کابوس
فسیلها!
9 اوت در سنندج چگونه بود!
سیاوش شهابی
پنج شنبه هفته پیش، روز
اقدام جهانی برای آزادی محمود صالحی و
منصور اسالو از فعالین و رهبران جنبش
کارگری بود. به دنبال فراخوان کنفدارسیون
جهانی اتحادیه های کارگری و فدراسیون
جهانی کارگران حمل و نقل به تمامی اتحادیه
ها و شعبات تابعه خود در سراسر جهان و
تعیین روز 9 اوت 2007 (18 مرداد 1386)
بعنوان روز اقدام جهانی برای آزادی منصور
اسانلو و محمود صالحی، در بیش از ۳۰ نقطه
جهان تظاهرات و تجمع اعتراضی بر پا شد.
تشکیلات خارج کشور حزب كمونيست كارگرى
ايران نیز در حمایت از این فراخوان در
كشورهاى مختلف اقدام به برگزاری تظاهرات
نمود. فعالین حزب در بسیاری از این
تطاهرات ها شرکت فعال داشتند یا این
تظاهرات ها را سازمان دادند.

تظاهرات
مقابل سفارت رژیم اسلامی در لندن
اخبار و گزارشهای این
تظاهراتها در سایتهای حزب درج شده که
قسمتی از آنها نیز در این شماره جوانان
کمونیست آمده. رژیم اسلامی در یک هراس و
وحشت همیشگی که این روزها به اوج خود
رسیده، تمام تلاشش را در طول این مدت به
کار برد تا از چند روز قبل تر، فضای نظامی
را به شهرهای مختلف ایران تحمیل کند و با
راه انداختن فضای رعب و وحشت مردم را خانه
نشین کند تا تاثیری هر چند جزئی بر این
حرکت جهانی بگذارد. در سنندج، نیروهای
نظامی با دو تا سه برابر تعداد معمول،
خیابانها و چهار راههای اصلی و ورودی و
خروجیهای شهر را تحت کنترل داشتند. روز
پنج شنبه، بیشتر معابر اصلی شهر، پر از
نیروهای نظامی و لباس شخصی بود. نیروهای
گشت موتور سوار برای اولین بار در قالب
جدید گروهای 4 نفره مسلح در خیابانهای
اصلی شهر جولان می دادند و از قرائن پیدا
بود که این نیروها، در یک آماده باش ویژه
بوده اند.
در تهران، کل مسیرهای
منتهی به خانه منصور اسالو، تحت تدابیر
شدید امنیتی قرار گرفت و نیروهای بی شماره
نظامی و لباس شخصی کل محل را از ساعتها
پیش محاصره کرده بودند. همانطور که در
خبرها هم آمده، ضمن اینکه 7 تن از فعالین
سندیکای واحد و تعدادی دیگر را به خاطر
مراجعه به منزل اسالو دستگیر نمودند، حتی
خانواده و اقوام اسالو نیز بعضا با ارائه
مدرک شناسایی امکان حضور در منزل اسالو را
پیدا کرده بودند!
در بیشتر شهرهای دیگر
هم وضع به همین منوال بود. نیروهای نظامی
و لباس شخصی خیابانها و معابر اصلی شهرها
را تحت کنترل داشتند و هر اجتماع چند نفره
را به سرعت متفرق می کردند.
فشار رژیم اسلامی و
تلاش آن براى ممانعت از برگزاری تجمعات
اعتراضی، برای ما تازگی ندارد. رژیم نمی
تواند این تجمعات و اعتراضات را تاب
بیاورد و برای مقابله با جنبش کارگرى در
ایران، سالهاست بند پوتینش را بسته. از
همان روز اول سر کار آمدن، این حکومت کارش
بگیر و ببند و سرکوب کارگران و هر صدای حق
طلبی و آزادی خواهی بوده. يک حکومت مرتجع
اسلامی، طبعا دل خوشى از کارگرانی که پرچم
يک جامعه انسانى و برابر و امروزى و تحقق
برنامه اجتماعى کارگران را می خواهند بلند
کنند ندارد. به همین خاطر است که از دو
روز قبل از 18 مرداد، نیروهای نظامی خود
را تا یک روز بعد در یک آماده باش ویژه و
یقینا سراسری نگه می دارد.
