اساس سوسیالیسم انسان است. سوسیالیسم، جنبش بازگرداندن اختیار به انسان است.  ( منصور حکمت )
 
حزب کمونیست کارگری ایران     |     سایت خبری روزنه     |     آرشیو آثار منصور حکمت

منصور حکمت
       

   نامه های رسیده شماره ۳۱۸

نوشا از آمریکا

معنی گادفادر چیست

"سلام آقای صابر! در یکی از مقالات دو هفته پیش خود از لفظ گادفادر استفاده کرده بودید که مورد اعتراض یکی از رفقا قرار گرفته بودید. خواستم در این رابطه بعنوان کسی که با زبان و فرهنگ انگلیسی و ایتالیایی آشنایی دارد توضیح کوتاهی بدهم: در مذهب مسیحی کاتولیک مراسمی هست که به هنگام تعمید فرزند یکی از دوستان و یا نزدیکان فامیل به عنوان پدرخوانده سرپرستی طفل را بعهده میگیرد و مراسم تعمید و نامگذاری طفل را انجام میدهد که این فقط یک رسم مذهبی است و تعهد قانونی ندارد. همینطور در آمریکا و بخصوص در ایتالیا از نام پدر خوانده بعنوان سرپرست یا بزرگ فامیل نیز استفاده میشود. البته در رابطه با سازمانها و گروههای غیر قانونی و زیر زمینی هم لفط پدرخوانده مورد استفاده قرار میگیرد که به معنی لیدر یا رئیس سازمان یا باند می باشد و این اسم صرفا به مفهوم منفی و یا به معنی جنایتکار نیست."

 

ج.ک: مرسی نوشا جان. منهم هفته قبل سعی کردم همین توضیح را بدهم. تا آنجا که من میدانم در فارسی هم پدرخوانده کمابیش به همین معانی است. اما بهر حال من  لفظ گافادر را بکار برده ام (چون گادفادر ما خیلی شیک و مدرن است و عبارات غربی را دوست میدارد!) و این در نزد برخی ممکن است فقط فیلم گادفادر که مربوط به مافیا و پدرخوانده یا لیدر مافیا است را به ذهن بیاورد. و توضیح هفته قبل ، سوای بحث اصلی اش که به لحن و سبک نقد بر میگشت، برای این دسته از خوانندگان لازم بود.

 

حامد ح. از ایران

پیام حمید تقوایی

در نامه ای به مسعود کریمی: "سلام و عصر بخیر خدمت شما و تمام هم کاران تان امیدوار هستم که صحت و سلامت باشید و بعد تشکر می کنم از اطلا عاتی که می فرستید و هم چنان تشکر می کنم از پیام دبیر کیته مرکزی حزب کمونسیت کار گری در باره اغاز سال تحصیلی."

 

ج.ک: حامد جان از آشنایی با شما خوشحالیم.

 

امضاء محفوظ

دنیای شکست طلبی

یکی از رفقا دو هفته پیش بخشی از یک نوشته علی جوادی را فرستاده بود که : "اینو ببین". متاسفانه فرصت جواب به این دوستمان نشد و اینهفته رفیق دیگری مقاله ای از رحمان حسین زاده فرستاد که: "اینو ببین". حالا هردو جواب را باید یکی کرد.  به نظر من این نوشته ها فوق العاده جالب آمد. هردو آنها دارند از شکست و عقب نشینی مردم و نوعی پیروزی جمهوری اسلامی حرف میزنند. کدام شکست، کدام عقب نشینی مردم؟ کدام پیروزی، کدام پیشروی رژیم؟ این رفقای سابق ما را چه میشود؟ اول  بخوانید و شباهت ها را نگاه کنید:

 

علی جوادی: "در حال حاضر جنبش های اجتماعی و جنبش سرنگونی توده های مردم در شرایط ویژه ای بسر میبرند. این جنبشها تحت تعرض وحشیانه رژیم اسلامی قرار گرفته اند. این افت موقتی و کوتاه مدت و اساسا محصول سیاست سرکوب مستقیم رژیم اسلامی و از طرف دیگر ناشی از وجود سیاستهای سازشکارانه ملی – اسلامی در بخشهایی از رهبری این جنبشها است. چند فاکتور عمومی دیگر در عین حال در این تغییر موقعیت مقطعی جنبش توده های مردم برای سرنگونی موٽرند. با از هم پاشیده شدن دوم خرداد، سطح علنی تحرک توده ای جامعه افت کرده است. مردم از دوم خرداد برای گسترش مبارزه علیه کلیت رژیم اسلامی استفاده میکردند. از طرف دیگر چشم انداز عراقیزه کردن جامعه ایران در پی خطر احتمالی حمله نظامی آمریکا و جنگ یک احتمال دهشتناک است که به درجاتی در بالای سر جامعه قرار گرفته است. رژیم اسلامی از این فضا وسیعا بهره برداری میکند. جنگ برای رژیم اسلامی یک مائده آسمانی و ابزاری برای عقب راندن جنبشهای اعتراضی است. مردم ظرفیتهای مخرب رژیم اسلامی و میلیتاریسم آمریکا را میشناسند. این چشم انداز دهشتناک، توسط نیروهای ملی – اسلامی عاملی برای فشار به جنبش سرنگونی و زمینه ای برای قرار گرفتن در کنار رژیم اسلامی است. از هم اکنون بخشهایی از اپوزیسیون ملیاسلامی و بخشهایی از جنبش راست پرو غربی اعلام کرده اند که در صورت حمله نظامی در کنار رژیم  اسلامی قرار خواهند گرفت. این مجموعه شرایط موجب افت موقتی در جنبش توده های مردم برای سرنگونی شده است. این افت هر چند که پایدار نیست اما تغییر آن منوط به تلاش آگاهانه و جدیدی توسط جنبش کمونیسم کارگری و حزب اتحاد کمونیسم کارگری است. "

 

رحمان حسین زاده: "فکر ميکنم خيلي ها در اين مشاهده شريک باشند، که جمهوري اسلامي دامنه تعرض به مردم و اعمال سرکوب را گسترش داده و تداوم آن هم قابل پيش بيني است. به نظر من در اين مقطع تناسب قوا به نفع  جمهوري اسلامي تغيير کرده است. اين قدر قدرتي رژيم قبل از اينکه حاصل قوي شدن آن از درون جامعه ايران باشد، حاصل دست بالا پيدا کردن اسلام سياسي به طور کلي و موقعيت محکمتر جمهوري اسلامي به طور مشخص در معادلات منطقه و در کشمکش عراق و خاورميانه در مقابل آمريکا و غرب است. جمهور ي اسلامي ميخواهد حاصل اين موقعيت را در داخل کشور و عليه مردم ترجمه کند. از طرف ديگر يکدست ترشدن هيئت حاکمه و به دست گرفتن سه اهرم اصلي قدرت توسط راست ترين جناح جمهوري اسلامي ، موقعيت مساعدتري را براي دولت فوق ارتجاعي احمدي نژاد فراهم کرده که منسجمتر عليه مردم شمشير را از روببندد. اين عوامل در عقب راندن بيشتر اعتراض و مبارزه مردم به جمهوري اسلامي کمک کرده است....

خلاصه کنم: جنبش سرنگوني ، اسير دست  سياست انتظار و اميد به "نجات دهنده" و  افق راست در اين جنبش بود. 18 تير نمونه مجسم ناکامي جنبشي است که فاقد افق و تصوير شفاف و روشن و انقلابي بود.  بر بستر اين ناکامي سياسي ، تعرضات جمهوري اسلامي هم عقب نشينيهاي بيشتري را به اين جنبش تحميل کرده است. چپ در جنبش سرنگوني نتوانست افق سياسي خود را ناظر کند. نتوانست بر پراکندگي  صفوف خود و بر  موانع ومشکلات پيش آمده فايق آيد و موقعيت محکم و رهبري کننده را پيدا نکرد. در نتيجه کل جنبش سرنگوني با عقب نشيني روبرو شد. در همان حال سرنگوني طلبي به وسعت جامعه ادامه دارد. بحران ومشکلات جمهوري اسلامي سر جاي خود باقي است. جامعه تشنه آزادي و رهايي است. اعتراض و مبارزه کارگر و زن و جوان و مردم عليه جمهوري اسلامي و در جبهه هاي مختلف جاري است. جنبش سرنگوني دوباره بازسازي ميشود. اما سئوال اينست با کدا م پلاتفرم و رهبري و چه نوع سرنگوني قد علم ميکند؟ اين مصافي است که در مقابل ما قرار دارد."

