اساس سوسیالیسم انسان است. سوسیالیسم، جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.  ( منصور حکمت )
 
حزب کمونیست کارگری ایران     |     سایت خبری روزنه     |     آرشیو آثار منصور حکمت

منصور حکمت
       

 نامه های شما ۳۲۵

رزا راشین، ایران

یک میلیون صلوات!

"دو خبر مرا بیاد تعریف منصور حکمت از مذهب انداخته است که تصمیم گرفتم برای شما خوانندگان نشریه نیز بازگو کنم.

یکی اینکه اخیرا با چند تن از دانشجو یان کاردانی پیوسته دانشگاه آزاد آشنا شدم که ورودی امسال بودند. آنان می گفتند برای ثبت نام ،علاوه برشهریه دانشگاه، مبلغ پنجاه هزار تومان نیز به حسابی واریز کرده اند که این حساب در بین دانشجویان معروف به حساب مقام رهبری است.

در حالیکه داشتم به صحبت های بچه های دانشجو گوش میدادم همان لحظه صحبتهای منصور حکمت برایم تداعی شد. منصور حکمت همیشه منحصربه فردترین تعاریف را ازمسائل دارد.  از جمله در مورد مذهب ،که به نظر من زیباترین تشبیه را کرده است. وی از مذهب به عنوان صنعت مذهب یاد میکند. صنعتی که درآن میلیاردها دلار پول جابجا می شود.  ومذهب مالیات می گیرد وخرج بقا خود می کند وصنایع دینی آگاهانه سعی می کنند محصول خود را بفروشند وصنعت عظیم خرافه پرستی هدفش ارعاب و انقیاد مردم میباشد.

براستی مذهب چیزی جز این نیست. افرادی مثل خامنه ای نه تنها به ثروت افسانه ای ناشی ازمافیای نفتی و صنایع ایران قانع نیست. بلکه چشمش به جیب دانشجویان دانشگاه آزاد هم دوخته شده است که خانوادهایشان با هزار بدبختی و مشقت  آنان را  راهی دانشگاه  می کنند.

هم چنین چند وقت پیش مرکز فرهنگی شهرداری تهران به مناسبت یکصمدین سال تأسیس شهرداری در ایران ،اطلاعیه ای منتشر کرده واز مردم ایران خواسته شده بود به مناسبت یکصدمین سال تأسیس شهرداری ،برای سلامتی امام زمان صلوات بفرستند و در ادامه آمده بود که مردم ما  تا کنون یک میلیون و سیصد هزار صلوات را تقبل کرده اند . ( حالا با چه کنتوری شمارش کرده اند معلوم نیست. )

با شنیدن این خبر آدم هم خنده اش می گیرد و هم عمیقا تأسف می خورد به حال و روز کشوری که شهرداری اش به جای ایجاد آبادانی وشهرسازی دغدغه اش ترویج خرافه پرستی و عقب ماندگی شده است. البته ازاین تاریک اندیشان جز این انتظاری نمی رفت زیرا این جماعت همگی عوامل وزیر مجموعه ی صنایع مذهبی می باشند."

                     

امضاء محفوظ

دانش آموزان و نماز!

یکی از رفقا آمار زیر را به نقل از خبرگزاری فارس برایمان فرستاده است. بسیار خواندنی است. نشان میدهد که اسلام و حکومت اسلام در چه مخمصه ای است:

" وزير آموزش و پرورش گفت: 76 درصد دانش‌آموزان، وجود سرگرمي‌هاي بازدارنده،  فيلم‌هاي مبتذل و بازي‌هاي رايانه‌اي را از موانع  گسترش نماز در مدارس ذكر كردند.
بنا بر این گزارش محمود فرشيدي در مراسم تجليل از برگزيدگان فراخوان كشوري «پنجره‌اي رو به آفتاب» كه روز گذشته در باشگاه فرهنگيان تهران برگزار شد، اظهار داشت: نظرخواهي از تعدادي از دانش‌آموزان مقطع دبيرستان يكي از استان‌هاي كشور در خصوص نمازخواني و گسترش نماز در مدارس انجام شده است كه بايد از
نتايج آن براي برطرف كردن موانع گسترش نماز در مدارس استفاده كرد.

