
نئوکنسرواتیسم، و عواقب سیاسی و اجتماعی
نظم نوین جهانی نظیر بجلو رانده شدن مذهب
و قومیت در جامعه و سیاست، و رونق یافتن
مکاتب ارتجاعی نظیر نسبیت فرهنگی و نفی
ارزشهای جهانشمول انسانی، به تنزل موقعیت
و حقوق زنان در جامعه منجر شده است. در
چنین شرایطی مبارزه علیه ستم برزنان،
مانند مبارزه علیه هر نوع تبعیض و
نابرابری، اساسا میتواند از یک موضع چپ و
تحت پرچم نقد و اعتراض سوسیالیستی به کل
وضع موجود به پیش برود، وضعیت زنان را
بهبود ببخشد و در نهایت آزادی زن را متحقق
کند. در شرایط امروز دنیا جنبش چپ و
کمونیسم کارگری نیروی محرک و پیشبرنده
جنبش علیه تبعیض جنسی است.
۳- جمهوری اسلامی نمونه بارز توحش و عقب
ماندگی بورژوازی عصر نظم نوین سرمایه داری
در برخورد به مساله زن است. در ایران ستم
بر زنان به افراطی ترین و صریح ترین اشکال
اعمال میشود. فرودستی و تحقیر زن، تحمیل
شدیدترین تبعیضات حقوقی واقتصادی و
اجتماعی به زنان و آپارتاید جنسی یک رکن
ایدئولوژیک و هویتی جمهوری اسلامی و جزئی
از فرهنگ رسمی و قوانین دولتی در ایران
است. جمهوری اسلامی یک حکومت آپارتاید
جنسی است که فرودستی زن، تحقیر زن و تبعیض
نسبت به زنان را بمراتب تشدید کرده، به آن
ابعاد وسیع و بیسابقه ای داده و در قوانین
و سیستم حقوقی خود رسمیت بخشیده است.
۴- در افکار عمومی و فرهنگ جامعه، دردرک
مردم از نقش و جایگاه زن و بویژه تلقی و
انتظار زنان از موقعیت خود در جامعه، و در
روابط خانوادگی و اجتماعی مردم با یکدیگر،
حرمت و جایگاه زن بسیار بالاتر از موقعیت
قانونی و رسمی زن است که حکومت اسلامی به
جامعه تحمیل کرده است. این تقابل در یک
مقیاس وسیع اجتماعی یکی از عوامل مهم رشد
و گسترش جنبش علیه تبعیض جنسی در ایران
است.
۵- در ایران مساله زن قبل از هر چیز یک
مساله صریحا و بلاواسطه سیاسی است و
مستقیما به بود و نبود جمهوری اسلامی
مربوط میشود. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و
فرهنگی ستمکشی زن در ایران بوسیله حکومت
وسعت یافته و تشدید شده است.
هر درجه پیشروی جنبش آزادی زن جمهوری
اسلامی را بعنوان یک حکومت و نظام تضعیف
میکند و بر عکس هر اندازه تقویت سلطه
جمهوری اسلامی اعمال فشار و تبعیض نسبت به
زنان را تشدید میکند. این واقعیت بیش از
هر چیز در مساله حجاب و "بدحجابی" زنان،
که در واقع به یک بارومتر سیاسی و معیار
سنجش درجه ضعف و قدرت رژیم تبدیل شده،
قابل مشاهده است.
۶- مبارزه برای آزادی زن در ایران از
مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و سیستم
آموزشی، و مذهب زدائی از کل جامعه و زندگی
اجتماعی مردم جدائی ناپذیر است. جمهوری
اسلامی بعنوان یک حکومت مبتنی بر مذهب و
ایدئولوژی و قوانین مذهبی مانع اصلی رهائی
زن و هرگونه بهبود در موقعیت زنان در
ایران است.
۷- جنبش علیه ستم جنسی در ایران از همان
بدو بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ابعاد
گسترده ای شکل گرفته و به پیش رفته است.
زمینه و پایه عینی این جنبش اعتراض علیه
تحقیر و فرودستی و بیحقوقی مفرطی است که
جمهوری اسلامی به زنان تحمیل کرده است.
