|
نامه های
شما ٢٨٥
آناهیتا از ایران
اگر
آمریکا حمله کند
"چهارتا دیوونه حزب الهی ریختن تو خیابون امروز، شعار میداند
که همه جیره خوار رژیم هستن. اما اگه آمریکا حمله کنه نمی دونم
بازم مرگ بر آمریکا میگن یا نه. حتما میگن درود بر آمریکا که
ما رو از دست این شیخ ها نجات داد."
ج.ک: آناهیتا جان منظورت رو درست متوجه نشدیم، منظورت اینه که
اگر آمریکا حمله کند همین ایادی رژیم میگن درود بر آمریکا؟ یک
کمی ناروشن است. ظاهرا منظورت تو این هست که وضع رژیم اینقدر
خرابه که حزب الهی هایش هم منتظر حمله آمریکا و نجات از دست
رژیم هستند. یکجور امید تلویحی به نجات توسط آمریکا اینجا هست
که به نظر من کاملا سراب است. نمی دونم نظر شما چی هست. به
اوضاع عراق نگاه کن و ببین چطور مردم بیچاره هر روز دارن مثله
میشن و قبطه سالهای سیاه صدام حسین را میخورند. وانگهی اگر
آمریکا حمله کند بیشتر از همه جمهوری اسلامی خوشحال خواهد شد
چونکه میتواند فضا را میلیتاریزه کند و رعب و وحشت جنگی بوجود
آورد.
حمید بهداروند، ایران
نامه شما دریافت شد
حمید جان مطلب شما را در این شماره آوردیم، نامه تان را شماره
بعد خواهیم آورد. ای کاش در مورد حجاب منظورت را مفصلتر
بنویسی. زنده باشی.
محسن قاسم خانی، آلمان
نامه از مانی به مصطفی
مصطفی جان با سلام و خسته نباشید. این نامه از مانی است: "سلام
آقای صابر هرچند من به کم لطفی های شما عادت کردم ولی در هر
صورت لطف کنید و طیق قانون قانون مطبوعات اسم من را اصلاح
کنید. اسم من مانی است نه نیما. مانی قاسم خوانی"
ج.ک: آره مانی جان من باز خرابکاری کردم. (هفته قبل تولد پسرک
کوچولوی الهام و محسن را تبریک گفتم اما اسم را اشتباه نوشتم.)
مانی جان متاسفانه خیلی ها شامل این "کم لطفی" من میشوند. چون
اسم ها را قاطی میکنم و همیشه کلی افتضاح بار می آورم. جالبه
که همه حروف مانی و نیما با هم مشابه اند. فقط جاشون یه ذره
تغییر کرده است! (خدا رم کرده که فعلا فقط اسم ها را قاطی
میکنم!) مثلا تقریبا یک سال طول میکشد تا اسم دانشجویانم را
یاد بگیرم. قاطی کردن اسامی توسط من همیشه یکی از موضوع تفریح
کلاس است و منهم با این هنر ارزنده خودم کنار آمده ام. چون
اینقدر معذرت خواستم که دیگه دیگران مصونیت پیدا کردن. با
اینهمه جدا معذرت میخواهم و ای کاش آنجا بودم اون لپ های تو رو
میبوسیدم. البته اگه این باعث اخم و تخم بیشتر نشود و دادت
بلند نشود. خوانندگان قضاوت کنند که تو چقدر بقول سامان نازی:
(سامان جان عکس مانی اینجا می آید.)
شری
و نوید
بگو
گل کاشتید!
"های به مانی عزیزم و مامان و بابای مانی! خوش آمدی خوشگله.
امیدواریم مامان و بابا هم حالشون خوب باشه و حسابی کنار تو
باشن و خوش بگذره. حتما الان مامی الهام حسابی با دیدن تو
خستگی این نه ماه اش در رفته. به مامان و بابا سلام برسون و از
قول ما بگو گل کاشتید. شری و نوید."
شایان رازانی، ایران
این
یک تقلید است!