وي ادامه داد: در اين نظرسنجي، 50 درصد دانش‌آموزان عنوان كردند كه با نماز آشنا نيستند. 58 تا 75 درصد دانش‌آموزان نيز عنوان كردند كه در خانه و مدرسه در خصوص نماز يك حرف به آنها زده نمي‌شود كه بايد از طريق انجمن اوليا و مربيان در اين خصوص به خانواده‌ها متذكر شد.
فرشيدي اظهار داشت: 76 درصد دانش‌آموزان به ضعف ارتباطات عاطفي با آنها از طرف معلم و خانواده‌ها اشاره كردند. 52 درصد نيز عدم حضور مدير، معلم و همكاران فرهنگي را در نماز جماعت، از موانع گسترش نماز در مدارس ذكر كردند
.

وي افزود: 55 درصد دانش‌آموزان اجبار و تهديد براي خواندن نماز از سوي مسئولان مدرسه و 5/57 درصد دانش‌آموزان نيز سرزنش و تمسخر دوستان را از موانع گسترش نماز در مدرسه مي‌دانند. ضمن اينكه 65 درصد دانش‌آموزان نيز به كمبود امكانات و نمازخانه در مدرسه اشاره دارند.

وزير آموزش و پرورش اضافه كرد: بايد فضايي در مدارس ايجاد شود كه هر كس نماز مي‌خواند، يك ارزش تلقي شود و در اين خصوص فرهنگ‌سازي شود."

 

ناصر رحمانی ایران ؟

مردم و آقای جوادی

"من امروز سری به سایت خبرگاه زدم و با کمال تعجب چشمم به مطلبی افتاد که مصاحبه ای هست که این سایت با علی جوادی انجام داده  آنجا علی جوادی با جعل کردن نظریات حزب کمونیست کارگری ایران در مورد جنگ اعلام میکند که سیاست های حزب کمونیست کارگری سیاستی غیر انسانی هست. علی جوادی اینجور وانمود میکند که گویا حککا خواهان جنگ هست تا در سایه آن بشه رژیم رو سرنگون کرد. راستی آیا علی جوادی خیال میکند که مردم سیاست های حککا را ندیدن و نمی دادنند؟ تا اینها به خیال خودشان با کمال واقعیت رو در روز روشن و با وجود بیانیه رسمی حککا و نظرات تا کنون اعلام شده حککا در مورد دو قطب تروریستی جهان جعل و به خورد مردم بدهند. آیا علی جوادی و جریانش خیال میکنن که مردم هم مثل خود این عالیجنابان زیرزمینی عمل میکنند و مذاکرات زیر زمینی را با جریان حکمتیست انجام میدن یا اینکه مردم با چشم های حککا رو می بینند؟ حککا تنها جریانی هست که مستقیمان علیه هردو قطب تروریستی جهان ایستاد و ادعاهای علی جوادی ذره ای به حیثیت  حککا ضربه نخواهد زد چون همچنانکه گفتم مردم مثل شما نیستن که به کسی باج بدهند. مردم حککا را میشناسن و تلاش های شما ها فقط شاید داخله خودتونو سکنی بده. اگر نه در مورد مردم بی خیال. شاد و شاد کام باشید. ناصر رحمانی."

 

ج.ک: ناصر جان دوستمان علی جوادی متاسفانه  هردم چیزی را باید علیه ما تحریف کند و بدترین نسبت ها را به ما بدهد و جار و جنجال راه بیندازد. کار و زندگی اش شده است همین.  وقتی مدتی پیش به ایشان گفتم لطفا دنبال شغل شریفی بروید، داد و فریاد راه انداخت که ببین به من چه میگوید. ولی آیا جز این است که در چندین ماه گذشته هر روز که از خواب بلند شده اند یک تحریف دیگر و یک ناروای دیگر علیه حزب کمونیست کارگری ساز کرده اند. از داستان حمایت از نوید بشارت، تا عملیات ضدحزبی شان در دوره فراکسیون (که آنموقع قبل از مذاکرات صلح گویا!) حتی داد  کوروش مدرسی را هم درآورد، تا  دروغ هایشان در مورد پلنوم  27 و ، تا ماجرای جراحی تشکیلاتی، (و تازه همین وقتها داشتند با کاپیتان زورق نجات مذاکرات مخفی میکرده اند!) تا همین اواخر که یکباره سیل اتهامات را تحت عنوان "خط قرمز" به ما سرازیر کرد و از راست روی های کاپیتان کوروش  دفاع کرد، ما دائم مجبور بودیم ضمن نقد مواضع هردم  راست شونده ایشان کلی تحریف و دروغ علیه حزب را توضیح دهیم. این رفتار ناشایست ایشان که باعث بیزاری بسیاری شده است نه فقط  نشان از فروکش کردن ندارد که  متاسفانه دارد هر روز  جهت های خطرناکتر و نگران کننده تری هم می یابد.

