|
شیطان در اغماء
دریا قوام، ایران
چند
سالی است که در ماه رمضان شبکه های مختلف
جمهوری اسلامی نه تنها
سریال های
همیشگی خود را متوقف نمی کنند، بلکه هر
کدام یک سریال مخصوص ماه رمضان هم
دارند. شروع
این پروژه، سریال "نیمه پنهان ماه" بود که
در سال 72 به کارگردانی مجید
جعفری پخش شد.
اماچند سال
متوالی است که درماه رمضان شاهد سریالهای
دینی،
مذهبی،
ماورایی از صدا
و سیمای جمهوری اسلامی هستیم.
اگر اشتباه
نکنم سر آغاز این
سریالها،
سریال "کما"
بود. که
در آن چند انسان گناهکار،
هر کدام بنا به
حوادث مختلف
به کما رفتند
وهمه در یک بیمارستان بستری هستند. روح
اینها در یک بیابان برهوت
وترسناک که
توسط عوامل سریال به تصویر کشیده شده
است.جمع میشوند وهر کدام از آنها
مشکلی را که در
این دنیا دارند به یکدیگر میگویند و از هم
دیگر قول میگیرند که هر
کس از کما
بیرون آمد، برود و برای همه ازجمله
مادر،پدر،طلبکار..حلالیت بطلبد تا
مبادا اینها
بعد از مرگ راهی جهنم شوند. علاقه، توجه و
واکنشهای مردم باعث شد که هر
سال شاهد
سریالهای مذهبی و به اصطلاح خودمان
سریالهایی که با احساسات مردم بازی
میکند زیاد شود
وچند سریال دیگر که در آن سعی شده به وجود
خدا و شیطان تاکید کند
بیشتر شود و
ازبین آنها میتوان به اویک فرشته بود،
آخرین گناه ، و از سریالهای امسال
، به "اغما"
اشاره کرد.
او یک فرشته
بود، مردی مومن را به تصویر کشیده بود که
یکی
از دوستان خود
را متهم به چشم چرانی و هرزه گی کرده بود.
این کار او باعث شد که
زنی در قالب
شیطان وارد زندگی آنها شود و زندگی
زناشویی این مرد مومن را به هم بزند
.سی روز تمام
مردم علاف این سریال شدند و درقسمت آخر،
مرد با اقامه نماز و خواندن
آیاتی از قران،
این زن تبدیل به آتش شد وغیبش زد و زندگی
مرد به روال عادی برگشت. اینجا بود که
مردم فهمیدند سی شب سرکار بودند.
آخرین گناه،
سریالی که در آن مردی
چشم برزخی داشت
و تمام اعمال ناشایست دیگران را میدید.
کسی دروغ حرف میزد و یا مردی
که به زن
نامحرم نگاه میکرد به صورت اژدها یا
مارمولک و اشکال نامناسب دیگر میدید.
این سریال هم
بعد از سی روز در قسمتهای آخر چند قربانی
داد و محیط سریال از لوث
آدمهای هزره و
دروغ گو نزول خور و رشوه گیر پاک شد و
سریال به اتمام رسید. درسریال
آخرین گناه،
بدها همه کشته میشوند و خوبها میمانند .
مفهوم این سریال چه بوده است؟
در کتابی که
محمد آن را به مردم معرفی کرده گفته شده
شما به دنیا آمدید زندگی کنید
اگر بد باشید
ما در آن دنیا به حساب شما رسیدگی میکنیم.
خوب پس چرا در این سریالها
همه در این
دنیا به جزای اعمالشان رسیدند. همه
گناهکارن چه پیر چه جوان در این
سریالها ازبین
رفتند ولی آدمهای مومن،عابد و زاهد وبا
خدا ماندند تا صد ساله
شوند. واقعا
خیلی مسخره است. کارگردانان میگویند ما
قبل از ساخت فیلم با آخوندهای
مذهبی مشاوره
میکنیم و بعد سریالها فیلمبرداری میشوند
وجالب توجه اینجا هست که بعد
از اتمام این
سریالها، صدا و سیما با تشکیل میزگردی با
کارگردان و دست اندرکاران
سریال، به
اضافه یک آخوند این سریالها را نقد مذهبی
و اسلامی میکنند و این آخوند به
وجود شیطان و
جن و روح تاکید میکند.
واما
ازسریالهای امسال که متفاوت با همه بود
میتوان به اغما
اشاره کرد.
هرچند این سریال
بینندگان زیادی داشت اما درمقایسه ونظراتی
که از طرف مردم
داده شد، سریال "میوه ممنوعه" که داستان
عشق یک پیرمرد ثروتمند
مذهبی به یک
دختر جوان امروزی بود، به مذاق تماشاگران
تلویزیون ایران خوشتر آمده
بود. در "اغما"
دکتر معروف و ماهری درعملی ناموفق که از
قضا بیمار همسرش بود او را چند
ساعت بعد از
عمل از دست میدهد. چند شب بعد از شدت
ناراحتی ارتداد خود را اعلام میکند
و به دخترش
میگوید به وجود خدا شک دارد. و اصلا از
نظر او خدایی وجود ندارد اگر وجود
داشت چرا همسرش
بعد از عمل فوت کرد. در همان شب بارانی،
الیاس یکی از بیماران دکتر
که چند سال قبل
تومور مغزیش را توسط دعا و قران درمان
کرده بود به سراغ او می آید و
به دکتر میگوید
که از طرف خدا برای ماموریتی آمده است. و
در این وسط دکتر هم برای
کمک به او
برگزیده شده است. بعد از آن هر دو زیر
باران نماز میخوانند و آقای دکتر
دوباره به دین
اسلام گرویده میشود. اما داستان همینجا
تمام نمیشود. الیاس تا آخر ماه
رمضان مهمان
آقای دکتر است و از آنجا که او از عالم
غیب آگاه بود از دکتر میخواهد
بیمارانی را
نجات بدهد که در درجه پایین اخلاقی اند.
،معتاد، قاتل، نزول خور، دزد و در
عوض هر مریضی
که میفهمید انسان مومن وصالح عملی هست از
دکتر میخواست که از عمل
جراحی آنها سر
باز بزند. و هر وقت هم که دکتر به این
موضوع اعتراض میکرد او را با
کلماتی مانند
"دکتر تو برگزیده شدی"، "تردید در دستور
خدا شرک است" و با این حرفها او
را قانع میکرد.
دراین سریال هم بعد از سی روز مشخص شد که
این آدم شیطان بوده و در
ظاهر الیاس به
خانه دکتر آمده و الیاس واقعی شش ماه پیش
فوت کرده است. پیام این
سریال برای
مردم این بود که ای مردم اگر مرتد و یا به
وجود خدا شک کنید شیطان به
سراغ شما هم می آید و شما
را به گمراهی و اعمال ناشایست تشویق
میکند.
ولی
چیزی که در
اینجا حائز
اهمیت بود مردم ما اگاهتر از این حرفها
هستند وکاری به جنبه مذهبی این
سریال نداشتند.
سوال همه این است که برای یک دکتر چه
اهمیتی دارد که مریض او گناهکار
یا بری از گناه
است. چیزی که برای یک دکتر مهم است این
است که او باید جان انسانها
را از مرگ نجات
دهد. حال این که او گاه با خدا و یا بی
خدا یا دزد و آدمکش باشد یا
نباشد.
من این
مطلب را خیلی خلاصه مینویسم اگر بخواهیم
دیالوگهای این سریال را هم
یکی یکی نقد
کنیم باید سی روز و سی شب بحث کنیم. این
فیلم ترويج خرافه پرستي و ابهام
درباره خدمات
پزشكي ميكند که این امرموجب قضاوت نادرست
مردم و جامعه از خدمات علمي
وپزشكي در
ايران است. ما در جامعه پزشكي و به خصوص
در عملهاي جراحي با حالتهاي
غيبگويي سر و
كار نداريم، عمل جراحي يك كار علمي و دقيق
است اگر قرار باشد همه
منتظر باشند تا
روحي از غيب نازل شود تا بيمار آنها را
نجات دهد، تكيه بر دانش و
علوم پزشكي كم رنگ می شود
واين مسئله به زیان جامعه تمام خواهد شد .
