جوانان کمونیست

مینا احدی: من و ساباتینا جیمز ٬ و مصاحبه در مورد انقلاب در ایران

فرستادن به ایمیل چاپ

 

1

برای خوشبختی ات باید بمیری

 

ساباتینا را چهار سال قبل برای اولین بار دیدم. او سخنران ما در شهر فرانكفورت آلمان بود. دختر زیبا و جذابی با چشمهایی نگران ٬ از فرودگاه توسط دوستان ما به محل جلسه آمد٬ او كه در یك جمع ایرانی سخنران بود٬ با نگرانی به همه ما نگاه میكرد و فكر میكرد٬ شاید همین جا فردی از خانواده اش باشد و همین جا او را به قتل برسانند. ساباتینا اسم مستعار این دختر جوان است. و امروز او یك فعال مدافع حقوق زن و یك مبارزسرشناس در آلمان علیه قتل ناموسی و ازدواج اجباری است. ساباتینا یك كتاب در مورد زندگیش نوشته كه بسیار جذاب است. اسم كتاب اینست: برای خوشبختی ات باید بمیری

زندگی كودكی پناهنده كه با خانواده اش از پاكستان به اطریش آمده ٬ بخش اول كتاب ساباتینا است. او خاطرات زیادی از پاكستان ندارد٬ بچه بوده كه به شهركی در نزدیك شهر لینز اطریش میرود و زندگی را در این كشور تجربه میكند زبان را فورا یاد گرفته و بهترین دوستش خانم اطریشی همسایه آنها بوده و به تدریج ساباتینا فرهنگ و مناسبات اروپایی را تجربه میكند و بیشتر به این فرهنگ آشنا و مانوس میشود تا دوستان خانواده اش و فرهنگ پاكستانی بقول خودش . با بزرگتر شدن ساباتینا ٬ تنش در خانواده شروع میشود و مادر او بویژه او را تحت فشار میگذارد كه لباس باز نپوشد و فرهنگ خودش را فراموش نكند و به تدریج دوست پسر نداشته باشد و غیره و غیره. این تنش بارها به كتك خوردن ساباتینا به دست مادرش منجر شده و او دوبار به خانه زنان و یا هایم جوانان پناه  میبرد و چند ماهی دور از خانواده اش زندگی میكند. سپس با مذاكره والدین او با مسئولین این هایم او را به خانه اش میفرستند و ساباتینا ظاهرا برای یك دید و بازدید به همراه خانواده اش ٬ به پاكستان میرود. او را در آنجا به زور نامزد پسر خاله اش میكنند و پدر و مادرش او را  جا میگذارند و به گریه و وحشت او توجهی نمیكنند. ساباتینای 14 ساله در آنجا میماند تا ادب شود.! خاله اش او را به یك مدرسه قران برده و تحویل زنان و مردان سختگیر و مدرس قران میدهد و ساباتینای بزرگ شده در غرب مجبور میشود آنجا روزی هشت ساعت قران بخواند و در یك موسسه بسیار كثیف و پر از تحقیر و توهین و یا حتی خشونت و كتك خوردن بماند. سرگذشت ساباتینا در پاكستان و زندگی او با خاله و پسر خاله ایی كه ظاهرا نامزد او است و شبها سراغ ساباتینا میرود و او را آزار جنسی میدهد همگی در كتابش با زبان خودش و بسیار دردناك توصیف شده است.

او در آنجا سعی میكند به یك دختر سر به زیر و ادب شده پاكستانی تبدیل شود و یا این نقش را بازی كند و بعد از  هشت ماه دوباره با تقلای فراوان و التماس به پدر و مادرش به خانه اش٬ یعنی اطریش برمیگردد.

زندگی ساباتینا درشهر لینز اطریش ٬ با درس خواندن و تمكین كامل به مقررات مادرش ٬ ماهها بدون درسر سپری میشود و سپس روزی پدر و مادرش بدون اطلاع او٬ پسر خاله او را به اطریش آورده و از او میخواهند با این پسر كه هیچ علاقه ای به وی ندارد٬  ازدواج كند. دوباره درگیری شروع میشود و ساباتینا فرار میكند. داستان برخورد مردم و موسسات دولتی به وی در این مدت و داستان ترس و وحشت او بسیار خواندنی است. ساباتینا از سوی مادر و پدر و خانواده اش و همچنین نامزدش به مرگ تهدید میشود و یكبارچند مرد فامیل و نامزدش به خانه او میریزند تا او را به قتل برسانند. او از اطریش فرار میكند و اكنون چند سالی است كه مخفی زندگی میكند. هرگاه یك پاكستانی را در مترو می بیند و یا كسانی كه شبیه به افراد فامیل او هستند٬ قلبش تند تند میزند و میگوید امروز آخرین روز زندگیم است٬ امروز یك قتل ناموسی اتفاق می افتد.

ساباتینا امروز در آلمان زندگی میكند . او یك موسسه كمك به دختران فراری و زنان " مسلمان" زیر خطر ازدواج  اجباری و یا قتل ناموسی درست كرده و یك فعال مدافع حقوق زن است. كتاب او در كشورهای آلمانی زبان بسیار پرفروش بوده و او یك چهره دوست داشتنی در این زمینه است.

یكماه قبل ساباتینا با ما قراری گذاشت و ما در شهر كلن آلمان٬ چند ساعتی باهم بودیم.  بعد از خواندن كتابش برایش نوشتم٬ تو الان هیچ تماسی با خانواده ات نداری و این دردناك است اما ٬ مرا و ما را خانواده خودت بدان و هر وقت كار و یا مشكلی داشتی به من زنگ بزن و او میخندد و میگوید مینا برای كمك كردن زنگ نزده ام میخواهم با تو در مورد انقلاب در ایران مصاحبه كنم. و حاصل این مصاحبه اینست كه به زبان آلمانی در سایت ساباتینا میتوان دید و خواند. این مصاحبه را در فرصتی دیگر ترجمه خواهم كرد. اما بیشتر از هر چیز دوست داشتم او را معرفی كنم. دختر زیبای پاكستانی با كوله باری از غم و درد ٬ با زخم هایی عمیق بر روح و روانش بدلیل مذهب و اسلام و دخالت جنبش اسلامی در زندگی مردم در ایران و یا پاكستان و یا افغانستان. جالب اینست كه انقلاب در ایران ٬ به ساباتینا هم روحیه داده ٬ او پیامی برای جوانان در ایران دارد با این مضمون كه انقلاب شما نه فقط در ایران یك حكومت ضد انسانی را سرنگون میكند٬ بلكه برای ما جوانان در پاكستان هم امید بخش است. زنده باد جوانان ایران.

مینا احدی 2 فوریه 2010

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: