پرویز پوینده – ایران
این عبارت را از هوشنگ گلشیری نقل کرده اند.به نظر من آنچه در جریان حوادث قبل و بعد از قیام ۲۲ بهمن تا امروز اتفاق افتاد مصداق این گزاره است.انقلاب ۵۷ پرونده ی حکومت سلطنتی را بست وبه همت مردمی که قیام کردند دوره ی پر شور و امیدی اغاز شد که البته با کودتای ۳۰خرداد ۶۰توسط جمهوری اسلامی در هم کوبیده شد. به هر صورت سلطنت وشاه به اصطلاح به زباله دان تاریخ پرتاب شد
اما زباله دان تاریخ کجاست؟زیرا که شاه و خانواده اش به خارج گریخته ودر تحلیل نهایی در ایالات متحده مقیم شده و با میلیارد ها دلاری که به جیب زده بودند توانستند به زندگی پر زرق وبرق شان ادامه دهند و امروز هم در اپوزیسیون کنار سایر ناسیونالیستها هستند و دارند خود را برای سهیم شدن در اینده ی ایران و احتمالا احیای سلطنت آماده میکنند.پس تاریخ بطور واقعی زباله دان ندارد.همه ی تصویر شبیه سال ۵۷ است.حکومت سرمایه داری مستبد و عقب افتاده ای که دارد برای بقا تلاش می کند و مردمی که این حکومت را نمی خواهند ومبارزات گوناگونی را به اشکال مختلف علیه اش براه انداخته اند.اعتصاب کارکری ومبارزات زنان برای رهایی از شر حجاب اسلامی و کل قوانین عقب مانده ای که جمهوری اسلامی حاکم کرده است از جمله این مبارزات است.
اما همچنان که منصور حکمت می گفت : یک چیز جدید به این تصویر اضافه شده و ان حزب کمونست کارگری است که برای نخستین بار به صنحنه ی اصلی جدال بر سر قدرت نزدیک شده وطی ۳۰ سال اخیر هم به صفوف خودش و هم به کل طبقه ی کارگر بیاموزد که چه باید کرد تا جامعه بتواند یک انتخاب دست چپی و کمونیستی-کارگری داشته باشد و چگونه باید تلاش کند که بتواند اکثریت کارگران و مردم را پشت این حزب و این آرمانها گرد آورده و بسیج کند.تمام ماجرا سر به میدان کشیدن این جنبش با همه ی توان و رادیکالیسمش است.گام اول سازماندهی حداقلی از کمونیست های کارکری است که آشنایی عمیق تری با مارکسیسم و به طور مشخص تر با کمونیسم کارگری داشته باشند تا بهتر بتوانند حوزه حزبی بسازند و جواب سوالات را بدهند وابهامات را رفع کنندوبتوانند بستر کار کمونیستی بهتری بین کارگران را فراهم کنند.مهمترین کاری که حزب می تواند برای تضمین داشتن ابزار دخالت سیاسی موثر در انقلاب اتی این ستون فقرات کمونیستی-کارگری است،آدمیزاد پرشور و متشکل کارایی بیشتری نسبت به سایر فاکتورها مثلا میدیا یا پول دارد.بولشویکها نه رسانه ی صوتی و تصویری داشتند و نه امکانات مالی چشمگیری داشتند اما توانسته بودند اقلیتی از رادیکال ترین چهره های کمونیست،چه کارگر و چه روشنفکر را دور خودشان سازمان بدهند.وقتی روی نقش حزب و حوزه های حزبی تاکید میکنیم،می گوییم حزب بخش متشکل طبقه کارکر است و جایگاه مهم تری نسبت به گذشته برای عضوگیری و عضو حزب شدن قایل می شویم پس واقعا باید کل فعالیت های حزب را وتلاشهای همه ی اعضای حزب را بیشتر از گذشته معطوف به این هدف سازیم.در تحلیل نهایی و به عبارت ساده تر باید حزبمان را حول این محور دوباره سازمان دهیم.تشکیل این ستون فقرات سازمانی باید اصلی ترین و عاجل ترین وظیفه ی همه اعضای حزب باشد،این سازمان داخل کشوری برای ما هم پول میسازد و هم اعتبار کسب میکند و بیشتر از همه می تواند در فعل وانفعلات سیاسی و اجتماعی متلاطم ماههای آینده بازوی دخالت گری باشد که بتواند این امکان را در مقابل مردم زنده و مطرح کند که می توان از شر جمهوری اسلامی خلاص شد.با تشکیل این قلب تپنده، فعالین داخل کشور هم با حزب خودشان هماهنگ تر خواهند شد.باید فضایی ایجاد کنیم که یک کارگر،یک زن،یک دانشجو،یک معلم که می خواهد علیه حکومت اسلامی مبارزه کند احساس کوچکی و کم تاثیر بودن نکند، فکر نکند تنهاست وبداند کاری که انجام می دهد به کل متابولیسم حزب کمک می کند.باید هزاران فعال سیاسی کمونیست را گرد خط این حزب گرد آوریم و البته این امر میسر نمی شود مگر اینکه تغییرات جدی تری بدهیم.باید بتوانیم هزاران انسان نا راضی را قانع کنیم که می توان قبل از انقلاب برای انقلابی باشند و برای سازماندهی جمع ها و حوزه ها ومحافل کمونیستی-کارگری اقدام کرد واین بار کاری کنیم که برای همیشه از سرمایه و دولتش خلع ید شود.یک شکست قطعی به راست وپیروزی کامل برای چپ و کمونیسم.من روز های بهتری را برای کمونیسم کارکری میبینم.
زنده باد آزادی برابری،زنده باد سوسیالیسم
زنده باد حزب کمونیست کارگری
۲۹/۵/۲۰۰۹
در حاشیه: پرویز جان مرسی از مطلبی که نوشتی. به نظر من نقش میدیا امروز با دوره لنین بسیار متفاوت است. در آن دوران لنین و بلشویک ها نینا را داشتند که در همان سطحی که بود می توانست نیاز جنبش و اهداف لنین را برآورده کند، که کرد. ولی امروزه روز نفش میدیا و تاثیر و نقشی که در مهندسی افکار عمومی دارند با دوره لنین قابل مقایسه نیست. میدیا می تواند با مهندسی افکار عمومی با سانسور و با برجسته کردن اخبار خاصی، با نشان دادن واقعیات از زاویه ای که می خواهد و به نفعش است، جامعه را به سمتی که می خواهد هدایت کنند. نقش میدیای طبقه کارگر امروز بسیار برجسته است و بدون آن به نظر من کار ما بسیار بسیار سخت و شاید نشدنی می شود. به نظر من داشتن میدیای قوی در کنار ستون فقرات کادری لازم است و به خصوص در دور اخیر معلوم شده که وجود میدیای قوی باعث پیوستن و رشد و ارتقاء صفی از کادرها و اعضا و هواداران حزب می شود، یعنی همان شرطی که تو می گویی، راضی و همراه و همسنگر کردن هزاران و میلیون ها نفر ناراضی. بدون درسترسی به این بخش و بدون معرفی سیاست هامان به آن چگونه می شود راضی و همسنگرشان کنیم. اتفاقا دور اخیر لازم و ملزوم بودن میدیا و ستون فقرات کادری را به ما نشان داد و به همین دلیل بخش عمده فعالیت های حزب رای حفظ و ارتقاء نلویزیون کانال جدید است. باید با سلاح مشابه سرمایه داری به جنگش برویم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


