به سایت سازمان جوانان کمونیست خوش آمدید

 

مقالات و نامه های رسیده نشریه سازمان جوانان کمونیست شماره ٢٨٧

 
 

نشریه

اطلاعیه

اسناد

مقالات

تماس با ما

خانه
 

نامه های شما٢٨٧

مه سام، از ایران

میخوام جهت دار باشم

"سلام من مه سام از ایران هستم. 24 سالم است و مهندس کامپیوترم. شما رو از طریق سایت تون شناختم. من اصول سازمانتون رو خوندم اما در مورد مذهب داشتن یا نداشتن هم میخوام بدونم. قبلان کارهایی رو انجام دادم اما حالا میخوام جهت دار باشه کارم. اعلامیه ای رو در مورد ولایت فقیه خودم پرینت کردم و در دانشگاه به در و دیوار زدم اما کسی نفهمید. الان هم خلاصه ای رو از بحث ولایت فقیه کتاب "تولدی دیگر" نوشته شجاع الدین شفا رو دارم مینویسم که در اختیار بعضی قرار بدم. (فقط برای اطلاع رسانی) لطفا در مورد عضویت سازمانتون بیشتر برام بنویسید. "

 

ج.ک: مه سام عزیز به صف ما خوش اومدی. همینکه بخواهی عضو ما باشی میتونی عضو باشی و در کنار ما فعالیت کنی. ما برای عضویت امتحان ایدئولوژیک نداریم و در مورد مذهب داشتن یا نداشتن از کسی سوال نمی کنیم. البته همانطور که میدانی ما مذهب را خرافه میدونیم و بشدت علیه مذهب و حکومت مذهبی و برای رهایی بشر از دست آن مبارزه میکنیم. مه سام عزیز برای کاروبارها باید از نزدیک صحبت کنیم.

 

 

دریا قوام، ایران

وبلاگ نشریه جوانان

"سلام آقای صابراز اینکه برای نشریه وبلاگ دایرکردید خیلی خوشحال شدم چون این نشریه تریبون آزادی است برای نویسندگان و همیشه با خود میگفتم کاش جایی هم بود تا خوانندگان نظرات خود را در مورد نوشته ها بیان کنند وحال کجا بهتر از این وبلاگ ،که تریبون آزادی باشد برای سخنان خوانندگان نشریه و به خاطر این کار پسندیده بهتون تبریک میگویم وتشکر میکنم.

ج.ک: دریا جان وبلاگ رو نوید مینایی زحمتش را کشیده (اگه اشتباه نکنم) من هیچکاره ام! به نظر من کار خیلی خوبی است و اینجا یک بار دیگه لینک اون رو میزنیم. امیدوارم سامان باکس ثابتی برای این لینک در نشریه درست کنه.

http://www.nashrie-sjk.blogfa.com/

 

رامین تقی پور، آلمان

با هم صحبت کنیم

"مصطفی جان سلام. از نقدی که به نوشته من داشتی (شماره 286) ممنون هستم. استفاده کردم و امیدوارم که بزودی بتوانم با شما ولو به اختصار هم که شده صحبتی داشته باشیم. موفق باشی."

 

ج.ک: رامین جان منهم مشتاق هستم و موفق باشی.

 

منصور ترکاشوند

حق آب و گل قديميها

"شايد بپرسي که مثلا دوستان جوانتر، در مورد رفقاي فراکسيون کجا دچاره خطا شده اند؟ بنظرم يکي از خطا ها سر حق آب و گل است ! هيچ وقت دوست ندارم قبل از استدلال حکم بدهم .اين راه وروش را درست نمي دانم اما هم عجله در ارسال مطلب وهم مشکل اينترنت و تايپ باعث مي شوند که نتواني منظورت را درست منتقل کني ، به همين دليل اول حکم دادم و بعد استدلال مي کنم .