جنبش علیه تبعیض جنسی در طول ۲۸ سال گذشته
در اشکال مختلفی علیه ستم و سرکوب
سازمایافته بر علیه زنان در دانشگاه و
مدرسه، در کارخانه و اداره، در خیابان و
خانواده جریان داشته است. اعتراض هر روزه
و دائمی علیه حجاب اسلامی٬ پس زدن سیاست
جدا سازی زنان و مردان٬ زیر پاگذاشتن
قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان٬ مقابله
عملی با تلاش جمهوری اسلامی برای خانه
نشین کردن زنان، و همچنین حضور فعال زنان
در عرصه تحصیل و آموزش٬ مخالفت با آموزش
خرافات مذهبی که موقعیت فرودست زن را
تقدیس می کند٬ تلاش برای کسب حقوق برابر
در امور مربوط به خانواده٬ ازدواج٬ طلاق و
سرپرستی اطفال و همچنین مخالفت با
اخلاقیات و سنتهای مرد سالارانه جلوه های
مهمی از این مبارزه دائمی بوده است.
۸- مبارزه علیه حجاب، علیه آپارتاید جنسی،
علیه قوانین اسلامی و سیستم حقوقی ضد زن،
مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و قوانین
و آموزش و پرورش، و مبارزه برای سرنگونی
جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت ضد زن،
مهمترین عرصه های جنبش آزادی زن در ایران
است. موقعیت و نقش جنبشهای اجتماعی و
نیروهای سیاسی در قبال مساله زن اساسا بر
مبنای مواضع و برخوردشان به این مسائل و
بویژه موضع آنها در مقابل جمهوری اسلامی
بعنوان یک حکومت ضد زن و اصلی ترین مانع
بر سر آزادی زنان تعیین میشود.
۹ - کل نیروهای اپوزیسیون راست، اعم از
سلطنت طلبان و نیروهای ملی اسلامی مانعی
بر سر راه برابری زن و مرد و آزادی واقعی
زنان محسوب میشوند. جريانات سلطنت طلب و
كل طيف ناسيونالیستهاي پروغرب تلاش دارند
تا بی حقوقی مفرطی که جمهوری اسلامی به
زنان تحمیل کرده است را دلیلی بر مطلوبیت
وضعیت گذشته قلمداد کنند و جنبش علیه
تبعیض جنسی را به زائده حركت راست و رو به
عقب ناسیونالیسم عظمت طب ایرانی تبديل
نمایند. اما رادیکالیسم جنبش آزادی زن در
مبارزه با مذهب و حکومت مذهبی و آزادی
خواهی و برابری طلبی ماکسیمالیستی اش مانع
از آن شده است که ناسیونالیسم پروغرب نفوذ
جدی در این جنبش داشته باشد. ناسیونالیسم
پروغرب هیچ زمان، نه در قدرت و نه در
اپوزیسیون، خواهان آزادی و برابری زن و
مرد نبوده است. ناسیونالیسم از آنجا که
خود به فرهنگ مردسالارانه و سنتی مبتنی
است و از آنجا که نهایتا خواهان حفظ مذهب
رسمی و نقش بنیادی مذهب در جامعه است،
عملا در مقابل رادیکالیسم جنبش آزادی زنان
قرار گرفته و بدرجات زیادی در این جنبش
منزوی است.
۱۰- جريانات مختلف اپوزیسیون ملی اسلامی
نظير دوخردای ها با علم كردن "فمينيسم
اسلامي" و خواست یک جمهوری اسلامی اصلاح و
تلطیف شده تلاش دارند جنبش علیه ستم جنسی
را به حرکتی قانونگرایانه در چارچوب
جمهوری اسلامی محدود كنند. این جریانات
تحت لوای قانون گرایی و فمینیسم میکوشند
تا اعتراض و مبارزه جنبش آزادی زن علیه
جمهوری اسلامی و حجاب و آپارتاید جنسی اش
را مهار کنند و به بیراهه ببرند. نیروهای
ملی - مذهبی بخاطر خصلت عینی ضد مذهبی و
ضد جمهوری اسلامی جنبش آزادی زن در این
جنبش پایگاه مادی ندارند و روز بروز بیشتر
منزوی میشوند.
۱۱- هم گرايش راست پروغربی و طرفدار سلطنت
و هم جنبش ملي اسلامی به دليل پايبندی
عميق و ماهوی خود به مذهب و سنتهای
مردسالارانه و وحشت خود از تحولات ريشه ای
در جامعه، نه فقط بهيچ وجه قادر به
پاسخگويی به مساله زنان در ايران نيستند
بلكه از نظام و سيستمهاي اجتماعی و سياسی
ای دفاع ميكنند كه ستمگری عليه زنان جزء
ذاتی آنهاست. آنچه آنها را در اين زمينه
از هم متمايز ميكند درجه و اشكال ستمگری و
تبعيض عليه زنان است. اين جريانات با جنبش
آزادی زن و خواستهای آزادی طلبانه زنان بی
ربطند.
