جوانان کمونیست

سئوال هفته:اشتراک و شباهت در چیست؟

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

hamid

جوانان کمونیست: درباره سفر احمدی نژاد به امریکای جنوبی ودیدار با رهبران کشورهای مانند کوبا، نیکاراگوئه و ونزوالا که خود را چپ میدانند، امثال فیدل کاسترو، هوگو چاوز و یا اینکه کشورهای چین، روسیه و کره شمالی بنوعی از مدافعین و همپیمان جمهوری اسلامی هستند وهمه اینها در زبان رسانه ای دنیا و در فضای سیاسی راست جامعه، بلوک چپ و یا کمونیست نامگذاری شده و به مردم معرفی میکنند. شما این پدیده را چگونه توضیح میدهید؟

 

حمید تقوائی: بله متاسفانه این دولتها و شخصیتها در افکار عمومی بعنوان چپ و کمونیست شناخته میشوند اما در عین حال همه میدانند که این نوع  چپ از جنس سرمایه داری دولتی بلوک شوروی سابق است. در همه  کشورهائی که نام بردید نظام سرمایه داری حاکم است. در مورد روسیه صفت چپ فقط به گذشته و سابقه این کشور رجوع میکند. روسیه و کشورهای سابق بلوک او بیش از دو دهه است علنا سرمایه داری دولتی و پوشش کمونیسم را کنار گذاشته اند و به سرمایه داری بازار آزاد پیوسته اند. و امروز هیچکسی از جمله خود دولت و مقامات  روسیه ادعای کمونیسم و حتی چپ بودن نظام حاکم در این کشور را ندارند.  درچین هم که هنوز نام بی مسمای کمونیسم را- اساسا بخاطر حفظ سلطه و کنترل حزب حاکم  این کشور- یدک میکشد، با یک سرمایه داری بسیار وحشیانه و افسار گسیخته روبروئیم. فکر کنم در این مورد هم توضیح بیشتر لازم نیست. ماهیت کاپیتالیستی نظام اقتصادی چین عیان تر از آنست که نیازی به تحلیل و استدلال باشد.

 

در مورد کره شمالی و کشورهای آمریکا لاتین که بعنوان چپ شناخته میشوند نیز "چپ" بودن آنها بیشتر در مخالفت و ضدیتشان با آمریکا خود را نشان میدهد  تا نظام سیاسی اقتصادی - اجتماعیشان. اینها اشکالی از نظام سرمایه داری هستند که از نظر خصوصیات سیاسی و اجتماعی هم با کشورهای غربی متفاوتند و هم تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند. وجه مشترک آنها،  آنچه باعث میشود این کشورهای آمریکای لاتین- و هم چنین روسیه و چین و کره شمالی- در رسانه ها و در افکار عمومی بقول شما اعضای یک "بلوک چپ" تلقی بشوند ضد آمریکائی گری آنهاست.  و همین خصوصیت است که آنها را به جمهوری اسلامی نزدیک کرده است. اگر معیار چپ بودن ضد آمریکائی گری باشد آنوقت نه تنها چین و کره و چاوز و فیدل کاسترو بلکه جمهوری اسلامی و حسن نصرالله و خالد مشعل هم چپ بحساب می آیند. این درک و تعریف از چپ و کمونیسم تماما پوچ و بی پایه است. این از یکسو ثمره تجربه بلوک شوروی و عملکرد سرمایه داری دولتی تحت نام کمونیسم است - که با پیوستن کل این بلوک به کمپ سرمایه داری بازار آزاد دیگر امروز، و در واقع از دو دهه قبل، تماما موضوعیت خود را ز دست داده است- و از سوی دیگر ثمره تبلیغات جنگ سردی و مهندسی افکار توسط رسانه های دولتی و رسمی غربی است که این دومی کماکان ادامه دارد.  میخواهند هویت ضد کاپیتالیستی چپ و کمونیسم را -  بویژه در شرایط امروز دنیا  که دامنه مبازات و اعتراضات توده ای علیه کاپیتالیسم به نیویورک و پایتختهای اروپائی نیز رسیده است - مسخ و تحریف کنند  و ضد آمریکائی گری ارتجاعی نوع اسلام سیاسی را با چپ تداعی کنند.

 

اما کمونیسم واقعی، کمونیسمی که حزب ما نمایندگی میکند، با آنتی کاپیتالیسم، با ضدیت با همه تبعیضات و مصائب و بیحقوقیهائی که سرمایه داری اساس و مسبب آنست، و با آزدیخواهی و برابری طلبی بی کم و کاست شناخته میشود و بر همین اساس دولتها و احزاب و نیروها و شخصیتهای سیاسی را ارزیابی میکند. "بلوک چپ" نوع کمونیسم کارگری انقلابات زنجیره ای  ضد دیکتاتوری و جنبش و اعتراضات ضد کاپیتالیستی وسیعی است که همه دنیا را فرا گرفته است.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 538 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?bjbqjfb2o5oi4hj

 

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: