|
واژه های عجیب!
ستاره
رهایی، ایران
امروز در کشورهای
اسلام زده آمار خودکشی به طور
غیر قابل تصوری بالا گرفته چرا که
انسانها راه رهایی از زندان
سنتهای عقب افتاده قومی و مذهبی
را خودکشی می بینند. زندگی کردن
در جوامع اسلام زده هر روز سختتر
از دیروز میشود و زنان بیشتر
قربانی این وضعیت هستند.
زندگی کردن در
جامعه اسلامی همچون ایران و از
این بدتر در منطقه ای به نام
کردستان هر روز زنان را بیشتر زیر
سلطه این سنتهای کهنه و غلط
اسلامی میبرد و زنان و دختران
برای رهایی از این قانون ها دست
به خودکشی میزنند. سنت های کثیف
اسلامی شدیدا در بین مردان رخنه
کرده است به طوری که با تعصب های
بی جا نسبت به دختران و از همه
خنده دارتردفاع از ناموسشان که ما
زنان باشیم زندگی را هر روز به
فاجعه ای بزرگتر از دیروز تبدیل
کرده است واین باعث محدود شدن
زنان در عرصه های اجتماعی شده
است. جمهوری مرد سالار حق تصمیم
را از زنان گرفته حتی میتوانند در
کوچکترین و خصوصی ترین مسائل
دخالت کنند و برایشان تصمیم
بگیرند: در مورد تحصیل؛ عشق ورزی
؛ ازدواج؛… و اگر غیر این باشد با
توجه به قوانین اسلامی ما خلاف
شرع عمل کرده ایم و سزاوار هر
گونه اهانت ومجازات از جمله
اعدام، سنگسار و سوزاندن هستیم.
وقتی که اسلام و ناموس پرستی دست
به دست هم میدهند احساس عشق
ورزیدن نمونه بارزی است که
خانواده ها ان را توهین به حساب
میاورند و این قضیه با حبس و کتک
دختران شروع میشود. اگر ادامه
داشته باشد خانواده ها با توجه به
شرایط عرف اسلامی حق هر گونه
برخورد را با او دارند و این یعنی
بن بست!!!
وقتی به واژه های
چون اسلام، قانون، پدر،…فکر کنیم
چه واژه های عجیبی! همگی دست به
دست هم دادند تا ما را از زندگی
که حق ماست جدا کنند و مرگ را به
جای آن بنشانند!
اما یک سوال
:خودکشی آخرین راه است؟!!
نه آخرین راه
نیست. با توجه به اینکه زنان
همیشه یک قدم جلوتر از این سنت
ها بوده اند پس میتوانند با این
قوانین اسلامی ضد زن مبارزه کنن .
زندگی ازاد و برابر؛ بسیار زیبا و
حق همه ماست. پس بیاید راه رهایی
را از خود کشی جدا کنیم و برای از
بین بردن این سنتهای کثیف مبارزه
کنیم و فریاد بزنیم نه به
اپارتاید جنسی و زنده باد زندگی!
در حاشیه
ستاره جان، خودکشی اصلا راه نیست.
بن بست است. بقول تو باید جنگید و
خیلی هم مصمانه جنگید. علیه حکومت
مردسالار، علیه حکومت اسلامی،
علیه اسلام، علیه مردسالاری، علیه
خانواده پدرسالار و سنت و عقب
ماندگی و ناسیونالیسم که بردگی زن
را توجیه میکند. من میفهمم که
برخی مردها، پدرها، برادرها و
شوهرها و گاه متاسفانه برخی
مادرها و عمه ها و مادر بزرگ ها
به عاملان همین نظام بردگی جنسی
زن تبدیل میشوند. گذاشتن واژه های
اسلام، قانون، پدر در نوشته ات
برای من تکان دهنده بود. ولی در
عین حال بنظرم مردها هم قربانی
این بردگی جنسی هستند. قربانیانی
که گاه خود به عمق وحشیگری تنزل
میکنند. پدر علی القاعده میتواند
موجود بسیار دوست داشتنی باشد.
مثل مادر. و هست. اما تو که آنرا
کنار اسلام و قانون گذاشتی مرا
تکان داد. امیدوارم همه پدرها و
برادرها نوشته تو را بخوانند. اما
دوست دارم تو هم به این دقت کنی
که آنچه انسانها را چنین به جان
هم انداخته و یک جنس را به نگهبان
بردگی جنس دیگر تبدیل کرده است
مناسبات اجتماعی برده واری است که
امروز توسط سرمایه داری تداوم می
یابد |