
۱۴ آوريل ۲۰۱۰
"فستيوال سينما در "سينما زيرو" در ايتاليا با موضوع ايران و جنبش انقلابي مردم ايران عليه حکومت اسلامي آغاز بکار کرد. اين فستيوال که يک هفته ادامه داشت٬ با نمايش چندين فيلم و برگزاري چندين جلسه سخنراني همراه بود. روز چهارشنبه ۱۴ آوريل با حضور بيش از ۵۰۰ نفر جمعيت علاقمند در سالن سينما زيرو٬ ابتدا مسئولين فستيوال به حاضرين و سخنرانان خوشامد گفتند و سپس شهردار "پوردونونه" ٬ شهري که به نام و ياد ندا آقاسلطان بورسيه تحصيلي به دانشجويان ميدهد٬ در مورد اهميت مبارزات مردم ايران و ضرورت دفاع از اين مبارزات حرف زد و سپس فيلم حنا مخملباف به اسم "روزهاي سبز" به نمايش گذاشته شد و بعد از آن سخنرانيها شروع شد. در اينجا سخنراني مينا احدي در افتتاح اين گردهمايي را ملاحظه ميکنيد. "
با تشکر از اين دعوت ٬ بسيار خوشحالم که در جمع شما حضور دارم.
چون اولين بار است که در اين جا سخنراني ميکنم٬ بهتر است کمي خودم را معرفي کنم.
من مينا احدي هستم و از ايران آمده ام. زندگي من و مجموعه فعاليتهايي که انجام ميدهم٬ به نوعي مشکلات و مسائل جامعه ايران را منعکس ميکند.
خيلي جوان بودم که بدليل محدوديت ها در شهر کوچک محل تولدم " ابهر" مجبور بودم هميشه چادر سرم کنم و امکان هيچ فعاليت اجتماعي را نداشتم. در همين سنين بود که به اعتراض روي آوردم و به تدريچ از مذهب و اسلام دست کشيدم.
دانشجوي پزشکي دانشگاه تبريز بودم که بر عليه حکومت شاه انقلابي آغاز شد که فعالانه در آن شرکت کردم. اعتراض من به فضاي خفقان و پليسي٬ به مشکلات خودم با ساواک شاه و به ممنوع بودن کتب و ممنوعيت نقد و اعتراض و تشکل و... بود.
انقلاب در ايران از نظر من ٬ انقلابي برحق بود براي دستيابي به حقوق انساني و آزادي و رفاه و برابري. اين انقلاب به دلايلي داخلي و همچنين دخالت فعال دوول غربي ٬ در اوضاع سياسي معيني "انقلاب اسلامي" ناميده شد و اسلامي اش کردند و در نهايت با روي کار آمدن يک حکومت مرتجع اسلامي به شکست کامل انجاميد.
اولين فرمان خميني عليه زنان اين بود: " يا روسري٬ يا توسري" و من و تعداد زيادي از ما٬ از همان روز اول در مقابل اين حکومت بوديم و گفتيم٬ نه روسري٬ نه توسري٬ آزادي نه شرقي است نه غربي جهاني است.
من در تبريز با هفت دختر دانشجو فراخوان تظاهرات در مقابل حجاب اجباري داديم و من ۲۰ ساله بودم که اولين سخنراني خودم عليه حجاب را انجام دادم.
روز بعد اجازه ورود به دانشگاه نداشتم و اخراج شدم.
حجاب براي من سمبل يک سلول انفرادي است. اگر داخل آن ميشدم٬ بر اين عقيده بودم که به بي حقوقي خودم راي ميدادم. به نداشتن حق طلاق و سنگسار شدن در صورت رابطه جنسي خارج از ازدواج...
من حجاب را نپذيرفتم و به مبارزه عليه حکومت اسلامي روي آوردم٬ از اولين روزي که نطفه اين حکومت بسته شد. و ما در آغاز تعداد کمي بوديم . ولي به تدريج معلوم شد هزاران و يا چندين ميليون نفر بوديم.