 

رفقای عزیز! آنچه که شکست خورده و افت کرده و عقب نشینی کرده است، شما هستید. نه مردم و جنبش مردم برای سرنگونی و از سر راه برداشتن جمهوری اسلامی. حتی مقامات رسمی جمهوری اسلامی که وظیفه دارند برای مردم رجز بخوانند هم جرئت نمی کنند در تبلیغاتشان با این اعتماد به نفس از وضعیت متزلزل خود صحبت کنند. چیزی  که شما چنین آسان به آنها ارزانی میکنید. رژیمی که پیروز شده و عقب رانده است دیگر چرا چنین وحشیانه و هیستریک هر رزو دست به اعدام در ملاء عام میزند؟ رژیمی که پیروز شده و عقب رانده، چرا هر روز یک طرفند جدید می آورد که مردم را مرعوب کند و طرفندش یک ماه هم دوام نمی آورد؟ کو طرح مبارزه با بی حجابی؟ 160 هزار تذکر به زنان فقط در یک استان در طول تابستان معنی اش چیست؟ آیا زنان عقب نشسته اند و جمهوری اسلامی در امر حجاب پیروز شده است؟  آیا جوانان حال فهمیدند که دیگر از خلاصی فرهنگی دست بردارند و دیگر پارتی های 300 نفری نمی گذارند؟  همین شورش بنزین چند وقت پیش نشانه پیشروی رژیم و شکست مردم است؟ آیا اعتصابات توقف ناپذیر کارگری که حتی کنگره آمریکا را هم به فکر انداخته  و آن اول مه که سه چهار ماه پیش شاهد آن بودیم نشانه پیشروی رژیم وعقب نشینی کارگران است؟  آیا پرچم "سوسیالیسم یا بربریت" دانشگاه و هو کردن احمدی نژاد در پلی تکنیک و همین به تمسخر گرفتن مضحکه "چه مثل چمران" در چند روز پیش و توسط آنها  نشانه پیشروی رژیم و عقب نشینی دانشجویان است؟  اینکه امسال با وجود همه این اعدام ها و طرح امنیت و جنایات و علیرغم تلفن مستقیم به بسیاری خانواده ها  باز صدها نفر در همین یک ماه پیش در خاوران جمع شدند و سرود انترناسیونال خواندند و بیانیه های کمونیستی قرائت کردند به معنی است که رژیم دست بالا پیدا کرده است؟  آیا مبارزه وسیعی که برای آزادی زندانیان سیاسی حول آزادی صالحی و اسانلو راه افتاد و داخل و خارج را در 9 اوت امسال متوجه خود کرد، نشانه عقب نشینی مردم است؟ آیا اعتراضاتی که هم اکنون حول اعتراض به اعدام شکل میگیرد و از داخل زندان مردم دنیا به تظاهرات و اعتراض فراخوانده میشوند نشانه پیشروی رژیم است یا مردم؟ رفیقانه و صمیمانه عرض میکنیم، ممکن است بگویید این عقب نشینی مردم و پیروزی یا پیشروی رژیم کی اتفاق افتاد که جز شما کسی از آن خبر ندارد؟ دوستان نه فقط رژیم که حتی بی بی سی و رادیو آمریکا هم کارشان دروغ تحویل دادن به مردم است جرئت ندارند چنین سفید را سیاه جلوه دهند. آیا اینهمه  چشم بستن به واقعیات انکار ناپذیر جامعه دلیل اش این نیست که شما شکست خورده اید یا افت کرده و عقب نشینی کرده اید و به حساب مردم میگذارید؟

رفقا حتی بعد از شکست کمون پاریس هم کسی اینطور حرف نزد. کمونیستها دستاوردها و پیروزیهای کمون شکست خورده را چنانکه شایسته اش بود برجسته کردند. حالا درست در شرایطی که رژیم اسلامی خودش را در مقابل کارگر و دانشجوو زنان و یک جنبش بالنده چپ و سرنگونی طلب خراب کرده است، شما نه فقط اعلام شکست کرده اید که همه دستاوردهای مبارزه مردم را به "رهبری دوم خردادی" و "راست پروغرب" سپرده اید. این چیزها در تاریخ ثبت خواهد شد.

