اساس سوسیالیسم انسان است. سوسیالیسم، جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.  ( منصور حکمت )
 
حزب کمونیست کارگری ایران     |     سایت خبری روزنه     |     آرشیو آثار منصور حکمت

منصور حکمت
       

در مورد جامعه مدنی

منصور حکمت

یک معرفی: بحث کوتاه زیر از منصور حکمت حاوی نکات جالبی است که نه فقط برای وقت خودش (نه سال پیش) که امروز نیز همچنان صادق است. او اینجا دارد در مورد این صحبت میکند که چگونه روشنفکران طبقه حاکمه منافع سیاسی طبقه شان و اقدامات سیاسمتداران طبقه شان را در حاله ای از راز و رمز تئوریک می پیچند تا مگر مانع از آن شوند که مردم به محتوای واقعی این سیاست های پی ببرند. مثلا دعوای آخوند خاتمی و آخوند خامنه ای برای حفظ جمهوری اسلامی را در هاله ای از مبارزه برای "جامعه مدنی" و "لیبرالیسم" و غیره می پوشانند. همانطور که حکمت میگوید "جامعه مدنی" نزد دوم خردادی ها چیزی جز "اسم رمزی" برای جدال جناح های حکومت نبود اما خیلی ها میکوشیدند سراغ مارکس و لاک بروند تا مثلا "جامعه مدنی" را توضیح دهند  در واقع منافع ساده و زمینی پشت این اسم رمز دعوای حاکمان را از چشم مردم بپوشانند. هنوز هم هستند کسانی که دوم خرداد و تلاش برای نجات جمهوری اسلامی را با عنوان پر طمطراق "حاکمیت بلامنازع افکار لیبرالی" زینت میدهند. (به مقاله این شماره در نقد ایرج آذرین رجوع کنید.) هنوز هستند کسانی که جوجه حجاریانی های دانشگاه را عنوان "لیبرال" میدهند و متوجه نیستند که اینها ادامه حجاریان و بهزارد نبوی و گنجی و سایر قاتلین اسلامی موسوم به دوم خرداد اند و هیچ ربطی به لیبرال و لیبرالیسم نداشته و ندارند.

همینطور حکمت توضیح میدهد که چطور "جامعه مدنی" نه فقط بعنوان پرچم جناح دوم خرداد در برابر ولایت فقیه، بلکه در اصل بعنوان "کندن چاه" در برابر آزادیخواهی واقعی مردم مطرح شده است. هنوز هم کسانی که دارند منافع حقیر و عقب مانده جنبش ملی اسلامی اپوزیسیون ایران را با عنوان "لیبرالیسم" و غیره زینت می بخشند در واقع میخواهند سنگی جلوی آزادیخواهی مردم بیندازند و آنرا با "دمکراسی" و "دمکراسی واقعی" و عباراتی نظیر این محدود کنند و به زیر علم اپوزیسیون بورژوایی رژیم بکشانند. همانطور که حکمت تاکید میکند: "جدال در ايران بر سر آزادى و برابرى است و آن نظام اجتماعى که ميتواند تضمين کننده آن باشد. مساله به همين سادگى است."

و بالاخره، مهمتر از جنبه های مشخص تاریخی  در نوشته کوتاه حکمت (اینکه چرایی به میدان آمدن مقوله "جامعه مدنی" را توضیح میدهد)، جنبه عام و متدولوژیک برخورد او با اینگونه پدیده ها است. متدی که همیشه میتواند قابل استفاده باشد. متدی که مارکس از همه درخشانتر در آثاری چون "هژدهم برومر" به نمایش میگذارد. و آن اینکه چطور در پس عبارات پر طمطراق روشنفکران و متفکران طبقات مختلف منافع واقعی و مادی را تشخیص دهیم. (جوانان کمونیست)

 

