به سایت سازمان جوانان کمونیست خوش آمدید

 

مقالات و نامه های رسیده نشریه سازمان جوانان کمونیست شماره ۳۰۳

 
 

نشریه

اطلاعیه

اسناد

مقالات

تماس با ما

خانه
 

نامه های رسیده ۳۰۳

کاوه رزمجو، ایران

تبریک به دانشجویان چپ

"درست وقتی که رژیم دستهاشو به نشانه پیروزی به هم می ماله و به خودش به خاطر سرکوبی دانشجو ها تبریک میگفت، دانشجوهای چپ باز هم ابتکار عمل رو به دست گرفتن وطرحی رو در حمایت از کارگران زندانی اجرا کردند. (علاوه بر تهران) در دانشگاه های دیگری نیز اجرا شد که من از کم و کیف آن اطلاعی ندارم.

روز چهار شنبه (دو هفته پیش، ج.ک)  دانشگاه علوم اجتماعی و ارتباطات سر شار از شور و شوق بود. حضور پررنگ حراست نتونست چیزی از نیرویی که به بوجود آمده بود به کاهد.  به ابتکار بچه ها و برای جلوگیری از برهم زدن میز بروشور ها به صورت دستی پخش می شد و کمکهای مالی نیز.

حراست دانشکده چند بار از جلوی میز رد شد و نگاهی خشم ناک به بروشور ها و اعلامیه های بزرگی که بر روی آن هدف طرح که کمک مالی به ۳ تن از کارگران زندانی نوشته شده بود و هم چنین  اعلامیه بزرگ دیگری که روی آن عبارت "گام عملی جنبش دانشجویی برای حمایت از جنبش کارگری"  نوشته شده بود، می انداختند .ولی به دلیل حضور پررنگ بچه ها جرات واکنش نداشتند.

به همه رفقا تبریک میگم و امیدوارم که تلاش مضاعف برای پیوند بین جنبشهای اجتماعی در ایران صورت بگیرد این حرکت یعنی حمایت از کارگران زندانی گام عملی و موثری در این راه است."

 

ج.ک: کاوه عزیز باید از شما و از همه خوانندگان عذر خواهی کنیم چرا که این نوشته شما را هفته قبل دریافت کردیم اما در میان ئی میل ها از قلم افتاد. ولی نکته جالب این است که تحولات در ایران چقدر سریع صورت میگیرد. همین دو هفته پیش بود که اقدام دانشجویان در گذاشتن میزهای مالی اطلاعاتی در حمایت از کارگران زندانی صورت گرفت و هفته قبل دوتن از رهبران کارگری (صدیق کریمی و شیث امانی، از رهبران اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار) آزاد شدند و اکنون بلافاصله مساله 18 تیر و آزادی محمود صالحی و دانشجویان زندانی پلی تکنیک و همه زندانیان سیاسی در مقابل ما قرار گرفته است. یعنی حتی فرصت تبریک و تهنیت گفتن بخاطر کارهای خوب به دلیل در پیش رو قرار گرفتن کارهای بزرگتر و مهمتر برای کسی باقی نمی ماند! امیدواریم که همان دوستانی که در برپایی ابتکار مورد نظر کاوه فعال بودند و همه دانشجویانی که از آن حمایت کردند صدبار فعال تر در برپایی یک 18 تیر وسیع و رادیکال شرکت کنند.

