|
این حزب ماست
به مناسبت
شانزدهمین سال تاسیس حزب کمونیست
کارگری ایران
ایران -
افشین سیمیاری
درک کمونیستی از
تحولات، تسلیم نا پذیری و انقلابی
گری کمونیستی در تمامی لحظات
مبارزه طبقاتی از برجسته ترین
ویژگیهای حزب و جنبش ما از همان
اوان بسته شدن نطفه های آن در سال
57 بوده است. حزب و جنبش ما، چه
آنجا که جنبش کارگری و کمونیستی
در معرض سنگین ترین تهاجمات
بورژوازی در یک گستره جهانی قرار
گرفته و چه آنجا که جامعه با
تهاجم خونین قهار ترین لایه های
بورژوازی مواجه شده و چه آنجا که
کوچکترین مبارزه ای برای رسیدن به
مطالبه ای انسانی در چهارچوب
مناسبات موجود جاری بوده است، این
تسلیم ناپذیری و انقلابی گری
کمونیستی اش را به ممکن ترین و
موثرترین شکل خود به منصه ظهور
رسانده است.
جنایتکاران اسلامی
انقلاب 57 را بخون کشیدند و درست
در اوج بربریت اسلامیون در به خون
کشیدن آزادیخواهان و برابری طلبان
در اویل دهه شصت و درحالی که سایه
ترس و یاس و شکست در حال مستولی
شدن بر کل جامعه بود، جنبش ما
(اتحاد مبارزان کمونیست) پیش
قراول شکل گیری حزبی کمونیستی شد
که بزرگترین و سازمانیافته ترین
مقاومت را در برابر هجوم رژیم ج.ا
به انقلاب 57 سازمان داد و مارش
اعلام موجودیتش در آن دوران، امید
را به خانه دل هزاران انسان
برابری طلبی آورد که در یک مصاف
نا برابر در مقابل سیاه ترین
نیروی تاریخ معاصر در حال شکنجه و
سرکوب و اعدام بودند.
چند سال آنطرف تر
درست در زمانی که با شکست
سوسیالیزم روسی، پایان مبارزه
طبقاتی و تاریخ جنبش کمونیستی در
یک گستره جهانی اعلام شد و در
حالیکه که احزاب کمونیستی دوران
جنگ سرد در حال اسم عوض کردن و
منحل شدن بودند و اعضایشان در
مقابل دوربینها کارت های عضویت
خود را پاره می کردند، باز این
منصور حکمت و جنبش ما بود که پرچم
مارکس را با اعلام موجودیت حزب
کمونیست کارگری و برنامه یک دنیای
بهتر بر افراشت و با قدرت،
آلترناتیو کمونیستی خود را در
برابر تز پایان مبارزه طبقاتی و
ازلی بودن سرمایه اعلام و پراتیک
کرد.
باز هم چند سال
آنطرف تر در حالی که جنایتکاران
اسلامی بر اثر تعرض مردم در دوران
پس از جنگ، در حال تلاش برای
تبدیل شدن به رژیم خوش خیم سرمایه
داری ایران بودند و برای عبور از
پس لرزه زیر و رو کننده انقلاب
سرکوب شده 57، پاسدار ژورنالیستها
و گورباچف ها می تراشیدند، باز
این حزب ما بود که با پراتیک
کمونیستی اش در پیشاپیش مردم به
جان آمده از کلیت رژیم اسلامی،
کنفرانس برلین را با قدرت به چالش
گرفت و با بی تخفیفی و تسلیم نا
پذیری همیشگی اش، با بگور سپردن
این پروژه، تتمه های رفراندومچی
و جایزه بگیرش را نیز به عقب
راند و تمامی آلترناتیو های دست
ساز و غیر دست ساز آنرا در جامعه
آنچنان حاشیه ای کرد که امروزه
دیگر بحران آخر، فقط بحران آخر
برای رژیم ج.ا نیست و این بحران
به بحران آخر کل بورژوازی در
ایران تبدیل شده است.
آری این حزب ماست،
حزب رزمنده کارگران برای
سوسیالیزم همین امروز، حزب رهایی
زنان همین امروز، حزب خلاصی
جوانان همین امروز، حزب لغو
مجازات اعدام همین امروز، حزب
نجات پناهجویان همین امروز، حزب
آزادی بی قید و شرط بیان همین
امروز، حزب خلاصی کودکان کار و
خیابان همین امروز، حزب مبارزه
علیه اسلام سیاسی و در یک کلام
حزب امید و تسلیم ناپذیری نسلی از
انسانها، که هیچگاه در جامعه
بورژوایی در راستای پیشروی و
پیروزی آرمانهای انسانی برای خود
ایستگاهی قائل نشده اند.
امروزه کسی را
یارای انکار این نیست که آزادی بی
قید و شرط بیان، لغو مجازات
اعدام، خلاصی بخشیدن زنان از زیر
حکم سنگسار، انسانی ترین تبیین از
حقوق کودک، جنبش رهایی بی تخفیف
زنان و خلاصی جوانان، تبیین جنبش
اسلام سیاسی و مبارزه بی امان
علیه آن و... که امروزه به شعار و
پراتیک هر چند لنگان لنگان چپ
سنتی(همراه با فحاشی به حزب
کمونیست کارگری) و بعضا بخشی از
عناصر فرصت طلب راست جامعه تبدیل
شده و کل سیمای جامعه امروز ایران
را به تصویر کشیده است، چیزی جز
ما حصل طوفان انقلاب 57 و بر متن
و بستر آن، پراتیک کمونیستی چند
ده ساله حزب و جنبش ما نیست. از
همین رو هم هست که کارگران، زنان،
جوانان و عموم مردم آزادیخواه و
برابری طلب بیش از پیش در حال
تبدیل کردن این حزب به حزب خود
هستند.
تبیین فوق از حزب
کمونیست کارگری، تبیینی برای بزرگ
نمایی و یا تلاشی برای احساس
شرافت و سر بلند زیستن در دنیای
وارونه سرمایه داری نیست، بل یاد
آوری بسیار کوتاه و قاصری از یک
مسیر طولانی است که در لحظه لحظه
تاریخش، ممکن بودن و میسر کردن
آرمانهای انسانی و تبدیل آنها به
سیمای جامعه موج می زند، که "شدن"
را بیش از پیش به ما می آموزد، که
امر سازماندهی انقلاب کارگری را
تحت شرایط مختلف به ما درس میدهد
و به ما می آموزد که مرعوب و
تسلیم سیاستهای دست سازی شده و
غیر دست سازی شده بورژوازی برای
به تمکین وا داشتن جامعه نشویم،
که اجازه ندهیم با پرچم کردن
سناریوی سیاه و پروژه صلح دو
خردادی، ایستگاهی در سرنگونی رژیم
جانیان اسلامی برای مردم تراشیده
شود.
آری این حزب ماست،
حزب رهبران عملی کارگری، حزب
پیشرو ترین عناصر کل جنبشهای
برابری طلب و حزب آمال و آروزهای
اکثریت عظیم توده های مردم، که با
درک کمونیستی از تحولات و تسلیم
ناپذیری اش، اجازه نخواهد داد با
بالا بردن آگاهانه یا نا آگاهانه
پرچم سناریوی سیاه توسط جریانات
مستاصل در جامعه و یا علم کردن
پروژه کذایی صلح "با هدف تراشیدن
ایستگاهی بر سر راه مردم سرنگونی
طلب" توسط جایزه بگیران دو خرداد،
عمری برای ماندگاری جانیان اسلامی
خریداری شود.
زنده باد سوسیالیزم
زنده باد حزب کمونیست کارگری
ایران |