درمورد جامعه مدنى

مصاحبه با ايسکرا


ايسکرا: بدنبال انتخاب خاتمى، اصطلاح "جامعه مدنى" در ادبيات رسانه هاى رژيمى و اپوزيسيون پرو-رژيم در داخل و خارج کشور به يک تکيه کلام و ترجيع بند پرمصرف تبديل شده است. مصرف گسترده اين مقوله در اين دوره چه دليلى دارد و با توجه به اينکه عبارت "جامعه مدنى" گاهى در ادبيات کمونيسم کارگرى هم بکار ميرود، فرق بحث حزب با بحثهاى جارى در اين زمينه چيست؟

منصور حکمت: حزب، بعنوان حزب، بحثى در باره "جامعه مدنى" ندارد. تصور نميکنم اگر رفقائى هم در مقالاتشان اين عبارت را بکار برده باشند در متن پروبلماتيک جارى اپوزيسيون مجاز ايران حرف زده باشند. عبارت جامعه مدنى در مباحثات امروز رژيم و اپوزيسيون خاتمى چى در داخل و خارج ايران، اسم رمز و علامت اختصارى اى است براى خواست مشروط شدن حاکميت اسلامى و برسميت شناسى نوعى حقوق فردى و مدنى براى اهالى و ايجاد يک قاب شبه قانونى براى رابطه رژيم با مرم. اين عبارت از درون ناراضيان خود رژيم ظهور کرد و توسط خاتمى و اميدواران پيرامونى اش در خارج دولت، رواج يافت. به اين ترتيب بحث جامعه مدنى به تم ثابتى در روزنامه ها و در ميان مفسرين مجاز داخل کشور تبديل شد و اکنون به طيف هاى وسيعترى در اپوزيسيون سرايت کرده است. آنها که داخل رژيمند معنى و کاربست اين عبارت را خوب ميدانند و در همان چهارچوب تقابل جناحها و مساله بقاء رژيم به آن ميپردازند. براى آنها اين عبارت، درست مانند مقولات "سازندگى"، "تساهل"، "مکتب يا تخصص"، "مرجعيت رهبر"، "انحصارگرى" و غيره معناى روشنى در جنگ قدرت دارد.

جامعه مدنى پرچم جناح مقابل ولايت فقيه است. اينکه خود اين عبارت "جامعه مدنى"  تاريخا به چه معانى اى بکار رفته است، در چه دوران و تحت چه شرايطى در تاريخ تفکر سياسى در غرب ظهور کرده و مثلا جان لاک و مارکس و هگل چه برداشتى از آن داشته اند به بحث امروز در ايران کاملا بيربط است. ناراضيان سياسى در داخل خود حکومت، آخوندى که رياست جمهورى رژيم را بعهده گرفته و طيفهاى پيرامونى رژيم که از فعال مايشائى جناح حاکم ناخشنودند و آن را براى عاقبت رژيم اسلامى خطرناک ميدانند از مجراى اين عبارت دارند شعار احتياط و تعديل را مطرح ميکنند و جنگشان را با جناح مقابل پيش ميبرند. همه مردم خاصيت اين عبارت و منشاء آن را ميدانند. اما، کار يک عده هم اين است که به اين جدل سياسى رنگ يک تقابل تاريخى، معنوى و نظرى مقدس بزنند. وظيفه و نقش اجتماعى روشنفکر طبقه حاکم هميشه اين است که براى خواست و عمل سياسى زمينى و قابل فهم سياستمداران خود روايتى ژرف انديشانه بتراشد و به اين شيوه هم براى منافع طبقه خود مشروعيت و مقبوليت اجتماعى ايجاد کند و هم توده مردم کارگر و زحمتکش را از فهم روشن و دخالت مستقيم در اين جدلها دور نگاه دارد. توضيح حرکات آسيد محمد خاتمى و حاج آقا بهزاد نبوى، و تفسير محاکمه کرباسچى و عزل نورى و دگرانديشى نويافته سروش و بازنشستگى لاجوردى، نيازى به مرور نظرات هابس و هگل و مارکس در مورد جامعه مدنى ندارد. ما بايد در بحث جامعه مدنى دخالت کنيم. همانطور که بايد در بحث ولايت فقيه دخالت کنيم. دخالت، نه شرکت.

ما بايد منافع واقعى و شعارها و سياستهائى را که تحت پوشش اين بحث و اين عبارت دارد طرح ميشود به مردم بشناسانيم. مساله رژيم اسلامى آرى يا نه، نقش خاتمى و امکان يا عدم امکان تغيير رژيم ايران از داخل، نظام سياسى مورد خواست مردم، اينها همه بحثهاى جارى و مهم در جامعه ايران هستند. اما بحث جامعه مدنى، قالبى است که يکى از مدعيان قدرت، يعنى جناح معتدل تر خود حاکميت، ميخواهد به اين جدلها بزند. چاله اى است که دارند سر راه مبارزه براى آزادى در ايران ميکنند. بحث جامعه مدنى نه فقط در مقابل ولايت فقيه، بلکه در برابر خواستهاى راديکال تر و صريح تر و ملموس تر مردم علم شده است: خواست آزادى، رفع تبعيض، دولت غير مذهبى، رفاه، برابرى زن و مرد، تضمين حقوق فردى و مدنى، تعقيب عاملان دو دهه جنايت اسلامى، خواست سکولاريسم، مدرنيسم، سوسياليسم. بگذاريد باز هم تکرار کنم که بنظر من کسانى که مباحث مجلات مجاز داخل را با پروبلماتيک هاى واقعى جامعه اشتباه ميگيرند، کسانى که شخصيتها و نيروهاى اپوزيسيون مجاز را با نيروهاى واقعى دخيل در سرنوشت اين جامعه اشتباه ميگيرند، کسانى که دنياى رسانه ها را جاى دنياى واقعى قرار داده اند، از رويدادهاى آتى ايران بشدت شوکه خواهند شد. در مسير نبرد براى سرنگونى، کارگران و توده مردم از اين شخصيتها و اين فضا و اين عبارات بسرعت عبور خواهند کرد. نميدانم چند نفر در روسيه هنوز عبارات گلاسنوست و پروسترويکا يادشان است. اينهم بحث "جامعه مدنى" آنها بود که در سير عملى تاريخ روسيه بسرعت بى معنا شد. جدال در ايران بر سر آزادى و برابرى است و آن نظام اجتماعى که ميتواند تضمين کننده آن باشد. مساله به همين سادگى است.

ايسکرا شماره ١١
٩ شهريور ١٣٧٧ - ٣١ اوت ١٩٩٨

دریافت نشریه        PDF  |  HTML


دلقکها! حسن خلق اوباش اسلامی کامران روشن
کی از کی می ترسد؟ شادی آبان
کیسه سنگین! سعید ولدبیگی
بیانیه محکومین به اعدام
برای لغو اعدام و نجات جان محکومین به اعدام، کوشش کنید!
دوازدهمین کنفرانس سالانه تشکیلات آلمان حزب کمونیست کارگری ایران برگزار شد
ملاقات هیئتی از طرف کمپین اعتراض به اعدامها در ایران با نمایندگان وزارت امور خارجه آلمان
ازدواج اجباری خدیجه رزمجو
مثل سنگ سنگسار!  دریا قوام
تازه گی ندارد! ( شکست طلبی در حین عمل! ) یاشار سهندی
به سوی حزب یا علیه حزب؟ بخش اول: از سوسیالیسم حجاریانی تا کارگر کارگریسم مصطفی صابر
در مورد جامعه مدنی منصور حکمت

..::  آرشیو شماره های قبل  ::..

 
 
تماس با مسئول روابط بین الملل، آرش سرخ
 
arash_redcat@yahoo.com 

|

تماس با دبیر سازمان، نوید مینایی
 
navidminay@gmail.com

|

تماس با سازمان جوانان کمونیست
 
communist.youth@gmail.com
 
 
 
نشریه انترناسیونال | کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران | حزب کمونیست کارگری ایران
کارگران | سایت خبری روزنه | نشریه کارگر کمونیست
انجمن مارکس | انجمن ضد دین | جبهه سوم
 

برای دریافت نشریات، اطلاعبه ها و سایر انتشارات سازمان جوانان کمونیست، به آدرس infosjk@gmail.com ایمیل بزنید.