مبارزه طبقاتی بورژوازی وپرولتاریا ، این همزاد تاریخی کاپیتالیسم، درجامعه ایران آن چنان عریان است که حتی باحیاترین سیاسی کارها راکه به حفظ حرمت نوامیس مردم شهره هستند واداشته تا نظری بر اندام دلنواز این مبارزه بیندازند ودرمورد آن اظهارنظر کنند. اگربورژوازی درعراق وفلسطین وافغانستان ازخون مردم شراب بزم شبانه اش راتهیه میکند، درایران،قطرات خونی که براثرضربه های پرولتاریا پیراهنش رانقش داده اند، حتی یک لحظه هم اورا از کابوس مرگ رها نکرده است. آری این است خصلت دوگانه خون، قوه حیات و مرگ. اگربورژوازی درسرتاسر دنیا تحت لوای پست مدرنیسم همواره نقش مبارزه طبقاتی و قدرت سیاسی در زندگی انسانها را کمرنگ کند، درایران، هرحرکتی ازسوی او یک باردیگر تعهد طبقاتی دولتش را میطلبد. واین مبارزه آنچنان واضح و آشکار است که هیچ رویدادی نمیتواند" اززیر آن قسردر رود".
این هفته عروج ملکوتی همسر خمینی ، اوباش اسلامی را برآن داشت که مردم تماما مسلمان ایران رانیز دراین عروج سهیم کنند، باین ترتیب که روزاول سال جدید رابه عزای عمومی تبدیل کنند. حال آنکه درشب معراج بتول خانم (لقب همسرامام) عروسیها گرفته شد، جشن های خیابانی براه افتاد، دیوار آپارتاید جنسی بیشتر ترک برداشت، سرانه رقص هرایرانی چندین ساعت بالا رفت و... . اما بدنیست سری به فرمایشات مقام معظم من باب نامگذاری سال نو بزنیم و عیار طبقاتی مساله را بررسی کنیم.
"اصلاح الگوی مصرف" نامی است که پس از پروژه "عزت واقتدارملی (86)" و"نوآوری وشکوفایی(87)" انتخاب شده است. اگربه زبان اسلامیها آشنایی داشته باشید معنای این عبارت روشنتر خواهد شد. اسلامیست حجاب، نماد بردگی زن را مظهر آزادگی او میداند، براه بودن بساط شکنجه واعدام را تلاش برای آسایش جامعه میداند، دستگیری دو میلیون زن را ” طرح امنیت اجتماعی” مینامند و الی آخر. باهمین زبان در "اصلاح الگوی مصرف" دقیق میشویم:
واژه اصلاح حکایت ازوجود معضلاتی دارد که گویا باید حل شوند ،همانگونه که جنبش اصلاحات آقای خاتمی حکایت از اوضاع فلاکتبار مردم ایران داشت. امابه نظر میرسد اصلاح به معنایی که امروز بکاربرده اند قدری واقعی تر، ملموس ترو به یک معنا مادی تر است. اگرجریان خاتمی خودرا نماینده آزادی (!؟) میدانست واز تمدنهای مدفون درتاریخ سخن میگفت ، امروز کل طایفه اسلامیها خود را رسما آلت دست بورژوای سراپا زنده میدانند وبی شرمانه اصلاح اقتصاد (بخوان فلاکت بیسابقه) راهدف گرفته است. دیگر صحبت برسر "آزادی کدام است؟" نیست، امروز هرکس ازهر قماشی که باشد خود را موظف میداند که آلترناتیو اقتصادی پیش پای مردم بگذارد چرا که جامعه ایران تمامی تضادهای روح و معنا، آزادی و برابری، انسان و طبیعت، حقیقت و واقعیت را درخود حل کرده و رابطه مناسبات اقتصادی (شیوه تولید و شکل خاص مبادله) و آزادی بشر را به بهترین شکل درک کرده است. همین امرسبب شده تا اسلامیها نیز خود را از این بلاتکلیفی دربیاورند و این سوال راجواب دهند که "اقتصاد ایران چیست؟".
جواب روشن است،جامعه ای که تقسیم میشود به پرولتاریا وبورژوازی نمیتواند جز سوسیالیسم یا کاپیتالیسم آلترناتیوی داشته باشد، راه سومی نیست ،"سرمایه داری دولتی" تضاد درخود است.
