|
نامه های شما ۳۲۷
حسین از ایران
اعلامیه
برسونید
در نامه ای به
نوید مینایی:
"نوید جان سلام،
به ما یک تعدادی شعار برسون که
رو در
و دیوار بنویسیم. اگه میشه یک متن
اعلامیه هم بفرست تا تکثیر و پحش
کنیم."
ج.ک: حسین جان با
توجه به نزدیک شدن
۱۶
آذر و
شرایط مساعد برای برگزاری هرچه با
شکوه تر این روز، متن اطلاعیه
سازمان
جوانان
کمونیست در همین رابطه را برایت
فرستادم، همینطور تعدادی شعار
پیشنهادی.
موفق باشی خبر
فعالیت هات رو به من برسون. نوید.
فرزین از ایران
جشن ما برای حزب
"ما چند نفر از
رفقای حزب دورهم جمع شدیم و
بمناسبت سالگرد تشکیل حزب جشن
گرفتیم. از اوضاع گفتیم از شخصیت
های حزب و قدرت تئوریک حزب و حمید
تفوایی لیدر حزب که چگونه رهبری
خوبی دارد و اینکه این حزب در
تاریخ این اوضاع بی نظیر است. شام
خوبی درست کرده بودیم و دور هم و
شاد و صمیمی. هرکدام از دوستان
سلامتی جالبی میداد. من به سلامتی
انسانهایی که از پا ننشستند
خوردم. دیگری به سلامتی رهبران
حزب، حمید و اصغر و دیگران. تا
دیر وقت صحبت از تفاوت هایی که با
گذشته کرده ایم گفتیم. از وجود
حزب که همه ما را دورهم جمع کرده
است. جمع همه مزدبگیران دور از
شهر و دیارشان بود. پارسال هم جشن
داشتیم اما امسال طور دیگری بود.
پارسال بیشتر خانوادگی بود. ولی
امسال در سایه وجود تلویزیون
پیشروی خوبی داشتم و مجمع بیشتر
فعالین حزب بود. مراسم هم تحت
تاثیر تلویزیون از سطح بالاتری
برخوردار بود. هرچه پیش میرویم
اوضاع را بیشتر در اختیار
میگیریم. مراسم جالبی بود. پای
تلویزیون حزبی نشسته بودیم که
میرود تا به بازیگر اصلی در جامعه
تبدیل شود. از آینده می گفتیم و
از مردمی که از وجود رهبری حزب
بهره میبرند و برای ایجاد یک
دنیای بهتر تلاش میکنند و این را
به قدرت مردم امکان پذیر خواهد
نمود..."
ج.ک: فرزین عزیز،
جای ما خالی. سالگرد حزب را به
همه کارگران تبریک میگوییم.
روزبه تهرانی،
ایران
۱۶
آذر و نماز جمعه
نامه ای نوشته اند
که نسخه ای هم برای ما فرستاده
اند دائر بر اینکه با توجه به
اینکه روز جمعه مصادف با 16 آذر
است و تعطیل میتوان مردم را به
جلوی دانشگاه آورد.
روزبه جان حتما
حالا باید مطلع شده باشی که
دانشجویان تصمیم گرفته اند در روز
سه شنبه 13 آذر مراسم را برگزار
کنند وعلیرغم هجوم وحشیانه جمهوری
اسلامی و دستگیری تعداد زیادی از
دانشجویان در تهران و شهرستانها
همچنان بر این عزم خود راسخ اند.
البته با توجه به روند اوضاع به
نظر میرسد که 16 آذر امسال به یک
روز و یک حرکت محدود نماند. الان
خواست آزادی دستگیر شدگان خود به
موضوعی برای برپایی اعتراضات
مداوم و دنباله داری بدل میشود.
رژیم کوشید که جلوی 16 آذر را
بگیرد، اما با این کار خود فقط
باعث اعتراضات وسیع تر میشود.
امیدواریم که شما هم فعالانه در
این اعتراضات شرکت کنید و برایتان
آرزوی پیروزی داریم.
رویا از ایران
یه تبریکی میگفتی!
"سلام چطوری، خوبی
خبری از من نگرفتی؟ نگفتی زنده
ایم یا مرده. راستی الان مشهد
هستم. آخه دانشگاه قبول شدم. یه
تبریکی میگفتی. راستی 2 روز دیگه
روز دانشجو هست کسی برنامه داره
تو دانشگاه؟"
ج.ک: رویا جان ما
که خبر نداشتیم در دانشگاه قبول
شدی. شما باید خبرش را می گفتی.