 

ارژنگ سپاسی

پوزش از آقای احمد موسوی

"تصحیح و توضیح در مورد یک اشتباه

در مقاله ای که تحت عنوان " 31 خرداد  1360  روز یاد بود انقلابیون و کمونیستها که در دهه 60 قتل عام شدند" در شماره  302  جوانان کمونیست نوشته بودم، من با اشاره به مقاله آقای احمد موسوی که در"کار آن لاین"،" سایت سیاسی تحلیلی ارگان مرکزی سازمان اکثریت" به چاپ رسیده بود، ایشان را اکثریتی نامیدم . دوستان آقای موسوی با من تماس گرفته و به من گفتند که ایشان هیچ زمانی عضو اکثریت نبوده  است.  من بدینوسیله از توهینی که به ایشان نموده و وی را اکثریتی نامیدم، پوزش میخواهم و بدینوسیله این را تصحیح می کنم که ایشان هیچوقت با اکثریت نبوده است.  بنظرمن در بعضی مسایل اجتماعی مواضعی شبیه اکثریت گرفتن، به معنی عضو آن بودن و شریک بودن در جنایات این تشکیلات علیه نیروهای انقلابی نمی باشد.  همچنین متاسفم که تحت تاثیر تبلیغات راستهای دوم خردادی در یک دوره ، افرادی نظیرآقای موسوی، مواضعی را در مورد تظاهرات 30 خرداد وسرکوبهای بعدی رژیم می گیرند که تفاوتی با مواضع اکثریت نمی کند، بطوریکه این سازمان این مواضع را در سایت مرکزی خود میگذارد.  امیدورام این نزدیکی موضع آقای موسوی به مواضع اکثریت، برای ایشان هشداری باشد که  به باز نگری مواضعشان در این مورد بخصوص بپردازند.

ارژنگ سپاسی خرداد 1386

arjang.sepasi@gmail.com

 

ج.ک: مرسی ارژنگ عزیز، در ضمن هرچند مسئولیت مقالات جوانان کمونیست با نویسندگان آن است، اما در عین حال ما هم به سهم خود بخاطر اشتباهی که صورت گرفته است از آقای احمد موسوی پوزش میخواهیم.

 

منصور ترکاشوند، ایران

به نوید مینایی و رفقای سجک

"سلام وخسته نباشيد.

رفقاي بسيار گراميم! از طرف خودو رفقايم، ضمن آرزوي بهروزي وموفقيت براي شما، اين تحولات (منظورشان انتصاب نوید مینایی به دبیری سازمان جوانان از سوی هیات دبیران حزب)   را به شماو سازمان جوانان تبريك مي گويم. بايداز مصطفي صابر نيز براي تمام تلاشهايش براي موفقيت سازمان جوانان حزب تشكر بي پاياني كرد. بدون شك اين بصورت يك نقطه روشن در پرونده مصطفي صابر باقي خواهد ماند. او موفقترين سازمان جوانان را بدست شما داده است. كارش بسيار جاي قدر داني دارد. اما جنبش ما امروز از شما سازمان جوانان موفقتري را مي خواهد. در اين مصاف مرا با تمام بضاعتم، كنار خود خواهيد داشت. 18  تير دارد ميرسد . اين روزي براي ماست، روزي براي پا گذاشتن ما سازمان جوانان كمونيست به ميدان نبردي است كه بي وقفه ادامه دارد."

 

ج.ک: منصورترکاشوند عزیز ممنون از تو. راستش با کم شدن نقش مصطفی در سازمان جوانان باید به فکر تجدید سازمان و دخالت بیشتری از طرف همه کسانی که سازمان جوانان را مال خودشان می دانند باشیم. راستش تا حالا سازمان جوانان هر کجا که ایستاده و هر کاری که کرده به خاطر دخالتگری های سیاسی و نظری بوده. به خاطر این بوده که در هر شرایط با دادن خط درست و نقد نظرات غیر کمونیستی، دادن رهنمود های درست به جنبش دانشجویی و جوانان بوده. عمده فعالیت بخش فرمال و رسمی سازمان جوانان این بوده که عمدتا هم توسط مصطفی انجام شده است. ولی در حال حاضر حزب در جاهای دیگر نیاز بیشتری به مصطفی دارد. با کم شدن نقش مصطفی در سازمان جوانان همه ما باید این وظیفه را انجام دهیم و از جمله تو. در هر صورت امیدوارم بتوانیم با تماس های بیشتر این امر مهم را پیش ببریم.

مخلص نوید.

 

شایان رازانی، ایران

با اس. ام. اس خبر دادم

در نامه ای به سامان احمدی: "با سلام به شما رفیق عزیزم. انتخاب شما به عضویت کمیته مرکزی حکک را تبریک می گویم. من در ایران به دلیل شرایط کاری نتوانستم کنگره را دنبال کنم. آخه من در کارخانه ای در ... کار می کنم و روزی 13 ساعت سر کار هستم و به عنوان عضو حزب این انتقاد را از خودم می گیرم که کنگره را دنبال نکردم.

مصاحبه تون همراه با کیان آذر  در کانال یک را دیدم.  بقدری خوشحال شدم که نگو، و به دوستام خبرش رو دادم. هرچند که آنها خبرش رو داشتند . با اس.ام.اس به من و دوستان دیگه تبریک گفتن. انتخاب شما یک خط بطلانی  بود روی افکار کسانی که فکر می کنند رهبری حزب مادام العمر است. و اینکه کنگره شش  با تمام کنگره های پیشین متفاوت بود. این کنگره نشان داد که حکک از اجتماعی ترین جایگاه در جامعه برخوردار است و تمام اتفاقات از جمله روز کارگر مهر چپ و کمونیسم را بر پیشانی جامعه زد. و کسانی که  حزب رو سنتی میدونستند باید ببینند که مصوبات کنگره تمام حقانیت حکک را به اثبات رسوند. مخلص شما. شایان رازانی از کردستان.

 

ج.ک: شایان جان ممنونم از تبریک. چقدر حیف شد که نتوانستی کنگره را دنبال کنی. البته فیلم هایش همه هست و لابد نگاه کرده ای یا نگاه میکنی. امیدوارم بتوانی در کنگره بعدی به عنوان نماینده کنگره حضور داشته باشی.  همانطور که اشاره کردی کنگره شش یک کنگره متفاوت بود. این کنگره از جهات مختلف خائز اهمیت است. مصوبات و جهتگیری های کنگره، مباحث و کلا افق کنگره نشان داد که حرب کمونیست کارگری ایران بیشتر از هر زمان دیگر با جامعه و جنبش انقلابی مردم چفت شده است. و نه فقط چفت شده است بلکه میرود که در راس آن قرار بگیرد. باید آستین ها را حسابی بالا بزنیم. دوره تازه ای شروع شده است. مواظب خودت باش و سعی کن بیشتر در تماس باشی. سامان احمدی.

 

افشین از ایران

نشریه اخگر، اصفهان

"با درود های رفیقانه.  برای اولین بر در طول سالیان اخیر فعالین مارکسیست-تروتسکیست دانشگاه صنعتی اصفهان اقدام به انتشار نشریه به نام اخگر کردند. اینها در حالی که تعدادشان به اعداد انگشت دست هم نمی رسد جسورانه دست به این کار زده و تاکنون  2  شماره منتشر کرده اند که با استقبال نسبی دانشجویان مواجه شده است.  صرفنظر از تفاوت با افکار شما، شماره اول این نشریه به همراه این ایمیل به شما تقدیم می گردد تا شما به عنوان کمونیست با سابقه  و فعال، راهنمای این دانشجویان انقلابی و سرشار از روحیه کمونیستی باشید. اگ چه تاکنون مورد حساسیت شدید بسیج و جامعه اسلامی دانشگاه واقع گردیده است. با سپاس فراوان"

 

