دامون - تهران
پس از شکست انقلاب ۵۷ ، تئوری عجیب و غریبی شکل گرفت که همانند آنتی بیوتیک سر ساعت به خورد مردم داده می شد؛ کودکان را از اول ابتدایی همچون پادگان به صف می کردند و آنان را وادار می کردند که شعار های این تئوری مضحک را تکرار کنند، در رادیو و تلوزیون و ... هم که نیاز به توضیح ندارد. من هرچه سعی کردم نفهمیدم که اسلام چه ربطی به انقلاب دارد؟! آخر ضد انقلاب اسلامی که تئوریسین های اسلامی از آن به عنوان انقلاب! یاد می کنند، علیه اندیشه ورزی است، علیه انسانیت است، علیه آزادی است، علیه زن و کودک است؛ اگر انسان هایی آزاد اندیشیدند برای آزادی و برابری انسان ها کاری کردند، محارب هستند و باید علیه آن ها جهاد کرد و خونشان هم حلال است، این مفهوم انقلاب اسلامی ست! در حالیکه به نظر ما تئوری انقلاب مبتنی بر دگرگونی اساسی در ساختار حکومت و جامعه به منظور رهایی از ساختار های کهنه و ضد انسانی و رسیدن به جامعه آزاد است. انقلاب به منظور برابری زن و مرد و احیای حقوق انسانی کودک و لغو احکام و مناسبات پوسیده مانند سنگسار و اعدام و ازدواج کودک و اختلاف طبقاتی و... است. بدیهی است که مسئله انقلاب اسلامی! کاملا با انقلاب متضاد است. بعضی از انقلابیون هم که تحت تاثیر این تئوری مضحک قرار گرفته بودند، این تئوری مضحک را مضحک تر کرده بودند و به یک نتایج محیرالعقولی رسیده بودند مانند اینکه امام حسین یک مارکسیست است و یا انسانیت را از علی اموخته بودند!!! و یا مولی علی فعال کارگری و انقلابی آزادی خواه بوده!!!، خلاصه اینکه بالاخره این نتایج عجیب وغریب کار دست همه داد و باعث شکل گیری یک تئوری متناقض مضحک به نام اسلام انقلابی شد و تئوریسین های آن مانند رحیم پور پا فراتر گذاشتند و رسما ائمه را انقلابی واقعی علیه سرمایه داری و استعمار معرفی کردند!!! و خوب خمینی هم که گل سر سبد انقلابیون شناخته شد و بعضی ها هم جوگیر شدند و نشستند و در مورد مبارزات خمینی و انقلابی گری او گزاف گفتند. تفکرات ارزنده او در قالب رشته امام خمینی در مقطع فوق لیسانس تدریس می شود و از همه جالبتر با ارسال کمک مالی و حمایت سیاسی از تروریست ها سعی می کنند انقلابی گری به سبک خمینی را به جهان بیاموزند!!!
دکترین مهدویت(اسلام انقلابی) به طبع کارگران را هم خطاب قرار داده و برای آنان تئوری خاصی طراحی کرده است مانند احادیثی که می گوید حق کارگر را تا زمانی که عرقش خشک نشده باید پرداخت(همانطور که احمدی نژاد حق کارگران را می پردازد!) یا اینکه پیامبر اسلام کارگران را دوست داشته(عشق کارگر بوده!) و بیهوده گویی هایی از این دست. جالب اینجاست که در رژیم کارگر دوست و کارگر پرست جمهوری اسلامی، نه تنها کارگران حقوق ماهی دویست هزار تومان را هم چند ماه به چند ماه دریافت نمی کنند، بلکه به صرف اعتراض زندان می روند و شکنجه می شوند و خوب زنان کارگر هم که دیگر نیازی به توضیح ندارد. پیامبر اسلام که حکومت خود را با مالیخولیای خدا تشکیل داده بود(نه رای مردم) خود را مقدس می شمرد و برای ارضای غرایزش آیه نازل می کرد و مردم را پشت خود به صف میکرد و بر خودش سلام میداد و مردم هم پشت سرش بر او سلام می دادند و هر کس با او مخالف بود یا جور دیگری فکر می کرد، محارب بود و خونش حلال می شد؛ واضح است که نظامی که بر پایه تفکرات پوسیده چنین دیکتاتوری ای بنا شود، ثمره اش سنگسار و اعدام و شکنجه و چپاول می شود؛ در چنین نظامی کودک هم اعدام می شود! تئوریسین های اسلام انقلابی از ترس سوسیالیسم و برای خالی نبودن عریضه، تشکل دولتی ضد کارگر خانه کارگر را تاسیس کردند و بعد هم تا به امروز پاسدار های کارگر دوست که بودجه های کلان به نام کارگر به کامشان می شود، منت سر کارگران می گذارند که ببینید ما مخالفین راستین سرمایه داری برایتان کاری کردیم کارستان؛ خانه ای برایتان ساختیم که شما را تحت درمان رایگان قرار میدهد و شغلتان را تضمین می کند و از خانوادهایتان حمایت می کند و امکانات دیگری که دربار بریتانیا این امکانات را ندارد! مسئله اعدام و سنگسار و بی حقوقی زن و کودک هم به موقعش! زندانیان سیاسی که کارگران هم جزء آنان هستند، خیلی در دستور کار نیست! بماند!.
خانه کارگر هم که دروغ بزرگ حکومت برای کارگران است و نهادی برای سرکوب و متفرق کردن کارگران از طرف دولت اسلامی است که دم از حدیث کارگر دوستی می زند و بعد یک قدم هم برای آزادی کارگران و فعالین کارگری در زندان بر نداشته که هیچ بلکه برای منحرف کردن مبارزه کارگران درست شده است و دست آقا و دیگر خونخواران رژیم را می بوسند و از آنان پند می گیرند. خانه ضد کارگر در اول ماه مه، فقط پوستر یک رفتگر را به دیوار می چسباند و می نویسد: کارگر زحمت کش به بهشت می رود، روز کارگر مبارک! فقط همین؛ انگار نه انگار که کارگران چند ماه به چند ماه حقوق نمی گیرند، انگار نه انگار که کارگران در زندانند، انگار نه انگار که زنان کارگر بی حقوقند، انگار نه انگار که کودکان اعدام می شوندو... حتی یک اعتراض خشک و خالی هم به اعدام دلارا در روز کارگر و سرکوب کارگران نکردند؛ هرچه آقا بگوید همان است. حال آقا بعد از آن همه جنایت علیه بشریت، بی شرمانه در تلوزیون از کارگر ونقش او سخن می گوید و خواستار همت مضاعف می شود، مگر آقا و فرزندان بی شرفش کار می کنند و یا وکلای بی شرف مجلس و یا هیئت دولت زحمت می کشند؟ فقط حاصل زحمت مردم را بالا می کشند و بعد هم رو به مردم اسلحه می کشند. رسانه های اصلاح طلب هم که کم مانده موسوی و کروبی را مظلومان ستمدیده و رهبران ازلی راه آزادی معرفی کنند و چیزی به قدسی شدنشان همچون محمد نمانده، انگار نه انگار که روز کارگر نزدیک است، آخر این جایزه نوبل صلح که گوش ما را کر کرد و ما را کشت در این روزها چیزی نمی گوید و جنایات رژیم را ماستمالی می کند! تکلیف زندانیان سیاسی چه می شود؟ آخر شیر خورشید و استوانه حقوق بشر به چه درد من کارگر می خورد می خورند؟ هرچه که هست جان انسان هاست که برای این رسانه ها اصلا مهم نیست و یک حزب هم که قاطعانه برای رهایی تلاش می کند ، به آن تهمت می زنند، اینان خود را در برابر چنین حزبی حقیر و کوچک می بینند و از مبارزه دانشجویان و کارگران که ثابت کردند با حضور خود در میدان اعتصاب و اعتراض، می توانند تئوری پوسیده اسلام انقلابی را کنار بزنند و انقلاب راستین به قصد رهایی را جایگزین آن کنند، هراس دارند زیرا منافعشان به خطر می افتد. اول ماه مه(یازده اردیبهشت) روز بزرگی برای رهایی از شر بربریت جمهوری اسلامی است، روز انسان و بزرگداشت انسانیت است و باید حول سیاست های انسانی طبقه کارگر برای خلاصی از شر بربریت سرمایه داری متحد شد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