اگر همين فردا و به هر دليل در کارخانه اي که ده سال واندي است که کار مي کنم ، عذرم را بخواهند حق آب وکل من چه مي شود ؟ ده سال از عمر من در کارخانه گذشته است ، کار خانه پيشرفت کرده است ، در ميان جامعه جا باز کرده است و بخشي از اين پيشرفت بخصوص بدهکار زحمات من است . البته اين با حق آب وکل در حزب تفاوتهايي دارد که يکي يکي بايد بر شمارد . اولا در کارخانه هيچ وقت بقدر کار در حزب جان وزندگي من به خطر نمي افتد، اوباش اسلامي هيچ لحظه اي امثال رفيق جوادي يا آذر يا هما و يا سياوش را راحت نمي گذارند. اگر چه اين رفقا به اختيار خود و در يک انتخاب کا ملا آزادانه و آگاهانه به حزب پيوسته اند ولي اين ذره اي از حق آب و گلشان نمي کاهد. اگر چه بنظر من اين رفقا بايد بجاي اعتراض به انتخاب نشدن دردفتر سياسي بايد تاکيد مي کردند که اعتراض دون شان آنها است و اصولا در صدد پاسخ سياسي به مسائل بر مي آمدند و حتي مسائل تشکيلاتي را سياسي پاسخ مي دادند. ولي اين هم (با پوزش از دوستان فراکسيون) مرا ياد کا رگري مي اندازد که اتفاقا حق آب وکلش را پايمال کرده اند و راه درست اعتراض را نمي داند و مثلا مي زند دستگاههاي کار خانه را خرد مي کند.

بنظر من حق آب وکل حقي است که ما بايد براي رفقايي که کمونيزم کار گري را پيش برده اند قائل باشيم . این رفقا در مطرح کردن کمونيزم کار گري کم زحمت نکشيده اند . نمي شود حق آب وکلشان را هپلي کنيم ! اين حق را دارند، مگر خودشان از آن صرف نظر بکنند .

بنظرم بايد روي حق آب وکل جدل اساسي بکنيم تا به نتيجه نهايي برسيم ،آنچه به نظرم رسيده بود، نوشتم اميدوارم نظر رفقاي ديگر را ببينم وبشنوم تا به جواب درست برسيم . در نهايت عجله منصور تو.

بعد از تحرير. آموزش رياضي و فارسي و ديني به دختر دوازده ساله قطعا يکي از سخت ترين کار هاست بخصوص وقتي که خودت سواد درست وحسابي نداشته باشي."

 

