اساس سوسیالیسم انسان است. سوسیالیسم، جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.  ( منصور حکمت )
 
حزب کمونیست کارگری ایران     |     سایت خبری روزنه     |     آرشیو آثار منصور حکمت

منصور حکمت
       

نامه های رسیده...

 

نیما و دوستان، اهواز
به چند سوال جواب دهید

"سلام دوست عزیز. من چند سوال دارم که اگر زحمتی نیست خواهشمندم جواب دهید.
1/ آیا کمونیسم با مارکسیسم تفاوت دارد؟
2/ چرا مارکسیسم که مبنای آن آلمان بود در کشورهای دیگری مانند شوروی، چین، کوبا، کره شمالی ظهور کرد؟ آیا علتش سرمایه داری نبود؟
3/ آیا کمونیسم مخالف جمهوری است؟ تفاوت کمونیسم با جمهوری چیست؟
4/ آیا سوسیالیسم باید بازنشسته شود؟
5/ آیا در ایران قبل از انقلاب حزبی مارکسیستی وجود داشته؟
6/برای ایجاد یک حکومت مردمی در ایران چه باید کرد؟
باز هم از راهنمایی شما و از نشریه خوب شما و دوستانتان سپاس گذارم. در پناه یزدان دانا. نیما و دوستان از اهواز."

ج.ک: نیمای عزیز، سوالاتی که کرده ای البته جواب مفصل میخواهد. ولی فعلا چند پاسخ کوتاه:
1) کمونیسم قبل از مارکسیسم هم وجود داشت. مارکس در واقع کمونیسم کارگری را فرموله کرد و مارکسیسم تئوری کمونیسم کارگری است. اگر به مانیفست فصل چهارم آن رجوع کنید خود مارکس و انگلس میگویند که قبل از آنها هم سوسیالیسم های غیر کارگری وجود داشتند. ولی بعد کمونیسم مارکس به گرایش اصلی کمونیسم تبدیل شد و به نوعی کمونیسم و مارکسیسم مترادف هم شدند.
2) منشاء مارکسیسم آلمان نیست. مارکسیسم از لحاظ تئوری، همانطور که انگلس در "سوسیالیسم از تخیل به علم" توضیح میدهد، بر دوش عالیترین دستاوردهای بشری ماقبل خود و نقد آنها قرار دارد. دستاوردهای روشنگران قرن هژده و نقد آنها توسط سوسیالیست های تخیلی از این جمله اند. بطور مشخص اقتصادی سیاسی انگلیس، فلسفه آلمان و سوسیالیسم فرانسوی ماتریال فکری بلافصلی است که مارکس و انگلس با نقد آنها به جهانبینی نوینی میرسند که انعکاس مبارزه و منافع طبقه کارگر است. هرجا کارگر و مبارزه اش باشد بطور اجتناب ناپذیر مارکسیسم هم پرچمش بالا خواهد رفت. (حال این بماند که در طول قرن بیستم حتی جنبش های اعتراضی غیر کارگری هم خود را کمونیست می نامیدند.)
3) جمهوری شکل معینی از دولت است. شکلی که در مقابل استبداد سلطنتی مطرح شد. مارکسیسم خواهان الغاء دولت بطور کلی است. اما برای همین کار طبقه کارگر باید ابتدا قدرت دولتی بورژوازی را پایین بکشد و دولت ویژه خود که امر نابودی مناسبات سرمایه داری و محو طبقات و زوال دولت را به پیش میبرد را مستقر کند. جمهوری سوسیالیستی نامی است که به همین حکومت کارگری داده ایم. این جمهوری البته به سمت الغاء دولت بودن و در نتیجه جمهوری بودن خود پیش میرود.
قمست دوم سوال: کمونیسم را نمی توان با جمهوری قیاس کرد. کمونیسم یک جنبش اجتماعی با تئوری و احزاب و دولت خاص خویش (اگر جایی قدرت را بدست بگیرد) است. جمهوری همانطور که گفتیم یک شکل معین از حکومت است. (برای مطالعه بیشتر در مورد سوال 3 به دولت و انقلاب لنین، و برنامه یک دنیای بهتر رجوع کنید.)
4) منظورتان خیلی روشن نیست. سوسیالیسم فقط با تحقق خودش "بازنشسته" میشود. تا وقتی بردگی مزدی حاکم است سوسیالیسم دائما "سرکار" هست و زمینه رشد و گسترش دارد.
5) مهمترین حزب چپ ایران قبل از 57 حزب توده بود که حزب بورژوازی ضد استبدادی و رفرمیست بود. قبل از آن در دوره بعد از مشروطیت و در رابطه با حزب بلشویک روسیه، حزب کمونیست ایران (فرقه کمونیست) شکل گرفت که به یک حزب واقعا مارکسیست نزدیک بود.
6) حکومت مردمی در ایران به نظر ما فقط میتواند حکومت کارگری باشد. برنامه یک دنیای بهتر را مطالعه کنید آنجا جواب مشروح تری آمده است.
نیما جان ما سعی کردیم که به سوالات شما جواب دهیم و همینطور متونی را معرفی کنیم. یک سوال هم ما از شما و دوستانتان داریم:
منظور از "در پناه یزدان دانا" چیست؟ در ضمن دفعه قبل هم پرسیدم منظور از "سلام ای مردم پارسی" چیست. شما هم سعی کنید جواب سوالات ما را بدهید. دستتان را به گرمی میفشاریم.

