جوانان کمونیست

گزارش مريم جبارزاده از كنفرانس هشتمین اجلاس سراسری جامعه بین المللی حقوق بشر

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

روز جمعه 26 مارس 2010 در شهر بُن آلمان و در چهارچوب سی و هشتمین اجلاس سراسری جامعه بین المللی حقوق بشر مجموعه برنامه هایی با موضوع "نقض حقوق بشر در ایران" برگزار شد.

این اجلاس که در محل انستيتوی Gustav Stresemann و با حمایت و زیر نظر آقای پروفسور یه ژه بوزک، رئیس پارلمان اروپا برگزار میشد، برنامه های مربوط به ایران را از ساعت 11 صبح روز جمعه و با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی با عنوان " حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران" و با حضور تعداد قابل توجهی از خبرنگاران آغاز نمود.

در این کنفرانس مطبوعاتی، ابتدا خانم مینا احدی، در مورد "نقض حقوق انسانی در ایران، دیدگاه خود را نسبت به آزادی و احیای حقوق انسانی شهروندان ابراز داشته و نیز با چشمندازی به آینده، بر لزوم تعهد دولت آینده ایران نسبت به رعایت و دفاع از آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده تاکید نمودند "

سپس خانم مهین موسی پور و آقای آزمایش به ترتیب در خصوص نقض حقوق مسیحیان و دراویش توسط دولت جمهوری اسلامی توضیحاتی ارائه دادند.

سخنران بعدی آقای علی بابایی از سوی گروه "united 4 Iran" در خصوص سرکوب و دستگیری های اخیر معترضین طی ماههای گذشته سخنانی را ابراز داشتند. سپس، آقای رضا پهلوی از سوی "جنبش برای آزادی ایران" در خصوص ساختن یک جامعه مدنی در ایران نقطه نظرات خود را بیان كردند.

در بخش دوم این کنفرانس مطبوعاتی، خبرنگاران حاضر در جلسه سوالات خود را مطرح نمودند و پس از پاسخگویی سخنرانان، کنفرانس مطبوعاتی به پایان رسید.

بعد از كنفرانس مطبوعاتی، ساعت 17 پانل دیگری در خصوص ایران برگزار شد

در این پانل سخنرانان به بحث حول نقض حقوق اقلیت های مذهبی و قومی پرداختند. مشخصا در خصوص تعقیب بهاییان، دراویش و کسانی که از دین اسلام خارج میشوند بحث و گفتگو شد.

پانل دوم که ساعت 20 آغاز و تا پاسی از شب ادامه داشت بار دیگر به موضوعات آزادیهای فردی و حقوق انسانی اختصاص داده شد.

در این بخش خانم مینا احدی به عنوان اولین سخنران این پانل سخنرانی خود را پیرامون مجازات اعدام ایراد كرد. خانم احدی در این سخنرانی به مواجه ی از نزدیک خود با مقوله اعدام چه در ظرفیت شخصی و چه به عنوان فعال جنبش علیه اعدام اشاره کرد و همزمان بر لزوم مبارزه برای لغو مجازات اعدام و سنگسار تاکید نمود.

خانم ها مهین موسی زاده و دکتر اوپهوف به همراه دکتر آزمایش و آقایان هلموت گابل و علی بابایی از دیگر ارائه دهندگان مباحث طرح شده در این پانل بودند

در بخش تبادل نظر این قسمت از برنامه، شرکت کنندگان به اظهار نظر در خصوص بحث های مطرح شده پرداختند و مسائلی از قبیل اولویتهای فرهنگی یا سیاسی برای تغییر در ایران از جمله نقاط بحث برانگیز این پانل بشمار میرفتند

در این میان از خانم مینا احدی در خصوص عضویتشان در رهبری حزب کمونیست کارگری ایران و اینکه آیا این موضوع موجب احتیاط مردم در پذیرفتن یک جریان کمونیستی به عنوان آلترناتیو سیاسی رژیم جمهوری اسلامی نمیشود نیز سوال شد

گزارش مشروح این اجلاس بزودی به سمع و نظر شما عزیزان خواهد رسید

مریم جبارزاده / کانال جدید

...............................