"خطاب به رفقا در فراکسیون اتحاد کمونیست کارگری!
من
یکی از اعضای حزب در داخل ایران هستم و شخصا به عملکرد رفقا در
تشکیل فراکسیون انتقاد دارم و تزهایی که از رهبری حزب و عملکرد
حزب در شرایط کنونی انتقاد گرفته و حزب را به کم کاری در عرصه
سیاسی متهم کرده و مفاهیم چپ سنتی را به حزب و رهبری حزب اطلاق
نموده اند کاملا بی اساس و غیر واقعی و کوته فکرانه میدانم.
اگر چنین واژه هایی را عملا در حزب داشتیم (رهبری و عملکرد
حزب) مربوط به زمانی بود که دوستان انشعابی در حزب بودند و با
رفتن آنها حزب از هرگونه اتهامی به کم کاری و غیره مبراست. این
رفقا موقعیت کنونی را با یک دهه و اندی قبل در حزب کمونیست
ایران اشتباه گرفته اند ولی باید گفت در آن زمان چندین چیز
شرایط لازم تشکیل فراکسیون (کمونیسم کارگری) را فراهم آورد:
اولا 1) سنتی بودن چپ و وجود افکار پوپولیستی، 2) وجود گرایشات
ناسیونالیستی و طبعا هجوم مبلغان جهانی سازی و موسم نوید بخش
دمکراسی مخملی آمریکایی در خاورمیانه و دامن زدن به تفرقه های
قومی و ملیتی و 3) حاکم بودن افکار میلیتاریستی در چپ سنتی و
دور ماندن از قافله روشنگریهای ذهنی جامعه. ثانیا: قطبی شدن
فضای حزب کمونیست ایران. ثالثا: وجود اکثریت زیادی از کادرها و
اعضا به رهبری حزب حکمت و موافقان فراکسیون (کمونیسم کارگری در
آن حزب).
اما
حالا چی؟ از هیچکدام از اینها خبری نیست. حزبی داریم کاملا چپ
و کمونیسم کارگری و دور از افکار چپ سنتی و با وسیع ترین
تبلیغات و آگاهگری با کم ترین بضاعت مالی و همچنین دست بالا
پیدا کردن چپ در سطح جامعه و کمرنگ نمودن افکار ملی – مذهبی که
همه در سایه زحمات و فعالیت های بی دریغ حزب و کلیه اعضا و
کادرها و فعالان این فکریت بوده است. رفیق علی جوادی باید
بداند این جنجال شروع یک معضل اساسی را در حزب منجر میشود و
فضای حزب را قطبی میکند و نمادی از حزب در حزب را به همگان
نشان میدهد و نه تنها این انتقادات و تکه پراکنی ها در نشریات
دردی را دوا نمی کند بلکه باعث رکود خواهد شد و لطمه های جبران
ناپذیری بر حزب وارد خواهد کرد. این رفقا میتوانند راحت این
افکار و انتقادات خود را در چهارچوب حزبی طرح و بررسی کنند نه
در خارج از آن. علی عزیز این یک تقلید است به نظر من زیرا ما
در این شرایط و در هرزمان مختلف نباید محدود شویم به منصور
حکمت بلکه باید فراتر رویم. چون همین نامحدود بودن و فراتر
رفتن حزب در جنگ طبقاتی یکی از اهداف و بیانات منصور حکمت بوده
و ما هم ادامه دهنده آن هستیم. این جا صحبت از حزب کمونیست
کارگری ایران است با برنامه واقعا بی نقص و با کادرها و اعضایی
زحمتکش که همگی آنرا قبول دارند و به همین منظور بهتر است در
همین چهارچوب حل و فصل و ارتقاء داده شود و ادامه دهنده راه
منصور حکمت باشیم نه بر باد دهنهد آن. و بجای کشف "شیطان در
جزییات" بفکر راهکاری باشید که این تفرقه و قطبی شدن و چند
حزبی را از بین بیرد. و باید بگم من شخصا اینقدر علی جوادی رو
دوست دارم و واقعا هم شکی در این نیست که خیلی زحمت کشیده و
دلسوز حزب هستند و تقاضا دارم آبی روی آتش بریزد و قضیه جزئیات
بازی را تمام کنید. با تشکر شایان رازانی 16/ 11/85/."
ج.ک: شایان عزیز با موضع کلی شما موافقم. من نظرم را مفصل در
مورد فراکسیون نوشته ام و گفته ام که این در واقع حزب در حزب
است و کار به جایی نمی برد و به زیان حزب است. منهم مثل تو
خواهان این هستم که رفقا به این فراکسیون پایان دهند. اما در
مورد نوشته تو هم یکی دو ملاحظه دارم. به نظر من حتی زمانی هم
که رفقای انشعابی با حزب بودند ما دچار گرایش چپ سنتی نبودیم.
نمی شود به هرچه نقد داریم یک چپ سنتی بگوییم و خیال خودمان را
راحت کنیم. با نکاتی هم که در مورد حزب کمونیست آنوقت گفته ای
تماما موافق نیستم ولی اینجا فرصت بحث مشروح نیست. نظرم را
خیلی خلاصه در شماره 283 نوشتم. من اعتماد شما به حزب کمونیست
کارگری را بسیار ارج مینهم و از این جهت کاملا در کنار شما
هستم، اما دفاع از حزب که باید جانانه باشد به معنای این نیست
که ضعف و کمبود های حزب را نبینیم. خود ما همیشه بیرحم ترین
منقدین حزب در عین حال سرسخت ترین مدافعان آن بوده ایم. همه
مساله این است که نقد و اشکال را در کجا قرار دهیم. نقد صحیح و
رادیکال نه تنها مفید که تنها راه پیشروی ما است. نقدی که
رفقای فراکسیون مطرح کرده اند واقعی و درست نیست و راه حلی
جلوی پای حزب نمی گذارد. به اسناد همین پلنوم 27 رجوع کن و
ببین که چطور رهبری حزب نقد را اینجا میگذارد که حزب کمونیست
کارگری باید موقعیت خود را ببیند و برای کسب قدرت سیاسی آماده
شود. این از هر نقد دیگری به حزب عمیقتر و واقعی تر و فی
الواقع راهگشا و پیشبرنده است. در مورد "شیطان در جزئیات" هم
مطلب علی جوادی را نخواندم اما او نقدی به یک اعلامیه حزب داشت
که تا آنجا که من میدانم رفقای نویسنده آن اصل نقد را
پذیرفتند. حالا ایشان در سطح علنی چه نوشته من متاسفانه فرصت
خواندن نیافتم.
اردوان از ایران
پوستر هشت مارس
پوستری در مورد هشت مارس فرستاده اند که امیدواریم در این
شماره چاپ کنیم. با تشکر از اردوان عزیز و زحماتش.
(پوستر یا اینجا می آید یا هر جایی مناسب بود در نشریه بزن)
ماهی سیاه کوچولو، ایران
میشه واسم سند کنید!
"سلام، یعنی دوباره سلام! این آخرین ئی میله که من از شما
دریافت کردم. سابژکتش بود 283 ولی وقتی بازش کردم نشریه 263
است. من از 263 به بعد واسم نیومده. میشه واسم سند کنین.
مرسی."
ج.ک: چه خوب ماهی سیاه کوچولو که دوباره بعد از چند ماه برای
نشریه مینویسی. چه خبرها عزیز؟ این همه مدت تو کدوم دریا سیر و
سیاحت میکردی؟ از شوخی گذشته ماهی جان بهتره که عضو گروه
جوانان کمونیست در یاهو بشی و از اونجا نشریه رو دریافت کنی.
کامران مزین، ایران
به
صف مخالفان پیوستم!
"سلام مصطفی جان خوبی عزیزم.