برای مثال در همین مورد آخر آنچه که واقعا ایشان را مجبور کرده است اینهمه علیه ما ببافد این است که ما میگوییم برای جلوگیری از جنگ، برای متوقف کردن آن، بر مقابله با آن، باید به نیروی مردم و مبارزه آنها برای سرنگونی جمهوری اسلامی و بدست گرفتن سرنوشت خود اتکاء کنیم. این موضع ما به مذاق ایشان خوش نمی آید. خب الحق کسی که مخالف جنگ است، کسی که ریگی در کفش نداشته باشد، کسی که یا طرف جمهوری اسلامی و یا طرف آمریکا نباشد، کسی نخواهد بخاطر اسلام و میهن و سرمایه و سود مردم و منافعشان بفروشد، کسی که واقعا دغدغه جلوگیری از جنگ در عالم واقع نه در هپروت را دارد،  آیا جز این است که باید همراه با ما، همراه مردم، بر علیه جنگ و جمهوری اسلامی و آمریکا و همه دشمنان مردم مبارزه کند؟ آیا جز این است که سرنگون انقلابی جمهوری اسلامی به دست مردم و برقراری یک جمهوری سوسیالیستی خود واقعی ترین عامل بازدارنده جنگ، بزرگترین ضربه به آمریکا و نظم نوین جهانی و سرمایه داری و همه مرتجعین است؟ کسی که در این اوضاع و احوال علیه این موضع ماست، بی شرمانه آنرا تحریف میکند، نه فقط ما را تحریف میکند که قدرت چپ و جنبش انقلابی مردم را انکار میکند،  و حرفهایی میزند که اگر امضایش را برداری میشود در مجله میلیتانت چپ های ضد امپریالیستی و بعضا حتی در روزنامه کیهان چاپ کرد، واقعا کجا ایستاده است؟ این خیلی نگران کننده است. این جنگ هنوز شروع نشده است دارد تلفات میگیرد. همین هم ما را مصرتر میکند که برای جلوگیری واقعی از  این جنگ مصممانه تلاش کنیم!

 

سعید ولد بیگی، ترکیه

انجمن اسلامی پلی تکنیک

 

مطلب و مفصل و خوبی نوشته اند در نقد جریان راست و لیبرال های تحکیمی در دانشگاه . این مطلب را میتوانید از جمله در "وبلاگ رفقای سجک" که تازگی راه افتاده است ببینید.  ضمن تشکر از سعید یک تکه از نوشته او را اینجا می آوریم .

"انجمن اسلامی پلی تکنیک نیز به عنوان تنها سنگر دست و پا زدن تحکیم  ولیبرالیسم دانشگاه کاملا شناخته شده و پایگاهی در پلی تکنیک ندارد.زمانی که چپ (منظور کمونیستها) دانشگاه در اعتراضهای گذشته و بدون سازماندهی با چراغ خاموش در اعتراضات شرکت میکرد، به عنوان چپهای سر به راه ، مطیع وبا اخلاق شناخته میشدند.اما امروزکه جنبش سوسیالیستی دانشگاه نه تنها سازماندهی دارد و به صورت علنی فعالیت میکند ،بلکه اجازه فعالیت و پیشروی به نهادی ارتجاعی همچون دفتر تحکیم برای سوء استفاده از فضای اعتراضی مردم را نمی دهد؛ محکوم به بی اخلاقی وفرصت طلبی است؟چگونه است تا زمانی که تحکیم مهر مالکیت به جنبش دانشجوئی میزد و با علم به حضور دانشجویان چپ و سوسیالیست درصفوف اعتراضات دانشجوئی خود را ولی آن میدانست، بحث از بی اخلاقی و اپورتونیسم نبود؟ امروز که مالکان اصلی دانشگاه و جنبش دانشجوئی نه به قصد مالکیت اعتراضات که هدفی بس کوچک و پیش پا افتاده است، بلکه با هدف کسب قدرت سیاسی و اعلا م موجودیت طبقه کارگروزحمتکش در جامعه به میدان میآیند دادگاه دموکراسی تحکیم و لیبرال  دادش به هوا میرود؟ عزیزان لیبرال ازاین توهم آگاهانه و ناآگاهانه بیرون بیائید.فضای اعتراضی  دانشگاه سه ضلعی نیست؛تلاش جبهه ملی مذهبی حاکمیت،لیبرال وابسته  و امثالهم با تمام توان و نیروهایش نیز نمیتواند  دو قطبی بین کار و سرمایه را که در دانشگاه نمود پیدا کرده، به نقطه دیگری منحرف کند.دفترتحکیم وحدت بدون شک نهادی از آن رژیم و ابزاری در دست ارتجاع حاکمیت برای کنترل دانشگاه است..."