 

کاوه کوشا، اصفهان
خمپاره و کارگر فولاد

"دو روز پیش ( 21/05/86) در کارخانه فولاد مبارکه قسمت انبار قراضه ها یک خمپاره منفجر شد که منجر به زخمی شدن یک کارگر گردید. انبار قراضه، قسمت بازیافت فلزات است و گاهی ضایعات فلزی به جا مانده از جنگ را میاورند و در میان آنها خمپاره های عمل نکرده، مواد منفجره و خطرناک دیگر، فراوان پیدا میشود. کارگران قراردادی مسئول برش دادن این قطعات فلزی هستند. روز یکشنبه، در حین عمل برش، یک از خمپاره های عمل نکرده منفجر شد و یک کارگر برشکار را به شدت زخمی کرد. یکی از چشمهایش زخمی شده بود که بنا به نظر پزشک اورژانس، نابینا خواهد شد و احتمال ضربه ی مغزی نیز وجود دارد. او را پس از درمانهای اولیه در حالیکه بیهوش بود به بیمارستان اعزام کردند.
سال گذشته نیز چنین اتفاقی تکرار شده بود و باز هم یک کارگر پیمانکار به شدت صدمه دید به طوریکه از کار افتاده شد. او که بسیار جوان بود پس از مرخصی از بیمارستان، مدت زیادی تلاش میکرد تا بتواند حداقل خسارتی از فولاد مبارکه بگیرد.
چنین حوادثی هر ماه در فولاد مبارکه اتفاق میافتد و بیشتر حوادث، مربوط به کارگران قراردادیست که به کارهای سخت و خطرناک مشغولند و هیچ وسیله ی ایمنی ندارند. مثلا در همین مورد اخیر کاملا مشخص است که سلامتی و حتی زنده ماندن کارگران، هیچ ارزشی برای مسئولین ندارد و گرنه چرا این اتفاق باید هر سال تکرار شود؟ چرا هیچ کنترلی بر این قسمت وجود ندارد؟ مدیران رده بالا به همراه یک آخوند با دستکشهای سفید به بازدید قسمتهای مختلف میروند ولی مشکلات را نمیبینند. گاهی با قیافه هایی عبوس و گاه با لبخندی از سر حماقت به اطراف نظری میاندازند و قائله را با یک صلوات، ختم میکنند و سعیشان این است که کسی نفهمد. در خبرنامه ی فولاد مبارکه که هر هفته چاپ میشود هیچوقت چنین خبرهایی را نمیتوان پیدا کرد فقط خبرهای خوش میدهند که تولید را بالا بردیم و حدیث و دعای هفته و از همین چرندیات. البته دروغ که نمیگویند؛ آری تولید را بالا برده اند ولی به چه قیمتی؟ به قیمت منفجر شدن خمپاره توی صورت کارگر.
اینها قسمتهایی از جنایتهای جمهوری اسلامی است و باید این خبرها را به گوش همه ی فعالین و سندیکاهای کارگری در سراسر جهان برسانیم و به این جنایات اعتراض کنیم."

ج.ک: مرسی کاوه عزیز. این خبر را در اختیار حزب قرار دادیم. لطف کنید مرتب برایمان خبر بفرستید.

 

سعید ...، از آلمان
خامنه ای را هک کردم

"سلام خوب هستید؟ من سعید هستم از بچه های ... آلمان، من امروز چندمین برنامه را برای نابود سازی رژیم کردم که موفق شدم سایت خامنه ایی را هک کنم و به آن نفوذ کنم و تمام آنها را ضبط کنم ولی متاسفانه بعد از 2 ساعت درستش کردند. که خوشبختانه من از آنها عکس گرفتم که با توضیحات کامل برایتان می فرستم. در ضمن این سایت رو هم ثبت کردم... به چند روزنامه در آلمان این خبر رو فرستادم. حالا اگر می شود شما هم کمک کنید تا این اخبار را به همه برسانیم."

ج.ک: سعید جان ما به اندازه وسعمان این خبر را منتشر میکنیم تا همه بدانند چه نفرت و انزجاری از خامنه ای و جمهوری اسلامی بویژه در بین شما نسل جوان وجود دارد. اما سعید جان پیشنهاد میکنیم که در صف سازمان جوانان و حزب متشکل شوید و برای سرنگونی رژیم اسلامی با قدرت بیشتر مبارزه کنید.