اما چرا رژیم چنین
وحشتی از این روز داشت؟ همانطور که پیشتر
در بیانیه ها و نامه های حزب به سازمانهای
مختلف هم آمده بود، 18 مرداد، تنها روزی
برای آزادی محمود صالحی و منصور اسالو
نبود، این روز، روز کیفر خواست مردم ایران
به 28 سال جنایات رژیم اسلامی و یک نقطه
قوت مهم برای همه مردم ایران در مقابله با
رژیم اسلامی بود. رژیمی که جز شلاق و حجاب
و سنگسار و اعدام و زندان راهی برای بقاء
ندارد. برای همین، وحشت زده، از حول کابوس
9 اوت، با ایجاد یک فضای کاملا نظامی، تا
آنجا که توانست از وقوع خیزشهای شهری و
اعتراض مردم به احکام عقب افتاده و قرون
وسطایی زندان و اعدام و شلاق جلوگیری کرد.
9 اوت بيان سازمانيافته
نارضايى و خشم روزافزون عمومى و عمیق
جامعه و مخصوصا دنیای متمدن از ستم و بی
حقوقی بر کارگران ایران بود.
اجازه دهید بحث و بررسی
بیشتر و دقیقتر اقدام جهانی 9 اوت را به
دوستان واردتر بسپاریم و فقط به یک نکته
اشاره کنم. در آینده، جهت برگزاری
آکسیونهای دیگر، در اولين قدم ما بايد در
مقابل تلاشهاى رژيم براى ايجاد جو و فضاى
ارعاب در جامعه بايستیم و با آن مقابله
کنیم. رژیم به شدت از ما، یعنی مردم و
کارگران هراس دارد و گرنه نیروهای نظامی
خود را با چندین برابر تعداد معمول به
خیابانها نمی ریزد. مطمئن باشید در میان
این گروه نیز، بسیارند کسانی که دل خوشی
از این رژیم و شرایط برده وار کاری که به
آنها نیز تحمیل کرده ندارند. ما باید با
شعار نويسى بر روی ديوارها، با پخش
اعلاميه و تراکت و مقابله با حزب اله
چرخانى و مانورهاى پاسداران و کميته چى
هائى که براى مردم شاخ و شانه ميکشند و هر
جا ممکن بود، با برپائى اعتراضات و
تظاهراتهاى موضعى، عليه گله هاى حزب اله و
در دست گرفتن کنترل محلات، تميهدات رژيم
را خنثى کنیم و به جو و فضاى اعتراضى دامن
بزنیم. اين امريست که بويژه بعهده ما
جوانان و دانشجويان است. محلات باید
مخصوصا برای حضور آزادانه و بی حجاب زنان
و دختران امن باشد. باید مخصوصا در این
شبهای تابستان، مردم و مخصوصا جوانان تا
پاسی از شب بیرون از خانه، محلات را به
مکانی شاد و زنده تبدیل کنند. این مهم
ممکن و مقدور است به شرطی که فعالين چپ و
رهبران عملى مبارزات اعتراضى مردم قدم
بجلو بگذارند و بطور نقشه مند و آگاهانه
به سازماندهى این برنامه ها بپردازند.
قطعا سازمان جوانان کمونیست و کادرهای آن،
باید رهبری و سازماندهی این برنامه ها را
در دستور کار خود قرار دهند.
اما در آخر، با توجه به
مسائلی که بخصوص در این مدت بر رژیم
اسلامی گذشته، این سوال را مطرح می کنم که
کیست بگوید رژیم اسلامی از 9 اوت و
فعالیتهای متعاقب آن وحشت نداشت؟ کیست که
بگوید رژیم اسلامی چندین روز را در کابوس
9 اوت و حرکت جنبش کارگری به سر نبرد و
نمی برد؟ یقینا روی سخنم با عقب افتاده ها
از تاریخ و شکست طلبانی که نمی توانند
قدرت جنبش ما و وضعیتی که به رژیم تحمیل
شده است را ببینند، نیست! روی سخنم با
تمام انسانهای آزادیخواه و برابری طلبی
است که مثل من برای سرنگونی این رژیم ضد
انسانی لحظه شماری می کنند و صد البته خوب
می دانند در این چند روز، چه بلایی بر سر
فسیلهای تاریک اندیش حاکم بر ایران آمد... |