بهر حال تبریک میگوییم و خیلی
خوشحالیم. در مشهد هم قرار است در
دانشگاه فردوسی مراسم 16 آذر
باشد. امیدواریم شما هم شرکت کرده
باشید و خوب است که احساس و
برداشت خودت را برای نشریه
بفرستی.
حسن گلزاری،
انگلیس
با لحن شما موافق
نبودم
"با سلام من روز
دانشجو در ایران را به نقل از
روزنامه امیر کبیر که متعلق به
تحکیم وحدت است براتون میفرستم که
(در نشریه) 16 آذر نوشته بودید
ولی به نظر من دوباره شما از
کانال های دقیقتر تاریخ را چک
کنید و بعد اگر لازم دیدید 13
آذرقید شده در همان روزنه و هم در
جوانان را اصلاح کنید.
ضمنا یک صحبت
دیگه، من همان شخصی هستم که در
خواست کرده بودم خاطرات از ایران
تا انگلیسم در جوانان منتشر شود و
شما موافقت کرده بودید. اما دلیل
اینکه مطلبم را ارسال نکردم راستش
این بود که فکر کردم در این وضعیت
بحرانی که همه درگیر بحث های جنگ
احتمالی و بحث های پیرامون و
همینطور در مجموع اوضاع بحرانی
ایران هستند، صحیح نیست که
خوانندگان با مطلب من درگیر شوند.
باز هم ممنون از زحماتتان و
مخصوصا بحث جدیدی که به بهانه
زرافشان شروع کرده ای. امیدوارم
که این بحث ادامه پیدا بکنه.
البته با همین لحن جدی که در شکل
بیان تان وجود دارد.
من با همه توافقی
که در رابطه با سلسه نوشت هایتان
در رابطه با آذرین و دوستانش
داشتید اما اصلا با شکل بیانتان
موافق نبودم. چرا که ارزش
گفتارتان را در ذهن خواننده پایین
می آورد. میشه با آن لحن با
دوستان سر نهار صحبت کرد اما نه
در یک بحث تئوریک که واقعا بی
نظیر و لازم بود تا اینجور آدم ها
افشا و ایزوله بشوند. راستش مدتها
بود که بحث های پایه ای و تئوریکی
جایشان در روزنامه های حزب خالی
بود و من به سهم خودم بسیار
خوشحال شدم که از طرف شما اینگونه
بحث شروع شده است. مخلص شما حسن."
ج.ک: حسن جان اولا
اطلاعیه سازمان جوانان راجع به 16
آذر به هیچ تاریخ معینی برای
برپایی 16 آذر اشاره ندارد. 16
آذر اسم یک روز است که مثلا
پارسال در 15 آذر برگزار شد و
امسال دانشجویان روز 13 آذر (و
بعضی شهرستانها 12 آذر) را معلوم
کرده اند. بنا بر این اشتباهی در
کار نبود که تصحیح شود. روز 13
آذر چند روز بعد از اطلاعیه و در
مراسم مختاری و پوینده از طرف
دانشجویان چپ اعلام شد.
در مورد خاطرات
شما، به نظرم حتما ارسال کنید.
قرار نیست همه بحث ها مربوط به
جنگ و اوضاع بحرانی باشد. در دوره
بحرانی همه زندگی تعطیل نمی شود.
خاطرات شما آنطور که گفته بودید
باید جالب باشد. خود من یکی دوست
دارم بخوانم. فکر کنم برای
خوانندگان هم همینطور باشد.
در مورد بحث در
نقد چپ در قبال جنگ که بقول شما
به بهانه نقد زرافشان شروع کردیم
این هفته توانستم بخش دوم را
ادامه بدهم. امیدوارم فرصت بشود
که هفته دیگر بخش بعدی را تهیه
کنم. بهر حال از اظهار لطف شما
ممنون. ولی فکر نکنم نکته تئوریک
جدیدی در این بحث ها باشد. همه
قبلا گفته شده است ولی خب باید در
هر اوضاع و احوال دوباره منطبق با
همان شرایط تکرارشان کرد. من فکر
میکنم این خیلی لازم است. بخصوص
برای نسل جوان خیلی لازم است. صرف
وجود ادبیات عظیم ما بر روی نت و
یا در کتاب ها هنوز به معنی این
نیست که خوانده میشود و یا دقیق
خوانده میشود. این وظیفه ما است
که در هر شرایطی مجددا این ادبیات
و مبانی محکم تئوری مارکسیستی را
بمیان کشد.
