|
نامه
های شماره ۲۹۹
مهران عظیمی از ایران
ابراهیم نبوی و
حککا
"مصطفی جان سلام. مطلبی از ابراهیم نبوی دیدم که به ما توهین
کرده. مثلا در تقسیم بندی ما جز سوم به حساب آورده. یا در جای
دیگری مینویسد "برای سخنرانی بهنود 300 نفر، هادی خرسندی 500
نفر، برای کنسرت ابی 800 نفر و برای حزب کمونیست کارگری 17
نفر.." سعی میکنم مطلبی در این رابطه تهیه کنم. اما خیلی
گرفتار هستم. مهران."
ج.ک: مهران جان مرسی که مطلب آقای نبوی فرستادی و خوبست که
جواب ایشان را هم بنویسی. منهم تند تند نگاهی به مطلب ایشان
کردم و برایم خیلی جالب بود. حیف که این هفته همه چیز حتی عجله
عجله ای تر از معمول است (چون نشریه بجای سه شنبه روز دوشنبه
در می آید) و فرصت نیست. وگرنه جا داشت مطلب جالب ایشان را می
آوردیم و مشروح جواب میدادیم. یکی نیست که از این آقای باهوش
بپرسد (یا ایشان فکر میکند خوانندگان ایشان نمی فهمند که
بپرسند!) که اگر حزب کمونیست کارگری به اندازه یک سیصدم دوستان
آقای نبوی نفوذ و اعتبار ندارد، چرا ایشان این هنر ارزنده
طنازی شان را بیخودی مصرف میکنند؟ بهتر نیست برای کارهای مهم
تر پس اندازش کنند؟ چرا ایشان یک مطلب بالا بلند می نویسند
(و گویا قبلا هم چیزی دیگری در همین مایه ها نوشته اند) که ما
را با ایما و اشاره و حتی با آوردن اسم مان (که اطمینان به شما
میدهم خیلی به ایشان زور آمده که اسم حزب کمونیست کارگری را
آورده است!) بکوبند؟ خب دوست عاقل، اگر حزب کمونیست کارگری
بقول شما عددی نیست، چرا خودتان را زحمت می اندازید؟
نکته جالب دیگر در مطلب ایشان اینست که در مورد ما به مردم
هشدار میدهد که اگر اینها بیایند حتی دوره احمدی نژاد با این
بدی اش حکم گلستان خواهد داشت! راست میگوید برای کسانی که
دستشان در دست احمدی نژاد است و تنها نقدشان به احمدی نژاد این
است که انحصار گر است (یعنی بخور و بچاپ را با ما تقسیم نمی
کند!) واقعا هم صحبت بر سر از دست رفتن گلستان مامانی اشان
است! طفلی ها. خصوصا که خودشان هم در همان مقاله مجبور شده
اند اعتراف کنند که کلک گلستان ایشان کنده است و زنان و
دانشجویان و کارگران به میدان آمده اند تا شر جمهوری اسلامی را
کم کنند. برای همین هم ایشان به صرافت افتاده است که علیه
کمونیست ها که اصلا هم عددی نیستند مطلب بنویسد. ایشان امیدوار
است حالا که آخوند معطر و خندان ایشان و یا اکبر گنجی یار
غارشان به جایی نرسیده اند، شاید برادران توده ای شان کاری
بکنند. البته گویا اسم جدیدشان هم "سوسیال دمکراسی" خواهد بود!
نکته جالب دیگر در مطلب شان، باز بر علیه ما، این است که ما
کسانی هستیم که فقط میتوانیم از جمعیت ها صحبت کنیم. جمعی از
کارگران، جمعی از دانشجویان و غیره. این یکی دیگر شاهکار است!
راست میگویند ما بر خلاف ایشان و دوستان ایشان اگر خودمان را
نشان بدهیم فورا ماموران همین گلستان ایشان روانه خاوران و
بهشت زهرایمان خواهد کرد. (گو اینکه علیرغم همه این اوضاع جنبش
ما قدم به قدم دارد چهره ها و رهبرانش را در سطح جامعه مطرح
میکند وگرنه این آقا الان قلم بدست نمی گرفت و هزیان نمی گفت!)
