چند روز دیگر، شاهد آغاز به کار بيست و سومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران هستیم. بیست و سومین نمایشگاه کتاب بدون کمترین آزادی بیان در نشر کتب و مطبوعات. بیست و سومین نمایشگاه کتاب در قلب بزرگترین زندان نویسندگان و خبرنگاران و روزنامه نگاران.
آری نمایشگاه کتاب است اما انسانهاي آزاديخواه بخاطر عقايدشان در زندان هستند. نمايشگاه كتاب است اما ما اجازه نداريم كتابهايي را كه ميخواهيم، بخوانيم و به معرض نمايش بگذاريم. اجازه نداريم آنچه معتقديم بنويسيم و انتشار دهيم. اجازه نداريم آنچه فكر ميكنيم بگوييم و تبليغ كنيم. اجازه نداريم جمع شويم و اعتراضمان را اعلام كنيم. اجازه نداريم تشكل خود را داشته باشيم و براي رسيدن به خواستهايمان مبارزه و تلاش كنيم، اجازه نداريم اگر از شرايط كارمان راضي نيستيم اعتصاب كنيم. و تخلف از هر كدام از اينها جوابش زندان است و حتي شايد اعدام!
بسياري از دانشجويان معترض بخاطر عقايدشان و بخاطر اينكه آزادي ميخواستند در زندانند، پرونده قضايي دارند، به عنوان دانشجوي ستاره دار مارك خورده اند، از حق ادامه تحصيل محروم شده اند و غيره. بسياري از انسانهاي آزاديخواه بخاطر اينكه به شرايط كارشان اعتراض داشته و يا حقشان را نداده اند و دست به اعتصاب زده اند، و يا بخاطر اينكه حجاب بر سر نكرده اند و بخاطر دهها موضوع ديگر تحت فشار و سركوب قرار گرفته و در زندانند.
در اين اول ماه مه صديق كريمي و فايق كيخسروي از رهبران كارگري در سنندج را دستگير كردند چون ميخواستند مراسم اول داشته باشند. منصور اسانلو و ابراهيم مددي و علي نجاتي در زندانند چون براي ايجاد تشكل خود تلاش كرده و با اعتراضاتشان حق و حقوق خود را طلب كرده اند. فرزاد كمانگر و عليرضا دو معلم معترض در زندانند و احكام اعدام دارند. مهديه گلرو، دانشجوی محروم از تحصيل دانشگاه علامه و عضو شورای دفاع از حق تحصيل، به همراه همسرش در منزل شخصیشان به جرم دفاع از حق تحصیل بازداشت شدند و اکنون در وضعیت وخیمی بسر می برد. رضا خندان از فعالين حقوق كودك در زندان است براي اينكه از حقوق كودك دفاع كرده و خواهان زندگي انساني براي همه كودكان شده است.
در مدت اين يكسال که مبارزات فشرده اي براي رسیدن به خواستهايمان داشته ايم، بسياري از انسانهاي آزاديخواه دستگير شدند. شكنجه شدند و جواناني چون ندا آقا سلطان و اشكان سهرابي و دهها انسان آزاديخواه جان باختند. همه اينها نشان از اين دارد كه مبارزه براي آزادي بدون قيد و شرط سياسي يك ركن مهم در رسیدن به خواسته های به حق ماست. از این رو، ما بر خواستهاي زير تاكيد ميكنيم:
1-آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام. هیچ کسی را نباید به خاطر انتشار آرا و افکارش بازداشت و زندانی کرد. نیز، انتقاد به همه جوانب سياسي، فرهنگي، اخلاقي و ايدئولوژيک جامعه بايد آزاد باشد.
2-ما بر آزادي بدون قيد و شرط عقيده، بيان، اجتماعات، تظاهرات، مطبوعات، تحزب، تشكل، اعتصاب تاكيد داريم و آنها را حقی مسلم برای تمامی آحاد جامعه می دانیم.
3-از نظر ما، بايد بساط هر گونه سانسور و تفتيش و کنترل در جامعه و بويژه در دانشگاهها و مدارس جمع شود. از جمله فيلترينگ سايت هاي اينترنتي متوقف شود. از نشريات دانشجويي و كليه مطبوعات نیز رفع توقيف شود.
4-دین و مذهب رسمی دولت، از جمله عوامل اصلی نقض آزادی بیان به بهانه هایی چون مقدسات است. از این رو، ما بر جدايي كامل مذهب از دولت، سيستم قضايي و از آموزش و پرورش تاکید داریم. آزادي كامل مذهب و بي مذهبي بعنوان عقيده و امر خصوصي افراد باید به رسمیت شناخته شود.
5-دانشگاهها باید از يورش نيروي انتظامي مصون باشند. دوربين های مداربسته در دانشگاهها و در اماکن عمومي باید جمع شوند چرا که حریم خصوصی افراد را تهدید می کنند. ما جامعه اي آزاد و ایمن ميخواهيم. حجاب اجباري و تبعيض جنسيتي بايد لغو شود. كليه قوانين تبعيض آميز عليه زنان و برابري کامل زن و مرد در همه عرصه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي در جامعه بايد لغو شود.
6-فشار از روي استادان دانشگاه ها و معلمان بايد برداشته شود. معلم و استاد بايد امنيت شغلي داشته باشند و تفتيش عقايد بايد ممنون شود. ما تصفیه دانشگاه ها از استادان و دانشجویان منتقد و مخالف را قویا محکوم می کنیم.
7-نزديک به يکسال است که مردم براي همه اين خواستها مبارزه ميکنند. جواب خواستهاي مردم سرکوب بوده است. ما سرکوب اعتراضات مردمي را قویا محکوم ميکنيم و خواستار محاکمه عاملين و مسببين سرکوب و کشتار مردم، در دادگاهی بی طرف و کاملا علنی هستيم.
8-ما قطعنامه ده تشکل کارگري که به مناسبت روز جهانی کارگر داده شده را مورد حمايت و پشتيباني قرار ميدهيم. و خواستهاي اين قطعنامه را، خواستهاي همه مردم ایران می دانیم.
جمعي از دانشجويان آزاديخواه تهران
13 اردیبهشت 1389
| < قبلی | بعدی > |
|---|