در مورد لحن نوشته
های "بسوی حزب یا علیه حزب" مفصل
در طی همان مقالات توضیح داده ام
و حرف بیشتری ندارم. سوای وجه
سلیقه ای در بکارگیری طنز (که شما
ممکن است از طنز من خوشت بیاید و
یا نیاید) اما در مورد یک موضوع
مسخره نمی شود جدی نوشت. طی یک
بررسی تقریبا جمله به جمله از یک
سند فکر شده و مصوب جمع ایشان سعی
کردم نشان دهم که ایرج آذرین و
دوستان در چه موقعیت مضحک و
واژگونه ای قرار دارند. کسی که پز
یک عالم مارکسیست بخود میگیرد ولی
بدیهی ترین حقایق را هم جلوی چشم
همه ما وارونه جلوه میدهد. و آنهم
برای چه؟ برای قالب کردن
لاطائلاتی که به وقت خودش شکست
خورد و پوچ از کار درآمد. چنین
کسی مثل آدمی که روی سرش ایستاده
و پاهایش را هوا کرده ولی برای
شما سخنرانی جدی میکند و متوجه
وضع خودش نیست، خنده دار است. چه
کنم اگر خنده ام میگیرد. راستی
چرا باید هی جدی و شش در چهار در
مورد اینطور پدیده ها حرف زد؟
مگر ما گناه کرده ایم که باید
همیشه جدی حرف بزنیم، حتی در مورد
پدیده های مسخره؟ بهر حال اگر
فرصت بشود آن مقالات را بصورت
کتاب در می آوریم و یکبار دیگر
دقیق میخوانم و اگر ایرادی در
لحن باشد در مقدمه ای توضیح
میدهم.
هما کیانی آلمان
مرسی از چاپ
"با سلام و تشکر
از دوست عزیز صابر. ممنون از توجه
شما به مقاله و سپاس از توضیحات
مفید شما. ممنون، هما."
ج.ک: مرسی هما
جان. ولی آن توضیحات چرا "مفید"
بود؟ دوست داشتم بیشتر وارد بحث
میشدی.
عرفان از ایران
آدرسی، کمکی، چیزی
"عرقان هستم از
استان تهران در ایران. میخوام یکی
از هواداران تون باشم در داخل
ایران، اما نمی دونم چه جوری باید
بطور رسمی فعالیت کنم. یه کمکی،
آدرسی چیزی شماره ای. به خارج نمی
تونم زنگ بزنم آخه
no
money"
ج.ک: عرفان عزیز
به صفوف ما خوش آمدید. در مورد
"فعالیت رسمی" هم الیا تابش برای
شما توضیح داده است. امیدواریم که
مطابق همان توصیه ها عمل کنید.
برایتان آرزوی پیروزی داریم.
ایرج عبدالهی،
کانادا
سابوتاژ و ۱۶ آذر
"مصطفای عزیز ضمن
سلام، اطلاعیه سازمان جوانان
کورشیست ها (منظور حزب حکمتیست
است) در مورد 16 آذر را که حقیقتا
زنگ خطری است که چرت مرا پراند،
خواندم. کار این دوستان از فعالیت
سیاسی گذشته است. دارند فضای جنگی
کذایی را به درون قبلب سوسیالیستی
16 آذر پمپاز میکنند. این یک
سابوتاز محض است. اگر کار اینها
بگیرد جنبش دانشجویی که واقعا
عصاره تلاش مارکسیست است هم فدای
گیج سری اینها خواهد شد! به نظر
من هم سازمان جوانان کمونیست و هم
کل حزب از حالا تا 16 آذر باید با
تمام قوا برای خنثی کردن این عمل
به مقابله برود. حتی یک دانشجو هم
نباید برای یک ثانیه به بهانه خطر
کذایی از پیشبرد 16 آذر سرخ سست
شود. جامعه ایران باید بداند که
کورشیست ها و محفل جوادی (منظور
حزب "اتحاد" است) دارند با محتوای
سوسیالیستی 16 آذر مقابله میکنند.
زنده باد سازمان جوانان کمونیست."