ترجمه سخنان خانم مینا احدی در کنفرانس مطبوعاتی اجلاس سالانه جامعه حقوق بشر در شهر بُن آلمان

26.03.2010

 

خیلی متشکرم و خوشحالم از اینکه امروز اینجا حضور دارم

من فکر میکنم ما امروز در مورد یک مشکل بسیار جدی و مهم صحبت میکنیم. در مورد کشوری با نقض گسترده حقوق انسانی٬ به نام ایران.

ما امروز در مورد کشوری صحبت میکنیم که تناقضهای فراوانی در آن وجود دارد. ایران کشوریست با رژیمی دیکتاتور و خشن. هرروز شاهد اخبار جدیدی از اعدام، اعمال خشونت در زندانها، تجاوز به زندانیان و سنگسار مردم هستیم.

در آلمان فعالیتهای من در عرصه های مبارزه علیه اعدام، سنگسار و مبارزه علیه بی حقوقی زنان معرف حضورتان هست

در ایران رژیمی اسلامی با قوانین اسلامی حاکم است. این به این معناست که در ایران رژیمی حاکم است که حقوق پایه ای زنان، کودکان و در واقع همه شهروندان جامعه را بشدت نقض میکند.

در ایران دست و پا قطع میکنند و در حضور پزشک چشم کور میکنند.

در عین حال ایران کشوری است با درصد بالایی از نسل جوان و با قدرت بسیار عظیمي براي تغيير.

ایران با اینکه تحت حاکمیت رژیمی ارتجاعیست، زمينه هاي بسيار مساعدي براي تحقق يک دنیای بهتر را دارد.

در ایران جنبش های وسیع زنان، جنبش سکولاريستي، جنبش قوي کارگري و جنبش دانشجویان وجود دارد از هشت ماه گذشته ایران به نظر من شاهد یک انقلاب عظيم است انقلابی برعلیه رژیمی دیکتاتور و بر علیه دخالت مذهب در زندگی انسانها امروز هیچ حزب و سازمانی در اپوزیسیون جرات دفاع از مجازات اعدام را ندارد، بلکه برعکس ما شاهد عروج یک جنبش عظیم علیه اعدام و سنگسار در جامعه هستیم

با اینحال وقتی در مورد آينده ايران فکر ميکنم ٬نگرانیهایی دارم.

در ایران قریب 100 است که ما برای یک زندگی بهتر و آزادی٬ علیه حکومتهای دیکتاتورحاکم مبارزه مي کنيم . اما متاسفانه همواره شکست خورده ایم.

مسئله ای که به نظرمن بسیار اهمیت دارد اینست که در حکومت آتی ایران باید حق آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده صد درصد تضمین شود!

هیچ چیز نباید مقدس باشد! و هرگونه انتقاد از همه مقامات دولتی و سیاسی و انتقاد از مذهب و پرچم و میهن باید آزاد باشد.

دولت موظف است تنها به امورات دولتي بپردازد و اجازه ندارد به تعصبات ملي ٬ مذهبي و قومي دامن بزند.

در ایران آتی نباید هیچ گونه فرهنگ و هنر دولتی و رسمی و یا تعصب گروهی دولتی وجود داشته باشد.

نقطه آغاز رعايت حقوق بشر اينست که دولت یک ارگان نئوترال باشد و از آزادی بیقید و شرط بیان ،عقیده و انتقاد براي همه دفاع کند.

دیگر بس امان است که به نام خدا ، شاه ، پيغمبر ، پرچم و وطن دستگیر و اعداممان کنند.

ناسیونالسیم و مذهب همواره از مشکلات جدي ما در ایران محسوب میشدند و در حال حاضر در ایران شاهد روند مثبت فاصله گرفتن از این مقوله ها هستيم.

حقوق بشر باید سکولار و انسانگرایانه تعریف شده و کلیه قوانین وحشیانه و اسلامی باید سریعا لغو شوند.