این جریمه شما. این مطلب من را هم باید بگذاری تا بدانید
نشریه را اگر نیستید هم باید به دست خوانندگان برسد. راستی
سایت روزنه بسته است. هنوز نفهمیدیم پلنوم چه خبر بود. امید که
به خیر گذشته باشد. راستی هنوز رییس دفتر سیاسی ماندی؟ چی
گذشت؟ یک خبری پیامی؟ به هر صورت من هم به صف منتقدان فراکسیون
پیوستم. این هم مطلب من امید که خوب باشد.
هنگامی که فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری تشکیل شد قصد نداشتم
وارد این بحث بشوم تا موضوع حاد پیدا نکند و دو.باره یار گیری
و یار کشی اختلافات دامن گیر نشود. ولی به مرور زمان و به
دنبال بحث رفقا من به این نتیجه رسیدم که این فراکسیون دارد یک
حزب جدید میسازد. جوابیه رفیق جوادی به رفیق تقوایی این مطلب
را به خوبی ثابت کرد. من فهمیدم که اگر جلوی این قضیه نایستاد
موجب خطراتی میشود که احزاب انقلابی از ان رنج برده اند و موجب
شکاف میشود. دوستان فراکسیون علنا نظم و انظباط حزبی را به
سخره گرفته اند و آن را نقد میکنند . متاسفانه از همه مرزها به
دلیل علنی بودن و انسانی بودن دارند عبور میکنند و جایگاه یک
حزب کمونیستی را به تریبون دموکراسی تشبیه کرده اند. رفیق
جوادی در جوابیه خود علنا خاطر نشان کرد که اصل تبعیت اقلیت از
اکثریت را نمیپذیرد و آن را اصل گروه های چپ سنتی میداند. این
در حال است که این قانون یک اصل بدیهی تحزب لنینی است.
سانترالیسم دموکراتیک براین مبنا پایه گذاری شده است که رهبری
دسته جمعی تعیین میشود و اقلیت از اکثریت تبعیت میکند. خود
لنین بارها نظرات اکثریت که حتی به نفع سانتریستها بود را
پذیرفت و بارها در مقابل نظرات اقلیت ایستادگی کرد و اجازه
نداد که نظم و انظباط حزبی فدای کارهای دیگر بشود. اتفاقا این
جزو اصل چپ سنتی است که اقلیتی برای اکثریت تصمیم میگیرند و
نظر آنها را قبول ندارند. حال رفیق جوادی چون میخواهد نظرش را
تحمیل کند میگوید نه این اصل مال منصور حکت نیست. متاسفانه
هرکدام از دوستانی که با حزب به مشکل برمیخورند یک اصل لنینی
را هم نفد میکنند و به پای چپ سنتی و رهبری فعلی حزب می
اندازند. رفقای سابق که انشعاب کردند نیز علنا اصل انقلاب فوری
را به سخره گرفتند و آن را پوپولیستی (محمود قزوینی) دانستند و
ختی کار را از نقد هم فراتر رفتند و در جواب این نظریه لنینی
گفتند کجا است انقلاب فوری شما که میخواستید اجرا کنید (بهرام
صالحی). و این به راستی خطرناک است که دوستان این چنین قضاوت
میکنند .متاسفانه دوستان حزب را جایی میدانند که باید همه چیز
آن گونه بشود که در آن نه نظمی باشد و نه انضباطی. چون اصولا
نظم و انضباط را چیزی بورژوایی میدانند که دست و پاگیر است و
بورژوازی تحمیل کرده است. متاسفانه ما شاهد آنیم که رفقا در
قبال اتفاقات پیش آمده بسیار سطحی نگاه میکنند و فکر میکنند
همه چیز آن گونه باشد که نشانه علنیت ما باشد حل است. به خاطر
همین است که رفیق دانشور در حول و حوش اختلاف درباره نوید
بشارت به جای تحقیق در این مورد راه بهتر را در این میدانست که
به تمام حرفهای این فرد پاسخ عمل بدهیم و پلنوم سال بعد را
کاملا علنی برگزار کنیم تا ادعاهایش را از بین برود. غافل از