 

رامین تقی پور آلمان

در باره اسلام سیاسی

رامین جان می بخشی، مقاله شما دو هفته قبل رسید و ما فرصت پاسخ دادن را نیافتیم. لااقل معذرت خواهی،  خود ما را سبک تر میکند.

 

امضاء محفوظ ایران

خوشبین تر باشیم

"سلام رفیق، دختر اوکرائینی (به سه شماره پیش رجوع کنید) به ای میل شخصی خودم میل زد! این یکی هم اگه دلت خواست با امضاء محفوظ بزن تو نشریه ! الان دارم باهاش میچتم با وب کم. فکر میکنم که کاش کمی خوشبینانه تر به جهان نگاه کنیم."

 

ج.ک: اوکی دوست عزیز. ممکن است من اشتباه کنم. ضمنا پوزش، چون  این نامه باید دو هفته پیش باید چاپ میشد که نرسیدیم. شما نامه دیگری فرستاده بودی که حتما دوست داریم وارد بحث مفصل شویم. اگر میتوانی تایپ اش کن. در هر حال می بخشی که این هفته فرصت نمی شود.

 

فریدون از فنلاند

انجمن ضد حال!

"مصطفی عزیز در این دکانت را ببند. (علامت خنده) به جای انتقاد از رفیق ایرج آذرین برو با دوستان (ناخوانا) کشک ات رو بساب! اگه خاطراتم رو تو احزاب برادران شرکای ایرانی و عراقی اش بنویسم تا ماتحت تون هم لخت میشه... راستی با اون محمود قزوینی (فحش بد) که همه اش داره ایرج زیر ضربان مدرنیسم میبره رابطه داری یا نه؟ به هر حال مواظب قزوینی ها باش، هر چند هموسکسوئلیسم هم تو برنامه یک دنیای بدتر مشکل شرعی نداره. فریدون از طرف انجمن ضد حال شاخه فنلاند (دو تا علامت خنده)."

 

ج.ک: قبلا هم به شما گفتم که این نوشته های عصر حجری شما حتی به زیان ایرج آذرین تمام میشود. من اینجا از محمود قزوینی معذرت میخواهم. از همه مردم قزوین معذرت میخواهم. از همه هموسکوئل ها معذرت میخواهم. اینهایی که شما نوشته اید واقعا مایه شرم ساری است. ولی خوب بود که نوشته فوق العاده شما را بیاوریم تا دنیا بداند چه افکار پوسیده ای هنوز در کله بعضی ها اینور و آنور میرود. این آخرین باری است که اینگونه مطالب شما را چاپ میکنیم. در واقع این آخرین فرصت به شماست که وارد بحث متمدنانه بشوید. شما میتوانید شوخی کنید، دست بیندازید، مسخره کنید. اما حق ندارید طوری صحبت کنید که ما بدون معذرت خواهی نتوانیم چاپ کنیم.

 

مهران توکلی (از؟)

شوخی ها زیادی است

"شما مرا نمی شناسید. من هم شما را ندیده ام ولی با جریان شما و ادبیاتش آشنا هستم. شما شش مقاله در باره "بسوی حزب" نوشتید. اگر این مهم نیست و با لحن مسخره برخورد میکنید پس چرا شش مقاله. و اگر مهم است پس باید کمی متین تر حرف بزنید. لحن شوخی شما بعضی جاها زیادی است.  و آدم نمی تواند جدی بگیرد. مقاله اخیرتان استدلال بیشتر داشت و خوبتر بود. مقایسه متون گذشته با ادعاهای امروز خیلی خوب است. موفق باشید."

 

ج.ک: مهران عزیز، به نظر خودم من یک کلمه را بدون مدرک و مستند و بدون استدلال علیه ایرج آذرین نوشته باشم. حتی شوخی ها همه تاکید میکنم همه مبتنی بر بیرون کشیدن تناقضات در بحث و استدلال ایرج آذرین است. اگر شما یک مورد را پیدا کردید که غیر از این است آنوقت می پذیرم که "استدلال" نکردم. ممکن است که طنز من به دلخواه شما نباشد. شاید هم جایی هم در شوخی کردن و دست انداختن زیادی روی کرده ام. ولی همه با استدلال بوده است. در مورد "متین" بودن، راستش من در صددم یک نوشته مفصل تر بنویسم و نظرم را آنجا مشروحا خواهم گفت. اما اینکه چرا شش مقاله و غیره هم بارها و از جمله در همین بخش 7 بازهم توضیح داده ام. مهران جان میخواهم بگویم شما جدا به من کمک خواهی کرد اگر در جزییات مشخص تر نقدتان را بگویید. دستتان را میفشاریم.

 

دریا قوام، ایران

خانوم ها خوبند!

"دقت كردي همه چيزهاي خوب خانوم اند: خورشيد خانوم، مهتاب خانوم، پروانه خانوم. اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گرگه، آقا سگه."

 

ج.ک: دریا جان کاش همه ادبیات فارسی اینجور بود.  

 

ناصر اصغری کانادا

پرانتز های سیاه  تو

"دارم بخش شش نوشته ات را مي خوانم. بخصوص بخش مقدمه مربوط به "گادفادر" و سهراب وفا به نظرم جالب است. من هم فكر ميكنم كه اين نوع نوشتن يك سبك است. سبكي كه ماركس هم از آن بخصوص در بحثهاي سياسي اش بسيار استفاده كرده است. حتي در كاپيتال هم با آن طرفيم. امروزه ما عادت كرده ايم كه خيلي "مؤدبانه" بحث كنيم. نمي فهمم چرا بايد اينقدر "مؤدب" بود.
دلم مي خواست كه اين يك تكه را براي نشريه جوانان كمونيست بنويسم. اما به دلائلي چه تنبلي و چه مشغولي نشد. در بحث سياسي معمولا سه طرف هست. مثلا وقتي كه با فرضا ايرج آذرين بحث ميكنيم، من كه از او بدم مي آيد اگر ببينم كه او را دست انداخته اي خوشم مي آيد. دوست آذرين شايد فكر كند كه بهش بد و بيراه گفته اي اما طرف سوم كسي است كه نه دوست من است و نه دوست آذرين. او دنبال بحث سياسي است، و به نظر من نوشته ات پر است از بحث سياسي.
اما نكته اي كه براي من جاي سئوال بود اين بود كه وسط نقل قولها، پرانتز باز مي كني و گاها دنبال كردن نقل قول را سخت مي كند. خودت هم در جائي از همين سلسله مقالات گفته اي كه در وسط يكي از اين نقل قولها پرانتز باز نكرده اي كه خواننده بهتر بتواند دنبال كند. اگر من بودم اين كار را نمي كردم. اما من ناصر اصغري هستم و براي خودم سبكي دارم كه با سبك مصطفي صابر فرق ميكند و اين است كه به نظر من به نشريه روح مي دهد.
در ثاني خوانندگان نشريه جوانان كمونيست معمولا و يا قاعدتا بايد جواناني باشند كه با سوابق بحثهاي زيادي آشنائي ندارند و خوب است كه وسط يك نقل قول انسان مكثي بكند و توضيح كوتاهي، ولو با دست انداختن بدهد. چه عيبي دارد.
"

 

ج.ک: ناصر جان من اتفاقا خیلی فکر کردم که وسط متن کسی پرانتز باز کنم یا نه. البته این روشی خیلی شناخته شده است. هم مارکس استفاده کرده و هم لنین و هم حکمت و هم کسی که متنی را نقد میکند.  ولی من عمدا این روش را با تاکید بیشتر استفاده میکنم تا توجه خواننده را به جنبه های مختلفی جلب کنم. تازه رنگ قرمز و مشکی استفاده کردم تا اگر کسی میخواهد قرمز ها را مستقل از "پرانتز های سیاه" مرا نخواند. اگر نشریه ما امکانش را داشت بهتر بود که در هر بخش متن "بسوی حزب" را جداگانه چاپ میکردیم. ولی خب از هر ذره نشریه سعی میکنیم استفاده کنم. در مورد سایر نکات شما، همانطور که در جواب نامه قبل گفتم، سعی میکنم نظرم را مفصل بنویسم. بنظرم بحث جالبی میشود. فقط اینرا بگویم که با این نکته که خیلی "مودب" شده ایم. من کوشش خواهم کرد دلیل سیاسی آنرا بگویم.