ج.ک: افشین عزیز اولا چه خوب که بعد از مدتها دوباره برای نشریه نامه نوشتید. خوانندگان جدید ما نمی دانند و شاید قدیمی ها هم خاطرشان نباشد که من (مصطفی صابر) و شما بحث های داغی در شماره های قبلی نشریه (تصور میکنم بین شمارهای 100 تا  150 بود) داشتیم. چند وقت پیش به بعضی این بحث ها رجوع کردم و بنظرم رسید که خیلی مسائل آن همچنان مطرح است و باید لیست توضیحی از این مباحث تهیه کنیم تا خوانندگان جدید بتوانند به آنها رجوع آسانتری داشته باشند. اما در مورد نشریه اخگر، قبل از هرچیز باید به این رفقا بخاطر تلاشهایشان خسته نباشید گفت.  من شماره اول نشریه را  فورا برای برخی رفقای هیات اجرایی و همینطور دبیر سازمان جوانان کموینست (نوید مینایی) فرستادم. نوید ملاحظاتی داشت که امیدوارم خودش اگر لازم دید یک وقت بنویسد. از جمله طبق گفته نوید گویا دوستان اخگر در مقدمه گفتن ما به مسائل سیاسی نمی پردازیم و گویا طرفدار چپ نوع هوگو چاوزی هستند! من هم نگاه کوتاهی به یک مطلب در مورد دلائل شکست شوروی داشتم که به نظرم در محدوده نقد دمکراتیک به تجربه شوروی بود که گویا مشکل در شوروی بورکراسی و عدم دمکراسی بوده است. حال آنکه مشکل در شوروی این بود که هرگز اقتصاد سوسیالیستی (لغو بردگی مزدی) در دستور قرار نگرفت بلکه مساله "صنعتی شدن" و یا همان آرمانهای قدیم بورژوازی روسیه تحت نام سوسیالیسم به اجرا درآمد. تروتسکی هم صرفا از موضعی دمکراتیک به این امر انتقاد داشت.  به رفقای دست اندر کار نشریه اخگر پیشنهاد میکنم به نقد منصور حکمت از تجربه شوروی که در سایت او هست و در همان شماره های قدیم نشریه هم چاپ شده است رجوع کنند.  همینطور یک مقاله نشریه اخگر به "نهضت خرمدینان" بعنوان یک جنبش سوسیالستی اشاره دارد که من شخصا با چنین برداشتی مشکل دارم. بی تردید جنبش های عدالتجویانه در طول تاریخ بشر (و از جمله در ایران) بوده است، از اسپارتاکوس تا لنین. ولی جنبش سوسیالیستی به معنی دقیق کلمه به عصر حاضر و به جنبش بردگان مزدی معاصر یعنی طبقه کارگر برمیگردد. حتی گرایشات سوسیالیستی غیر کارگری زمان ما هم بنوعی انعکاس تمایلات طبقات جامعه حاضر در برابر سوسیالیسم طبقه کارگر است. در هر حال به نظرم وصل کردن مارکس و سوسیالیسم به سربداران و بابک  خرمدین و  بدتر از آن به کسی مثل "حضرت علی" یک گرایش شناخته شده چپ سنتی  و جناح چب جنبش ملی اسلامی بورژوازی ایران است. افشین جان اینها نکات پراکنده ای بود که با یک نگاه میشد گفت. امیدوارم دوستان دیگر و خود شما هم اظهار نظر کنید.

 

ناصر رحمانى، سوئد

ممنوعیت رقص در دانمارک

"سلام دوستان، لينكى كه همراه هست در باره ى اخبارى است در دانمارك.  جريان از آنجا شروع ميشه كه اسلاميست ها در مديريت مدرسه ای در یکی از مناطق کپنهاک داراى اكثريت ميشوند و دست به عوض كردن مقررات مدرسه ميبزنند. كه از جمله ممنوع كردن نقاشى، رقصيدن، و ممنوع كردن اينكه پسربچه ها با دختربچه ها با هم بازى بكنند. اين جماعت عصر حجرى متعلق به حزب التحریر هستند...."