چند
چیزبرای من
خیلی عجیب بود
اول اینکه من وقتی این سریال را تماشا
میکردم نمیدانستم تصور کنم
درهزارو چهارصد
سال قبل زندگی میکنم و یا در هزار چهارصد
سال بعد. چرا که در این
سریال فردی از
طرف خدا آمده بود و دکتری را به پیامبری و
عدالت برگزیده بود و در جای
دیگر این سریال
آقای شیطان بدون گوشی و خط تلفن در فضای
تخیلی با قربانیان تماس
تلفنی برقرار
میکرد که این صحنه را از فیلمهای هالیوود
وام گرفته بودند، و یا در جایی
دختر آقای دکتر
به دلیل سختگیرهای پدرش در ازدواج او
،اعلام میکند که به دادگاه
میرود و حکم
اجازه ازدواجش را از دادگاه میگیرد ولی تا
آخر مثل برده از پدرش اطاعت
میکند. دوم
اینکه انتخاب نام الیاس برای شیطان بود
چرا که
الیاس نام یکی
از پیامبران در اسلام است، شاید هم چون به
دلیل شباهت واژه الیاس به
ابلیس این نام
را انتخاب کردند و در جای دیگر هم شیطان
در حین اقامه نماز است ارتباط
تلفنی ماورایی
با دوست دخترش رز برقرار میکند و هنگامی
که به سجده میرود میگوید
"سلام رز گل
من" و این میتواند برای کسانی که ادعای
اسلام و مذهب میکنند یک تف
سربالا محسوب
شود . سوم اینکه زمانی صدا و سیما در ماه
رمضان حتی سریال های هفتگی
خود را نیز
تعطیل می کرد تا مردم فرصت کافی برای
عبادت داشته باشند و تماشای برنامه
های سرگرم
کننده مانع طاعات و عبادات آنها نشود، حال
چطور شده بعد از افطار تا ساعت
ده سریال پخش
میکنند و روز بعد تکرار آنها پخش میشود.
یعنی اگر کسی بخواهد پیگیر همه
اینها باشد اصلا وقتی برای
عبادت و نماز ندارد.
عده ای
از مردم دیگر عادت کردند که
رژیم باید آنها
را در اعیاد مختلف مشغول و سر کار بگذارد
و مردم هم دیگر به این
سرگرمی ها عادت
کردند و با این مسئله کنار آمدند. حتی
گاهی برای این سریالها مطالب
خواندنی و
لطیفه مینویسند واز طریق تلفن همراه به
یکدیگراس ام اس میکنند. به طوری که
مخابرات ایران
اعلام کرده سه ميليارد تومان سود درآمد از
محل ارسال پيامك طنز اين
فيلم نصيب این
شركت شده است. سرگرمی دیگری که رژیم با
همکاری صدا و سیما برای
هموطنان تهرانی
تدارک دیده بود و شرکت برای عموم آزاد بود
برنامه "جشن رمضان" بود که
هر شب از ساعت
یازده در تالار بزرگ وزارت کشوربرگزار
میشد و در آنجا ضمن اجرای
برنامه های
متنوع از قبیل مصاحبه با بازیگران
سریالهای رمضان ،اجرای نمایش،اجرای
زنده آهنگ توسط
خوانندگان....و در کنار این برنامه ها،
برای زندانیان وخانواده های
زندانیان که
توسط خود رژیم در زندان هستند کمک مالی
جمع آوری میشد. البته همه ما
میدانیم که این
کمکها به نام زندانیان و به کام جمهوری
اسلامی بود. در مجموع جمهوری
اسلامی از
بودجه دولت یعنی از کیسه ملت برای تحمیق
آنان برای اشاعه خرافات و ابتذال
هزینه می کند. |