 

پویا و پری، ایران
کارهایت رو بفرست

"مصطفی جان ... آموزش طراحی به ما یادت نرود. در ضمن کارهایت رو هم بفرست ما ببینیم."

ج.ک: پویا و پری عزیز، هفته قبل من توضیحاتی در مورد کارم دادم. راستش را بخواهی من تا بحال نه نمایشگاه گذاشته ام و نه حتی عکسی از طراحی هایم تهیه کرده ام. شاید چند عکس بگیرم و برای شما بفرستم. ولی فرصت خیلی کم است و من هم در بعضی کارها خیلی خیلی تنبل. در مورد آموزش طراحی هفته قبل کمی توضیح دادم که کار من چیست. فکر کنم ندیده اید. اگر شماره 310 را نگاه کنید شاید تصویر روشنتری بدست بیاورید. در ضمن چند کارهم برای من فرستاده بودید. با تصویری که برای شعر تصور کن انتخاب کرده بودید زیاد موافق نبودم. آن تصویر قدری ترسناک و مایوس کننده بود. حال آنکه شعر تصور کن خیلی امید بخش و مثبت است. در مورد جملاتی هم که از احمد شاملو آورده بودید کلی حرف داشتم. شاملو قطعا یک انسان دوست بود ولی با انسان دوستی صرف نمی شود دنیا را عوض کرد. فکر میکنم شما نیز همنظر من باشید که انسان دوست واقعی مارکس و لنین و حکمت است که برای نابودی سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم حزب و بین الملل و دولت تشکیل میدهند و پای تغییر واقعی جامعه میروند. اینجا هم یک نمونه از کارتان را می آوریم. موفق باشید.

 

شهریار از ایران
آیا مرا حمایت میکنید؟

"دوست عزيز من سالهاست كه هدف اصليم مبارزه با اين رژيم سفاك است كه البته تا قبل از آشنايي با شما وحزب به ساير گروههاي اپوزيسيون اعتماد چنداني نداشتم هم اكنون هم حزب كمونيست كارگري از كمترين معايب برخوردار است. البته فعلا در اطلاع رساني. واينكه من حقيقتا با خودم عهد كردهام تا زنده ام از مردمم بخصوص از كارگران و اقشار محروم جامعه ام دفاع كنم. اما به علت عدم راهنمايي مستاصل شده ام. در هر صورت من تمام هدفم مبارزه هست وتمام وقتم را صرف اين مهم خواهم كرد و در اينده نزديك با ويزاي توريستي ميخام برم انگليس و اونجا پيش يكي و مبارزه (را ادامه دهم) حالا اگه شما ميتونيد منو راهنمايي كنيد آيا حمايت ميكنيد؟ به چه صورت؟ البته ميدانيد گروههاي ديگر اپوزيسيون حمايتهاي فراواني از اعضايشان از همه لحاظ ميكنند، اما من نوع افكارآانان را صحيح نميبينم و حالا كه جذب تفكر سوسيا ليستی شدم آيا جايي هس كه به انجا پناه ببرم؟"

ج.ک: شهریار عزیز، ما سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری هستیم. و حزب کمونیست کارگری برای آزادی و برابری و سوسیالیسم میجنگد. سازمان دفاع از اعضایش نیست. حتی سازمان دفاع از مبارزان علیه جمهوری اسلامی نیست. بلکه سازمان خود آنهاست. سازمان همه آن کسانی است که در اهداف حزب شریک اند و از جمله علیه جمهوری اسلامی می جنگند. بنا بر این اعضا باید حزبشان را از همه لحاظ حمایت کنند نه بالعکس. نمی دانم سایر اعضای اپوزیسیون چه میکنند. ولی بخوبی اطلاع دارم که بزرگترین سازمان پناهندگان ایرانی (و شاید یکی از بزرگترین و فعالترین در سطح جهان) را همین ما حزب کمونیست کارگری ها درست کردیم و به پیش میبریم. ما هزاران نفر (از جمله بسیاری شان اعضای دیگر سازمانهای اپوزیسیون) را از دیپورت و خطر مرگ نجات داده ایم و هر روز هم مشغولیم. همین هفته قبل در گوتنبرگ فدراسیون پناهندگان ایرانی برای نجات یک مهاجر افغان از دیپورت از سوئد خودش را به آب و آتش میزد. پس میخواهم بگویم که ما از هر پناهنده ای بی قید و شرط دفاع میکنیم. درست است که آنها را دعوت میکنیم که در صفوف فدراسیون متشکل شوند و دست دیگران را بگیرند و میکوشیم آنها را با کمونیسم و با حزب آشنا کنیم. ولی دفاع ما از آنها بی قید و شرط است. شما چه عضو حزب باشد و چه نباشید از این دفاع بیدریغ ما برخوردار هستید، همچنانکه خیلی های دیگر برخوردار بوده اند. بنا بر این هر وقت به خارج از کشور آمدید فورا با فدراسیون پناهندگان ایرانی تماس بگیرید و ما را نیز در جریان بگذارید. اما سوسیالیسم و سوسیالیست شدن موضوع دیگری است. ما در این زمینه هم خوشحالیم دستتان را میفشاریم اما بگذارید به صراحت بگوییم این گرویی برای کمک به شما نیست. شما مستقل از اینکه سوسیالیست باشید و یا نباشید از کمک فدراسیون برخوردار خواهید شد. اما اگر از سوسیالیسم و از حزب خوشتان آمده است بسیار مایلیم که شما را با حزب و سازمان جوانان بیشتر آشنا کنیم. این را فراموش نکنید که حزب یا هر سازمانی محصول اتحاد و تلاش متحد یک سری آدم ها است. پس تلاش کنید متحد شوید و متحد کنید. تنها پناهگاه همه ما ها اتحاد و مبارزه متحد برای عوض کردن این دنیاست.

 

الیا تابش، ترکیه
س.ج.ک نیوز

"پیرو صحبت هایی که درباره شکل سایت س ج ک نیوز فارسی کرده بودیم به نظرم شکل جدیدی که پیدا کرده خیلی بهتر از قبل است. اینکه وقتی وارد میشی و باز می کنی صفحه رو از همون اول اخبار نیست خوبه لینک هایی که داده شده هم جالبه. شاد باشید همگی."

ج.ک: الیا جان این نامه تو خطاب به کیان و نوید بود. اما اینجا هم می آوریم تا دوستان دیگر که سجک نیوز را نگاه میکنند در این باره نظر بدهند.

 

هرمز از انگلیس
خبر خاص دیگری نیست

"سلام مصطفی جان نوید جان و سامان جان و همه دوستان خسته نباشید
ببخشید که هنوز نمی تونم بیام تو جلسات هفتگی س ج ک شرکت کنم.محل زندگیم رو تغییر ندادم و نمی تونم ماهواره و اینترنت در این مکان موقت داشته باشم. در 1 یا 2 هفته آینده با اعضای حزب که در شهر نزدیک به اینجا هستند جلسه خواهیم داشت و و هدف برنامه ریزی در جذب پناهنده ها تقویت فدراسیون و آشنا کردنشان با حزب و اهدافش در اینجا خواهد بود. خبر خاص دیگری نیست همیشه شاد باشید."

ج.ک: مرسی هرمز. ممنون که تند تند خبر میدهی. امیدواریم شما و رفقای دیگر موفق باشید. هرمز جان باید هرچه سریعتر اینترنت را راه بیندازی.

 

شورای همکاری تشکل ها
«اطلاعیه ی مهم»

بدین وسیله به اطلاع کلیه ی فعالین کارگری، دانشجویان و مردم آزادیخواه میرساند، اطلاعیه ای که با امضای "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری" و با عنوان " کارگران زندانی آزاد باید گردند" منتشر شده است، جعلی بوده و هیچ ارتباطی به این شورا ندارد، ما از عموم فعالین کارگری و دیگر عزیزان، تقاضا داریم به هر طریقی که می توانید خبر تکذیب تجمع 18/5/1386 در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران را به اطلاع دیگر دوستان برسانید.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری
15/5/1386
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
اتحاد کمیته های کارگری
انجمن فرهنگی، حمایتی کارگران
جمعی از فعالین کارگری
گروهی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران."

ج.ک: باید به اطلاع خوانندگان برسانیم ما هفته قبل اطلاعیه "کارگران زندانی آزاد باید گردند" را که در آخرین لحظات انتشار نشریه بدستمان رسید چاپ کردیم که روز بعد معلوم شد که از "شورای همکاری" نبوده است و بدینویسله تصحیح میکنیم.

 

امضاء محفوظ، تهران
کیفیت تصویر تلویزیون

"رفقای عزیز، چند روز است می خواهم بگویم هی یادم می رود.. متاسفانه تلویزیون در برخی نقاط تهران غیر قابل دیدن است. یعنی رویش پارازیت انداخته اند. در یوسف آباد، جردن دیده نمی شود در نارمک گاهی صبح ها دیده میشود ودر سعادت آباد وقتی پارازیت نباشد دیده میشود.."

ج.ک: رفیق عزیز این گزارش ما را اینجا چاپ میکنیم تا دوستان دیگری هم که در این مناطق هستند نظر بدهند.