 

سما بهمنی از (؟)

از ایسم گریزانم!

نامه ای به گروه جوانان کمونیست فرستاده اند: "ازروزیکه خود را شناختم ، پرداختن به  دغدغه ی دیگران ،به موازات دغدغه های زندگیم و گاه فراتر از آن بوده. سپیدی موهایم، گواهیست بر فروخوردگی هایم. گاهی اوقات، دلم برای زن بودنم، تنگ میشود وقتی که می بینم بیشمارزنان راکه تنها دغدغه ی خاطرشان ،زنبیلی است که روزمرگیشان رابا آن جابجا می کنند و زنانی را که گامی فراتر نهاده و قلم و کاغذ به  دست گرفته اند و از حقوق  برابر می گویند و اندیشه  می پراکنند و طومار به امضا میرسانند آن هم درجامعه ای که خشت اولش بر نابرابری انسانها بنا نهاده شده. مدتهاست که ازیادخویش رفته ام. نمیدانم این چه حس غریبی است؟ درد را می شناسم اما درمان را نمی یابم! البته، زیادند مدعیان  درمانگری و ناجیانی  که  می خواهن درعیت فکرآنان شوم و خداوندگار من باشند تا خویش به مقصود برسند. آنان که تبر به شاخ و برگ میزنند ونمی دانند دردما ریشه است و پرداختن  به شاخ وبرگ، ثمری ندارد آنجا که ریشه هنوز پابرجاست! سرگردانی ام را، سمت و جهتی باید پایان میداد. کتابها را خواندم . اندیشه  وارها را شنیدم. وارثان تفکر رادیدم. جریانات گوناگون را مرور کردم اما حقیقت را، جایی  دورتر از تمام  اینان  لمس کردم. من  کسانی رادیدم که با زندان و شکنجه و اعدام، مخالف بودند اما همینکه یکی از جناح رقیبشان در فتح فردای ایران، به زندان می افتاد یا شکنجه  یا اعدام می شد، دست دشمن مشترک رامی بوسیدند و در دل شاد می شدند. کسانی را شناختم که چپ و راست بودن، برایشان معیارانسانیت بود نه فردیت فرد. از جست و جوهایم،  چیزی عایدم نشد جزسر درگمی  بیشتر در دنیای واژگان و الفاظ غریب  که در عین واژه بودنشان، جهت داربودند و مریدان خویش را به چپ و راست،می کشاندند. پس دغدغه ی مرا، کدامین واژه ی بی جهتی به تصویر خواهد کشید؟ دنیای متفاوت مرا، چه کسی با من فتح خواهد کرد؟

 من از تمام "ایسم"ها، شاکی ام. از چپ  و راست، بیزارم. من  پرچمی  تازه می خواهم  برای نبردی نو. می خواهم  تمام  کتابهای کهنه ام را، بسوزانم  وفکرم راجامه ای نو بپوشانم. می خواهم  دنیایی بسازم  که درآن  چپ و راست، فقط همان معنای  ابتدایی خود را داشته باشند. دنیایی که رنگهایش، جهت ندارند و قرمز، فقط قرمز است وسفید، فقط سفید. می خواهم، واژه های  تفرقه انداز را دور بریزم  ودرد مشترک را، بازبانی مشترک فریاد بزنم. براستی، آیا آنکه خواهان آزادیست، از برابری بیزاراست؟ آنکه برابری می خواهد، با رفاه مشکل دارد؟ آنکه رفاه می جوید، امنیت رانیازندارد؟ کسی که هوادارصلح است، بی شک باجنگ مخالف است  اما، چرا هرکس باید به گونه ای مخالفت خویش را ابرازدارد؟ آیا وقت آن نیست که الفبای مشترکی عرضه شود که همه ی هم اندیشان ر ابه هم پیوند دهد؟