آزادی یعنی حق برخورداری از آزادی بی قید و شرط بیان، یعنی حق تشکل، گردهمایی و تجمع یعنی اينکه بتوان بدون ترس از هرگونه تحریم و مجازات کاريکاتور کشید اگر من رئیس جمهورایران باشم، هرکسی اجازه خواهد داشت در مورد من طنز بنویسد و مزاح بگوید. هرکس حق دارد مرا مورد انتقاد قرار دهد و این امرابدا نبايد مجازاتي در پي داشته باشد. انتقاد از مقامات حکومتي نبايد به دشمنی يا خدا و ميهن٬ یا هتک حرمت و غیره تعبیرشود.

امروز ایران توان پیروی از تجارب مبارزات مردم اروپا عليه مذهب و در دفاع از رفاه و حقوق انساني را دارد.

ایران یک کشور جوان، ثروتمند و با تواناییهای بالاست. در ايران ميتوان يک حکومت مدافع برابري و در خدمت منافع عمومي جامعه ايجاد کرد. حکومتی کاملا سکولار متعهد به رعايت حقوق برابر زن و مرد و رعايت حقوق همه انسانها٬ يک حکومت انساني .

خیلی متشکرم

 

(گزارش و ترجمه : مریم جبارزاده ـ گزارشگر تلویزیون کانال جدید)

....................................

متن ترجمه فارسی سخنرانی دوم خانم مینا احدی در چهارچوب اجلاس سالیانه جامعه حقوق بشر درشهر بن آلمان

26.03.2010

 

ـ من مینا احدی هستم و از سال 2001 در کمیته بين المللي علیه اعدام فعالیت میکنم. من دو هفته پیش در چهارمین نشست بین المللی کمیته علیه اعدام در ژنو بودم و آنجا ر همين مورد صحبت کردم. میل دارم صحبت خود را به همون شکل شروع کنم.

رابطه من با کلمه اعدام فقط از روی فعالیتهایم با کمیته علیه اعدام نیست. بلکه من خود طعم تلخ مجازات اعدام را چشیده ام. وقتی جمهوری اسلامی به قدرت رسید، ما به همون شکلی که در کلیپی که اينجا به نمایش گذاشته شد یک ماشین تحریر داشتیم و از آن برای تايپ و فعالیت علیه رژیم اسلامی استفاده میکردیم.

من متعلق به نسلی هستم که از ابتدا بر علیه این رژیم فعالیت میکردیم. وقتی خمینی به قدرت رسید و اولین حکمش رو علیه زنان صادر کرد و گفت "یا روسری یا توسری" ما به خیابانها رفتیم. من آنزمان دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه تبریز بودم.

ما درتبریز فراخوان دادیم و پیرو آن فراخوان حدود 2000 نفر از زنان ومردان آزادیخواه بویژه زنان،به خیابان آمدند و فریاد زدند " نه روسری! نه توسری!" اما جمهوری اسلامی موفق شد ما رو سرکوب کند. بعد از آن اگر کسی میگفت که روسری سر نمیکنم و یا علیه رژیم اسلامی حرفی میزد و یا مثل ما با ماشین تحریر شبنامه علیه این رژیم وحشی و ارتجاعی مینوشت، دستگیر و اعدام میشد.

وقتی پاسدارها به منزل من یورش آوردند و همسرم را به همراه 5 تن دیگر دستگیر کرده با خود بردند من خونه نبودم٬ اما آنها را پس از یکماه اعدام کردند.

وقتی همين جا مي شنويد که چگونه پاسدارها شبانه به خونه امثال ما حمله میکردند و عزیزانمان را میبردند و به جوخه های اعدام میسپردند وهنگام تحویل جنازه ها پول گلوله های شلیک شده را طلب میکردند، میتونید احساس من و میلیونها ایرانی دیگر را نسبت به واژه اعدام درک کنید.