 

ماندانا از ایران
به تلویزیون انترناسیونال

"سلام من ماندانا هستم. من خیلی برنامه های تلویزیون شما رو دوست دارم و همیشه از دیدن آن لذت می برم برنامه های شما خیلی عالیه . من بیشتر مواقع وقتم را به تماشای تلویزیون شما می گذرانم همیشه به این کار ادامه دهید من به همه دوستانم و اقوامم تلویزیون شما را معرفی می کنم و باز هم از همه ی زحماتی که می کشید سپاس گذارم و خیلی دوستون دارم . ازتون خواهش میکنم اگر امکان داره دوباره فیلم مستند معجزه ی عشق رو یک بار دیگه پخش کنید ازتون ممنون می شم و امیدوارم همیشه موفق باشید .
متشکرم!.."

 

علی از ایران
مشغول ضبط رپ هستم

در نامه ای به تلویزیون انترناسیونال: "با سلام، من علی ... لیسانس ... هستم و فعال و فعال در امور سیاسی و فعلا مشغول ضبط موزیک های زیر زمین رپ که در ایران خیلی جا پیدا کرده هستم. من قسمت اجتماعی و سیاسی رپ رو می خونم و خیلی خوشحال میشم اگه بتونم با شما همکاری کنم من چه طوری می تونم کارم رو به شما برسونم؟ پیشاپیش از همکاری با شما خرسندم. با تشکر خدا نگهدار."

ج.ک: علی عزیز علاوه بر تلویزیون ما مایلیم که اگر بتوانید در زمینه موسیقی با نشریه جوانان کمونیست هم همکاری کنید. خیلی خوب است اگر نشریه ما برای مثال هر هفته یک گروه موسیقی رپ را با معرفی آهنگ ها و چاپ اشعار آنها به خوانندگان بشناساند.

 

آرز احمدی، تهران
با تشکر

در پاسخ به نامه کیان آذر که برایشان فیلتر شکن فرستاده بود:
"ضمن تشکر من در تهران زندگی می کنم."

ج.ک: آرز جان ما دوست داریم که بیشتر با شما آشنا شویم.

 

وروجک سرخ
شعری از یکی از بچه ها

وروجک جان شعری که گویا از یکی دوستان بود و فرستاده بودی رسید. ولی شعر جالبی نبود. همه اش پر بود از عشق و خون و کفن و ققنوس و وطن و مبارزه علیه سیاهی و از این حرفها. اگه دوست داشته باشی میتوانیم بیشتر در مورد آن صحبت کنیم. ولی اینگونه اشعار مرا یاد دوره شاه و جنبش چریکی می اندازد.

 

مهران ت. (از ؟)
حیفم آمد که نگویم

"با سلام، همین امروز بحث های میان شما و ایرج آذرین را خواندم و حیفم آمد نگویم که ایرج وقتی شاملو مرد با نام یک عضو حککا به شاملو بدو بیراه و ناسزا گفت و حالا همان را به حساب حزب می گذارد. البته شما حتما بهتر ایشان را می شناسید. من از طریق یکی از نزدیکانشان شنیدم. موفق باشید."

ج.ک: مهران عزیز، اولا مشتاقیم که با شما بیشتر آشنا شوم. ثانیا به نظر میرسد برخی چیزهایی که به شما گفته اند درست نباشد. اولا وقتی شاملو مرد ایرج آذرین مدتها بود که حزب را ترک کرده بود. ثانیا وقتی ایرج آذرین مارکسیست و کنار منصور حکمت بود مطلب خوبی در نقد شاملو نوشت و شاملو آنوقت زنده بود. این مطلب نه "بدو بیرا و ناسزا" که نقد ناسیونالیسم جهانسومی مستتر در یک سخنرانی شاملو بود. (البته از خاطره نقل میکنم و خاطره قویی هم ندارم!) اینکه حالا ایشان در رابطه با شاملو چه به حزب گفته را درست یادم نیست راستش. یا اینکه ایشان از نقد درستی که آنوقت به شاملو داشت رجعت کرده من زیاد مطلع نیستم و دنبال نکرده ام. تحلیلا باید اینطور باشد ولی من اطلاع مشخصی ندارم و اگر اشتباه میکنم لطفا شما یا دیگر دوستان مرا تصحیح کنید.

 

رفیق اوستا از ایران
کیف مارکسیستی کردم

"سلام رفیق از چاپ تاریخ شفاهی اتحاد مبارزان کمونیست (به شماره 310 رجوع کنید) و همچنین فیلم تکامل از نیو تی وی کلی کیف مارکسیستی کردم و خیلی خوشحال شدم که راجع به شک بین 3 و 4 (اصطلاحات اسلامی در مورد شک نماز گذار درباره تعداد رکوع نماز) و خیر در معامله در فیلم ندیدم. واقعا گاهی اوقات لازمه به خودمون تبریک بگیم! اگه من به بعضی چیز ها گیر میدم که خیلی بحث روز نیستن دلیلش این نیست که خیلی پی گیر مسائل روز نیستم. اما مثلا برام جالبه اگه مصطفی شعاریان سال 54 کشته نمیشد در انقلاب 57 چه خطی رو پیش می برد؟ اصولا انقلاب 57 رو خیلی زیاد در موردش می خونم از حرف های آخوند ها تا چپ ترین تحلیل ها باز هم از همه چی تشکر می کنم."

ج.ک: خوبه بالاخره اوستا جان که تو هم یه جا تبریک گفتی! از شوخی گذشته من کنکاش در مورد انقلاب 57 و چپ اون دوره را بد که نمی دونم اتفاقا خیلی هم مفید میدانم. انقلاب 57 تجربه اجتماعی عظیمی بود و نسل شما چه بخواهد و چه نخواهد تحت تاثیر آنست و باید تصویر خیلی دقیق و شفافی از آن داشته باشد. کنکاش تو خیلی هم خوب است. ولی یک تکه را اگر یادم باشد اشاره کردم و آنهم راجع به ترورهای جریانات چپ (و غیر چپ) در آن دوره بود که حالا جمهوری اسلامی (یعنی تروریست ترین تروریست ها) دارد حول آن تبلیغات میکند. وگرنه من به طرح سوالات شما ایرادی نمی دیدم و خوبست که هراز گاهی سرو کله رفیق اوستا با سوالاتش پیدا شود. راستی این "کیف مارکسیستی" چجور کیفی است اوستا جان؟

 

طاها جبار زاده بلژیک
رژیم تا کی میماند؟

"سلام. همانطور که می دانيم، گسترش موج سرکوب ها و اعدام های اخير ، همگی نشانه بی ثباتی و ناتوانی رژيم است و حکومت جنايتکار اسلامی بار دگر ابزار اختناق و سرکوب را در پيش گرفته تا به خيال واهی بتواند خود را از کابوس سقوط نجات دهد.
با توجه به تحولات اخير و تداوم موج سرکوب ها که نشانه فروپاشی و درماندگی شديد رژيم را به خوبی نشان ميدهد ، بنظر شما رژيم تحت شرايط فوق ، تا چه مدت توان ايستادگی دارد؟"

ج.ک: طاها جان به نظر من هیچ رژیمی خودبخود فرو نمی ریزد. باید نیرویی آنرا پایین بکشد. اعدام ها و تلاش های هیستریک جمهوری اسلامی برای ایجاد اختناق کاملا بیانگر وحشت و بی ثبات بودن رژیم است. اما اگر نیروی متشکل و قدرتمند پیدا نشود و این رژیم را پایین نکشد، میتواند تا اطلاع ثانوی آن بالا خودش را نگهدارد. راستش جمهوری اسلامی در اغلب عمر ننگین خود همینطور بوده است. بنا بر این جواب سوال شما به این بر میگردد: چطور میشود هرچه بهتر خودمان را سازمان دهیم، نیروی هرچه وسیعتری گرد بیاوریم و رژیم را از سر راه برداریم؟ و این کاری است که ما هر روز به سهم خود به آن مشغولیم و نیروی اجتماعی عظیمی در کار تدارک آنست. جواب در مبارزه فعال و زنده ای است که هر روز در جریان است و مثلا در همین 18 مرداد شاهد آن بودیم. باید فشارها را بر جمهوری اسلامی بیشتر کرد و نیروی هرچه عظیم تر و سازمانیافته تری علیه آن گرد آورد.

 

سروش نیاکان، ایران
رئیس جمهور باحال!

در مقاله ای با عنوان فوق از جمله نوشته اند:
"بسیاری از ناظران ناشناس معتقدند که سفرهای استانی رئیس جمهور تا حدود زیادی بر فرهنگ آن مناطق نیز تاثیر داشته این ناظران برای نمونه از تغییر فرهنگ غذای مردم سخن به میان آوردند که در راستای سیاست بردن نفت بر سر سفره مردم فرهنگ غذای بسیاری از مناطق تغییر کرده و غذاهای چون نفت ﭙلو، آش ﭘارافین، قو رمه بنزین، فیتیله پلو با گازوﺌیل، گریس بادمجان و...به لیست غذاهای ایرانی افزوده شده که در تاریخ بی سابقه است.
در راستای اطلاع رسانی سفرهای استانی آقای رﺌیس جمهور وقتی که بس از اتمام نیمه اول این ماراتون بزرگ دور ایران آقای رﺌیس جمهور با دقتی خاص متوجه گردیدند که افکار عمومی به علت نا بالغ بودن نمیتوانند این رخداد بزرگ را درک کنند ناخودآگاه تمام خبرنگاران که در حاشیه این سفرها برای ﭙوشش خبری این رخداد در کنار ایشان قرار داشتند جمع کرده و شروع به باز کردن این رخداد نمودند تا بلکه با این شیوه گفتمان هم خبرنگاران بی سواد و هم افکار عمومی نا بالغ را تا حدودی هر چند اندک از گوشه ای از این رخداد بزرگ آگاه کنند که هدف از این سفرها دیدار با مردم بوده است! وبه راستی که سطح بسیار اندک شعور سیاسی و مدنی افکار عمومی قادر به درک چنین رخدادی نبود و همین امر باعث دخالت افکار نا عمومی برای آگاهی دادن به افکار عمومی گردید.
آقای رئیس جمهور در این گردهمائی به سوالات خبرنگاران نیز ﭘاسخ گفت البته وقتی خبرنگاران بیچاره با وجود خستگی و بیماری ها و امراض مختلف روحی و روانی که در جریان این سفرها عارض گردیده بودند به ناگاه برای چند دهمین بارو به اجبار سیاستهای مختلف دولت را مستقیماً از زبان شخص رﺌیس جمهور به شدت شنیدند که البته نوع نگاه آقای رئیس جمهور به برخی از این انسانهای خسته به گونه ای بود که مشخص بود که ایشان به موجودات خزنده ای نگاه میکنند که میخواهند کودتا کنند. اما با تمام این اوصاف آقای رئیس جمهور به پاسخ به سوالات چنین موجودات خزنده تن دادند که البته مجبور بودند در مورد سفرهای استانی بﭘر سند آقای رئیس جمهور در ابتدا یادآور این شدند که استقبال مردم از ایشان تا چه اندازه بسیار بالا بوده و مردم با دیدن ایشان داد میزدند انرژی هسته ای حق مسلم ماست! و حتی در گوشهای از این سفرها که آقای رئیس جمهور و هیات همراه برای صرف نهار و اجرای فریضه الهی نماز مجبور به فرود اضطراری با هلی کوﭙتر میشدند باز هم افرادی که در حوالی حضور ایشان در آنجا بودند از راه دور فریاد میزدند انرﮊی هسته ای حق مسلم ماست..."

 

امضاء محفوظ
قرار تماس

متن زیر را که طنز با مزه ای است یکی از دوستان قدیمی که مایل نیست اسمش را بیاوریم فرستاده. من خواندم و کلی خندیدم. بعد فکر کردم خب شاید شما را هم بخنداند. منکه حال و حوصله کار روی نشریه را نداشتم و همین تکه طنز کلی مرا خنداند و سر حال آورد. نمی دانم آنقدر خنده دار باشد که من خندیدم. شاید من به آن خنده احتیاج داشتم. بعد فکر کردم نشریه ما باید یک ستون طنز داشته باشد. لذا از خوانندگان میخواهم در این مورد اظهار نظر کنند و اگر طنز خوبی سراغ دارند معرفی کنند. اینرا هم بگویم این نوشته به نظر میرسد از پرویز کلانتری است. (چون لینکی که دوست ما داده بود به نوشته های پرویز کلانتری تحت عنوان "پیترسلرز" منجر میشد.) البته پرویز کلانتری وقتی در کانون پرورش فکری انی میشین میخواندم معلم نقاشی ما بود. من نمیدانستم که طنز هم بلد است. شما هم بخوانید و قضاوت کنید:

"كمال از من پرسيد چي مي نويسي؟
ماجراي پيتر سلرز را برايش گفتم. او هم ماجرايي از خودش را گفت كه زده بود روي دست مال من.
در نوجواني عضو سازمان جوانان حزب توده بودم. بعد از ترور شاه توسط ناصر فخرآرايي سال 1327 كه حزب توده غيرقانوني اعلام شد. براي سرو سامان دادن به مخفي گاه سران فراري حزب توده ـ كار من نوجوان از اين قرار بود كه تعداد آدرس و قرار تماس در اختيارم بود كه مي بايست مي رفتم با صاحبان آن آدرس قرار و مدار پنهان كردن افراد فراري را مي گذاشتم.
يكي از روزها با دوچرخه قراضه ام رفتم پايين شهر به خيابان ري كوچه آبشار پلاك چند و منزل آقاي افراسيابي . آدرس اين بود. دق الباب كردم پيرزني در را گشود گفتم با آقاي افراسيابي كار دارم. قد و بالاي مرا ورانداز كرد و پرسيد چي كار داري؟
گفتم: يك كار واجب خصوصي!
گفت: الان كه خونه نيس، تا شب تو دكان قصابي ميمونه.
نوشتم: رفيق عزيز آقاي افراسيابي، آمدم نبودي، لازم است سر ساعت 4 فردا حتماً منزل باشيد با شما كار واجبي دارم .
فردا ساعت 4 دق الباب كردم. چند تا زن چادري اهل خانه از لاي در مرا ورانداز كردند و گفتند: آقاي افراسيابي اصلاً شما را نمي شناسن و الان هم مغازه هستند. اگر كار شما واجب است به مغازه رجوع كنيد.
گفتم: كار من خيلي خصوصي و مهم است بهتر است كه يك نفر را بفرستيد دنبالشان من همن جا منتظر مي مانم!
پس از مدتي پچ و پچ و مشورت به ناچار پذيرفتند كه يك نفر برود دنبال آقاي افراسيابي و مرا هم به درون خانه دعوت كردند. دوچرخه ام را توي هشتي گذاشتم و در اتاق پذيرايي منتظر ماندم. سرانجام آقاي افراسيابي با هيكل نخراشيده و سن و سالي كه هيچ شباهتي و هم آهنگي به سن و سال من نداشت وارد شد. و با تعجب پرسيد: شما كي هستين؟ با من چه كار دارين؟ ريخت جاهل مسلك آقاي افراسيابي هيچ شباهتي به آدمهاي سياسي نداشت. و از طرفي هم بدبختانه قرار تماس اين بود. شما خوراك قرقاول دوست داريد؟ جواب: نخير، بنده خوراك كبك دوست دارم .
با احتياط پرسيدم: شما خود آقاي افراسيابي هستيد؟
ـ بله فرمايشي داشتين؟
با ترديد پرسيدم شما خوراك قرقاول دوست داريد؟ و او با حيرت به من نگاه كرد و گفت: منظور شما را نمي فهمم! پس از سكوتي كه در آن شخصيت او و موقعيت رقت بار خود را ارزيابي مي كردم گفتم شايد قرار تماس را فراموش كرده ايد؟
خشمگين پرسيد: بچه جون من كه شما را اصلاً نمي شناسم، كدوم قرار؟ گفتم: همين كه مثلاً شما خوراك قرقاول را دوست نداريد! و براي يادآوري عرض مي كنم، شايد فراموش كردين كه شما خوراك كبك دوست دارين.
طرف پاك از كوره در رفته بود و تقريباً فرياد مي زد كه يك بچه نيم وجبي آدمو از سر كارش مي كشد اينجا كه از خوراك قرقاول و كبك بپرسد...
من از ترس و سكوت ميخكوب شده بودم ولي چاره اي نبود كه تا آخر خط بروم يك راست رفتم سر اصل مطلب و گفتم آدرس و اسم شمار را به من داداه اند ولي شايد اشتباهي شده كه قرار تماس را به شما نگفتن، در هر صورت قرار ما راجع به مهماني است كه شما قول نگه داري از او را داده بودين؟
طرف از خشم فرياد مي زد: بچه جون مگه اينجا مهمون خونه است؟
كاملاً معلوم بود كه عوضي گرفتم، او جلوي در اتاق ايستاده بود و من پس از بررسي و ارزيابي موقعيت خودم براي فرار، پريدم تا دوچرخه ام را از توي هشتي بردارم و بزنم به چاك. ولي آن هيولاي خشمگين مرا در چنگالهايش اسير كرد. فريادش تا محله هاي دور شنديده مي شد به تقليد صداي من از مبل و صندلي و اثاثيه اتاق مي پرسيد: شما خوراك قرقاول دوست دايد؟ شما چطور قرقاول.....
درين وقت پسرش كه هم سن و سال من بود با شنيدن صداي پدر پريد توي اتاق و گفت: من خوراك كبك دوست دارم. "

دریافت نشریه:      PDF  |  HTML


کابوس فسیلها! سیاوش شهابی
و بعد می خندی! رها سعادت
اوباش سبزپوش! وروجک سرخ
می توانست جور دیگری باشد! شایان
حمله به تسلمیه نسرین و احسان جامی توسط باندهای اسلامی محکوم است! مینا احدی
ازدواج کودکان شادی آبان
باز هم پیشروی چپ! درس هایی از تظاهرات 9 اوت مصطفی صابر
فراموش نمی کنم! سارا رزمجو

گزارشى از فعاليت کميته حقوق مدنى در فستيوال پرايد در استکهلم

یک بوگندوی بی همتا! معرفی کتاب پندار خدا از داوکینز (4) سیاوش شهابی
فقط کارگران می توانند! اصغر کریمی
اقدام 18 مرداد، اعتراضی از نوع دیگر! حمید تقوایی
این شروع کار ماست! منصور حکمت

..::  آرشیو شماره های قبل  ::..

 
 
 
 
تماس با مسئول روابط بین الملل، آرش سرخ
 
arash_redcat@yahoo.com 

|

تماس با دبیر سازمان، نوید مینایی
 
navidminay@gmail.com

|

تماس با سازمان جوانان کمونیست
 
communist.youth@gmail.com
 
 
 
نشریه انترناسیونال | کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران | حزب کمونیست کارگری ایران
کارگران | سایت خبری روزنه | نشریه کارگر کمونیست
انجمن مارکس | انجمن ضد دین | جبهه سوم
 

برای دریافت نشریات، اطلاعبه ها و سایر انتشارات سازمان جوانان کمونیست، به آدرس infosjk@gmail.com ایمیل بزنید.