ج.ک: منصور جان من درست متوجه نشدم داری شوخی میکنی یا جدی میگویی. ولی انگار داری جدی میگویی. اول در مورد حق آب و گل کارگر بگویم. (چون مساله حزب و حزبیت با جامعه و بالاخص اقتصاد سیاسی آن فرق دارد.)  کارگر برده مزد است. چاره ای هم ندارد و مجبور است هر لحظه برای قابل تحمل تر کردن مصائب این بردگی و البته سرانجام نابودی آن مبارزه کند. حق آب و گل کارگر در واقع عبارت از اعتراض به بی تامینی او در این جامعه مبتنی بر بردگی است. آدمیزاد را هم مثل پاکت و آدامس و خربزه به کالا تبدیل کرده اند و مصرف میکنند و تفاله اش را دور می اندازند.  کارگر به همین اعتراض دارد که من بعنوان یک انسان باید از حق تامین زندگی برخوردار باشم. حق آب و گل شکل عقب رانده شده همین خواست انسانی است. و تازه در این مورد هم نه فقط حمله به ماشین الات شکل عقب مانده و بی ثمر اعتراض است، بلکه حتی طلب حق و آب گل هم زیاد کارا نیست. راستش این مطالبه کارگر با سابقه را در مقابل کارگر جدید قرار میدهد و تفرقه می اندازد. (و خودت بهتر میدانی که اتفاقا این یکی از روش های کارفرما و مدیریت برای تفرقه بینداز و حکومت کن است!) کارگر باید برای بیمه بیکاری برای همه و بیمه های تامین اجتماعی برای همه (از جمله بازنشستگی شایسته انسان)  بجنگد تا بتواند این کالا شدن نیروی کار و بردگی مزدی را قابل تحمل تر بکند. اما در حزب چنین حقی (حق و آب گل) طلب کردن دیگر ما را به عصر ماقبل سرمایه داری و مناسبات عشیرتی برمیگرداند. فقط فرقه های مذهبی و سکت های عشیرتی میتوانند چنین حقی را قائل شوند. حزب بر اساس اتحاد داوطلبانه افراد تشکیل شده است. حزب بر اساس رای اکثریت تصمیم میگیرد. حزب به همه کس اجازه میدهد تا حرفش را بزند و قانع کند و بعد تصمیم اکثریت به تصمیم حزب تبدیل میشود. در هیچ کجا حق آب و گل وارد معادلات و مناسبات حزبی نمی شود.  هرکس که بیاید بگوید من سابقه ام فلان بود و فلان کار را کردم و امروز به اعتبار همان گذشته حرف امروزم را قبول کن، به نظرم دارد به شعور بقیه توهین میکند. (نظیر رفقای انشعابی که میگفتند "سابقه من حزب و قدرت سیاسی است"!!)  قطعا هرکسی به گذشته و سابقه دیگران توجه دارد، به آن ارج مینهد  و هیچ اتورتیه ای یک شبه بدست نمی آید. ولی اتوریته در حزبی مثل ما موروثی و مادام العمر نیست  و از منبع الهی و مذهبی و یا سابقه فرد ساطع نمی شود. هر لحظه باید آنرا در عمل سیاسی به حزب و جامعه اثبات کنی وگرنه با چند اشتباه مکرر بسرعت اعتماد بقیه را از دست میدهی. و من از این خاصیت حزبمان اتفاقا خیلی خوشم می آید. منصور حکمت کلی برای این جنگید و مشخصا به مستعفیون سال 97 که ادعای "بنیانگذاری" میکردند گفت که ما بنیانگذار نداریم. همه چیز انتخابی است و مجلس خبرگان هم نداریم!  من البته اینرا میفهمم که به تلاش و کوشش همدیگر احترام بگذاریم. میفهمم برای کسی که میخواهد بعد از چندین سال کنار بکشد و یا بازنشسته بشود بعنوان رفیق و همرزمی که بهر دلیل حالا نمی تواند ادامه دهد، احترام قائل شویم و حتی عناوین افتخاری تعریف کنیم. ولی این حق آب و گل نیست. این احترام به خودمان و حزبمان است. اما کسی که به این خاطر که انتخاب نشده است یک پلنوم شفاف و صادقانه و سیاسی را (بروید نوارهایش را ببینید)  چنان به ناروا توطئه آمیز  و وارونه جلوه میدهد، با آن کارگری که دستگاه میشکند اصلا قابل مقایسه نیست. نفس اعتراض آن کارگر (صرف نظر از شکل عقب مانده و بی ثمرش) شریف و حق است. نفس کار این رفقا نادرست و ناشریف و علیه کمونیست ها است. توهین به همه کسان دیگری است که بهر دلیل حرفهای ایشان را قبول نکردند و سیاست های این رفقا را نادرست دانستند و بارها و بارها و بارها در کوهی از ادبیات (که اکنون همه آن در سایت حزب آمده است)  در ساعتها جلسه و مباحثه جواب این رفقا را دادند و سعی کردند آنها را قانع کنند. همانطور که در  بیانیه حزب در شماره گذشته آمد، نه فقط رفقا حقی نداشتند چنین حرف بزنند بلکه این برخوردشان به پلنوم 27 قابل تقبیح است.