 

 مراد شيخى از دانمارك

به اینها اعتراض میکنم

راجع به موضوع فوق نوشته اند: "حزب التحرير يك حزب اسلامى و قانونى در دانمارك است. مدرسه فوق  جايى است كه در آن از كودكان زير 6 سال نگه دارى ميشود.  در نزديكى کپنهاک و در شهرى كوچك به نام نربرو كه تعداد زيادى مسلمان زندگى مى كنند، قرار دارد. گزارش شده  در اين محل كودكان اجازه ى بازى و شادى و نشستن دختران در كنار پسران و رقصيدن را ندارن و انها حتى در جشن سال نو كلاه هاى مربوط به جشن  كه از رنگ قرمز و سفيد تشكيل شده است،  را پاره ميكنند!

من تا فردا نامه اى سرگشاده به نمايندگى از طرف "ما از مذهب روى گردانديم" واحد دانمارك براى وزير مربوط مينويسم و كپى  آنرا به نشريات و رسانه ها ميفرستم. من نگرانى خودم را نسبت به جدا سازى جنسی و آموزش اجبارى و غلط , در اين مدرسه  اسلامى  را نوشته و تقاضاى بستن آنرا مينمايم. .."

 

روزبه تهرانى، ایران

ارسال عکس ها

روزبه عزیز عكس هایتان رسيد.  خيلى ممنون.

 

سولماز از پاكستان

ببخشید برق ما رفت

سولماز هفته گذشته برای اولین بار به جلسه سازمان جوانان کمونیست آمد و از او خواستیم کمی در معرفی خودش بنویسد. حالا همینقدر بدستمان رسیده است. امیدواریم که بیشتر با سولماز آشنا شویم:

"سلام من را ببخشيد ديشب برقمان رفت.  اينجا اكثر صبح ها ساعت 4 برق ميره. واقعا شرمنده .  من الان تقريبا 5 سال ميشه پاكستانم. اگه سوال ديگه يا كاری از دستم بر ميامد حتما در خدمت هستم."

 

از يوگسلاوى

میخوام با شما باشم

در نامه ای به سامان احمدی :"سلام تو رو خدا به من كمك كنيد.  من ميخوام با شما باشم. ميخوام ايران و نجات بدم. خيلى تلاش ميكنم ولى كسى نيست پيدا كنم."

 

ج.ک: دوست عزیز امیدواریم هرچه بیشتر با هم آشنا شویم. خیلی ها مثل شما هست. ما همه باید باهم متحد شویم.

 

ناصر از يونان

ممنون از این ارتباط

"سلام رفيق عزيز مصطفی جان، از اينكه بانى اين ارتباط (بین ناصر و برادر ایشان) شديد ممنونم . شماره تماس من ... است. من براى برادرم نامه نوشتم .در نهايت بازهم تشكر از لطفتون. به همه رفقا سلام برسونيد. قربانت ناصر."

 

ج.ک: ناصر جان ما که کاری نکردیم. از حزب و کنگره ششم  باید ممنون بود.

 

سعيد وليد بيگى، ترکیه

آزادی دانشجویان پلی تکنیک

"با سلام مصطفى عزيز در جهت آزادى دوستان در بند پلى تكنيك اقدام به اعلام كمپين كرديم كه نياز به حمايت و راهنمايى حزب احساس ميشود، لطفا در فرصت مناسب نسبت به اين قضيه اقدام لازم را مزبول فرماييد." و بعد متنی را هم فرستاده و وبلاگی را معرفی کرده اند:

پیام اتحاد: امروز فریاد اعتراض ایران از پلی تکنیک شنیده میشود  در یک اقدام منسجم بین المللی در مقابل جمهوری جنایتکار اسلامی وهدف غیر انسانی اش در قبال پرونده سازی برای یارانمان  متحد شویمکمپین آزادی پلی تکنیک از همه آزادی خواهان و فعالین حقوق بشر در سراسردنیا تقاضا دارد به هر شیوه و راه ممکن در مقابل اقدامات غیرانسانی جمهوری جنایتکاراسلامی درقبال دانشجویان زندانی اعتراض کرده ودرحمایت از آنان با کمپین دانشجویان همراه شوند.

