از سلسله برنامه های " ده دقیقه با حمید تقوائی" که روز جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ از تلویزیون کانال جدید پخش شده است. متن زیر و ادیت اولیه توسط نازیلا صادقی انجام، و اولین بار در نشریه جوانان کمونیست ۴۱۶ چاپ شده است. ج.ک
با سلام به بینندگان این برنامه
در خبرها بود که اخیراً احمدی نژاد نامه ای به شورای عالی امنیت ملی نوشته و از آنها خواسته که موسوی، کروبی و هشت نفر دیگراز سران جناح به اصطلاح اصلاح طلب را دستگیر کنند. به جرمی که دیگر همه میدانیم، به همان جرمی که الان دارند در این دادگاههای نمایشی شان هم اعلام میکنند، یعنی براندازی نرم و توطئه و غیره و غیره. اما شاید این نکته تازه ای نباشد، همه اینرا میدانستیم و بارها احمدی نژاد، خامنه ای و دیگر امامان جمعه که از جناح خامنه ای هستند به ضرورت بازداشت اینها اشاره کرده اند و حالا این نامه صریحتر گفته باید اینها بازداشت بشوند. نکته جدید جواب شورای عالی امینت به نامه است. جواب آنها این بود که این به صلاح نظام نیست، این موجب از دست رفتن نظام است و به عبارتی موجب سرنگونی آن میشود و ما درست نمیدانیم که اینها را دستگیر کنیم.
این اتفاق به طور روشن دو واقعیت مهم را دربارهٔ شرایط کنونی سیاسی امروز ایران بیان میکند. دو واقعیتی که ما همیشه بر آن تاکید کرده ایم. نکتهٔ اول این است که یک جنگ آشتی ناپذیری بین جناحهای حکومتی شروع شده که نه امکان سازش با یکدیگر را دارند نه امکان تصفیه همدیگر را؛ نه میتوانند کنار یکدیگر قرار بگیرند نه میتوانند یکدیگر را حذف کنند. نامه احمدینژاد در قدم اول اینرا نشان میدهد که اینها آشتی ناپذیرند و به هیچ نوع دیگر حتی بطور مصلحتی و برای حفظ ظاهر هم که شده نمیتوانند کنار هم قرار بگیرند. و جواب شورای امنیت نشان میدهد که همدیگر را تصفیه هم نمیتوانند بکنند! احمدی نژاد می نویسد تصفیه شان کنید و شورای امنیت جواب میدهد، نمی شود؛ سرنکون میشویم! اینها نه میتوانند با هم بسازند و نه هدیگر را حذف کنند. واقعیت اینست که جناحهای حکومت به بن بست رسیده اند و جز ادامه همین وضعیت کجدار و مریز، جز این وضعیت که دست یکدیگر را رو میکنند، به یکدیگر نامه مینویسند، افشا گری میکنند، علیه همدیگر خط و نشان میکشند، راهی ندارند.
واقعیت دوم این است که این وضعیت را مردم بوجود آورده اند. وقتی این آخوندهای شورای امنیت به این نتیجه میرسند که دستگری موسوی و همفکرانش نظام را به خطر خواهد اندخت منشاء این خطر مردم هستند و اینها میدانند که بر متن و به بهانه چنین تصفیه ای اعتراضات خیابانی بمراتب تشدید خواهد شد، اعتراضاتی که همین امروز هم قادر به کنترل آن نیستند. در واقع اتفاقی که در حال رخ دادنست این است که مبارزه ما مردم، این جنبش انقلابی که نزدیک به ۲ ماه است ادامه دارد چنان شرایط را به حکومتیها تنگ کرده که دیگر راه پس و پیش ندارند. شورای امنیت ملی میگوید اگر اینهارا دستگیر کنیم چیزی از نظام باقی نخواهد ماند ولی اگر دستگیر هم نکنند باز چیزی از نظام باقی نخواهد ماند. ما مردم رژیم را بر سر دوراهی انتخاب بین بد و بدتر قرار داده ایم!
این مبارزه ما مردم است که اینطور درحال پیشرویست و اینها را هم گیر انداخته است. یکی از نمونه های که نشان میدهد چطور اینها جنایت یکدیگر را رو میکنند و دیگر قدرت تحمل و سازش و باهم بودن را ندارند، همین نامه معروف کروبی به رفسنجانی در مورد جنایت و تجاوزاتیست که در زندان کهریزک صورت گرفت. امروز احمد خاتمی در نماز جمعه با این نامه برخورد کرد اسم کروبی را نیاورد ولی گفت این آب به آسیب دشمن ریختن است و غیره که البته با شعار مرگ بر دیکتاتور مردم جواب گرفت، و امام جمعه مشهد هم گفت که اگر نوشته های نامه کروبی اثبات نشود نشان می دهد که ایشان در صف پیاده نظام دشمن است و با این افشاگریها در مورد کهریزک، بهانه و گزک به دست دشمنان میدهد و همینطور امام جمعه و نمایندهٔ ولی فقیه در سمنان گفته است اینگونه نامه ها و اعتراضات باید بصورت مخفی انجام شود و وقتی رو میشود به صلاح نظام نیست. در سایتها و خبر گزاریها پر است از این نوع برخوردها بین امام جمعه ها و داردسته ولایت فقیه و از طرف دیگر دار و دسته موسوی علیه همدیگر. موضوع زندان کهریزک و جنایتهای صورت گرفته در این زندان که یکی یکی در حال رو شدن است فقط یک مورد و نمونه ای از درجه عمق و گستردگی شناعت و جنایت و آدم کشی در جمهوری اسلامی است. این یک جنایت سی ساله است و همه این دارو دسته های حکومتی در این توحش شریک بودند و هستند. اینها یک عمر همین دادگاهها، وزارت اطلاعات، نیروهای شکنجه گر، بسیجیها، لباس شخصیها و غیره را بوجود آوردند. از دار و دسته ۲ خردادی قدیم، ۲ خردادی جدید، طرفداران خامنه ای، اصولگرا، اصلاح طلب و یا هر اسم دیگری که بر روی خود بگذارند فقط یک اسم ماهیت همگی آنها را نشان میدهد و آن هم باندهای جنایتکار و مافیائی است. باندهائی که نه تنها در ثروت اندوزی و غارت اموال مردم رکورد میشکنند بلکه در جنایت و کشت و کشتار هم رکورد دار هستند. این اتفاقات دو ماهه اخیر فقط یک نمونه از کل جنایاتی ایست که در نظام جمهوری اسلامی در زمان خاتمی، در زمان نخست وزیری موسوی، در زمان رفسنجانی و در زمان خمینی انجام گرفت. به همین دلیل است که دعوا، جنگ، مبارزه ما مردم مبارزه دیگریست. مبارزه و انقلاب ما علیه کل این سیستم جنایت و غارت است و بالایها هم این را فهمیده اند. هم جناح موسوی که به هر ترتیبی در دعواهای داخلی حکومت در برابراحمدی نژاد قرار گرفته و احتیاج دارد ما مردم در خیابانها باشیم برای اینکه سرش را نبرند، چه جناح خامنه ای که از روبرو به مردم شلیک میکند، هردو در پایه گذاری و سازماندهی این سیستم جنایت و کشتار که به آن میگویند جمهوری اسلامی شریک اند، و در هر دوره ای که یکی از اینها زمامدار امور بود به همین اندازه و بلکه بیشتر کشته و زده و بسته است. فرق تنها در اینست که اینبار با یک جنبش عظیم توده ای روبرو هستند. با یک انقلاب روبرو هستند که هر شکنجه و تجاوزی در زندان، هر بازداشت بی دلیلی، هر شلیک به مردم با عکس العمل وسیع اعتراضی روبرو میشود. نه تنها در ایران بلکه در کل جهان. اینها به همین دلیل به بنبست رسیده اند. تاکتیک ارعاب و توحش شان دیگر نمیگیرد، نه میتوانند از شر یکدیگر خلاص شوند، نه میتوانند یکدیگر را تحمل کنند. در عین حال مردمی که بلند شده اند تا کل این سیستم را بر سر اینها خراب کنند از این شکاف و دعوا استفاده میکنند و به پیش میروند.
ما از روز اول، از همان دوره انتخابات این واقعیت را دیدیم و اعلام کردیم، این واقعیتی بود که مبارزه ما مردم بخاطر دفاع از این و یا آن کاندید انتخاباتی نیست بلکه مبارزه ما مردم علیه کل اینهاست، منتها از این دعواهای انتخاباتی و از این شکافها استفاده میکنیم. این بنفع ما مردم و به نفع انقلاب است که اینها به سر و کله یکدیگر بکوبند، دست یکدیگر را رو کنند، افشاگری کنند. بگذار جناح موسوی تا میتواند کشتارهای خامنه ای و احمدینژاد را افشا کند. این بنفع ما مردم است چون ما مردم کشتارهای جناب موسوی را هیچگاه از یاد نخواهیم برد. ولی همینکه اینها به جان یکدیگر افتادهاند به ما کمک میکند که از این شکاف، از این بهم ریختگی صفوف دشمن، صفوف جمهوری اسلامی استفاده کنیم برای اینکه مبارزه مان برای آزادی و برابری را به پیش ببریم. هیچیک از این شخصیتها و جناحها حتی با صد درجه تخفیف هم آن چیزی که ما مردم میخواهیم را نمایندگی نمیکند. حتی یک میلیمتر بهبود در شرایط زندگی ما مردم، در شرایط زندگی کارگران، زنان، جوانان، حتی یک درجه نزدیک شدن به جهان متمدن امروزی قرن ۲۱، حتی یک گام نزدیک شدن به یک جامعه انسانی، مستلزم این است که از روی همهٔ اینها رد بشویم. اینها دارو دسته های حکومتی نه تنها ما مردم و آرمانها و آرزوها و ایده الهای ما مردم را نمایندگی نمیکنند، بلکه سدی در برابر این آمال و آرزوها هستند. این انقلاب باید تا پیروزی کامل به پیش برود، تا به زیر کشیدن کل این دستگاه، و تا آن روز اینها هرچه بیشتر با یکدیگر اختلاف داشته باشند و بیشتر علیه هم خط و نشان بکشند بنفع ما و مبارزهٔ ماست.
شاد و سالم باشید.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