اما منصور جان میدانم که این نوشته تو قبل از آن بیانیه نوشته شده است و شاید الان این توضیحات من حرص تو را دربیاورد که لازم نیست. اگر اینطور است مرا ببخش. ولی فکر کنم بهر حال برای خوانندگان مفید باشد. به دختر عزیزت هم سلام برسان.  عشقی که تو به او داری و پشتکار و تلاشی که تو داری همه مشکلات را حل خواهد کرد.

 

دامون از ایران

برایم هفتگی را بفرستید

در نامه ای به گروه جوانان کمونیست: "رفقا با سلام لطفا هفتگی (پی دی اف) برایم بفرستید، چون باز نمی شود!!! مرسی از یو"

 

ج.ک: دامون عزیز پیامت روشن نیست. احتمالا منظورت نشریه انترناسیونال هفتگی است. امیدوارم که کسی آستین بالا بزند و انترناسیونال را هر هفته فورا در گروه منتشر کند. کلا گروه جوانان کمونیست در زمینه انتشار ادبیات حزب فعال نیست. باید فکری برای این بکنیم.

 

دریا کیانی، از تورنتو

سکوت!

"سلام مصطفی این را هفته پیش باید می دادم  ولی خب یادم رفت، هرچند نشریه اینقدر زیاد مطلب داره که شما را خسته کرده است.

سکوت!

صدای سکوت انعکاس عجیبی دارد گاه با توهم آمیخته می شود. و تو مسخ آن می شوی ، سکوت هزاران معنا دارد. و چه دروغ است که بگویم سکوت علامت رضاست . که سکوت علامت ترس است علامت خفقان است. علامت زخمهای سربسته زیادی که دیر یا زود سر باز خواهد کرد. سکوت آرامشی است ظاهری قبل از طوفانی واقعی، قبل از قتل ،قبل از مرگ ، قبل از شکنجه. سکوت صدای ناله است. ناله یک زندانی در ته یک سلول که زیرشکنجه سکوت کرده است ولی حالا درد سکوتش را می شکند. گاه سکوت صدای دختری است که در هراس است از پدر از برادر از سنگسار و سکوتش گاه با مرگ برای همیشه به سکوت می پیوندد. گاه سکوت صدای شکستن است. گاه فقط ریزش اشک است ازدرد تحمل این سکوت. حالا فریاد بزن. با تمام قوا بگذار سکوت برای ابد بشکند. بگذار این دیوار ترس برای ابد فرود بریزد. بگذار صدای آن دردها به گوش مان برسد. که سکوت خیانت است به تو به من و به آن زندانی. که سکوت فقط توهمی است از آرامش."

 

ج.ک: دریای عزیزم، هیچ وقت سکوت نکن و سکوت نکردنت را هم یک هفته به عقب نینداز! از شوخی گذشته، مطالب ما را خسته نمی کند. کارهای زیاد و متنوع و وقت کم مشکل ماست. باید سازمان و ضبط و ربط بهتری بدهیم. باید بیایید کمک ما و گوشه ای از کار را بعهده بگیرد! منتظر نوشته های بیشتر از شما.

 

کیان آذر

نوارهای پلنوم 27

کیان آذر ابتکار خوبی زده و نوارهای پلنوم 27 را در اجزاء کوچکتری که راحت داونلود شود تقسیم کرده و روی وبلاگی به اسم "انسان نوین" گذاشته است. نوارهای پلنوم را حتما نگاه کنید. تصویر خیلی بهتری از حزب و اهداف و برنامه هایش بدست خواهید آورد.  یادداشت  کیان و آدرس وبلاگ انسان نوین در زیر می آید:

"پلنوم بیست وهفتم کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران، در روزهای 3 و 4 فوریه برابربا چهاردهم وپانزدهم بهمن85 درکشور سوئد برگزار شد. بنا به تصویب علنی شدن پلنوم، ویدیوی پلنوم27 در اختیار عموم قرار گرفته است و بنا به فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت در ایران، این یک نسخه ای ست که سعی شده این ویدئو با تعداد بخش های بیشتر ولی با حجم کمتر نسبت به نسخه موجود در سایت حزب کمونیست کارگری ایران در اختیار شما عزیزان قرار گیرد.در صورت بروز هر مشکل در روند دانلود این ویدئو من را -که نحوتماس در وبلاگ موجود است- در جریان قرار دهید

http://ensannovin.blogspot. com/

 

روزبه تهرانی، ایران

سربازان فراکسیون

روزبه چند نامه در حمایت از فراکسیون داده اند و از جانب "جمعی از دانشجویان کمونیست دانشگاه تهران" اعلام کرده اند که "سرباز فراکسیون" هستند، "فراکسیون پیروز است" و غیره و در مواردی  به "ضد فراکسیونی ها" (یعنی کی؟) حمله کرده  و هشدار داده اند که حزب بدون رفقای فراکسیون هیچ است و غیره. خبرهایی هم داده اند که صحت و ثقم آن هنوز برای ما مسلم نیست. اینکه گویا طرفداران فراکسیون و غیر فراکسیون (؟؟) با هم دست به یخه شده اند.  متاسفانه فرصت خواندن دقیق همه نامه های روزبه که طولانی و به خط لاتین بود فراهم نبود، چه رسد به تایپ آنها.  اما روزبه جان به رفقای فراکسیون توصیه میکنم حالا که اینقدر جایگاه برجسته و مهمی دارند و حالا که بدون آنها حزب هیچ است خب پس چرا  ضد حزب خودشان را به اسم فراکسیون درست کرده اند و کارشان شده است تبلیغ علیه حزب؟ آیا بهتر نیست کاری بکنند که هر آدم معقول  وجدی میکند. یعنی حزب خودشان را درست کنند و برای اهدافشان علیه جمهوری اسلامی و برای یک دنیای بهتر بجنگند. از شغل شریف تبلیغ علیه حزب کمونیست کارگری دست بردارند و محترمانه و محکم برای حرفهای خودشان بجنگند. هرجا هم که حرف مشترکی داریم طبعا در کنار هم میتوانیم کار کنیم. اما این بچه بازی و آویزان شدن به حزب و در عین حال تبلیغ علیه حزب، که فی الواقع پدیده جدیدی در سیاست است،  اصلا جالب نیست. تصویر خوبی از این رفقا نمی دهد. کسی جدی شان نمی گیرد. بهر حال کسی نمی تواند با ضد حزب درست کردن دنیا را تغییر بدهد. لطفا روی پای خود بایستید و کارتان را بکنید. روزبه عزیز امیدواریم که در هشت مارس فعال باشید و علیه حجاب مبارزه کنید و برای حجاب برگیران تلاش کنید. امیدواریم در چهارشنبه سوری در صف مقدم علیه آپارتاید جنسی قرار بگیرد و همواره برای برقراری سوسیالیسم تلاش کنید. پیروز باشید! 

 

مات توماس از (؟)

سرود جدید ای ایران

"با درود به سرود جدید ای ایران با شعر تاریخی از مسعود آذر و صدای ماندنی از فریدون فرهی گوش کنید. با احترام."

 

مات توماس عزیز، ما این سرود را قبلا در نشریه معرفی کردیم و شعر جدید را (که بر خلاف شعر سنتی ناسیونالیستی نیست)  چاپ کردیم. ابتکار بسیار جالبی بود و به دوستان عزیز فریدون فرهی  و مسعود آذر تبریک میگوییم. در ضمن فکر کنم سرود را میتوانید در سایت جوانان کمونیست گوش دهید.

 

کیارش خوشباش، ایران

مجله شما زرد میشود!