کارگران و  زنان برای آزادی یاران دبستانی متحد شویم!

http://azadipoly.blogfa.com/

 

ج.ک: سعید عزیز شما و همه دوستانی که برای آزادی دانشجویان زندانی پلی تکنیک فعالیت میکنید خسته نباشید. خوشبختانه اکنون جنبش وسیعی برای آزادی آنها در جریان است و حزب و سازمان جوانان هم به سهم خود در این زمینه با تمام قوا میکوشد. همه این تلاشها باید وسیع تر و گسترده تر شود. امیدواریم که یک هژده تیر وسیع و با طرح خواست آزادی فوری همه زندانیان سیاسی  و بویژه دانشجویان قهرمان پلی تکنیک افکار عمومی را بیش از پیش متوجه کند و بر جمهوری اسلامی فشار بیشتری وارد کند. مبارزه متحد و سراسری دانشجویان در ایران رکن اصلی مبارزه برای آزادی رفقایمان در پلی تکنیک است.

 

مسعود آذرنوش، کانادا

سایت احیاء و رشد مارکسیسم

"سلام مصطفی جان. با دوست مشترکمان جواد صحبت می کردم که این مفاله را در سایت احیا به من معرفی کرد  که گفت برایت بفرستم. مقاله در مورد رشد مارکسیسم در دانشگاه است. ارزش خواندن را دارد."

 

ج.ک: مسعود جان مقاله را خواندم. این سایت احیاء مال کیست؟ برایم جالب بود. انگار یک طلبه حوزه علمیه قم تازه چشم به جهان گشوده و متوجه شده که مارکسیسم در دانشگاه رشد کرده و میخواهد مبانی فکری آنرا بداند. این نوشته همانقدر در مورد رشد مارکسیسم در دانشگاه پرت و نامربوط بود که مقاله آقای زید آبادی در بی بی سی هفته گذشته. البته یک چیز مشترک داشت و آنهم ترس و وحشت حضرات از رشد مارکسیسم در دانشگاه و تلاش های نازل و راستش احمقانه برای تحریف و تنزل دادن این مارکسیسم است.

 

سرود کوهستان، ایران

نشریه نیومده برام

"سلام رفیق صابر حالتون خوبه؟ مدتیه واسم نشریه نیومده که کاملا از اوضاع بی خبرم. میشه هم نشریه رو برام سند کنید هم یه قرار چت بزاریم؟ ممنون میشم. بای."

 

ج.ک: سرود کوهستان عزیز، شما قول دادید که گزارشاتی برای ما بفرستید. اما مدتهاست خبری از شما نیست. برای دریافت سریع و منظم نشریه بهترین کار این است که عضو گروه جوانان کمونیست در یاهو که آدرسش در نشریه هست بشوید. مع الوصف 302 را برایتان ارسال کردیم. ما منتظر نوشته های شما هستیم.

 

محسن قاسم خانی، آلمان

به نوید مینایی و چوب لباسی

"مصطفی عزیز با سلام .

در هفته های اخیر شهد تحولات بزرگی در سازمان جوانان بودیم ، رفتن تو از سازمان جوانان ، و سردبیری مشترک با سامان جزء این تحولات هستند. از نظر من هر دو رو باید به فال نیک گرفت ، بدون شک سازمان جوانان کماکان به تو نیاز خواهد داشت ولی باز هم بدون تردید قدمی رو به جلو خواهد برداشت چرا که همیشه با تعویض وجابجایی ایده های نو و جدید خواهد آمد وامیدوارم که ایده های جدید سازمان جوانان را به جای خودش در جامعه ایران برساند .