آن که کسی که بخواهد در هر صورتی عناد بورزد نگاه نمیکند شما
چه میکنید او در هر صورتی زهرش را خواهد ریخت. مانند آن میماند
که در میدان جنگ تاکتیک خودمان را لو بدهیم تا همه به شفافیت و
انسانیت ما پی ببرند. متاسفانه چنین برداشتی از این حرفها من
دارم که این دوستان نه معنای تاکتیک و نه ضد حمله را نمیدانند
و احتمالا ضد حمله را کار نادرستی میدانند. دوستان در ارایه
پیشنهادهای خود بسیار زیبا احساساتی رفتار میکنند. نوعی موفقیت
یک شبه را از رهبری طلب میکنند و با وجود پیروزی ها ادعای رکود
و رخوت دارند .پلاتفرمی که ارایه کردند بی شک آرزوی همه ماست
ولی نگاه کنید که آیا برای این امر برنامه ای دارند. رفقا
میخواهند گارد نظامی داشته باشند ولی در دیگر سو پیشنهاد
میکنند حزب برای کمک به اهداف فراکسیون به آنها کمک مالی
بکند. مشخص نمیشود این حزب مگر چقدر امکانات مالی دارد که از
عهده همه اینها بر بیاید. مشخص نمیکنند که حزب برای چه باید به
فراکسیونی کمک کند که ممکن است با اهداف تعیین شده در تضاد
باشد؟ تنها فرضشان این است که این نشانه انسانیت و علنی بودن
حزب است. مشخص نمیکنند این حزب آمده است اهداف خود را پیاده
کند یا تریبونی بگذارد تا همه بیایند حرفی بزنند و به و به چه
چه بزنند که عجب جایگاه آزادی
!! نه دوستان این
راهش نیست. این گونه که شما میگویید نام حزب را هم عوض کنید و
نامی دموکرات برای آن بگذارید که اصولا هدفی را دنبال نمیکند.
آمده است نشان دهد بسیبار انسانی است. حزبی که خود را انقلابی
میداند عین احترام گذاشتن به افراد باید نظم و انضباط داشته
باشد و اصول و بر نامه ای ؟ حزب باید نقشه ای برای اوضاع داشته
باشد و افراد ان باید به عنوان افراد حزبی اصول ان حزب را
پیاده کنند. حداقل اگر مخالفند به جای برنامه ریزی برای انکه
فلان برنامه به موفقیت نرسند سکوت کنند و به نظر اکثریت احترام
بگذارند نه انکه بگویند ما حرف خودمان را میزنیم و دیگران حرف
خود را میزنند؟ اگر کی به جای انقلاب در حزب از عنوان اصلاحات
استفاده کرده و خواستار فراکسیون شد آیا باید به او کمک کرد تا
برنامه اش را انجام دهد چون اینجا محلی آزاد است؟ اگر این فرد
اصولش مورد مخالفت اکثریت شد باید تحت نام حزب برنامه خود را
اجرا کند؟
بیشک فراکسیون یک اصل تحزب لنینی است و بسیار خوب است و من هم
معتقدم فراکسیون باید به کار خود ادامه دهد چون با بعضی نظرات
مخالف است و حقش است اعتراض کند. ولی این به معنای ان نیست که
خواسته های نابجا داشته باشد. آن چیزهایی را بخواهد که یک حزب
انقلابی نباید آن را اجرا کند. از رهبری انتظارات بی جا داشتن
به شدت غلط است. همیشه انها که در بالا هستند مورد انواع
فشارها هستند. خوب است ناقهرمانان منصور حکمت را بخوانید که
رفیق عزیزمان چگونه از مشکلات گفت. ولی حاضر نشد کوتاه بیاید.
متاسفانه به دنبال توهینهای یک عضو سابق حزب و لجن پراکنی او
انواع اتهامات بر عکس به رهبری افتاد که چرا چنین کردید ؟ و
متاسفانه عناصری از بیرون و درون به ان دامن زدند و رهبری را
چپ سنتی خواندند چون در مبارزه با جو پلیسی در حزب مقابله کرد.