خانه من بعد از چند ماه فعاليت مخفي عليه حکومت مورد يورش پاسداران قرار گرفت و زماني که من در کارخانه سرکار بودم٬ همسر من و پنج مهمان ما دستگير شدند. يک ماه بعد همه آنها را رژيم اعدام کرد.
يکسال در تهران مخفي زندگي کردم چرا که عليه من نيز حکم اعدام صادر شده بود و من به کردستان رفتم. منطقه اي که آنزمان آزاد بود. ده سال در کردستان مبارزه کردم و چهار سال آخر در کوهها و در چادر زندگي ميکرديم و اين منطقه تحت حاکميت هيچ دولتي نبود٬ نه ايران و نه عراق که در مرز آن زندگي ميکرديم.
سال ۱۹۹۰ به وين رفتم و ۱۹۹۶ به آلمان آمده ام.
من در سال ۲۰۰۱ يک کميته بين المللي عليه سنگسار تاسيس کردم که ۲۰۰ سازمان جهاني به آن پيوستند و ما با مبارزه حودمان جان تعداد زيادي را نجات داديم و در سال ۲۰۰۴ کميته عليه اعدام را تاسيس کرديم که بطور ويژه عليه اعدامها در ايران فعاليت ميکنيم.
در سال ۲۰۰۷ شوراي مرکزي اکس مسلم را بنياد گذاشتم که يک حرکت انتقادي عليه اسلام سياسي٬ عليه مذهب و عليه فتواهايي است که در مقابل بي خدايان و ترک کنندگان مذهب اسلام داده ميشود و در عين حال يک حرکت انتقادي است عليه دولتهاي غربي بدليل مماشات و همکاري آنها با سازمانهاي تروريست اسلامي در غرب.
اين فيلم را امروز همه ديديم (اشاره به فيلم حنا مخملباف) و لحظاتي را همراه مردمي بوديم که با شجاعت کامل عليه يک حکومت ديکتاتور و ضد انساني اسلامي مبارزه ميکنند.
حکومت اسلامي يک حکومت فاشيست و ضد زن و ضد مدرنيته و ضد آزادي است. در ايران قوانين اسلامي در همه زمينه ها وجود دارد و همه چيز قدغن است. شادي و رنگ و زندگي و سکس و همه چيز. و حکومت همه اين سياهي و تباهي را با شکنجه و زندان و اعدام و تجاوز و سنگسار پاسداري ميکند.
مردم ايران سي سال است که با اين حکومت مبارزه ميکنند٬ در آغاز ما بوديم و بعد از اعدام حداقل صد هزار نفر از ما ٬ بعد از اينکه به بسياري از دختران جوان اول تجاوز کردند و سپس اعدام کردند که به "بهشت" نروند بعد از اعدام زنان حامله و کودکان ۱۳ ساله٬ اينها خودشان را کمي تثبيت کردند.
اما در ايران بعد از يک دوره ٬ اعتراضات شروع شد. چرا که اين حکومت ضد زندگي بود.
اينجا و در اين فيلم خاتمي را نشان دادند و سوال دختر جوان و يا همان خانم مخملباف از او: که چه کردي؟
من ايران و حکومت اسلامي و مبارزات مردم و خاتمي را نوع ديگري مي بينم. خاتمي در يک دوره٬ در مقابل مردمي که اعتراض ميکردند٬ دانشجوياني که شعار سرنگوني حکومت را ميدادند٬ جواناني که هيچ خاطره اي از انقلاب عليه حکومت شاه نداشتند و در دوره همين حکومت اسلامي چشم به دنيا گشوده بودند٬ و عليه اين حکومت شده بودند٬ براي نجات اين کشتي٬ از " رفرم" حرف زد و واضح گفت براي نجات نظام بايد اين رل را بازي کرد. مدتي او و همفکرانش همچون آقاي مخملباف که در دوراني بازجوي دوستان زنداني من بود٬ و بعدا رفرميست شده بود٬ با دفاع از رفرم کماکان در حکومت بودند.