در مورد سر دبیری مشترک تو وسامان باید بگم من سالها در نشریات مختلفی کار کردم ولی در هیچ نشریه ای ندیدم که دو سردبیر مشترک باهم باشند. همیشه به این روال بوده که سردبیر ومدیر مسئول هر کدام به نوعی ایفای نقش میکردند که در این برحه از زمان پر واضح است که سامان میتواند به تنهایی از عهده این مسئله بخوبی بربیاد ودر واقع هیچ کس هم بخوبی سامان درحال حاضر نمی تواند این مسئله را به انجام برساند. پس لطفا به این موضوع فکر کن وسامان را به تنهایی برای سردبیری انتخاب کن ونگذار که اسم تو همیشه سایه و یا مانعی برای مستقل شدن او باشد.  واز طرفی با داشتن نقش مدیر مسئول میتوانی نقش چوب لباسی رو در فیلم های وسترن داشته باشی که البته کم نقشی هم نیست. و این برای چاپ است:

 

نوید مینایی عزیز

با سلام واحترام های زیاد.

صمیمانه انتخاب شما را به عنوان دبیر سازمان جوانان تببریک میگویم وامیدوارم در پیش برد این وظیفه مانند همیشه موفق باشید .

متاسفانه نا ملایمت های زیاد زندگی سرمایه داری اجازه دخالت بیشتر و شریک شدن در انجام کارها و حرکت به سوی سوسیالیسم را در حال حاضر به من نمیدهد و من میتوانم تنها در انجام برخی کارها شریک باشم که امیدوارم هرچه زود تر این ناملایمت ها برطرف شود ومن هم بتوانم سهمی بیشتری برای رسیدن به یک دنیای بهتر داشته باشم .

یک بار دیگر به شما وتمامی اعضائ سجک تبریک وبرایتان آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

محسن قاسم خانی."

 

ج.ک: محسن جان، من به جای نوید تشکر میکنم. یادم نیست که این نامه را برای خودش هم فرستادی یا میخواستی یک سورپرایز در نشریه باشد. اما تکه اول را هم که برای من نوشتی آوردم. چون از نقش چوب لباسی در فیلم های وسترن خوشم می آید. هرچند صادقانه بگویم که درست منظور را نمی فهمم. (احتمالا این اصطلاحی بین جوانهای جدید است و ما جوانهای قدیم مثل همیشه حالیمون نیست!!) ولی فکر میکنم منظور یکجور نقش فرعی بازی کردن است.  من آرزویم این است که هرچه زودتر نقش چوب لباسی را ایفاء کنم. ولی باید واقع بین بود. این نشریه جوانان کمونیست امروز کار زیادی دارد که دیگر هیچ کس به تنهایی از عهده اش برنمی آید. سردبیری مشترک فقط یک دوره کوتاه است تا سامان و رفقای سازمان جوانان بتوانند نشریه خودشان را تحویل بگیرند بدون اینکه این نشریه افت کند، بلکه به قول تو حتی با ایده های جدید و طرح تازه جلوتر هم برود. اینرا درست میگویی که دوتا سردبیر شدنی نیست. همین الانش هم با وجود فقط دو شماره آش گاه شور میشود و گاه بی نمک و بعضی وقتها هم یک چوب لباسی از توش پیدا میکنی! ولی از شوخی گذشته این فقط یک دوره گذار است و ما هم صاف و سرراست همین وضعیت را به خواننده اعلام کردیم. محسن جان امیدواریم هرچه زودتر ناملایمات این دنیا اجازه بدهد که تو با توان و تاثیرگذاری بیشتری در سازمان جوانان کمونیست فعالیت کنی. زنده باشی.

 

طه جبار زاده، بلژیک

آیا حزب در دستور دارد؟

"صابر جان سلام. همانطور که می دانید رژیم ایران از حمایت و ساپورت کشور های غربی برخوردار است. خواستم از شما بپرسم حزب در این زمینه دستور کاری را مد نظر قرار داده یا نه ؟ به نظر من بدون حمایت کشور های غربی حکومت ایران نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. به امید سرنگونی رژیم مذهب و آزادی ایران. قربانت طه."

 

ج.ک: طه جان یک وجه اصلی فعالیت حزب در خارج کشور معطوف به همین