اما متاسفانه رابطه من با این واژه تنها محدود به این تجربه تلخ نیست. در آلمان هم هر چهارشنبه برای من یک روز سیاه است. برای اینکه همیشه سه شنبه ها لیستی از نام افرادی را دریافت میکنم که قرار است فردای آنروز اعدام شوند. به همین دلیل من چهارشنبه ها ساعت چهار صبح از خواب بیدار می شوم. برای اینکه این ساعتی است که در ایران محکومین به اعدام را میکشند.

نوجوانانی از زندان به من تلفن میکنند و میگويند خاله مینا من یک هفته دیگه 18 ساله میشوم خواهش میکنم کاری بکنيد. طنین این جملات همیشه در گوشم است. بطور مثال علی مهین ترابی به من تلفن کرد وگفت : میتونید با مردم در آلمان صحبت کنید؟ میتونید کاری کنید؟ من دارم 18 ساله میشوم.!؟

میدونید چرا؟ برای اینکه رژیم اسلامی هم اکنون 160 نوجوان رو در زندانهايش دارد٬ که پس از اينکه 18 سال شدند اعدامشان مي کند٬ و این نوجوانان از روز تولد 18 سالگیشان میترسند.

ما امروز در مورد یک رژیم وحشی اسلامی و بیرحم صحبت میکنیم. حتما میدانید که در ماههاي گذشته جوانان و مردم به خیابانها آمدند، فریاد زدند: مرگ بر دیکتاتور! مرگ بر خامنه ای!

پس از آن رژیم اعلام کرد که این جنگ بر علیه خداست! و تعدادی از معترضین دستگیر شده به اتهام محاربه با خدا به اعدام محکوم شدند.

من معتقدم که در ایران نه تنها جنبش عظیمی بر علیه اعدام وجود دارد، بلکه بسیاری از جوانان میگویند اگر خدا چيزي شبيه به خامنه ایست، ما این خدا را هم نمیخواهیم.

این جنبش بسیار عظیم است. مثلا در شهر سیرجان مردم چوبه های دار را به آتش کشیدند و دو تن از محکومین به اعدام رانجات دادند. اما متاسفانه رژیم موفق شد این دو جوان را دوباره دستگیر و اعدام کند.

ميدانيد ماهیت اعدام چیست؟ اعدام یعنی قتل عمد دولتی! اعدام یک حربه مهم اعمال فشار برعلیه زنان، دانشجویان و کلا برعليه مردم و براي سرکوب هرگونه اعتراضی است.

ما فعالیتهای گسترده ای در ایران داریم و سعي کرده ایم بویژه چهره زنانی که در زندانها به سر میبرند را مطرح کنيم ٬ و بر عليه اعدام آنها و همه اعدامها در ايران مبارزه کنيم.

سعی کرده ایم به این زنان ناشناس چهره بدهیم و جامعه رو مطلع کنیم که این زنان چه کسانی هستند و برای چه در زندان بسر میبرند. چند تا بچه دارند؟ چه امید ها و چه آرزوهایی دارند؟ يا حتی چه نوع موسیقی را دوست دارند؟

ما کارهای رسانه ای متعددی انجام داده ایم. همینجا ایرانیهایی حضور دارند که من رو میشناسند و با مبارزات من علیه اعدام آشنایی دارند.

مستقل از تعلق سیاسی هریک از این دوستان، میتوانند اين فعاليتها و وجود این جنبش عظیم علیه اعدام در ایران را تایید کنند. ما تلاش میکنیم به این جنبش چهره و صدا بدهیم.

اینجا میخواهم اعلام کنم که اين رژيم با قوانین اسلامی اش رفرم پذیر نیست و اینرا بعنوان یک فعال سیاسی با سابقه سی سال مبارزه مطرح ميکنم.

هشت سال تمام خاتمی رئیس جمهور ایران بود و از رفرم صحبت میکرد. در تمام این مدت ما علیه سنگسار مبارزه میکردیم و گه گاهی نیز با خود آقای لزنتین که در اينجا رياست جلسه را دارد٬ کنفرانس مطبوعاتی داشتیم. از این جهت جامعه بین المللی حقوق بشر با فعالیتهای من آشنایی دارد.

