|
نامه های شما
۳۲۱
آرتور از اصفهان
اسلام عامل اعدام است
در نامه ای به نوید مینایی: "سلام من جزء
اقلیت های مذهبی هستم و در ایران زندگی می
کنم. این روزها جمهوری اسلامی تعداد زیادی
از انسان ها را به جرم های مختلف اعدام می
کند. به نظر من دلیلش لسلام است. اسلام و
آخوند ها چون خود را بی گناه می دانند و
فکر می کنند از طرف خدا آمده اند به خود
اجازه می دهند انسان های دیگر را بکشند.
در حالیکه در مسیجیت همه را گناهکار می
دانیم و به خاطر همین هیچ کس به خود حق
نمی دهد کسی دیگر را محاکمه کند و یا بکشد
چون همه گناهکارند. امروزه همه دنیا با
اسلام مشکل دارند و این به دلیل اینست که
در تعالیم اسلام قتل و کشتار آزاد است و
در قرآن می گوید بکشید غیر مسلمانان را در
حالیکه مسیح خودش کشته شد و به صلیب کشیده
شدو هیچکس را نکشت و اصلا در مسیحیت
سنگسار نداریم. به خاطر همین امروز به نظر
من باید تعالیم مسیح را سرلوحه کارهایمان
قرار دهیم. تا کسی دیگری را نکشد و اعدام
و قتل و کشتار پایان پذیزد."
ج ک : آرتور جان به یک معنی شاید بشود گفت
این همه قتل و کشتار در ایران زیر سر
اسلام است. اسلام نه به عنوان اعتقاد شخصی
افراد بلکه اسلامی که در قدرت است، یعنی
اسلامی که در سیاست فعال است و قدرت دارد
که ما اسمش را می گذاریم "اسلام سیاسی" .
اسلام سیاسی یک پدیده مربوط به دوران حاضر
است که ساخته و پرورده سرمایه داری عصر
حاضر و مشخصا دول غرب و به خصوص آمریکاست.
آمریکا و سایر کشور های بزرگ سرمایه داری
در سال ۵۷ به خاطر مقابله با انقلاب مردم
در ایران به خاطر اینکه شاه و سلطنت
نتوانسته بود مردم را ساکت کند و سرکوبشان
کند و به خاطر نیروهای چپی که در انقلاب
ایران درگیر بودند و در واقع نیروهای اصلی
آن بودند منافع سرمایه داری را در ایران
در خطر می دید ، و همچنین به خاطر امکان
نفوذ و گسترش قدرت شوروی که رقیب اقتصاذیش
بود، در آن زمان در ایران تصمیم گرفتند
حالا که نمی توانند انقلاب ایران را با
شاه سرکوب کنند، انقلاب ایران را منحرف و
بعد سرکوب کنند. به خاطر همین با نگاهی به
نیروهای موجود در عرصه سیاست آن روز ایران
دیدند کسی بهتر از مرتجع ترین نیروهای
موجود که همین حمینی و دار و دسته اش
بودند را برای سرکوب انقلاب ندارند.
انقلابی که با شعارهای آزادی خواهانه و
برابری طلبانه شروع شده بود، انقلابی که
می خواست دم و دستگاه ساواک و زندان را
جمع کند و زندگی مردم را بهتر کند، ابتدا
توسط خمینی و دار و دسته اش و به کمک بی
بی سی و دول غرب ملاخور شد و در قدم بعد
توسط نیروهای اسلامی به خاک و خون کشیده
شد. البته این به خاک و خون کشاندن انقلاب
و کارگران برای حکومت اسلامی که هنوز قوام
نگرفته بود سالها طول کشید و حکومت مجبور
بود در چندین مرحله به نیروهای انقلابی
حمله کند و آنان را به قلع و قمع کند.
حمله از همان روزهای اول شروع شد ولی در
خرداد سال ۶۰ یک حمله هماهنگ و به دستور
خمینی باعث کشتارهای دستجمعی هزاران نفر
شد که واقعا آمارش هنوز معلوم نیست، حمله
بعدی حکومت به باقی مانده نیروهای انقلابی
و عمدتا چپ در سال ۶۷ بود که در آن سال هم
تعداد زیادی را اعدام کردند. این اعدام ها
برای از بین بردن نیروهایی بود که شاه را
سرنگون کرده بودند و حکومتی انسانی را می
خواستند. در سال ۶۷ هم پس از پایان جنگ و
شروع اعتراضات کارگری و احتمال گسترش آن
حکومت موج دوم اعدام و کشتار را به راه
انداحت تا خیالشان راحت شود و همه نیروهای
باقی مانده از انقلاب را نابود و هر
اعتراضی را خفه کنند. امروز هم دلیل
اعدام و کشتار در ایران و توسط جمهوری
اسلامی همین است. در واقع کلا فلسفه
مجازات اعدام این است که حکومت ها می
خواهند مردم را سرجایشان بنشانند و با
تهدید به مرگ می خواهند جلوی تعرض جامعه
به منافع حکومت و سرمایه داری را بگیرند.
به نظر من این ها دلیل اعدام در ایران و
در هرجای دیگر دنیاست، نه احساس گناه و بی
گناهی آخوند ها و یا کشیشان. کشیشان قرون
وسطی هم که انسان ها را آتش می زدند و از
برج و کوه به پایین پرتاب می کردند هم
حتما این حس گناه را که تو میگویی داشته
اند ولی این حس مانع قتل و کشتارشان نمی
شد. حکومت های مذهبی دستشان برای قتل و
کشتار باز تر از حکومت های غیر دینی ست.
این به نظر من خیلی به محمد و مسیح و این
ها مربوط نیست. قتل و کشتار امروز رخ می
دهد، دلیلش را هم در همین امروز باید
جستجو کرد. در مورد مسیحیت و حکومت های
مسیحی، حکومت های مسیحی هم در قرن های
گذشته سابقه شان از حکومت اسلامی امروز
حاکم در ایران بهتر و انسانی تر نیست.
کافی ست یک سری به زیر زمین کلیسای "DOM"
در کلن آلمان بزنی تا وسایل شکنجه حکومت
های مسیحی را ببینی. همین امروز هم پاپ و
دم و دستگاه کلیسا در نقش مبلغ عقب مانده
ترین عقاید ظاهر می شوند و در تحمیق و عقب
نگه داشتن جامعه از هیچ کوششی فروگذار
نیستند. ولی مسئله اینجاست که مسیحیت دوره
رنسانس از حکومت بیرون رانده شد و قدرت
کشتار و شکنجه و زندان را از آن گرفتند و
در کلیسا مجبوسش کردند. ولی امروز می بینی
که مثلا بوش و راست ترین و جانی ترین بخش
های هیات حاکمه آمریکا که تا همینجا کلی
آدم در عراق کشته اند مذهبی ها و مسیحی
های دو آتیشه اند. خلاصه آرتور جان مذاهب
فقط بیان منافع طبقات حاکم و دولت ها برای
حاکمیت آنها است. البته یک وجه مذهب هم
این است که التیامی بر زخم مردم زحمتکشی
باشد که در این دنیا جز بدبختی چیزی نصیب
شان نمی شود. خیلی ها هم اسلام اینجوری را
قبول دارند و میگویند این اسلام آخوندها
اصل نیست و تقلبی است. ولی در هر حال همه
اینها خرافه است. ما انسان ها برای اینکه
با هم مهربان باشیم و همدیگر را نکشیم به
خدا احتیاج نداریم. به تغییر آن وضع
اجتماعی نیاز داریم که خدا و مذهب و اعدام
و کشت و کشتار را بوجود می آورد. قربانت،
نوید.
آرمان از انگلیس
کسی کمک نکرده!
"مصطفی جان من الان در انگلیس هم و منتظر
هستم. و هنوز کسی به من کمک نکرده است."
ج.ک: آرمان عزیز ما وضعیت شما را با
رفقای فدراسیون پناهندگان در میان گذاشتیم
و بازهم یادآوری کردیم. امیدورایم هرچه
زودتر اوضاع شما بر وفق مراد بشود.
جمال زمانی المان
چارلز دیکنز با حال بود
"سلام مصطفی. مقاله چارلز دیکنز خیلی با حال
بود. جمال."
ج.ک: جمال جان اولا چه خوب که دوباره یاد ما
کردی. ثانیا چی آن مقاله با حال بود. کاش
بیشتر توضیح میدادی. ثالثا جهت اطلاع
خوانندگان این مقاله اول در روزنه چاپ شده
و شما شاید ندیده باشید. اگر جا باشد
اینهفته در نشریه چاپ میشود.
ایرج شهبازی دستجردی
خودکشی یا قتل یک دختر
خبری قتل مشکوک یک دختر دانشجو در همدان را
که موجب اعتراضات زیادی شده را برای یک
لیست و از جمله ما فرستاده اند:
"خبر را با هم مرور می کنیم : دختر بی گناه
دانشجوی ۲۷ ساله رشته پزشکی دانشگاه علوم
پزشکی همدان به نام زهرا ب.ا در صبح روز
جمعه ۲۰ مهرماه به طورغیر قانونی به همراه
نامزدش و به گفته قاضی مهدی الماسی در حین
ارتکاب جرمی مشهود ( این گفته قاضی مهدی
الماسی ، خود او را در مضان اتهام قذف
(تهمت) قرار داده است ) ، توسط ضابطین
قضایی بازداشت می شود ( تا کنون ذکر نشده
است که ضابطین از چه ارگان و یا چه کسانی
بوده اند) و به بازداشتگاه امر به معروف و
نهی از منکر(منکرات) همدان منتقل شده و در
عصر روز یکشنبه ۲۲ مهرماه یعنی دو روز بعد
در بازداشتگاه منکرات به طور مشکوکی فوت
می کند ، به گزارش خبرنگار کمیسیون زنان
دفتر تحکیم وحدت پس از تکذیب
اولیه خبر در نهایت الماسی معاون تحقيقات
و آموزش دادگستري همدان خبر مرگ در اثر
خودکشی! را تایید می کند ، از
طرفی کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در
تاریخ ۲۳مهر ۱۳۸۶گزارش می دهد : " دیروز
عصر زهرا ب.ا. دانشجوی ۲۷ ساله دانشکده
علوم پزشکی همدان پس از ۴۸ ساعت بازداشت
در بازداشتگاه امربه معروف همدان با
پلاکارد تبلیغاتی در داخل بازداشتگاه خود
را حلق آویز کرد." که مطابق این خبر مشخص
است زمان خود کشی! عصر روز ۲۲مهر ماه ۱۳۸۶
یعنی عصر روز یکشنبه که روز تعطیل نبوده
است رخ داده است.
مطابق خبر اعتماد ، ابهامات بسیاری در
رابطه با این خودکشی مطرح می
باشد : " اطلاعات
ضد و نقيضي در رابطه با اين پرونده از سطح
شهرهمدان به گوش مي رسد
و هنوز ابهامات
زيادي در رابطه با خودکشي دختر بی گناه
۲۷ ساله وجود دارد
" .و
از طرفی با توجه به نقض فاحش حقوق بشر در
مورد این پرونده و ایراد تهمت ناروا به
جان باخته ، ابهامات بسیار جدی وجود دارد
که باید بررسی شود."
پوزش از خوانندگان
دارو به شیوه امام علی
از آبتین عزیز که ما هنوز سوالات هفته قبل
را نرسیدیم جواب دهیم، این هفته هم دو
نامه دیگر و کلی سوالات فرستادند، باید
بیشتر عذر خواهی کنیم. آبتین جان قول
میدهیم که حتما به نکات و سوالات شما
بپردازیم. ولی این هفته واقعا وقت خیلی
خیلی کم بود. همینطور باید از کامران مزین
عزیز عذر خواهی کنیم که یک نامه و یک
مقاله در نقد حکمتیست ها فرستادند و فرصت
نبود به آنها بپردازیم. ما را جدا ببخشید
و امیدواریم که جبران کنیم.
تنها در این فرصتی که باقیمانده میتوانیم
عکسی که دوستی به نام "مجید حمیدیان"
فرستاده است را اینجا بیاوریم. در این عکس
که گویا در یک اداره ای چیزی گرفته شده
است از امام علی نقل شده: "هیچ داروی چون
صیغه شهوت را درمان نمی کند." اگر کسی
این حرفها را در یک جامعه متمدن بزند اول
خودش را به روانپزشک معرفی میکنند. تا
مالیخولیا و نگاه عجیب و کثیفش به انسانها
را معالجه کند. و اگر ببینند طرف بیمار
روانی نیست و جدی جدی دارد این حرف را
میزند حتما او را بعنوان سازمانده فحشای
شرعی و دولتی دستگیر و محاکمه میکنند. این
هم عکس مربوطه البته با پوزش از
خوانندگان، و همه انسانها.

|