آقای نبوی مثل اینکه فراموش کرده اند آنوقت که در سالهای دهه
60 ایشان در استخدام اداره سیاسی استانداری فارس بود و لابد
دانشجویان کمونیست و انقلابی را به گلستان عزیزشان لو نمی داد،
ما را اگر در خیابان با یک اعلامیه میگرفتند همانجا کنار دیوار
میگذاشتند. این وقتی بود که عزیزان و دوستان سوسیال دمکرات
ایشان (یعنی اکثریتی ها و توده ای های آنوقت) بی شرمانه شعار
میدادند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مسلح کنید! این وقتی
بود که دوستان ما در کارخانه ذوب آهن آنقدر که از توده ای
اکثریتی ها خودشان را مخفی میکردند از انجمن اسلامی ها و حزب
الهی های ابله وحشت نداشتند. می بینید که داستان مفصل است.
خلاصه اینکه آقای نبوی عمری را هم در خدمت خاتمی و دوم خرداد
قلم زد و سرانجام هم گلستان مربوطه قدر ایشان را در رشد و
پرورش گیاهان اسلامی نشناخت. حالا ایشان خطر چپ و سوسیالیسم
را دیده و از یکطرف دارد منشاء توده ای بودن خود را به رخ
میکشد که گویا ایشان هم طرفدار "آزادی و سوسیالیسم" است و از
طرف دیگر وحشت شان را مثل شاگردان حجاریان از "شبح لنین" ابراز
میدارند. بعد هم به ما میگوید 17 نفریم! واقعا این آقای نبوی
طنز نویس بی مانندی است. بویژه وقتی فکر میکند دارد جدی می
نویسد روده برای خواننده باقی نمی گذارد!
نازی از ایران
چند جوک اینترنتی
"- نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که سه مامور نیروی انتظامی ورامین
به یک دختر 28 ساله که به عنوان بدحجاب بازداشت شده
بود، تجاوز
کردند. یک دختر اصفهانی هم پس از آزاد شدن از بازداشت نیروی
انتظامی
خودکشی کرد. در
کرمان هم هفته گذشته معاون حراست دانشگاه به یک دختر دانشجو
تجاوز
کرده بود. به
دنبال این فتوحات ، سردار رادان گفت: « برخورد قاطع با اراذل و
اوباش،
مرحله دوم طرح
امنیت اجتماعی است.» ظاهرا در مرحله دوم قرار است به اراذل و
اوباش
تجاوز کنن!!
-
در راستاي ديدار احمدي نژاد از شيراز حافظ
زنده شد و بيتي
روا تقديم دکتر محمود نمود...الا يا ايها المحمود ادر کاسا ونا
ولها /
اتم آسان شکست اول ولي
افتاد مشکل ها . سعدي نيز زنده شد و بيتي رو تقديم
نمود....سلسله
موي دوست سانترفيوژ بلاست / هر که در اين چرخه نيست فارغ از
اين
ماجراست."
آریا مدنی، ایران
دعوا دارد بالا میگرد
"از طرف خلقیون تهدید شدم. بخاطر دفاع از کودکان و زنان. دعوا
دارد ریزتر میشود."
ج.ک: آریا جان خواهش میکنم مفصل تر و مشروح بنویس. این جور
پیام ها را باید کشف رمز کرد و فهمید. خلقیون منظورت باید همین
اکثریتی توده ای هایی باشد که اخیرا فعال شده اند. آره به نظرم
اینها حالا پنبه دانه در خواب دیده اند که گویا میتوانند عروج
چپ و سوسیالیسم در ایران را مهار کنند و دوم خرداد سرخ خود را
داشته باشند و برادران اسلامی شان را از تیغ انقلاب نجات دهند.
اما چه کنیم که مردم به حرف اینها گوش نمی دهند و انقلاب
میکنند. چه کنیم که برادران اسلامی شان هم مثل اینها توهم
ندارند و تا لحظه آخر با چنگ و دندان از موجودیت خود دفاع
خواهند کرد و این بیچاره ها این وسط له میشوند و مثل همیشه
بازنده خواهند بود.
دریا قوام، تهران
به بچه های تبریز!
"مصطفی جان این پیام به زبان ترکی است و تحقیق کردم و دیدم که
به همه بچه هاي تبريز فرستاده من برات ترجمه کردم. حالا
نميدونم قضيه چيه : سلام دوستاي عزيز هر کس بچه تبريز هست و
خون ستارخان در
رگهايش جاري است اول خرداد جلوي بازار تبريز تجمع کنه."
ج.ک: دریا جان من هم نمی دانم مناسبت این چی هست. ولی یک نکته
را تردید ندارم. اوضاع جامعه بسیار ملتهب است. رژیم اسلامی
بدجوری تحت فشار اعتراض مردم است و به هر جنایتی هم دست میزند
به نظر نمی رسد بتواند مردم را مهار کند. خب طبعا نیروهایی مثل
اکثریتی توده ای ها و همپالکی های اینها در آذربایجان و
ناسیونالیسم آذری فعال خواهند شد. ولی همچنانکه در جریان
اعتراضات مردم آذربایجان دیدیم، مردم به میدان می آیند برای
آزادی و برابری، بر بدست آوردن یک جامعه انسانی، نه عوض کردن
آخوندهای این قومیت با آن قومیت، یا عوض کردن آخوندها با
برادران فکل کراواتی شان. پایه اعتراضی که اکنون در جامعه
ایران هست یک جنبش عظیم و پرقدرت است. کمونیسم کارگری. با وجود
این جنبش و حزبش ناسیونالیسم چه نوع توده ای و چه نوع دیگرش
آینده ای نخواهد داشت.
روزبه تهرانی، تهران
برگزاری جلسه بحث
روزبه جان نامه ات در
مورد برگزاری جلسه بحث و گفتگو سربازان فراکسیون رسید.
امیدواریم که موفق باشید.
یک جوان آبادانی
میخواهم فعالیت کنم
"سلام آقای صابر من یک
جوان آبادانی هستم و میخواهم برای سازمان فعالیت کنم. البته من
با فراکسیون ارتباطی دارم ولی اگه بخواهم برای شما هم فعالیت
کنم باید چه کار کنم؟"
ج.ک: دوست عزیز، از
آشنایی شما خوشحالیم. اولین کار این است که نشریه را مرتب
بخوانید و به دوستانتان بدهید. همینطور از محیط فعالیت خود
گزارش تهیه کنید و برای نشریه بنویسید. و بعد هم باید بیشتر با
هم صحبت کنیم و مشخصتر وضعیت شما را بررسی کنیم تا بتوانیم
دقیقتر اظهار نظر کنیم.
فرشین از ایران
نامه من رسید؟
"سلام آیا ئی میل من
به دست شما رسید؟ میخواستم نظرتتان رو بدونم. قربانت فرشین."
ج.ک: فرشین جان هفته
قبل رسید نامه تان را دادیم و مختصر هم در باره داستهایی که
فرستاده بودید صحبت کردیم.
فرزاد سلطانی، آمریکا
اول مه آمریکا و کنگره
"سلام مصطفی جان.
شرمنده که مدتی است غیبت بدی دارم، اونهم به دلیل کار و
گرفتاری های همیشگی. اما نشریه رو دریافت کردم و مثل همیشه
خوندم. یک نکته رو میخواستم بگم که دوست داشتم با رفیق سعید
صالحی نیا و شما و نشریه هم خوبه در جریان بگذارم. حالا که در
نشریه مطرح شد. یکبار اینجا میخواستم بگم مساله این است که به
نظرم منبع خبری رفیق سعید اشتباه بود. در لس آنجلس و حومه
تعداد زیادی شرکت کرده بودند اما 200 هزار نفر امری بود که
پارسال مطرح شد. امسال به این وسعت نبود و تخمینی که ما میزنیم
فکر نمی کنیم بیش از این باشد. (و البته فرزاد تخمین را یادش
رفته بگوید.) با رفقای واحد لس آنجلس که تماس داشتیم از قبل
میدانستیم که به شکل پارسال نخواهد شد. میخواستم این رو بگم که
در جریان بذارم که اصلاح کنید... یک نکته دیگه مصطفی جان آیا
کنگره زنده پخش میسه مثل بار قبل. یادمه حداقل کنگره 4 رو من
خودم تو ایران گرچه با سرعت پایین اما آنلاین دنبال میکردم.