و در نهایت حزب به موفقیت رسید ولی این رفقا چرا به مخالفت
پرداختند را از خود دوستان بپرسید؟ جوابیه دوستان این بود که
باید حرفهای ان فرد را مو به مو انجام بدهیم تا این موضوع
بخوابد. متاسفانه دوستان موضوع را نه درک کردند و نه خواستند
حل کنند. وبعد از یک هفته از استعقای آن فرد اعلام فراکسیون
شد. و هر پنچ دوست مخالف چنین کردند. حال میگویند نه اصلا چنین
موضوعی نبوده است. اختلافات ما بیشتر از این حرفها است. پس اگر
این گونه نبوده است باید به این نتیجه برسیم که شما ان فرد را
وسیله هدف قرار داده اید تا اختلافات را شروع کنید و احتمالا
دفاع از ان فرد منظورتان نبوده است. من البته هنوز به این
دوستان احترام میگذارم. سمپاتی خاصی به شخصی از حزب ندارم ولی
حداقل در این موضوع معتقدم حق با رهبری حزب است و این دوستان
در حال ضربه زدن به حزب هستند بی انکه خودشان بخواهند. اصولا
معتقدم این حزبی است که انسانها در ان آزادند ولی باید به اصول
آن و نظر اکثریت پایبند باشند. چون این حزب خطی را دنبال میکند
و بی طرف در اوضاع نیست. باید به این نظر احترام گذاشت. نه
آنکه جلوی آن ایستاد و نظر خود را تحمیل کرد و انتظار داشت
حزب از او حمایت لازم را بکند که تا میتواند بی پروایانه از
حزب انتقاد کند. حتی اگر درست باشد هم معتقدم حزب لنینی یعنی
انتخاب توسط اکثریت و تبعیت اقلیت از اکثریت."
ج.ک: کامران عزیز، میبخشی نوشته شما به شماره قبل نرسید. یعنی
در آن وقت محدود اصلا فرصت خواندنش هم نبود. روزنه اکنون روبه
راه است. نشریه هم هفته قبل به موقع دست خوانندگان رسید. فقط
فرمت همیشه را نداشت. لابد حالا از پلنوم خبر داری و اسناد
آنهم در این شماره آمده است. دوست دارم که نظرت را و نظر سایر
رفقا را در مورد این اسناد و بخصوص پلاتفرم و قطعنامه کسب قدرت
سیاسی بدانم. این به نظر من یکی از مهمترین تصمیمات حزب
کمونیست کارگری است. فراکسیون نباید مانع کار ما بشود.
امیدوارم که خود رفقا متوجه اهمیت موقعیت حزب بشوند. در مورد
نوشته ات اشاره به یکی دو نکته شاید بد نباشد: اول اینکه نوید
بشارت (اسماعیل مولودی) صرف نظر از روش دون بشری اش که با هیچ
معیاری جور در نمی آید و باعث تاسف عمیق از سقوط یک فرد است،
از لحاظ محتوای سیاسی در همان خط نقد جنگ سردی و دمکراتیک به
مارکسیسم قرار دارد. خطی که متاسفانه رفقای فراکسیون هم به
سرعت در جهت آن گام برمیدارند و از حزب و حزبیت دور میشوند.
شما هم در نوشته ات اشاره هایی به این نقد دمکراتیک که خودش
را پشت "انسانیت" قایم میکند کرده ای. زیر سوال بردن حزبیت
تحت عنوان "چپ سنتی" در حلقه بعدی نقد براحتی به استالینیسم و
"کرملینی" و این قبیل ارتقاء پیدا میکند. یعنی همان نقد
دمکراتیک و جنگ سردی به کمونیست ها و به لنین و تحزب لنینی.