من آنزمان مسئول کميته عليه سنگسار بودم و ديدم که مريم ايوبي يک مهندس شرکت نفت٬ به اتهام رابطه خارج از ازدواج دستگير شد و در حاليکه دو کودک ۶ و ۸ ساله داشت٬ زمان خاتمي به سنگسار محکوم شد. رفرم در زمان خاتمي اين بود که او را نه در خيابان ٬ بلکه پشت ديوار اوين سنگسار کردند. من با مريم ارتباط داشتم و عليه اين سنگسار فعاليتهاي زيادي کرديم. مريم را وقتي براي سنگسار بردند٬ از ترس بيهوش شده بود و او را با برانکارد بردند و سنگسار کردند.
از دفتر خاتمي٬ در روزهاي داغ فعاليت عليه سنگسار مريم ايوبي٬ به من زنگ زدند و گفتند اين سر و صداها در دنيا براي چيست٬ مگر شما وکيل اين زنان هستيد؟ و من در اينجا در جمع شما به عنوان يک زن و وکيل اين زنان اعلام ميکنم که اين رفرم نيست که ما را در زندان سنگسار کنند . اين جنايت عليه بشريت است.
امروز در ايران از نظر من يک انقلاب در جريان است. انقلابي عليه کليت حکومت٬ عليه کليت قوانين اسلامي و عليه حکومت اسلامي. انقلاب خشم فرو خفته ميليونها نفر مردم ايران است که هر کدام يک و يا چند اعدامي در خانواده خود دارند.مادراني که حتي نتوانستند براي فرزندان اعدام شده خود در آرامش گريه کنند... انقلاب فوران خشم ميليونها زن هست که در ايران با حکومت آپارتايد جنسي روبرو هستند. حق طلاق و تکفل فرزندان خود را ندارند. در قانون از آنها خواسته ميشود که نفقه بگيرند ٬ يعني ناني به سوي آنها پرتاب ميشود و تمکين کنند يعني جسم و روح و زندگي خود را فداي مردان کنند. اين مردسالاري در قدرت ٬ خشم ميليونها زن را برانگيخته و به همين دليل انقلاب در ايران چهره زنانه دارد.
اين انقلاب سبزها نيست٬ اين انقلاب به فرمان موسوي و کروبي و کساني نيست که خودشان سالها در قدرت سهيم بوده اند. اين حرکتي براي "اصلاح" رژيم اسلامي نيست. از نظر من مردم ايران از شکاف بين بالاييها به درست استفاده کرده و به خيابان ريختند تا بگويند٬ حکومت اسلامي نميخواهيم نميخواهيم...
پاسخ من به بازيگر اين فيلم و سوال او که چه خبر است و چه بايد کرد اينست که مذهب بايد از دولت مطلقا جدا باشد. دولت نبايد مذهب رسمي داشته باشد. مذهب از آموزش و پرورش بايد جدا شود.
حکومت اسلامي بايد سرنگون شود. تفاوت خاتمي و خامنه اي و موسوي و... در اين بود وهست که هر يک راههاي متفاوتي را براي نجات همين حکومت با همين قوانين اسلامي که در ذات خود ضد انساني وضد زن و سرکوبگرانه هست٬ را پيشنهاد ميکنند و مردم ايران و بويژه نسل جوان ميخواهد زندگي کند. هيچ چيز برايش تابو نيست٬ با دنيا ارتباط دارد و از زندگي همه آنرا ميخواهد.
اين انقلاب ميتواند در ايران حکومت اسلامي را سرنگون کند و نقشي مانند انقلاب فرانسه بازي کند.
يک افق در خاورميانه باز کند. سر مار اسلام سياسي را له کند و دست جريانات تروريست اسلامي را در دنيا نيز از سر زنان و مردم مهاجر و پناهنده کوتاه کند.
من براي سرنگوني حکومت اسلامي براي لغو سنگسار و اعدام و تجاوز و شکنجه ٬ براي آزادي و حرمت زنان و برابري و حقوق انساني و رفاه همه گان مبارزه ميکنم و فکر ميکنم اينها با يک حکومت مذهبي و اسلامي و استثمارگر در تناقض مطلق است.
من براي يک حکومت انساني مبارزه ميکنم و از دنيا ميخواهم که به ما کمک کند.
با تشکر
| < قبلی | بعدی > |
|---|