 

احسان از مشهد

به نظر شما میشود؟

"طبق گفته شما اما آیا اگر روزی خود شما به قدرت برسید آیا باز هم از آرمان ها دفاع می کنید؟ آیا به نظر شما چگونه می شود اختلاف طبقاتی را رفع نمود؟ چرا که قدرتمندان در سر تا سر جهان از عهده ی این کار بر نیامده اند؟  چگونه مي شود که فردي به قدرت برسد و بتواند سرمايه اي را جمع کند ولي به خاطر حکومتش از آن بگذرد به نظر شما آيا مي شودددد."

 

ج.ک: احسان جان اگر منظورت آرمان های انسانیست که وقتی به قدرت برسیم ازشان دفاع می کنیم، که همین الان هم ما کمونیست ها داریم دفاع می کنیم. حزب ما همین امروز با اینکه در قدرت نیست دارد از زندانی سیاسی و محکومین به اعدام دفاع میکند تا جایی که بتوانیم آدم ها را از زیر تیغ اعدام نجات می دهیم. داریم برای آزادی زندانیان سیاسی کار می کنیم. ما از حقوق کودک حتی در همین کشور های اروپایی دفاع  میکینم. از حقوق انسان ها برای رهایی از شر اسلام در همین اروپا ما دفاع می کنیم. از آزادی بیان ما اینجا دفاع می کنیم. همین جا هم ما شده ایم مرجع دفاع از آزادی بیان. از حقوق انسان ها برای حق زندگی کردن در کشورهای امن دفاع می کنیم از حقوق زن و برابری زن و مرد دفاع می کنیم و برایش تلاش می کنیم. خوب وقتی اینجوریست پس وقتی قدرت را بگیریم که نمی توانیم از آرمان های انسانی دفاع نکنیم. اصلا فلسفه وجودی ما دفاع از انسانیت و آرمان هابی انسانیست و ساختن جامعه ایی که در آن این آرمان ها اساس سیاست و حکومت باشند.

اختلاف طبقاتی یعنی اینکه یک عده  مجبور باشند برای دیگری کار کنند و اگر بی کار شوند باید گرسنه بمانند و یک عده دیگر اگر کار هم نکنند و فقط به خاطر داشتن سرمایه و کارخانه، احتیاجی به کار کردن ندارند. در واقع دسته اول برای دسته دوم کار می کنند و معیشتشان در دست این عده دوم است.  به گروه اول می گویند کارگر به گروه دوم میگویند سرمایه دار. این اختلاف ( اختلاف طبقاتی) خودش را به صورت امکان استفاده بیشتر از امکاناتی  مثل ماشین بهتر و خانه بهتر و قدرت خرید بیشتر در جامعه نشان می دهد. البته این اختلاف در قدرت خرید و استفاده از امکانات اجتماعی کل تفاوت طبقه کارگر و سرمایه دار نیست. سرمایه دار دولت را هم در دست دارد و اهرم های سیاسی و نظامی را هم دارد که از خودش در مقابل همین طبقه کارگر دفاع کند و هر جا لازم شد سرکوبش کند. این اختلاف طبقاتی را قدرتمندان (دولت های سرمایه داری) نه تنها نمی خواهند رفع کنند بلکه خودشان آن را به وجود می آورند. تنها طبقه کارگر هست که می خواهند این اختلاف را از بین ببرند. و بخش پیشرو این  کارگران در واقع همان کمونیست ها هستند که می خواهند سرمایه داری که این اختلاف طبقاتی را ایجاد میکند را سرنگون کنند. در واقع آنانی که پول و سرمایه جمع می کنند اصلا نمی خواهند اختلاف طبقاتی از بین برود. اختلاف طبقاتی وقتی از بین می رود که کسی برای کس دیگری کار نکند، در مقابل مزد کار نکند و یکی صاحب پول و سرمایه و کارخانه نباشد و دیگران مجبور باشند برایش کار کنند. در جامعه ایی که ما کمونیست ها می خواهیم بسازیم کسی مالک کارخانه و سرمایه نیست بلکه این چیز ها مال جامعه است و انسان لازم نیست برای تامین نیاز و خوشی و شادی برده اقتصادی کس دیگری باشد و کار و تولید اجتماعی را برای خودش و جامعه اش و سعادت و شکوفایی همه انجام میدهد.  اینجوری استثمار و  طبقات از بین می روند. و اولین قدم هم این است که قدرت سیاسی سرمایه داران را پایین بکشیم و همین طبقه کارگر و توده عظیم مردم که علیه دنیای موجود است سرنوشت خود را بدست بگیرند.  قربانت نوید.  