خیلی جالب است گویا وحشت از شبح لنین برخی رفقای خود ما را نیز
فرا گرفته است!! اما در مورد بحث تبعیت اقلیت از اکثریت، و
همینطور سانترالیسم دمکراتیک، ما این فرمولبندی ها را در اصول
سازمانی خود نداریم. به نظر من به این دلیل که این ها هر
منشائی که داشته اند، امروز نزد انواع کمونیسم های بورژوایی به
چیزهای دیگری تبدیل شده است. من نمی دانم که رفیق علی جوادی در
نقد حمید تقوایی چه نوشته (متاسفانه در این مورد هم هنوز وقت
نشد نگاه کنم.) ولی در اصول سازمانی موارد زیادی هست که بر
همین مضمون حقوقی تبعیت اقلیت از اکثریت اشاره میکند. برای
مثال در بند 14 اینطور آمده است: "در سلسه مراتب تشکیلاتی، اصل
بر تبعیت هر کمیته از مصوبات کمیته بالاتر و تبعیت همه کمیته
ها از مصوبات کمیته مرکزی است." که البته خود کمیته مرکزی هم
در یک کنگره بر اساس اکثریت آراء انتخاب شده است و بعلاوه در
هر نشست کمیته مرکزی هم باز هر مصوبه ای با اکثریت آراء به
تصویب میرسد. میخواهم بگویم بهر حال هر حزبی اگر بخواهد ضابطه
و اساسنامه و اصولا مصوبه داشته باشد یعنی حزب باشد به ناگزیر
مجبور است از لحاظ حقوقی همه چیز را بر اساس اکثریت آراء و
طبعا تبعیت اقلیت از اکثریت بسازد. "حزب مصوبات" که تکیه کلام
منصور حکمت بود و خیلی در بین ما نقل میشود، از لحاظ حقوقی
معنی دیگری جز حزبی متکی بر موازین و سیاست های روشن که به
تصویب اکثریت رسیده و به مصوبه تبدیل شده ندارد. البته ما با
احزاب کمونیست نوع قدیم (از نوع روسی تا چینی تا تروتسکیست و
غیره) در مناسبات تشکیلاتی مرزبندی های اساسی داریم که باید
آنرا دقیقتر و مدون کنیم. مثلا در حزب ما کسی را مجبور به کاری
که دوست ندارد نمی کنند، حتی کسی اگر با موضعی مخالف باشد از
تبلیغ آن معاف است، ولی در عین حال انضباط محکم حزبی و تبعیت
از تصمیمات و مصوبات حزبی، بخصوص برای کادرهای حزب که وارد
تعهد معینی در قبال حزب شده اند، همانطور که برای مثال در بند
14 آمد، اکیدا برقرار است. تجربه فراکسیون و تضعیف حزبیت در
یکی دو سال گذشته نشان داد که در این زمینه باید فعالانه کار
کرد و توضیح داد و اهمیت یک حزب محکم و منضبط کمونیستی و منصور
حکمتی را مجددا مورد تاکید قرار داد. به همه رفقا پیشنهاد
میکنم حتما بحث حکمت در مورد حزبیت و اصول سازمانی را گوش
کنند.
سهند از تبریز
خالی و خالی بندی!
اتفاق جالبی افتاد که ذکرش جهت اطلاع خوانندگان بی فایده نیست.
یادتان باشد دو هفته قبل سهند از تبریز نقدی بر حزب کمونیست
کارگری نوشته بود که جواب دادیم. (به شماره 283 رجوع کنید.) و
این هفته نامه ای از او دریافت کردیم که به نظر میرسید که
فراموش کرده است اتچمند بزند و خالی بود. ما هم ریپلای زدیم:
"خالی بود". ولی جوابی که آمد کمی غیر منتظره بود:
"واقعا خجالت آور است کجای حرفم دروغ بو که مرا به خالی بندی
متهم می کنید . عباس لسانی به خواهش فعالین آذربایجانی بعد از
یکماه اعتصاب خود را بطور موقت شکست . واقعا متاسفم به هر حال
برای خود بنده ثابت شد که شما ها به مرام وعقیده کمونیزم معتقد
نیستید بلکه شوسیال شونیست هستید کمی انسان باشید وبه انسانیت
ارزش قائل شوید. سهند تبریز."
ج.ک: سهند عزیز برایتان هم توضیح دادیم که موضوع چه بود و ربطی
به نوشته شما و مساله خالی بندی نداشت. شما ظاهرا فقط منتظر
یک کلمه بودید که این همه حرفها را بار ما کنید. ولی ما
میفهمیم که اینها از سر سوء تفاهم و راستش تعصبات است. ما حتما
میتوانیم صمیمانه تر و با تفاهم انسانی بیشتر با هم صحبت کنیم.
ولو اینکه اختلاف نظرات تند سیاسی داشته باشیم. ما هنوز منتظر
جواب شما به پاسخ مان در 283 هستیم . سلامت باشید.
بدون امضاء از ایران
دانشجویان دانشگاه مازندران
در
نامه ای که برای یک لیست از جمله ما فرستاده اند:
"کمیتهی انضباطی دانشگاه مازندران در اقدامی کمسابقه، ۸ نفر
از فعالین دانشگاه مازندران را برای پارهای توضیحات و بازجویی
به این کمیته احضار کرد.
ضیاءالدین نبوی، صادق خوشحال، سعید یعقوبینژاد و بیژن صباغ
امروز (چهارشنبه) جهت دفاع حضوری از اتهامات ابلاغ شده حاضر
شدند. همچنین گیتا آذری، آرش پاکزاد، نیکی مولانا و یکی از
دانشجویان دانشکدهی کشاورزی طی یک نوبت دیگر در روز دوشنبهی
هفتهی آینده از اتهامات خود دفاع خواهند کرد.
تعدادی از اتهامات به شرح زیر است: نشر عقاید مارکسیستی و
کمونیستی، شایعهپراکنی، برگزاری کلاسهای تریبون آزاد فلسفی
بدون مجوز رسمی، شرکت در مراسم روز دانشجو، پخش نشریات با
محتوای چپ در بین دانشجویان و توهین به حراست و بسیج دانشجویی.
علاوه بر این اتهامات، تعداد بیشتری از اتهامات جزئی موجودند
که رسماْ هیچگونه مدرک مستند نداشته و صرفاْ بر اساس گزارشات
کذب افراد معلومالحال به کمیتهی انضباطی فرستاده شدهاند.
لازم به ذکر است که فعالین دانشجویی هماینک در حال آمادهباش
در برابر این اعلام جنگ به سر میبرند. از آنجا که احتمال
صدور حکمهای سنگین (مثل حکمهای دانشجویان دانشگاههای
سبزوار، سنندج و ...) از سوی مسئولین میرود، طبق برخی
هماهنگیهای انجام شده بین دانشجویان، دانشگاه مازندران آرام
نخواهد نشست و نسبت به این وضعیت شدیداْ اعتراض خواهد کرد."
منصور ترکاشوند، ایران
این
سند را چاپ کنید
"باز هم سلام نمي دانم به سايت منصور حكمتي كه توسط خسرو
داورمي چر خد سر مي زني يا نه؟ پيشنهاد مي كنم سند شماره 3897
آن را دريك ضميمه نشريه چاپ كني .اگرچه غريب به يقين در آن
جلسه حضور داشته اي. اعلام فراكسيون كمونيست كار گري در يك جمع
حزبي . ضمنا يك نوشته دارم تحت عنوان انقلاب 57 و حجاب
اميدوارم به موقع برسانم."
ج.ک: منصور جان ما یکبار هم سایتی را که خسرو داور مدیریت
میکند بواسطه نقل مطلبی معرفی کردیم. متاسفانه وقت نیست ببینم
منظورت دقیقا کدام سند است. اما فکر کنم در شماره 279 یک سند
مهم در رابطه با فراکسیون را از حکمت چاپ کردیم. اما فراکسیون
کمونیسم کارگری حکمت فراکسیون اکثریت بود. در شماره 284 توضیح
دادم که چرا نمی تواند مبنای کلاسیک تعیین موازین فراکسیون (که
معمولا امر اقلیتی است که میخواهد اکثریت شود) باشد. باری اگر
ف |