"درود با عرض شرمندگی از تندی سطور زیر ؛ جناب آقای صابر ، به عقیده من مجله شما کم کم به سبک و سیاق مجله های زرد خواهد آمد . نگاهی به تیتر ها و موضوعات خود بکنید . هیچ گونه سندیتی در عناوین مجله شما یافت نمی شود . خبرگزاری شما یک خبرگزاری کاملا معمولی مردمی است که اخبار و عناوین حاضر در آن به هیچ وجه از داس تعصب نویسندگان دور نمانده است . اطلاع رسانی ضعیف تمام دوران مجله شما موید این امر است . برای مثال شهریور امسال بنده و چند تن دیگر را که آنها نیز نامه نوشته بودند به خاوران کشاندید بدون اینکه زمان و مکان دقیق را اعلام کنید . در مورد 16 آذر و سایر برنامه هایی که تبلیغ آنرا در مجله می کردید نیز مسئله به همین صورت رخ داد . اکنون نیز اطلاع رسانی شما در مورد 8 مارس بسیار ضعیف است . یقینا این شبهه در ذهن خوانندگان رخ خواهد که اطلاع رسانی جوانان کمونیست به این دلیل ضعیف است که می خواهند در نشر اخبار و اتفاقات رخ داده مبالغه نمایند . من ترم گذشته به 3 دانشگاه در تهران متناوبا به منظور مسایل درسی رجوع می کردم ولی هیچ خبری نه 16 آذر بود نه زمان دیگر . بنده احساس می کنم شما همان گونه که در نشر شرایط غیر مذهبی داخل کشور مبالغه می کنید در سایر موارد نیز از همین حربه برای جذب افراد نا آگاه استفاده می کنید . امیدوارم که این طور نباشد... بدرود..."

 

ج.ک: کیارش عزیز، هیچ جای شرمندگی نیست و سطور شما هم خیلی تند نیست. ما به تندتر از اینها عادت داریم! از شوخی گذشته، دوست عزیزم ما اگر هم میدانستیم که دقیقا چه اتفاقی قرار است در 16 آذر یا 8 مارس بیفتد طبعا نمی گفتیم. اما به دقت نمی دانیم و هیچ کس هم نمی تواند که بداند!!  شما انگار متوجه نیستید که تمام دستگاه سرکوب سنگین جمهوری اسلامی اتفاقا علیه همین 16 آذرها و 8 مارس ها و غیره است. خود فعالین و برگزار کنندگان این مراسم ها نیز گاه تا لحظه آخر نمی دانند دقیقا چه اتفاقی می تواند بیفتد. این یک جنگ است. از یکطرف سازماندهندگان و کوشندگان بسیاری که میخواهند مراسم هرچه بهتری برپا کنند و البته کلی قول و قرار میگذارند و از طرف دیگر یک حکومت وحشی که میخواهد جلوی هر حرکتی را بگیرد. کیارش جان در مورد 16 آذر کجای اطلاع رسانی ما غلط بود؟ ما گفتیم 16 آذر را هرچه با شکوه تر و سوسیالیستی تر برگذار کنیم و اینطور هم شد. اگر باور ندارید عکس ها و مدارک آن در شماره های قبلی این نشریه و بر روی سایت های متعدد هست. چرا ما باید مشاهدات شخصی شما (که حتما درست هست) را مبنی قرار بدهیم و اینهمه عکس های بزرگ از اجتماعات 16 آذر را نادیده بگیریم؟ دوست عزیز هو کردن احمدی نژاد در 20 آذر را چه میگویید؟ آیا چنین چیزی نبود و نشد؟ ما بیخود گفته بودیم که در 16 آذر بیایید پدر جمهوری اسلامی را در بیاوریم؟  خب من میپذیرم که شما چیزی نشیدید ولی مگر شما مرکز عالم هستید؟ موضوع بسادگی این است که شما فقط دور و برو خودتان را می بینید و ما کسان دیگر را هم می بینیم و اطلاع داریم. آیا اتفاقا همین 16 آذر نشان نمی دهد که "خبرگزاری ما" از خبرگزاری شما خیلی بیشتر به حقیقت نزدیک بود؟