تاکنون تقلای دولت بورژوایی برای پذیرش بازارآزاد را بارها وبارها شاهد بوده ایم، از"طرح توسعه چینی" و"سازمان خصوصی سازی " گرفته تا "طرح تحول اقتصادی". اما کشیده شدن این موضوع به نامگذاری سال جدید، ازحاد شدن مساله خبرمیدهد. اصلاح الگوی مصرف را میتوان بسادگی چنین ترجمه کرد:
" اقتصاد ما بیماراست، سرمایه سودی به جیب نمیزند، نرخ سود زیریک درصد است، کارخانه هایی که میتوانند سه شیفت کارکنند یک شیفته هستند (اززبان محسن رضایی). اوضاع نمیتواند اینطور باقی بماند، باید کاری کرد، بدون سرمایه گذاری نمیتوان چیزی تولید کرد، بدون تولید جامعه ازهم میپاشد. برای اینکه سرمایه گذاری شود باید دست دولت راقطع کرد، باید دست سرمایه های داخلی وخارجی را بازگذاشت، باید قیمت نیروی کار راپایین آورد. پایین آوردن ارزش نیروی کار جزاین معنایی دارد که سطح وسایل معیشت کارگران راپایین آورد، توقعات کارگران را پایین آورد، ماگزیمم کار را در قبال مینیمم دستمزد از کارگر بدست آورد، و اینها همان اصلاح الگوی مصرف است."
اما اینها اظهارات جناب بورژوا بود ، کلام بالا را از زبان دوست کارگرمان بشنویم:
"همین امروز داریم از گرسنگی میمیریم، بچه هایمان ازمدرسه رفتن میمانند، ابسیلونی شانس پیشرفت نداریم، زنان و دخترانمان را در شغل شریف فاحشگی دیده ایم، رحم اجاره داده ایم، کلیه فروخته ایم و خلاصه هرکثافتی که ممکن بوده متحمل شده ایم. دارند میگویند اوضاع ازاین هم بدتر خواهد شد، میخواهند پول آب وبرق را تا سرحد دستمزد یک ماهمان بالا ببرند، خودشان میگویند 30 درصد تورم داریم اما میدانم بالای 100در صد است، میگویند کمتربخورید (رژیم غذایی) بیشتر کار کنید (ورزش وتندرستی)، باهمه اینها تازه میگویند دهانت را هم ببند،اعتراض نکن، تمکین کن و آیه پرهیزاز آزادی را بخوان. شرم برشما باد که سال جدید را "بیچارگی طبقه کارگر" نام نهاده اید.
درآخرهم نگاهی به جبهه مخالف بورژوا برسر مساله سال نو بیندازیم. پرولتاریای ایران که دردوره های قبل توسعه ایران را با فلاکت خود یکی دیده و رشد اقتصادی برایش معنایی جز خانه خرابی بیشتر نداشته، آزادی از نوع خاتمی چیها به قیمت قتلهای زنجیره ای و شکنجه و اعدام برایش تمام شده، دیگرزیر بار هیچ نوع اصلاح و رفرمی از جانب بورژوازی نمیرود. پرولتاریا درهیچ کجای دنیا راهی جز سوسیالیسم نمیتواند داشته باشد، پرولتاریای ایران باید قدرت سیاسی را بدست گیرد و دیکتاتوری پرولتری را که معادل آزادی واقعی است حاکم کند (واضح است که دیکتاتوری یعنی دیکته اصول و برنامه های اقتصادی –سیاسی یک طبقه مشخص برکل جامعه، و برای پرولتاریا دیکتاتوری یعنی آزاد کردن همه طبقات). پرولتاریا حزب خودرا تشکیل میدهد، حزب کمونیست، حزبی که جز برای گرفتن قدرت سیاسی تشکیل نمیشود. حزب کمونیست مانند هرحزب طبقاتی دیگر طبقه خویش را ازنظر سیاسی به پیش میبرد. درهر بزنگاه تاریخی حزب کمونیست رهنمون طبقه کارگر میشود و به مبارزه پیگیر با طبقات دیگر ( که امروز فقط بورژوازی است) میپردازد.
یک مارکسیست هیچگاه ازعبارات و مفاهیم به واقعیت موجود حرکت نمیکند، مبدا حرکت او جنبشهای اجتماعی است. بنابراین دراین مساله مشخص یعنی نامگذاری سال جدید، حزب کمونیست کارگری به نمایندگی ازتمام کارگران اعلام میکند که نه تنها سال تشدید خانه خرابی مردم (اصلاح الگوی مصرف) نیست، بلکه سال88،" سال اعتصابات و اعتراضات کارگری" است. استثمار بیشتر ازجانب بورژوازی، مبارزه طبقاتی راحاد میکند، شورشها ازسر گرفته میشود، کارگران و زنان و دانشجویان و خلاصه همه را به خیابانها میکشد، و در یک کلام اتوریته اقتصادی- سیاسی بورژوازی بمثابه یک طبقه را تهدید میکند. البته نباید فراموش کرد که بورژوازی در طی مبارزه طبقاتی تاکتیکهای خود را عوض میکند و برای حفظ ارکان اصلی قدرت خویش سخاوتمندیهایی هم میکند، بطورمثال درمورد مشخص یارانه ها شاهدیم که علیرغم میل جناب بورژوا روی کالاهای اساسی مردم یارانه کشیده میشود چرا که بخوبی میداند که اینکار با از پای در آمدنش یکی است. درنتیجه گسترش مبارزات کاملا در گرو پراتیک طبقات درعرصه سیاسی است.
| بعدی > |
|---|