 

یلدا یلدا، ایران

خواننده پیدا میکنید!

"مصطفي من خطم افتضاحه سرعتش.  اينو فكر كنم هر كس تو اين چند روز با من چت داشته مي دونه به خاطر همينم اتچمنت انجام نشده.  از اسمي كه گذاشتي ممنون ولي نميشد نامه ي پرمفهوم من رو تو نشريه نذاري؟ بيش از حد خواننده پيدا مي كنين ها!!! بوس و باي"

 

ج.ک: یلدا جان خوشحالم که بالاخره بعله را گفتی و این اسم را پسندیدی. و  چون میخواهیم خواننده پیدا کنیم این نامه ایندفعه ات را هم چاپ کردیم. من همیشه فکر کرده ام که این بخش نامه ها پر خواننده ترین بخش نشریه است، چون همه جور چیزی توش هست. اگر اشتباه میکنم لطفا خوانندگان بگویند وقتی نشریه را باز میکنند اول کدام مطالب را میخوانند؟  

 

رضا  از مشهد

کردستان و مذهب

در نامه به کیان: "ببخشید، اگه وقت دارین میتونم سوال بپرسم؟ شما در برنامتون( منظور برنامه یک دنیای بهتر است- ج.ک) یه جا نوشته شده که آزادی مذهب و بی مذهبی، بعد یه جایی نوشتین که ممنوعیت مراسم مذهبی. اینا با هم تناقض نداره؟ شما که آزاد گذاشتین چرا باز میخواین ممنوع کنید؟ خب اون شخص مذهبی هم اعتقادات خودشو داره و میخواد برای عقاید خودش مراسم بگیره.

شما یه جای دیگه نوشتین مسئله کرد.مگه کردستان جدای بقیه جاها هستش؟ اگه بنا به مستقل بودن باشه، ما هم میخوایم مستقل بشیم و تجزیه طلب بشیم یا اهواز یا خوزستان هم همین مشکلات را دارند و میگن میخوان جدا شن."

 

ح.ک: ما میگیم هر فردی میتونه عقاید شخصی برای خودش داشته باشه درحریم خصوصیش عقاید مذهبی مورد قبولش رو داشته باشه اما در اجتماع یا به دیگران نمیتونه این عقاید رو به کسی تحمیل کنه . جامعه باید فارغ از این مسائل بر مبنای اصول انسانی و آخرین دستاوردهای بشریت مدرن اداره بشه .در حامعه هم انسانهای دارای مذهب و هم کسانی که مذهب ندارند باید بتوانند بدون فشار زندگی کرده و افکار مورد قبول خود را داشته باشند. اما در حیطه اجتماعی معیار روابط و تماس تنها انسانیت و قوانین مبتنی برآن هستند نه بخش پذیری ها و هویت کاذب و ضد انسانی مانند مذهب ، قومیت، ناسیونالیسم و.. که جامعه سرمایه داری و کلا جوامع طبقاطی بین آدمها بوجود آورده اند.

کردستان بخاطر سابقه طولانی تبعیضاتی که علیه مردم در آن منطقه وجود داشته و سالیان زیادی مردم در آنجا درحال مبارزه بوده اند شرایطی خاص را بوجود آورده که مسئله ملی را بوجود آورده است که باید این معضل را برسمیت شناخت و راه حل ارائه داد. این صورت مسئله بشکلی که در کردستان هست در بقیه جاها وجود ندارد . راه حل ما برای این مسئله انتخاب خود مردم در کردستان در یک رفراندوم برای بودن با جامعه ایران و یا مستقل شدن است . ما که در کردستان یکی از احزاب سیاسی پرنفوذ هستیم در شرایط فعلی رای به جدایی نمی دهیم. اگر میخواهید در این مورد مطالعه کنید به اثر بسیار منصور حکمت "ملت، ناسیونالیسم و برنامه کمونیستی" رجوع کنید. قربانت کیان. 