به حرمت انسان سوگند می خورم که تحت  دیکتاتوری هر ایسمی که هستید، جز آزادی و  برابری و رفاه  در سایه ی حکومت انسان، چیزی نمی خواهید. هر چیز دیگری که هست، خواست شما نیست. عقده های س رگشاده ی گردانندگان جریان است که در این قالب می خواهد به ظهوربرسد. چند دستگی شما، ناشی از خواسته های به انحراف رفته ی رهبران است و ضامن بقای حکومتهای  ددمنش امروز که  درسایه ی همین اختلافات اجازه ی حیات دارند و در شکاف رشد می کنند  که  اگر این چند دستگیها بهم بپیوندند وهدف مشترک فریاد شود، اینان محکومند به فنا. نمی دانم آیا کسی مرا خواهد فهمید و راه دشوارم را،همراهم خواهد بود؟ به حرمت انسان سوگند که آزادی و برابری و عدالت و رفاه، خواست همه ی ماست. باید زیر یک پرچم و تحت یک نام بپا خاست. اگر کسی تضادی با این یکپارچگی دارد، خودمحوری بیش نیست که بی بهاترین مقوله برایش، انسان است و نیازهای انسانی. باید از این رهبران جویای نام و قدرت و ثروت که در سایه ی حزب و جنبش و .... می خواهند به خواسته های فردیشان برسند و من و ما را پلکان صعود خویش  کرده اند، دوری گزید. باید سوای از اینان، با هم  یکی شد وعلیه درد مشترک بپا خاست. به امید آن روز. سما بهمنی 1386/8/18"

 

ج.ک: دوست عزیز برایتان آرزوی موفقیت داریم. ولی اگر واقعا برای تحقق آرمانهایتان جدی باشید میجورید جنبش و حزب درست کنید و خواه و ناخواه بعنوان یک "ایسم" هم شناخته میشوید. به نظر من آزادی و برابری و رفاه و انسانیت  جنبش لازم دارد، حزب لازم دارد، مبارزه میخواهد، دولت میخواهد، تئوری و برنامه میخواهد، مجبور است بجنگد، به این دلیل ساده که منافع مادی واقعی خلاف آن عمل میکند. جنبش و حزب و تلاش عظیم بشر برای رهایی و آزادی و برابری هم اسم دارد، تئوری دارد سنت دارد و ایسم هم دارد: کمونیسم.

یا شما به ما بپویندید عزیز، یا چیز بهتری ارائه کنید تا ما به شما بپیوندیم.

 

کارزار علیه جنگ

سمینار گلاسکو

کارزار" دستها از مردم ایران کوتاه "  فعالیت های جالبی دارد و اخبار کارهای اخیرشان را برای یک لیست از جمله ما فرستاده اند. امیدواریم بتوانیم با مسئولین کارزار گفتگو داشته باشیم و فعالیت های آنان را به خوانندگان معرفی کنیم. این آخرین خبرهایی است که فرستاده اند. قابل توجه همه چپ ضد امپریالیست (از تروتسکیست تا غیر تروتسکیست!):

"کارزار روز  شنبه 3 نوامبر سمینار موفقی در گلاسکو برگزار کرد.  سخنرانان این جلسه پرفسور فاولر، تری برازرستن  و دیوید میظر بودند.

در اين سمينار علاوه بر فعالين کارزار در گلاسکو تعدادی از دانشجويان دانشگاه ادينبورو و فعالين سياسی شهر داندی (شرق اسکاتلند) شرکت داشتند. در پی مقدمه ای در مورد خطر جنگ و تاثير تحريمها بر کارگران و زحمتکشان ايران سخنران اول سمينار خانم پرفسور فاولر در مورد صنايع اتمی و ادعای برخی مبنی بر رابطه آن با پيشرفت علم صحبت کرد و برخی تئوری های جامعه شناسی در اين مورد را مورد بررسی قرار داد. ديويد ميظر پيرامون مبارزات کارگران ايران و خواستهای آنها صحبت کرد و تاکيد داشت تنها همبستگی راديکال و انقلابی با اين کارگران توسط نيروهای ضد جنگ و ضد امپرياليست ميتواند به شرايط کارگران دستگير شده کمک کند. تری برازرستون (پرزيدنت اتحاديه اساتيد دانشگاه در اسکاتلند) و عضو سابق حزب کارگران انقلابی بريتانيا در بحثی در مورد همبستگی بين المللی در چهارچوب پرنسيپهای سياسی قابل دفاع با اشاره به تاريخ سازمان سابق خود و علل در هم پاشی اين جريان گفت : « حزب کارگران سوسياليت بريتانيا خوب است از تجربه فجيع ما درس گيرد. دفاع از ارتجاع اسلامی در ايران يا ليبی در دهه ۸۰ قرن بيست به بهانه شعارهای ضد آمريکايی اين دولتها در نهايت به در هم پاشی حزب ما انجاميد چرا که زير پا گذاشتن اصول پايه ای وبی پرنسيپی سياسی و جايگزین کردن همبستگی با کارگران و زحمتکشان کشورهایی چون ايران با حمايت از حکومتهای ارتجاعی طبعا تاثير خود را بر سياستهای داخلی حزب کارگران انقلابی گذاشت و به روند تلاشی آن کمک کرد».