ج.ک: ایرج جان چند
نکته. به نظر من این لحن تند شما
میتواند به بحث شما لطمه بزند. در
هر حال من این اطلاعیه معین
دوستان را نخوانده ام. ولی کل چپ
غیر کارگری و بالاخص این دوستان
دچار گیج سری شدند و شعار
پاسیفیستی "نه جنگ" و یا "جنبش ضد
جنگ" را برای یکی دو هفته ای
اینجا و آنجا مطرح کردند. اما
بسرعت این شعارها عقب نشست. این
بعضا بخاطر افشا کردن این تلاش ها
توسط ما بود، اما اساسا محصول
واقعیت متفاوت و متناقض با
شعارهای هپروتی و شکست طلبانه و
ناسیونالیستی این چپ غیر کارگری
بود. به نظرم توده دانشجو بسیار
از این حرفها چپ تر و رادیکالتر
است. چپ در دانشگاه پایه های
بسیار قوی تری دارد. بعلاوه خود
وقایع هم پوچ بودن محوری کردن
شعار "نه جنگ" توسط این دوستان
را نشان داد. حالا میخواهیم با
این شعار برای آزادی دستگیر شدگان
فعالین 16 آذر برویم؟ خود وقایع
در عرض یکی دو هفته نشان داد که
جنگ واقعی دیگری در جامعه جریان
دارد و اگر میخواهیم جلوی آن جنگ
احتمالی هم بایستیم باید در این
جنگ طبقاتی پیشروی کنیم. یعنی
باید با قدرتی ده چندان شعار
سوسیالیسم و آزادی و برابری را
بالا ببریم. بهر حال صحت ارزیابی
ما بار دیگر و بروشنی بیشتری
اثبات شد. و چپ در دانشگاه محصول
همین افشاگریها و تلاش ها و پیش
روی چپ و کارگر در جامعه بوده
است. به نظرم ایرج جان یک کمی
زیادی این بقول خودت "سابوتاژ" را
جدی گرفته ای. بهمین دلیل هم من
لفظ "سابوتاژ" را مناسب نمی دانم.
این ها تلاش های روبه زوالی است
که راه به جایی نمی برد.
گالکسی از ایران
تایپ یک مقاله
"سلام مصطفی جان.
من گالکسی دوست آرمان هستم. این
مطلب آرمان هست داده بود که برایش
تایپ کنم و برای شما بفرستم. سلام
به همه دوستان برسان. می بوسمت."
ج.ک: گالسکی جان
مرسی. مقاله آرمان را سعی میکنیم
در این شماره بیاریم. ولی هم
خواستم از شما بخاطر تایپ آن
تشکری کرده باشیم و هم بگوییم که
خود شما چرا نمی نویسی؟
رفیق اوستا، ایران
حزب مقدسه یعنی
چی؟
"از فهمیدن اینکه
شما هم قدیس دارید دچار انبساط
خاطر شدم! رفیق حزب مقدسه یعنی
چی؟ من حزب مقدس را میندازم
آشغالدونی! خوب شد که اینو نوشتین
آدم تکلیفش رو بدونه. التماس دعا
آقا!"
ج.ک: اوستا جان
ضمن تشکر از این لحن خیلی دوستانه
ات، من باز سعی میکنم جواب بدهم.
ما نوشتیم "حزب مقدس است همانطور
که بیمارستان برای اهالی یک روستا
مقدس است". شما میتوانید این حزب
را همراه با آن بیمارستان به
آشغالدونی بیندازی، ولی اهالی
زندگی دارند، مریض میشوند و وجود
بیمارستان برایشان مقدس است و مثل
تخم چشم ازش نگهداری میکنند. شما
برو جواب اون اهالی را با التماس
و دعا بده! ما نوشتیم حزب مقدس
است مثل حزب بلشویک که برای
پیروزی انقلاب کارگری اکتبر مقدس
بود. شما میتونید اینهم تو
آشعالدونی بیندازید. ولی اونوقت
جواب کارگرها رو چی میدی؟ ما
نوشتیم حزب مقدس است همانطور که
رهایی انسان مقدس است. شما
میتوانید انسان و رهاییش را هم در
آشغالدونی بیندازید و بعد بازهم
التماس دعا کنید. اما دوست عزیز
در عالم واقع یعنی عالم مبارزه
طبقاتی (و نه در عالم هپرورت) حزب
ابزار اصلی کارگر و مردم محروم
برای تغییر دنیا است. اگر در
انقلاب 57 حزبی مثل حزب بلشویک
داشتیم آنوقت این بلای جمهوری
اسلامی و حکومت التماس و دعا و
اعدام بر جامعه نازل نمی شد.