 در مورد هشت مارس هم فراخوان ما این است که هرچه وسیعتر آنرا برگزار کنیم، علیه حجاب و آپارتاید جنسی و برای آزادی و برابری و سوسیالیسم شعار دهیم و مشخصا حجاب را لغو کنیم. از شما هم دعوت میکنیم که گوش به زنگ باشید و در مراسم هایی که عنقریب اعلام خواهد شد فعالانه خودتان و دوستانتان شرکت کنید. فعلا این را داشته باشید تا بعد ببینیم چه اتفاقی می افتد.

کیارش جان در مورد "مبالغه" ما در مورد "شرایط غیر مذهبی" کشور کلی باهم بحث کردیم و هنوز هم حاضریم که با هم بحث کنیم. آیا معلوم شد که حق با شما بود؟  ولی شما قضاوت خودتان را مبنای حقیقت گرفته اید و ما را در اشتباه فرض کرده اید و نه فقط این که ما  تبدیل شده ایم به کسانی که از "این حربه" (یعنی خیلی محترمانه دروغ گویی) برای "جذب افراد نااگاه" استفاده میکنیم. آخر کیارش عزیر این چه رسم بحث کردن است؟  چیزی را که هنوز در موردش بحث داریم و تازه به نظر من شما اشتباه میکنید را حقیقت مسلم گرفته اید، بعد ما شده ایم دروغگو، و دوستان ما شده اند افراد نااگاه!! خب کیارش جان آیا عین همین چیزها را علیه کمونیست ها در تبلیغات روزمره جمهوری اسلامی نمی شنوی؟ چرا فحش دادن به کمونیست ها، دروغ و افترا بستن به آنها، اینقدر آسان است؟

 

رسول از ایران

کالایی که تحویل داده نشد!

به شراره نوری: "سلام خانم نوری... و به ترتیبی بهتر دوست عزیز از لطفی که در پاسخ کشدید ممنون. تلاش و زحمت شما و دوستانتان در خارج ایران قابل تقدیر است و شاید اینگونه بهتر باشه که همه با هر عقیده و مسلکی برای ایران آباد و آزاد تلاش کنند. اعتقاد ما هم بر همین است. ایجاد مرزهای مشترک و تلاش مشترک و تعیین کافی اشتراک جمعی.  اینگونه هم میتوان بهتر زیست. اما انتقاد ما به عنوان کسانی که به نظام پایبندیم و البته در راه آرادی هم تلاش میکنیم با شما اپوزیسیون اینه که در حال حاضر باید هدف را حداقلی قرار داد. تغییر نظام شیوه سودمند و کارآمدی نیست و نتیجه ای چون قبل خواهد داشت. اما اصرار بر اصلاحگری و حرکت تدریجی در طولانی مدت نتیجه خواهد داد. فقط کافیست نگاهی بر خود کنیم و ببینیم تا چه حد برای خود هستیم و تا چه حد برای ایران و آیا از خود و این نسل برای ایران و نسل آینده عبور کنیم. دوست عزیز! شاید  اینکه شما در بیرون گود نشسته اید و از فرای مرز هدایتگری میکنید در عین حال مفید است. جنبه منفی هم داشته باشد، از دور دیدن خوشتر است. این حرف را کسی میزند که آزادی را گران خریده و البته هنور کالا را تحویلش نداده اند. منتظر پاسخی از شما هستم. امیدوارم این ارتباط سازنده (حداقل برای من) ادامه داشته باشد. پایا باشید و ماندگار و خداوند روزگار خود!"

 

ج.ک: دوست عزیز این کالا را تحویل شما نخواهند داد. معامله ای که کرده اید از ابتدا بر پایه حقه بازی و ریاکاری بوده و سرتان کلاه گذاشته اند. آزادی را نه خمینی و خامنه ای و حجاریان و سعید امامی و لاجوردی ها، و نه رضا خان ها و محمدرضا شاه و نه کسی که دغده اش حفظ منافع سرمایه داری است به شما نخواهد داد. آزادی را آن کسی میتواند بیاورد که به آن نیاز دارد و از نتایج آن (دخالت مردم در سرنوشت خود) وحشت که ندارد هیچ، تنها منفعتش در این است. آزادی امر خود مردم و همه کسانی است که جامعه موجود بر پایه بهره کشی از آنها و بی حقوق کردنشان بنا شده است. آزادی امر کارگر و همه مردم محروم است.  اگر شما از داخل گود اینرا نبینید، متاسفانه تا یک میلیون سال دیگر هم به آزادی نخواهید رسید. اما همه مثل شما به امید بزک نمیر بهار می آد ننشسته اند. یعنی زندگی شان اجازه نمی دهد که منتظر بمانند. خاتمی برای دوره ای شاید در برخی امید اصلاحات را دامن زد، اما آن دوره مدتهاست تمام شده است. الان چه ما و شما بخواهیم و چه نخواهیم دوره دیگری است. دوره سرنگونی و رها شدن از شر جمهوری اسلامی. بهتر است آن معامله را فسخ کنید و برای گرفتن آزادی همراه ما شوید!

 

تیمور تیموری راد، آلمان

نه جنگ نه بمب نه حجاب!

مقاله ای در مورد 8 مارس فرستاده اند و از جمله نوشته اند:

"8 مارس امسال بایستی که بیانگر رادیکالترین بخش جنبش زنان باشد و بر این اساس شعار محوری جنبش زنان بایستی که علیه قوانین زن ستیزانه حاکم  ، علیه آپارتاید جنسی که بصورت قوانین دولتی و در لوای حجاب اجباری و به زنان حقنه می شود مطرح گردد و درست  به همین منظور با شعار " نه به حجاب " بایستی که قلب قوانین زن ستیزانه را هدف قرار داد  . اما اگرزنان  در این مطالبات فقط  منافع جنسیتی را در نظر گرفته و از شرایط موجود  در جامعه غافل باشند  خود بخود خود را از کل مصالح جامعه کنار کشیده اند و به همین دلیل شعار آنان بایستی که در برگیرنده خواستهای تمامی احاد جامعه که خود زنان نیز بخش وسیعی از آن می باشند را  مطرح نماید  .

به همین دلیل شعار محوری جنبش رادیکال زنان  در 8 مارس امسال نه حجاب ، نه به بمب ، نه به جنگ  شعار زنان و مردان  رادیکال و برابری طلبی است که هم منافع زنان و هم  منافع کل جامعه را نمایندگی می کنند  قرار گرفته است ."

 

کامران مزین، ایران

گله از بچه های یاهو

"مصطفی جان من میخواستم کمی از این وضع پیش آمده و اتفاقاتی که در گرو یاهو پیش امده گله کنم. متاسفانه به نظر میرسه بعضی دوستان هم عاشق جار و جنجال هستند و هم اخلاقیات نقد را رعایت نمیکنند و متاسفانه شاهدیم که عده ای در حال ضربه زدن به حزب از مجاری گوناگون هستند. متاسفانه من مبینم ک با تشکیل فراکسیون عده ای به جای انکه این موضوع از کانالهای جدی و حزبی بشکافند در حال مسخره کردن و شعار دادن . و حتی توهین به یکدیگر هستند که در نهایت ممکن است به این مجادله رنگهای تند بزند و نتایج دلخراشی پشت ان باشد که شدیدا ضد حزبی است .درست است که ازادی بیان حق هر کس است ولی ما نباید این را این گونه فرض بگیریم که افراد طرفدار حزب