خواستم ببینم به چه صورتی هست اینبار."
ج.ک: فرزاد جان مرسی
در مورد خبر اول مه در لس آنجلس. باید در این مورد منتظر جواب
رفیق سعید صالحی نیا بود. و یا دوستان دیگری که اخبار را دنبال
کرده اند اظهار نظر کنند. در مورد نکته دوم، بله کنگره بطور
مستقیم از طریق اینترنت پخش میشود. همانطور که گفتی که کنگره
های ما توسط هزاران نفر مستقیما دنبال میشود.
مبین دهباشی، مریوان
تجمع دانشجویان پیام
نور
خبری را برای یک لیست
و از جمله ما فرستاده اند:
"گزارش تجمع اعتراضي
دانشجويان دانشگاه پيام نور مريوان
امروز چهارشنبه
16/5/2007 دانشجويان مركز پيام نور مريوان در اعتراض به
ساختار
نامنظم مديريتي و فكري دانشگاه براي چندمين بار متوالي تجمع
اعتراضي كردند .
در اين تجمع
كه در سالن دانشگاه پيام نور مريوان بر گزار شد تعداد كثيري از
دانشجويان
اين مركز شركت كرده بودند و با در دست داشتن پلاكارد هايي و
خواندن سرود
يار دبستاني
من اعتراض خود را به سيستم مديريتي ضعيف و ناكار آمد دانشگاه
اعلام
كردند .
بيشترين اعتراض دانشجويان نسبت به رياست دانشگاه بود كه چندين
ماه است به
بهانه استعفا
دادن در دانشگاه حضور نداشته و باعث ايجاد اختلال در بسياري از
كارهاي
اداري
دانشجويان شده است
.
در همين راستا با
يكي از كساني كه مديريت اين تجمعات را بر عهده داشت مصاحبه
اي انجام
دادم و سوالاتي از ايشان پرسيدم كه متن اين سوالات و پاسخ
ايشان ذكر شده
است
.
-
اولين تجمع
دانشجويان مركز از چه تاريخي شروع شده است و مطالباتي كه شما
را وادر به
اعتراض كرده است چه چيزهايي هستند ؟
براي اولين حركت در
تاريخ 3/2/86 جمعي از دانشجويان جهت حل مشكلات دانشجويان با
فرماندار
مريوان ديداري را برگزار نمودند ، اما بعد از 10 روز انتظار
كوچكترين
اقدامي جهت
حل مشكلات ما انجام نشد . به همين دليل در تاريخ 12 /2 /86
تجمع اعتراضي
دانشجويان د
راعتراض به وضعيت موجود در دانشگاه شروع شده است و تا پاسخگويي
مسئولين
به مطالبات
دانشجويان ادامه خواهد داشت
.
مشكلات ما دانشجويان
مركز پيام نور مريوان به شرح زير است
:
1- ضعف مديريت
:
الف ) عدم حضور
رياست در دانشگاه در مدت 8 ماه گذشته و امضاي نامه هاي اداري و
دانشجويي در
خارج از دانشگاه (منزل شخصي رياست دانشگاه)
ب ) عدم نظارت كافي
بر وضعيت اداري و پرسنل دانشگاه
.
ج ) برخورد نا مناسب
و تحقير آميز با دانشجويان
د ) ممانعت از اجراي
فعاليت هاي دانشجويي ( علمي و فرهنگي)
2-
نداشتن
هيئت علمي
3- عدم وجود
كتابخانه اي مجهز و مناسب
الف ) نداشتن سالن
مطالعه
ب ) نداشتن كتاب و
منابع كافي
ج ) ضعف مديريت
كتابدار و برخورد نا مناسب وي با دانشجويان به صورتي كه دانشجو
از
كتابخانه
فراري مي باشد .
4-
كمبود
فضاي مناسب آموزشي و تفريحي
الف ) نداشتن فضاي
مناسب براي برگزاري كلاسهاي رفع اشكال
ب ) نا مناسب بودن
محوطه دانشگاه
ج ) سهل انگاري در
واگذاري فاز دوم ساختمان دانشگاه
5- جلوگيري از
فعاليت هاي علمي و فرهنگي وفكري دانشجويان
6- عدم وجود بوفه و
تغذيه سالم و بهداشتي براي دانشجويان
7- عدم وجود سرويس
اياب و ذهاب ( در حالي كه فاصله دانشگاه از شهر بيش از 3
كيلومتر است)
8- حاكم بودن جو
امنيتي و خفقان در دانشگاه و اختناقي كه بر دانشجويان تحميل
شده
است.
همچنين قابل ذكر است
كه تعداد 9 دستگاه كامپيوتر از اين مركز به سرقت رفته است
اما هيچ كدام
از مسئولين اين ماجرا را پيگري نكرده اند و حاضر به پيگيري
نيستند .
- آيا از سوي
مسئولين و رياست دانشگاه تا بحال پاسخي به شما داده شده است
؟
رياست دانشگاه هر
بار با بهانه هاي واهي و وعده وعيد هاي دروغين دانشجويان را به
آرامش
فراخوانده است . خانم رسائي رئيس اين مركز هر بار به بهانه
استعفا دادن خودش
شانه از
مسئوليت خالي كرده است . زماني با وعده انتخاب شدن رئيس جديد و
پوچ بودن
اين وعده و
زماني به بهانه استاني شدن مركز پيام نور (كه 2 ماه است
استاني شده است)
و
به شيوه هاي ديگر از قبول مسئوليت امتناع مي كردند و مشكلات
دانشجويان را
ناديده گرفته
اند و تا بحال هيچ گونه جواب قانع كننده اي به دانشجويان در
خصوص رفع
مشكلاتشان
داده نشده است .
-
در
صورتي كه مسئولين دانشگاه به خواسته هاي شما كه ابتدايي ترين
حقوق يك
دانشجو به
حساب مي آيند توجه نكنند چه اقداماتي انجام خواهيد داد ؟
در اين راه اكثر
دانشجويان با ما همراه و هم صدا هستند . همه ما با تمام توان
به
اعتراضات
ادامه خواهيم داد و حتي اگردامنه اين تجمعات اعتراضي به دوران
امتحانات
دانشگاه
كشيده شود حاضر به شركت د رامتحانات نخواهيم شد و تا گرفتن
جواب قانع كننده
مسئولين و
كسب ابتدايي ترين حقوق خود به اين تجمعات ادامه خواهيم داد.
البته قابل ذكر است
كه در اين تجمع كه در سالن طبقه دوم دانشگاه پيام نور و د
رجلوي دفتر
رياست انجام شد خانم رسائي كه اوضاع را شلوغ ديدند به ترفند
هايي خود را
به جمع
دانشجويان وارد كردند و زيركانه خواستند كه خود را هم صدا با
دانشجويان
معترض نشان
دهند . اما خوشبختانه چنين ترفند هايي ديگر در دانشجويان تاثير
نخواهد
داشت . خانم
رسائي كه مجبور به شنيدن انتقادات دانشجويان شد و هر بار كه
سوالي از
وي پرسيده مي
شد با جواب هاي بي معني و غير قابل قبول شانه خود را از
مسئوليت وارده
خالي مي
كردند .
در پايان اميدوارم
دانشجويان مركز پيام نور مريوان كه حتي اين حق را نداشته
اند كه نشريه
دانشجويي را انتشار دهند و رئيس اين دانشگاه نشريات دانشجويي
را غير
قانوني مي
خواند به حقوق ابتدايي خود دست يابند و به اعتراضات خود ادامه
دهند تا
لحظه پيروزي
آنها در اين راه
.
مبين دهباشي
خبرنگار آزاد
2007-05-16
مهسا از سوئد
هرکاری از دستم
بربیاد!
در نامه ای به
شراره نوری: " دوباره سلام! من 22 سالم هست کمتر از یک ساله که
به سوئد اومدم و در کومووکس درس میخونم. از طریق برادارم با
حزب آشنا شدم. با حزب تقریبا آشنایی دارم ولی تا الان فعالیت
جدی ای نداشتم. از اوضاع جدید ایران خیلی نارحتم با دوستام که
حرف میزنم میگن که خیلی سختگیری بیشتر شده. هر کاری که از دستم
بربیاید چه تو شهری که هستم و چه جای دیگه با کمال میل انجام
میدم."