حالا شما مختارید هرچه را که دوست
دارید تو آشغالدونی بندازید! ولی
ما در تلاش هستیم که با اتکاء به
همین حزب مبارزه عظیم و تلاش هر
روزه کارگران و مردم محروم رو
سازمان بدهیم و رهبری کنیم و به
پیروزی برسانیم و کل جامعه را از
این آشغالدونی که سرمایه داری
برایمان درست کرده است بیرون
بیاوریم. شما تصمیم بگیرید کجا
میخواهید باشید.
منصور ترکاشوند،
ایران
برای آقای محمد
قوچانی
مطلبی فرستادند که در آخرین لحظات
بدستمان رسید. این مطلب در رابطه
با اشاره محمد قوچانی به پاگیری
چپ در دانشگاه است. تکه آخرش
خیلی با حال بود که اینجا
میخوانید. با پوزش از منصور عزیز
که به همه مطلب نرسیدیم.
"اما برعكس
تصويري كه جناب قوچاني با توسل به
اسم "استالين" از ما و
اين
جنبش عظيم اجتماعي بدست ميدهد ،
ما حضرات را خفه نمي كنيم ، اجازه
ميدهيم
حرفشان
را بزنند ،مگر غير از اين بود كه
سي سال از خدا و قدرتش،بهشت
وجهنمش ، راعفت
وخشمش
... گفتند و نوشتند ولي فرجي نشد
و به جاي ظهور امام زمان ،ما زاده
شديم ؟
جا دآرد در استان
شانزده آذر و همچنين سالروز تشكيل
حزب كمونيزم
كارگري به قوچاني وهمكيشانش
بگويئم كه اين تازه اول كار ماست،
دير نيست زماني كه از
گفته
هاي ضد انساني خود پشيمان
بشوند.آذر امسال بي شك رنگ ديگري
خواهد داشت ،اما
وحشت
از عظمتش حضرات «نويسنده» را
پيشاپيش به وحشت انداخته، دارند
ميلرزند، هر چند
كه
هنوز عربده ميكشند."
دریا قوام، ایران
خدا، کچلی، دوچرخه
مطلبی فرستادند که
به نظر میرسد از سایتی برگرفته
اند ولی ننوشته اند از کجا. بهر
حال نکات جالبی است:
"ولتر : کسانی که
میتوانند تو
به چرندیات معتقد کنند، میتوانند
تو را مجبور به انجام کارهای
وحشیانه
کنند.
ماکیاولی: پیامبرانی که مسلح
شدند،
پیروز شدند، و پیامبرانی که سلاح
نداشتند از یادها رفتند.
ارنو فیلیپ: وقتی من بچه بودم
هرشب از خدا
میخواستم که یک دوچرخه به من
بدهد، سر انجام فهمیدم که کار خدا
اینجوری نیست، بنابر
این رفتم و یک دوچره دزدیدم و از
آن پس هرشب از خدا میخواستم که من
را
ببخشد.
آلبرت انیشتن: اگر مردم فقط بخاطر
ترس از
تنبیه شدن و یا به امید پاداش
گرفت خوب هستند، حقیقتا باید خیلی
متاسف باشیم.
بی نام و نشان: خداوندا، مرا از
شر طرفدارانت حفظ کن!
دون هیرشبرگ: گفتن اینکه بیخدایی
یک دین
است مثل این است که گفته شود کچلی
یک نوع رنگ مو است.
آرتور کلارک: شاید هدف از زندگی
ما در این دنیا این نباشد که خدا
را بپرستیم، بلکه این
باشد که او را خلق کنیم.
بی. ام . دبلیو،
(ایران)
خودرو اسلامی
جوک اینترنتی
بامزه ای فرستاده اند:
" خوردو اسلامی که
همکاري مالزي
ساخته شود به نظرم اين
كاركردها هم بايد به خودروي
اسلامي اضافه بشه: 1- خودرو هنگام
حركت بايد صلوات
بفرسته
2- سرعت كه از 80 بالاتر رفت، آيت
الكرسي بخونه 3- وقت رد كردن چراغ
قرمز
بگه
"استغفرالله" 4- وقت رسيدن به
جاده چالوس و موارد مشابه "فاتحه
بخونه" 5- وقت
سوار كردن دوست
دختر – دوست پسرها صيغه محرميت
بخونه..." |