تفاوت بین خاتمی و رئیس جمهور پیش از او تا آنجا که به مسئله اعدام مربوط میشود در این بود که در دوران خاتمی، سنگسار در ملا عام انجام نمیشد بلکه پشت درهای بسته زندان سنگسار ميکردند. من این را رفرم نمیدانم!

من اینجا به عنوان یک زن اعلام میکنم که رابطه جنسی یک مسئله کاملا شخصی است و هیچ کس ، هیچ مردی و هیچ دولتی اجازه دخالت در این مسئله شخصی را ندارد. اگر زنی رابطه جنسی خارج از ازدواج دارد، به خودش مربوط است و هیچ کس حق تعیین تکلیف برای او را ندارد٬ چه برسد به اینکه او را سنگسار کنند.

آیا این رفرم است که من پشت درهای بسته سنگسار شوم و نه در ملا عام؟

خیر این رفرم نیست!

امروز در ایران با خشم فراوان٬ ميليونها نفر قیام کرده و به خیابانها رفته اند. من اسم انقلاب جاری را انقلاب سبز نمیگذارم. بلکه این انقلاب جوانانیست که به خیابانها آمده اند! این انقلاب بروز خشم میلیونها جوان، کارگر و زنان و مردانیست که فریاد زدند" مرگ بر دیکتاتور! که فریاد زدند ما دیگر این قوانین اسلامی را نمیخواهیم!

به نظر من ما در خارج کشور باید مواضع صریح اتخاذ کنیم در این باره که در ایران جنبش عظیمی علیه قوانین وحشیانه اسلامی و بر علیه اعدام و سنگسار و حجاب اجباری و آپارتاید جنسی وجود دارد٬ بدون لکنت زبان بايد حرف بزنيم.

من از این تریبون رو به دولتهای اروپایی صریحا اعلام میکنم که این دولتها به مردم ایران کمک نکرده اند بلکه همیشه با رژیم اسلامی تجارت و داد و ستد داشته اند.

من بارها به پارلمان اروپا رفته ام. آقای بوزک، رئیس پارلمان اروپا که اينجا تصویرش پشت صحنه گذاشته شده است مرا میشناسد. بارها به ایشان در مورد اعدامها ایمیل داده ام و البته ایشان همیشه پاسخ این ایمیل ها را داده اند.

من در برلین و سایر شهرها با مقامات دولتها٬ در مورد اعدام و سنگسار صحبت کرده ام و همواره به اين مسئله انتقاد کرده ام که نمیتوان 30 سال شاهد اعدام و سنگسار و اعمال خشونت بود و سکوت کرد. این غیر قابل قبول است. گویا به این تراژدی و این نقض فاحش حقوق انسانها عادت کرده ایم!

رژیم اسلامی یک رژیم آپارتاید جنسي است و درخواست من از اروپائيان اینست که با رژیم جمهوری اسلامی مثل حکومت آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی برخورد کنید. همه سفارتخانه های جمهوری اسلامی باید بسته شوند. اروپا ميتواند در کنار مردم ایران بیايستد. من به نمایندگی از طرف مردم ایران اعلام میکنم که ما بمب اتم نمیخواهیم! جنگ با غرب نمیخواهیم. ما حکومتی مدرن و سکولار ميخواهيم که در آن تمام حقوق بشر عملي شود. که در آن هیچ گونه مقدساتی وجود نداشته باشد. حکومتی که در آن آزادی بیقید و شرط بیان تضمین شده باشد.

من از حکومتی دفاع میکنم که اگر من علیه مقامات حکومتی یا علیه پرچم، وطن و پیغمبر حرف زدم مثل 100 گذشته به زندان نیافتم.

من خواستار حکومتی هستم مدرن، آزاد، سکولار، غربگرا و بر علیه اعدام، سنگسار، شکنجه و بدون زنداني سياسي و بدون بمب اتم.

خیلی متشکرم

(گزارش و ترجمه : مریم جبارزاده ـ گزارشگر تلویزیون کانال جدید)

 

آخرین شماره جوانان کمونیست

Bookmark and Share شما اینجا هستید: