|
سکس و انسان!
یلدا یلدا، تهران
قصد دارم
سر بحثي رو باز كنم كه بسياري از روابط و
مسائل زندگي شخصي و اجتماعي ما رو تحت
تاثير خود قرار داده است. بحثي كه پرداختن
به اون جرمه و مربوط به بچه هاي گستاخه!
چيزي كه از طبيعت و وجود هيچ كدوم از ما
جدا نيست ولي نا خود آگاه از اون فراري
شده ايم. اين بحث در كل روابط جنسي است.
اين خاصيت
جمهوري اسلامي و تمام نظام هاي بهره كش
است كه از طبيعت انسان گردابي براي غرق
كردن خودش مي سازند. با تحت فشار گذاشتن
و به انحراف كشيدن ميل جنسي از طبيعت
انسان عليه او استفاده مي شود و او را به
انزوا و ترس مي كشاند .
ميل جنسي
زاييده دستگاه تناسلي و هورمون هايي است
كه روي مغز و وضعيت بدن اثر مي گذارند.
چيزي كه همه ما كه جزيي از طبيعتيم از آن
بهره منديم مثل چشيدن غذا و لذت بردن از
طعم ها.
دين و
سياست هاي به كار گرفته در طول تاريخ در
ساخته شدن اخلاق جنسي نقش عمده رو داشته
اند . به طور مثال دربعضي اديان رابطه
جنسي عملي كثيف و نزديكي به زنان باعث
دوري از معنويت ، خدا و حتي انسانيت بوده
و ازدواج و رابطه جنسي فقط براي توليد نسل
قابل قبول است .
دوست دارم
از خودم و ديد موجود در اطراف خودم شروع
كنم . در دوران كودكي مادر و پدرهاي ما
حتي نمي دونستند چطور مارو با مسائل جنسي
آشنا بكنند با اين توجيه كه آشنايي با
اين مسائل جا افتاده نبود و تا هنگام
ازدواج جز انحراف چيزي نصيب ما نمي كرد
!!! هر چند خود اونها هم چيز زيادي نمي
دونند جزاز طريق تجربه و كنجكاوي احتمالي
كه اطلاعات محدودي بدست آورده اند. به
همين دليل هميشه فرار مي كردند و
پنهانكاري پيش مي گرفتند . تومدرسه هم
عليرغم تظاهر به تلاش براي دادن اطلاعات
جنسي ولي همه چيز سربسته و كلي بيان مي
شد. و اين در حاليست كه كه اطلاع داشتن
از وضعيت بدن و به خصوص مسائل جنسي كه هم
به بهداشت رواني و اجتماعي مربوط ميشه و
هم به بهداشت جنسي مهم ترين و ساده ترين
حقي است كه همه ما داريم. ولي متاسفانه
به ما تعليمي در مورد جنبه هاي رواني و
جسمي مسئله ي سكس، در معناي عام، داده
نميشد.
دوران
دبيرستان كه شروع شد وضعيت ما كمي فرق
كرد. رشته ي انتخابي من مربوط به مسائل
زيستي بود و تا حدودي مسائل جنسي رو از
نظر جسمي بيان مي كرد. شايد به همين علت
ما بحث در مورد مسائل جنسي رو لازم مي
دونستيم و سعي مي كرديم تا جاييكه ميشد به
هم اطلاعات بديم. اين در حالي بود كه بچه
هاي رشته رياضي- فيزيك وقتي كه مي خواستند
شوخي هاي ركيك بكنند اون هم نه با هر كسي،
پاي مسائل جنسي رو به ميان مي كشيدند. به
نظرشون بحث هاي ما شيطنت شرم آوري بود.
شايد باور نكردني باشه اينكه هنوز هم دختر
ها و پسر هاي همسن و سال ما نسبت به مسائل
جنسي ديد طبيعي و واضحي ندارند و از وضعيت
جسمي خود بي اطلاعند. طوريكه ممكنه به
خودشون آسيب برسونند .
من حتي
الان كه با بزرگترهاي فاميل در مورد اين
مسائل حرف مي زنم ميبينم اطلاعات اونها
(صرفنظر از داشتن تجربه رابطه جنسي )
تقريبا در سطح منه. يكي از اونها به من
ميگفت حتي بعد از ازدواج هم براي داشتن
اطلاعات با خجالت و ترس و لرز به يك كتاب
پناه برده اند. چرا؟ چون هميشه به طرح
مسائل جنسي به چشم موارد خلاف عفت و اخلاق
نگاه ميشده. در حاليكه مردم ما از خودشون
نميپرسن اين عفت و اخلاق اصلا چي هست و از
كجا اومده و به چه كار مياد؟ مسئله به اين
سادگي رو اونقدر دور از دسترس و پيچيده
كرده اند كه همه ما در مورد اون
سرگردونيم. وقتي جهل خودشون رو حس مي
كنند احساس مي كنند لازم نيست بدونن . حس
مي كنند آلوده ميشن اگر جسارت كنند و سعي
كنند و يه ديد درست بدست بيارن، بشناسنش
و بفهمنش. اين شايد همون گردابيه كه مردم
جامعه ناخواسته پا توش ميذارن. حس شخصي من
اينه كه به خاطر پيش زمينه ي غلطي كه براي
همه ما ترسيم شده ما مي ترسيم با واقعيت
خودمون روبه رو بشيم. معيارهاي درستي
براي برقراري روابط و يا برخورد با ميل
جنسي مثلا انتخاب پارتنرنداريم. چون
شناخت درستي نداريم و همين موجب افراط و
تفريط هايي ميشه كه به ناراحتي هاي رواني
براي هر كدوم از ما منتهي ميشه. ما حتي
ساده ترين روابط رو تجربه نكرديم و
نميدونيم يه رابطه ي واقعي و بي حد و مرز
چيه.
شايد اين
فقط ايده آل ذهن منه، ولي باور كن خيلي
ها حرف من رو نمي فهمن. حتي خودم هم تا
چند سال پيش نميتونستم به اين ايده سامان
بدم. ولي واقعيت اينه كه طبيعت رو از ما
گرفتن. روابط ما با هم طبيعي نيست يا از
سر عقده هامون به هم حمله مي كنيم. همديگر
رو در نظر نمي گيريم يا از هم فرار می
کنیم. براي ما خط هاي كشيده شده كه
مجبوريم روي اونها راه بريم ، قدرت يك
رابطه آزاد و انساني كه به وجود خودمون
بستگي داره رو فراموش كرديم. يا ناديده
مي گيريم اين خطوط رو، ديد ناشي از
محدوديت ها و عقب ماندگي هاي جامعه برامون
رسم كرده. چه بخواهيم خلاف جهت جامعه حركت
كنيم و چه نا خودآگاه هم جهت با اون باز
روي اين خط ها هستيم. روابط پلاستيكي
ديكته شده حتي حرف هايي كه به هم مي زنيم
يا خواسته ها و انتظاراتمون از هم همه
تكراري هستن. ما خودمون رو در نظر نمي
گيريم چيزي رو كه ازش لذت مي بريم رو
فراموش كرديم. ما انگار فقط داريم روي خط
ها راه ميريم و خودمونو مجبور مي كنيم كه
ادامه بديم، هر طور كه شده از خطوطمون
منحرف نشيم .
ولي من
خط نمي خوام. من دوست دارم خط خودم رو
اونجور كه باعث ميشه شاد باشم درعين رفتن
بكشم. دوست دارم آزاد نفس بكشم و از
فرصتم استفاده كنم. دوست دارم رها بشم .
مي خواستم خيلي مفهوم ها رو بيان كنم.
ولي نمي خوام طولاني و پيچيده ش كنم.
اين بحث خيلي گسترده است و به نظرم همه
مي تونيم به راحتي توش شركت كنيم و گوشه
اي از اون رو بگيريم و به هم كمك كنيم تا
يه ديد و برخورد درست پيدا كنيم. قصدم فقط
باز كردن سر بحث بود.
در
حاشیه
یلدا جان مثل همیشه از نوشته ات لذت بردم.
شما نسل جدیدی ها واقعا محشرید. یک دنیای
آزاد و انسانی میخواهید و باید بسازیدش.
از تو چه پنهان یلدا جان من از سن چهار
پنج سالگی در مورد سکس کنجاو بودم و کلی
سوال داشتم و کسی جوابم را نمی داد. بدست
آوردن ساده ترین و انسانی ترین اطلاعات
سالهای سال برایم طول کشید. شاید هیچ عرصه
به اندازه سکس در تاریکی و جهل و تصورات
غلط و بعضا وحشیگرانه و عقب مانده قرار
نداشته باشد. همین الان که این سطور را
مینویسم خیلی مراقبم نکند کلمه ای را پس و
پیش بنویسم. چون در این جامعه وحشی و عقب
مانده آنهایی که فکر میکنند خیلی متمدن و
عاقل و با ادب اند دست میگیرند و حالا خر
بیار و باقالی بار کن. ولی باید این تابو
را شکست. باید در این زمینه هم رها شد و
مثل انسان برخورد کرد و این هم مثل خیلی
چیزهای دیگه کار کمونیست ها است. راستش را
بخواهی سرانجام انسانی ترین و واقعی ترین
جواب ها را هم نزد مارکس و انگلس و برنامه
یک دنیای بهتر منصور حکمت پیدا کردم. در
واقع از این پنجره بحث سکس تمام تناقضات و
افتضاحات جامعه موجود وارد بحث میشود.
بقول تو بحث خیلی وسیع و متنوعی است. بنا
بر این من هم مثل تو همه خوانندگان نشریه
را دعوت میکنم که وارد این بحث شوند. من
هم وارد بحث خواهم شد. |