ج.ک: مهسا جان خیلی
از آشنایی با شما خوشحال هستیم. اگه بتونی خودت رو به کنگره
برسونی اونجا خیلی از بچه های سازمان جوانان هستند و میتوانی
آشنا بشوی. حتما سعی کن به کنگره بیایی. در هر حال با شما تماس
میگیریم و خیلی کارها هست که شما میتوانید انجام بدهید. به
دوستانتان در ایران هم سلام برسونید.
طاها جبار زاده از بلژیک
چه کاری از من ساخته است؟
"صابر جان عزیزم سلام. خسته نباشید. منو ببخشید که دیر با شما
تماس گرفتم. لطفا در مورد زیر منو راهنمایی کنید: در ادامه
مبارزات خود با حکومت فاسد آخوندی در کنار شما چه کاری از دست
من ساخته است؟ منتظر تماس و راهنمایی شما هستم. قربانت طاها."
ج.ک: طاها جان هفته قبل به جلسه هفتگی سازمان جوانان کمونیست
آمدی و این خودش قدم دیگری بود که بیشتر وارد کار و بارهای
سازمان جوانان بشوی. خیلی کارها میتوانی بکنی. اول رساندن
نشریه به دست همه دوستان در ایران و جاهای دیگر. دوم دخالتگری
در نشریه و مباحث آن. سوم تماس گرفتن با دوستان و آشنایان و
تلاش برای عضو گیری برای سازمان جوانان کمونیست. و کارهای
بیشتر که باید دقیقتر باهم صحبت کنیم. حفظ ارتباط منظم با
سازمان جوانان کمونیست البته شرط پیشبرد همه کارهای دیگر است.
طاها جان ادبیات مارکسیستی و مشخصا ادبیات حزب را چه حد دنبال
کرده اید؟ یک عرصه مهم همین آشنا شدن هرچه بیشتر با ادبیات حزب
و ادبیات کلاسیک مارکسیستی است. موفق باشید.
آناهیتا از ایران
ماموران را کتک زدند
"توی سجاد مشهد
ماموران به دو دختر گیر دادن و آنها را با کتک میخواستند سوار
ماشین پلیس کنند که چندتا پسر غیرتی شدن و ماموران را کتک زدند
و دخترها رو از دست ماموران درآوردند."
ج.ک: مرسی آناهیتا جان
از این خبر. ما هفته پیش در این مورد اطلاعیه دادیم که در
نشریه هفته پیش هم آمد. البته اینرا بگوییم که نامه شما هفته
قبل از قلم افتاد که پوزش میخواهیم. آناهیتا جان نوشتن شما
دارد بهتر میشود و پیشنهاد میکنیم که جدی تر برای نشریه بنویس.
موفق باشید.
فعالین حقوق بشر
زندانیان سیاسی
کرمانشاه
گزارشی را برای لیست
وسیعی و از جمله ما فرستاده اند: "بنا بر گزارشات رسیده از
زندان دیزل آباد کرمانشاه زندانیان سیاسی این زندان
در شرایط
بسیار بد محیطی و بهداشتی نگهداری می شوند.
آقای اکبر پنجابی
محکوم به حبس ابد ، محمد زیسی محکوم به 9 سال زندان ، محمد
مرادی محکوم
به 22 سال زندان علی صالحی محکوم به 22 سال زندان ، پیمان
خنجری محکوم
به 27 سال
زندان و خانم ستاره ارکزواری از جمله زندانیان سیاسی این زندان
می باشند
که در شرایط
بسیار بد محیطی و بهداشتی این زندان و در بین زندانیان عادی و
خطرناک
نگهداری می
شوند .
لازم به ذکر است
خانواده آقای پیمان خنجری محکوم به کوچ اجباری و اقامت
اجباری در
یکی از روستاهای دور افتاده شده اند که محدودیت ها و فشارها را
بر روی
این خانواده
بیش از پیش کرده است.
فعالان حقوق بشر در
ایران نسبت به وضعیت این زندانیان به شدت اعلام نگرانی می
کند و از
سازمان های بین المللی نسبت به وضعیت این زندانیان استمداد می
طلبد."
|