در آستانه سال روز کودتای ۲۸ مرداد، رسانه های گوناگون، روی واقعه ملی شدن صنعت نفت تا سرگونی محمد مصدق، متمرکز شدند. یکی از این رسانه ها بی بی سی بود که ضمن بحث و گفتگو، فیلمی مستند همراه با گفتار- متن از آن دوران را نمایش داد. این فیلم نه تنها مصدق را به عنوان پیامبر و قدیس ملی گرایان به شدت زیر سوال برد، بی بی سی و روحانیت را هم به شدت زیر سوال برد.استدلال اینکه: مصدق به جای متحد کردن مردم و تکیه بر آنها، به مقامات کاخ سفید و روحانیت تکیه کرد که سرانجام همانها، او و دولتش را سرنگون کردند و بی بی سی هم نقش اصلی را در جنگ تبلیغاتی(مانند سال ۵۷ و حتی تا به امروز) ، بازی کرد و روحانیت هم با همکاری با قداره کشان و اوباشان و گرفتن کمک های مالی از سازمان های اطلاعاتی غرب(آمریکا و انگلستان)، ترتیب کودتای لومپنی- نظامی را داد. البته بگذریم که آقای مصدق هم همچون فرمانروایش، مارکسیست های آن زمان را به مانند حیوان می نگریست و برای ترساندن غرب از نفوذ شوروی، از آنان استفاده ابزاری کرد!
نکته جالب اینکه حزب توده آن زمان که متشکل از خیل سیاستمدارن تا روشنفکران و هنرمندان و ... بود، همچون مذهب که شخصیت پیامبر یا معصوم یا توهم خداوند را می پرستد، استالین را می پرستید! در واقعه درگذشت استالین، توده ای ها که به عنوان افراد تحصیل کرده، از آن ها انتظار می رفت مذهب و پرستش را در جامعه (با روشنگری) از میان بردارند، خود گرفتار این بیماری شده بودند، بطوریکه در سفارت شوروی، تجمع کرده بودند و در برابر عکس استالین، آنچنان ابراز احساسات و سوگواری می کردند که شاید از مراسم عاشورا داغ تر بود( با استناد به فیلم مستند مصدق و فیلم های مستند استالین- حزب توده).
من گرچه این صحنه ها برایم تازگی نداشت ولی ناخودآگاه به یاد روشنفکران امروز در واشنگتن و لندن و... افتادم که رئیس جمهور آمریکا، برایشان حکم استالین را دارد و یک پرزیدنت می گویند و ده تا از دهانشان میریزد! در این لحظه بود که فهمیدم روشنفکران (به اصطلاح روشنفکران) نه تنها هیچ پیشرفتی نکردند، بلکه با توجه به گذر زمان و وابستگیشان به وضع موجود، به شدت پسرفت هم کرده اند! کیش شخصیت یعنی همین، پرستش محمد رسول خدا، استالین، مائو، بوش و اوباما، فرقی در اصل ماجرا ندارد.
جنایت و آدمکشی محصول تفکر ضد انسانی ست حال می خواهد صاحب این تفکر استالین باشد خواه بوش یا هر کس دیگر. برای کسانی که برای آینده ایران دموکراسی نوع غربی را می خواهند نمونه هایی را باید یادآور شوم تا ببینیم آدم کشتن و پایمال کردن انسانیت به زمان و مکان محدود نیست بلکه نتیجه سیاست های ضد ا نسانی ست که از جمله امروز دولت های سرمایه داری در غرب و شرق سردمدار آن هستند. زمانی که مستند ساز سرشناس، مایکل مور، سرباز وحشی آمریکایی را نشان میدهد که در مراسم تولد کودکش کلاه بوقی بر سر گذاشته و شمع فوت می کند، در حالی که مدتی قبل در عراق، وحشیانه به خانه ای حمله کرد و تمام اعضای خانواده از جمله دو کودک خرد سال را به ضرب گلوله از پای در آورد، مایکل مور از او می پرسد چرا و او می گوید: متاسفم! حال قضاوت با شماست که کجای این مطابق موازین حقوق بشر است؟! وقتی اسرائیل با پوتین نظامی مردم را می کشد و حتی به کشتی نمایندگان حقوق بشرهم رحم نمی کند، نماینده آن دولت در صدای آزادی و انسانیت، حاضر می شود و از کوروش کبیر می گوید و تشکیلات اتحاد ملت ایران را تبلیغ می کند!!! البته سخن چاپلین بزرگ را از یاد نبردیم که می گفت: کسی که یک نفر را بکشد، جنایتکار است و کسی که هزاران نفر را بکشد، قهرمان است! باور بفرمایید این جمله درست است: مگر هنری کسینجر به پاس جنایاتش در آسیای جنوب شرق، جایزه صلح نگرفت؟ مگر خانم تاچر از پینوشه به پاس جنایاتش تقدیر نکرد؟ مگر خانم مرکل، جنایات ارتشش در افغانستان را نشانه شجاعت ندانست؟ مگر اوباما جایزه صلح نگرفت؟ مگر رونالد ریگان از ویلیام راجرز، فرمانده ناو وینسنس که هواپیمای مسافربری ایران را با ۲۹۰ مسافر، با پرتاب موشک نابود کرده بود، تقدیر نکرد؟ یا مثلا چین که روزی اسم کمونیسم را یدک می کشید و امروز بهشت سرمایه و سرمایه گذاری جهان است و عملا جهنم مردمی ست که به عنوان کارگر در آن جا زندگی می کنند. شدید ترین استثمارها و کار برده وار تهی شده از انسانیت به آنها تحمیل می شود و البته دموکراسی غربی و روشنفکران انتقادی به آن وارد نمی بینند و اگر هم انتقادی داشته باشند باز هم آن را به حساب کمونیستی بودن چین می گذارند!!
البته عزیزان روشنفکرما، فراتر هم رفته اند و حتی ترومن را هم که سیاه ترین جنایت تاریخ بشریت را مرتکب شده بود، خوب و ارجمند دانسته اند! به هر حال در تئوری دموکراسی، عملا این تبصره مهم وجود دارد که فقط غربی ها (آن هم نه فقط و نه الزاما هر کسی که در غرب زندگی می کند بلکه مدافعان منافع سرمایه داری که در ادبیات دموکراتیک امروز علی العموم غربی گفته می شوند )چون دموکراسی بلدند برتر از دیگران هستند! اگر نیروهای چپ و مترقی و آزادیخواه در غرب نبودند، روزگار پناهجویان و کسانی که از جمله از کشورهای اسلام زده فرار کرده اند بسیار وخیم تر از امروز بود.
من به همه روشنفکران عزیز پرزیدنت اوباما پرست و طرفدار دموکراسی نوع غربی، می گویم در کنار استالین و هیتلر و...، جنایات پرزیدنت های محبوبتان را هم بررسی کنید تا شاید بتوانید به جبهه مردم ملحق شوید.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


