|
اوباش
سبزپوش!
وروجک
سرخ، تهران
جای یه
دنیا
حرفه،
اماواژه کم می یاره،
قلم
ازنفس می افته،
وقتی
دروصف شهر منه،
بااین
هوای گرم تابستانی سایه ی ابرهای سیاه هم
هست
.
سایه
ای مثل گربه درکمین پرنده ها،
درحوالی میدان ها و سر خیابان
ها،
چادرزده وهوا رو از وجود خودش سم پاشی
کرده است.
وقتی
جلوی مغازه های پوشاک نوشته شده:
"از
ورود خانم های بدحجاب
معذوریم به دستورپلیس"،
وقتی
جلوی مترو یا خیابان ها یامیدان هاحکومت
نظامی هست که مرتبا تعویض
می شه.
وقتی
توی دستشویی های عمومی آیینه هاروبرمی
دارن،
یا
روزنامه می زنن،
و
یک نفرهمیشه هست که بگه:
"خانم
آرایش نکن و زود برو!"
وقتی
برای واردشدن به دانشگاه مجبوری سرو وضع
خودت روبه هم
بریزی.
وقتی
هرقدم از رهگذرهای توی خیابان گرفته تا
توی رستوران
ها و متروها،
هرجاکه
آدم ببینی،
بگن:
"مواظب
باش! اراذل واوباش های سبزپوش همینطوری
الکی می
گیرن."
وقتی
توی جامعه ی ما آدما رو به خاطر فکر و
انتخابی که دارن بازداشت می
کنن،
و
باید با دلهره ازاین ناگزیر گریز داشته
باشی.
جای
سوال های بی نهایتی می مونه.
که این
دقیقا همون دموکراسی هست اما برای یک نفر.
|