۱۲- بطور عینی و واقعی، نیروئی که مبارزه
برای آزادی زن در ایران را نمایندگی میکند
و آنرا به جلوسوق میدهد چپ و کمونیسم
کارگری است. جنبش کمونیسم کارگری و
آزادیخواهی چپ و سوسیالیستی در ایران از
همان تظاهرات علیه حجاب در اسفند ۵۷
بعنوان پرچمدار و مدافع بی تخفیف مبارزه
علیه حجاب، علیه حکومت مذهبی، و برای
برابری بی قید و شرط زن و مرد در ایران
ظاهر شده است. خواست ها و شعار های
رادیکالی که اکنون در جنبش رهایی زن در
ایران جا باز میکند، از "لغو آپارتاید
جنسی" تا "لغو حجاب" تا برابری بی قید و
شرط زن و مرد در تمامی عرصه های سیاسی و
اقتصادی و خانواده تا شعار "آزادی زن،
آزادی جامعه است" همه و همه با مطالبات و
برنامه و مبارزه کمونیسم کارگری و حزبش و
مجموعه تلاش های سوسیالیستی بویژه در دو
دهه گذشته در ایران گره خورده است. تثبیت
۸ مارس در مقابل آلترناتیوهای اسلامی و
سلطنتی تحت نام روز زن و دست بالا داشتن
شعارهای چپ و رادیکال در جنبش رهایی زن و
خصلت آزادیخواهی بی تخفیف آن تماما انعکاس
حضور قدرتمند چپ و آزادیخواهی سوسیالیستی
در ایران است. از سوی دیگر وجود یک جنبش
رادیکال و چپ آزادی زن خود وجهی از قدرت و
پایه اجتماعی چپ در ایران است.
۱۳- جنبش رهایی زن در ایران بخش رادیکال،
پرتحرک و پیشتاز حرکتی جهانی در مقابله با
ارتجاع قومی و مذهبی و به شدت زن ستیز در
دوره عروج نئوکنسرواتیسم و اسلام سیاسی و
عقبگردهای سرمایه داری معاصر است. آزادی
زن در ایران تاثیرات مستقیمی بر جنبش
رهایی زن در همه کشورها و جوامع اسلام
زده، و حتی جوامع غربی که به یمن سیاست
های سازشکارانه دولت ها با اسلام سیاسی به
انواع مماشت در قبال حجاب، قتل های ناموسی
و قوانین ضد زن اسلامی تن داده اند، خواهد
داشت. در عین حال حمایت مردم آزادیخواه و
برابری طلب و سکولار جهان از مبارزه و
خواست های جنبش علیه تبعیض جنسی در ایران
نقش موثری در پیشروی این جنبش ایفا میکند.
۱۴- رهایی زنان در قدم اول در گرو این است
که جنبش آزادی زن حول خواست های همه جانبه
و رادیکال خود در ابعاد وسیع و توده ای
متشکل شود. باید موانع و نیروهای
بازدارنده ای نظیر جریانات ملی-اسلامی نقد
و افشاء شوند و خنثی گردند. چپ و
رادیکالیسم نه فقط در شعارها و افق، بلکه
باید در عرصه عمل و سازماندهی توده ای در
ابعاد وسیع و علنی رهبری جنبش آزادی زن را
به دست گیرد. به میدان آمدن هرچه بیشتر و
وسیعتر فعالین کمونیست و رادیکال در نقش
رهبران جنبش آزادی زن اکنون ضرورتی بیش از
پیش یافته است. نمایندگی کردن جنبش آزادی
زن در صحنه سیاست ایران در ابعاد وسیع و
همینطور در صحنه بین المللی اکنون بیش از
پیش به فعالیت چپ و مشخصا حزب کمونیست
کارگری گره خورده است.
حزب همه فعالین ونیروهائی که خواهان حل
واقعی و ریشه ای مساله زن، تحقق برابری و
آزادی کامل و همه جانبه زنان و هر نوع
بهبودی در موقعیت زن هستند را به اتحاد و
مبارزه حول پرچم، شعارها و سیاست حزب
کمونیست کارگری و تامین یک رهبری چپ و
رادیکال در جنبش علیه ستمکشی زن
فرامیخواند.
دفتر
سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
۱۶ مرداد ۱۳۸۶، ۷ اوت ۲۰۰۷ |