 

امضاء محفوظ  از ایران

خبرهای بانه را بگویید

در نامه به کیان: "با سلام. چرا در مورد اتفاقاتی که در شهرهای کوچک میفته بحث نمیکنید؟ این روزها در بانه خبرهای مهمی هست. مگه کسی که با ماشین بار قاچاق میبره یا میاره کارگر، نیست؟ مردم شهرهای مرزی که کارخانه ندارند مجبورند کار قاچاق کنند. لطفا صدای این مردم رو که زیر ظلمند را به گوش همه برسانید. ممنون"

 

ج.ک: دوست عزیز ما در حال مبارزه با جمهوری اسلامی که یک نظام سرمایه داری و ضدانسانیت هستیم و این استثمار و فقری که هر لحظه این سیستم در بخشهای مختلف بازتولید میکند زندگی انسانها را گرو گرفته در همه جا بچشم میخورد و ما با این سیستم در حال مبارزه ایم. ما مدافع انسان و انسانیت در برابر این بربریت هستیم و سعی ما پوشش و سازماندهی همه جانبه طبقه کارگر و مردم برعلیه این رژیم میباشد . خود شما میتوانید در این مبارزه سهیم بوده و برعلیه این ظلمی که گفته اید شرکت کنید . میشود این کار را با ارسال خبر برای ما و بردن نشریات و ادبیات و تی وی کانال جدید بین همه دوستان و آشنایان و ایجاد یک اعتراض همه جانبه برعلیه این رژیم شروع کرد. منتظر اخبارتان هستیم.  کیان.

 

ارژنگ سپاسی، کانادا

سخنرانی سهراب خوشنویس

"مصطفی جان. این یک سخنرانی از یک جوان است که دوره بچگی اش در زندان بوده و در کلن ایراد کرده است. من فکر میکنم این خیلی تاریخی است حتی برای ما که در جریان جنایات رژیم بوده ایم."

 

ج.ک: ارژنگ جان من این سخنرانی را سریع نگاه کردم و راستش بی اختیار اشک ریختم. واقعا اینهمه جنایتی که جمهوری اسلامی کرده است برای نابغه های رومانهای پلیسی و تخیلی هم غیر قابل تصور است. چطور اینها یک خانواده را از بچه دوساله تا چندین خواهر و برادر و پدر و مادر را نابود کرده اند. به هر حال در نشریه جا نداریم که کل مطلب را بیاوریم. بعدش هم فوق العاده سنگین و غم انگیز است. به احترام این انسان هایی که چنین وحشیانه نابود شدند این عکس را اینجا انتخاب کردیم. یادشان گرامی باد.

 

۳۱۸   

.: نامه های شما ۳۱۸ :.

متنی که باید نوشته میشد!

احمدی نژاد و مادر من!

کامران روشن- اصفهان

پيام به مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی عليه اعدام مینا احدی

خطاب به :مجمع عمومی سازمان ملل

روز جهانی کودک  و روز جهانی علیه اعدام  شادی آبان - اصفهان

اعلام جرم علیه لاریجانی!

"بسوی حزب" یا علیه حزب (بخش هفتم) در ستایش "پروسه"! مصطفی صابر

سکس و انسان!یلدا یلدا، تهران
کنفرانس مطبوعاتي و سمينار در دفاع از آزادي بيان و انسانيت و بر عليه اسلام سياسي در نمايشگاه کتاب شهر گوتنبرگ

محکم، به محکمى حزب ! منصور حکمت

اعتراض دیده بان حقوق بشر به نقض حقوق اساسی احمد قصابان، احسان منصوری، مجید توکلی و سهیل آصفی کمپین  آزادی پلی تکنیک

شرط رقابت نظامی در کردستان عراق تقابل با کمونیسم کارگری است!در حاشیه بحث ارائه شده محمد فتاحی به کنگره دوم  مهرنوش موسوی


..::  آرشیو شماره های قبل  ::..

 
 
تماس با مسئول روابط بین الملل، آرش سرخ
 
arash_redcat@yahoo.com 

|

تماس با دبیر سازمان، نوید مینایی
 
navidminay@gmail.com

|

تماس با سازمان جوانان کمونیست
 
communist.youth@gmail.com
 
 
 
نشریه انترناسیونال | کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران | حزب کمونیست کارگری ایران
کارگران | سایت خبری روزنه | نشریه کارگر کمونیست
انجمن مارکس | انجمن ضد دین | جبهه سوم
 

برای دریافت نشریات، اطلاعبه ها و سایر انتشارات سازمان جوانان کمونیست، به آدرس infosjk@gmail.com ایمیل بزنید.