بخش پرسش و پاسخ و بحث های شرکت کنندگان در پايان سه سخنرانی تا ساعت ۱۷ بعد از ظهر طول کشيد و به همين دليل بنا شد بحث پرفسور کريستين کوپر در جلسه ماه آينده کارزار در اسکاتلند ارائه شود. حاضرين در جلسه تصميم گرفتند به منظور برخورد با خطر جنگ و مواضع نيروهای راست در ائتلاف ضد جنگ بريتانيا با برگزاری جلسه های مشابه ماهی يکبار و برپايی ميز کتاب در مرکز شهر گلاسکو و ميز کتاب هفتگی در دانشگاه ادينبورو فعاليتهای خود را ادامه دهند.

بحثهای  کارزار" دستها از مردم ایران کوتاه "  با رهبری  ائتلاف ضد جنگ بریتانیا  مورد بررسی تعدادی از روزنامه های کثیرالانتشار بریتانیا از جمله "گاردین" و "ایندپپندنت" قرار گرفت و روزنامه "ایندیپندنت " یک صفحه از شماره 5شنبه 8 نوامبر خود را به این مسئله اختصاص داد.

همزمان با سفر دو نفر از فعالین کارزار به دابلین سه رادیو در جمهوری ایرلند مصاحبه هایی با فعالین کارزار را پخش کردند."

 

جمال صابری، ژاپن

کارت قرمز به ژاپن

"مصطفی جان سلام . بنظرم آمد این خبربرایت جالب باشد!؟ البته نمیدانم که  ترجمه آن کامل هست یانه. ترجمه ازطریق کامپیوترصورت گرفته است. بهرحال برایت ارسال میکنم .برای آشنایی با وضع کلی ژاپن دارای اطلاعات جالبی است. بای"

 

ج.ک: جمال جان متنی که فرستادی ژاپنی – انگلیسی بود. کلا فهمیدم مثل اینکه گند سیاست های فاشیستی ضد پناهندگی دولت ژاپن خیلی بالا آمده است. ولی فرصت مطالعه دقیقتر این ترجمه کامپیوتری نبود. لطف کن بعد از خودت خلاصه ای از مطلب را بنویس. خسته نباشی و به همه دوستان ژاپنی سلام برسان. مخصوصا مادر بزرگ.

 

دریا قوام، ایران

بوش و لنین، اتوبوس!

دریا یادداشتهایی را فرستاده که انگار موقعه گوش دادن به رادیو یا تلویزیون جمهوری اسلامی نوشته است:

"خسرو معتضد راوی و نویسنده دروغگوی تاریخ معاصر چند روز پيش در برنامه صبحگاهی سلام مردم ایران حضور یافته بود تا در مورد کاپیتولاسیون به نسل جدید جامعه ایران (جوانان) توضیحاتی بدهد که صحبت را به دخالتهای بوش در امور داخلی ایران کشاند و در ادامه همین بحثش گفت: من همیشه ازکمونیست متنفربودم و اینو بارها و بارها در نوشته هام اعلام کردم و الان هم بوش درست پا گذاشته جای پای لنین.

 کانال يک رژيم داره با راننده هاي اتوبوسهاي خط واحد مصاحبه ميکنه. يکيشون ميگه که در روز دوازده ساعت کار ميکنه و اصلا استراحت بين کار نداره.  چون جايگاهي در بين ايستگاها نيست که هر وقت خسته شدند استراحت کنند. منظورش فکر کنم مثلا اتاقهاي کوچک براي استراحت هست. ديگري هم داره ميگه دولت اتوبوس داخل شهري خصوصي با شرايط ميده که هجده درصد رو دولت ميده و هشتاد و دو در صد رو بايد خودمون بديم و ميگه با اين حساب و با قيمت اتوبوس ما بايد ماهي هفتصد و پنجاه هزار تومن در ماه قسط بديم و ميگه آيا اين به نظرتون شدني هست که اين همه قسط بديم ، کرايه خونه و خرج خونه رو از کجا بياريم..؟"

 

ج.ک: دریا جان کاش همین یادداشت را برای آقای خسرو معتضد و همه ضد کمونیست های عالم میفرستادی. این حضرات اگه خیلی از کمونیسم متنفرند لطفا دست از سر بشریت بردارند. اگه این حضرات مالکان وسائل تولید از اتوبوس تا هواپیما و کارخانه و مزرعه نباشند، اگر اکثریت عظیم میلیاردها ساکن کره زمین برده اینها نباشند و مجبور نباشند هر روز نیروی کارشان را بفروشند و مثال رانندگان اتوبوس واحد روزی 12 ساعت کار کنند و آخر سر هم آهی در بساط نداشته باشند، آنوقت به ایشان قول میدهم که کمونیسم هم از بین میرود. کمونیسم جنبش همین میلیاردها ساکن کره زمین (طبقه کارگر جهانی) برای رهایی است. من میفهمم که حضرت آقا چرا اینقدر از لنین متنفر است. چون او تنها کسی است که توانست در زمان خودش پوز همه بوش ها و اسقف ها و آخوندها و مفتخورهای دوره خودش را به خاک بمالد و در راس جنبش انقلابی کارگران روسیه که دهقان ها را هم پشت سر خودشون کشیدند قدرت سیاسی را بگیرد. اگر میشه اسپارتاکوس قهرمان تاریخ بشریت برای رهایی  را با اسکندر و محمد و چنگیز و کوروش و خمینی و هیتلر و همه جنایتکاران عالم (قهرمانان آقای معتضد) مقایسه کرد، آنوقت بوش و لنین هم قابل مقایسه است.

اگر دستتان به این خسرو معتضد رسید بگویید اگر اسلاف بوش خمینی را از حجره های نجف به پاریس نمی بردند و توسط بی بی سی در ماهش نمی کردند، ما یعنی همین کارگرها که آنوقت با اعتصاباتمان رژیم شاه را انداختیم اصلا نمی گذاشتیم که این جانورها قدرت را بگیرند.

 

کامران مزین، ایران

طنز گل آقایی رشید!

کامران مطلبی را که در جواب به برادر رشید نوشته است برایمان فرستاده. در بخشی از این مطلب آمده است:

"بعد از انتشار نشریه جوانان کمونیست ۳۲۴ و نوشتن مطالبی درباره مطلب اقای رشید اسماعیلی به رسم ادب  نشریه را برایش لینک نمودم و خواستم  که اگر جوابیه ای دارید حاضریم در نشریه بگذاریم.رشید گرامی نیز ان را مطالعه نمود و به سنخ  طنز "گل اقایی"جوابیه ای  در وبلاگش چاپ نمود که هرچه زیرورو کردم نه خنده ای نمودم و نه  بر تردستی ایشان در "طنز "صحه گذاشتم.تنها به این نتیجه رسیدم که احتمالا ایشان تمام "مقالات" قبلی خویش که بسیار  فکورانه و  به قول دوستان ایشان از روی فاضلی و دانشمندی نوشته اند را یا باید بسوزاند و یا باید نقد کند  تا طنز ایشان فعلا جایی داشته باشد. و گرنه یکی باید توضیح بدهد که آیا "شبح لنین" و یا چرا "جوانها  لنین و منصور حکمت میخوانند" و به تحلیل کشاندن  مارکسیسم و لنینیسم و واقعه سیاهکل و ... تنها برای زنگ تفریح جوان بیکاری بوده است...؟  ..  دست اخر هم وعده داد که آماده است در مورد "ریا کاری"حزب کمونیست کارگری در مورد اعدامهای دهه شصت طنزی بنویسد تا شاید طنز نویسیش را نشان دهد. ... اما قبل از نوشتن  ان ایا وقتی در حزب مشارکت هستی یکبار از اقای خاتمی و یا میر دامادی و حجاریان پرسیده ای که که چرا از گفتن واقعیات  حذر دارند؟ از اعدام و زندان  هزاران انسان  توسط انها گفته ای که اکنون به ما رسیده ای؟ آقای لیبرال  وقتی پیش اقای متظری بودی و سخت مشعوف شدی از دیدار با ایشان یکبار از کشته های سی خرداد شصت گفته ای و نقش ایت الله در ان؟ ایا پرسیده ای که  قدرت اقایان از کجا امد؟ رشید جان  لیبرال  دموکرات  گرامی  ایا قبل ازخندیدن   به حزب کمونیست کارگری که کشته ها را در هاله های  نور نمیپیچاند یکبار به قاتلان ریاکار امروزی جمهوری اسلامی و نقش انها  طنزی نوشته ای؟ نکند میخواهی ما را قاتل  انها بدانی؟ کاش رشید جان  یکبار از نقدت را به انها میپرداختی. از ریا کاری گنجی مینوشتی  .به جای انکه او را قهرمان بپنداری؟ رشید جان اینها را نوشتم تا قبل از همه کارهایت و "دنده خلاصی" که میزنی تا حدودی بدانی که انهایی که در برابر تو هستند مشتی احمق نیستند. باور کن ما همه چیز را میفهمیم  و حداقل در برابر جریان راست بدهکار نیستیم که نگران حرفهایتان باشیم. شما باید رفتارتان را درست کنید..."

 

ج.ک: کامران جان لابد بعد از اینکه بوش لنین شد، جنایت 30 خرداد و تابستان 67 و حدود 30 آدم کشی این لیبرال شده های محترم هم به گردن ما می افتد. ما احتیاج نداریم طنز بنویسم. این ها دیگر همه وجودشان جوک است. لیبرالی که قهرمانش یک قاتل درجه یک مسلمان مثل حجاریان و عبدی و خاتمی است! از این مضحک تر در جایی میشود پیدا کرد؟

 

امضاء محفوظ، ایران

بازسای حضرت علی!

یکی از دوستان مطلب و عکس هایی را از سایت کافر برایمان فرستاده اند که خواندنی است:

"با استفاده از مجموع اين روايات به خصوصيات برجسته آن امام همام اشاره مى‏كنيم :
على مردى ميانه بالا بود. اندكى كوتاه و چاق. چشمانى سياه و گشاده داشت. در نگاهش عطوفت و مهربانى موج مى‏زد. ابروانش كشيده و پيوسته بود. صورتى زيبا داشت و از نيكو منظرترين مردم به شمار مى‏آمد. رنگ صورتش گندمگون بود. چهره‏اى گشاده و بشاش داشت. به جز موهاى اطراف سرش،موى ديگرى نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجى مى‏درخشيد. گردنش از سپيدى به درخشش ابريقى نقره‏اى مانند بود. ريشى انبوه داشت و بالاى آن زيبا مى‏نمود. گردنش ستبر و شانه‏هايش همچون شانه‏هاى شيرى ژيان، فراخ بود.
در روايتى ديگر نيز آمده است:
آن حضرت انگشتانى باريك و ساعد و دستى نيرومند داشت. و چنان قوى بود كه اگر دست كسى را مى‏گرفت،بر او مستولى مى‏شد و طرف مقابل قدرت نفس كشيدن را از دست مى‏داد. شكمى بزرگ و پشتى قوى داشت. سينه وى فراخ و پرمو بود و سر استخوانهاى او كه در مفصل با يكديگر جفت‏شده بودند،بزرگ مى‏نمود. عضلاتى پر پيچ و تاب و ساقهايى كشيده و باريك داشت. بزرگى عضله دست و پاى او بهنجار و موزون بود و هنگام راه رفتن اندكى به جلو متمايل مى‏شد. چون به ميدان كارزار روى مى‏آورد،با هروله و شتاب مى‏رفت. نيرومند و شجاع بود و در رويارويى با هر كسى،پيروز مى‏شد. به راستى خداوند او را با عز و نصر خود تاييد كرده بود.
با این نوشته های تاریخی، تصویری كه از علی بدست میاید مانند نگاره ی زیراست:

شراره نوری

امتحان هسته ایی

این عکس را شراره برایمان فرستاده، گویا سوال امتحان ریاضی بچه ها در مدرسه بوده است!

         ۳۲۵   

دریافت نشریه 325    PDF  HTML

 نامه های شما ۳۲۵

 ۱۶ آذر و پلاتفرم چپ!میزگرد تلویزیون انترناسیونال با شهلا دانشفر و نوید مینائی

آخوند میلیتانتی!؟ سیاوش امیدی، ایران

برادر رشيد خوشمزه میشود!

ريشه هاي دين:از حمام مورچه تا جادوگری معرفي كتاب پندار خدا از داوكينز (۶)

 سياوش شهابي

جنگ آنها راه حل ماکامران مزین، ایران

قصه آدم و حوا

گفتگو با حمید تقوائی, جنگ، اپوزیسیون و سرنگونی جمهوری اسلامی

اساس برنامه کمونيستى ما پابرجا مانده است منصور حکمت

 
 
تماس با مسئول روابط بین الملل، آرش سرخ
 
arash_redcat@yahoo.com 

|

تماس با دبیر سازمان، نوید مینایی
 
navidminay@gmail.com

|

تماس با سازمان جوانان کمونیست
 
communist.youth@gmail.com
 
 
 
نشریه انترناسیونال | کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران | حزب کمونیست کارگری ایران
کارگران | سایت خبری روزنه | نشریه کارگر کمونیست
انجمن مارکس | انجمن ضد دین | جبهه سوم
 

برای دریافت نشریات، اطلاعبه ها و سایر انتشارات سازمان جوانان کمونیست، به آدرس infosjk@gmail.com ایمیل بزنید.