جوانان کمونیست

مینا احدی : مقابله با بي عدالتيها به روش والراف

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

mina

گونتر والراف و كتاب و فيلم جديدش

گونتر والراف در آلمان و در كشورهاي آلماني زبان٬ يك چهره معروف است. او نويسنده و فيلمساز و يك شخصيت معروف چپ است. والراف را در آلمان و در كشورهاي ديگر٬ بعنوان نويسنده اي كه زواياي مخفي زندگي انسانها٬ روابط و مناسبات اجتماعي  را آشكار و افشا ميكند٬ مي شناسند. والراف به دليل كارهاي زير زميني و تغيير چهره با گريم كردن يك روز كارگري است كه در موسسات توليدي و يا در يك مركز انتشاراتي مهم كار ميكند٬ روز ديگر پناهجويي است كه بدنبال يك كاغذ و برگه هويت از اينجا به آنجا مي دود و بي حرمتيهاي زيادي را مي بيند و يك روز والراف در كنار خيابان با بي خانمانها شب را به صبح رسانده و شاهد مرگ آنها است... .

گونتر والراف به اين  نوع فعاليت هنري و سياسي٬ يعني در نقش انسانهايي قرار گرفتن كه به اعماق جامعه تعلق دارند٬ معروف است. او با گريم كردن خودش٬ چند ماه به اين زندگي خو ميگيرد و سختيهاي اين مردم را با گوشت و پوست خود و با دوربين مخفي اش لمس ميكند و سپس با انتشار مقاله٬ كتاب و فيلم٬ اين زواياي پنهان زندگي٬  اين زواياي زندگي را كه مطبوعات رسمي كاملا مخفي نگه داشته و يا آنرا پرده پوشي ميكنند٬ در معرض ديد و قضاوت ميليوني قرار ميدهد. گونتروالراف اين روزها در آلمان مجددا سرش شلوغ است با كتابش ٬ كه مجموعه گزارشات چند سال اخير او است. برخي از این گزارشات همراه با فيلمش كه در نقد راسيسم در جامعه آلماني است در نشريات آلماني منعكس شده است. كتاب او نقشهاي والراف است يكبار بعنوان كارگر نانوايي در موسساتي براي "ليدل" (یک فروشگاه بزرگ زنجیره ای مواد غذایی که در اکثر کشورهای اروپایی شعباتی دارد) ٬ يكبار والراف در نقش بي خانمان در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ و افشا كننده رفتار موسسات دولتي با اين بي خانمانها و يكبار والراف در نقش يك سياهپوست مهاجر در آلمان٬ كه در سراسر اين كشور٬ راه ميرود و كار ميكند و با مردم حرف ميزند و تقريبا همه جا به او نشان ميدهند كه چندان هم به اين جامعه "خوش نيامده" (به قول آلمانی ها welkom نیست!) با اين گزارش عمق رفتار راسيستي و ضد خارجي در آلمان را با مهارت زيادي تصوير ميكند. والراف آمده است كه يكبار ديگر نشان دهد كه در جامعه لوكس و ظاهرا آرام آلمان٬ در آن پايين٬ در زير پوست اين جامعه چه خبر است٬ شبها در كنار بي خانمانها و روزها در ادارات ومراكز مختلف٬ در كارخانه ها و در هايمهاي پناهندگي (اردوگاه هایی برای اسکان پناهجویان و بی خانمان ها) چه اتفاقاتي مي افتد٬ چه قلبهايي به درد مي آيد٬ چه اشكهايي ريخته ميشود و چگونه مطبوعات رسمي و موسسات دولتي و كارخانه داران٬ با بي رحمي اين مصايب را زير فرش كرده و اين چرخه همچنان مي چرخد.

اين روزها در آلمان خيليها با بي صبري منتظر فيلم والراف هستند: " سياه روي سفيد" . والراف ميگويد ۴۰ سال است كه آلمان را بررسي ميكند. او در كنفرانس مطبوعاتي اخيرش كه همزمان با نمايشگاه كتاب در فرانكفورت بود٬ ميگويد : من هميشه به تكامل اعتقاد داشتم. به اينكه همواره جامعه به سوي يك تكامل پيش ميرود٬ بسوي رشد و همچنين انسانيت بيشتر٬ ولي جامعه آلمان به نحو واضحي در اين سالها٬ از هم فاصله ميگيرد٬ تقسيم جامعه به فقير و غني ٬ فقرا فقير تر ميشوند و ثروتمندان فربه تر. كتاب من بايد اين واقعيت را روشن تر مطرح كرده و افشاگري كند.

مجله اشپيگل اين هفته در مورد والراف نوشت٬ يك انسان بزرگ كه به گذشته ها تعلق دارد.اشپيگل مينويسد٬ دنياي مدرن و تغيير در همه چيز٬ كار والراف را سختتر كرده است. قبلا و در آلمان چندين و چند سال قبل٬ نقش احزاب و جريانات واضحتر بود. دولت و هلموت كهل٬ به وضوح سياستهايي داشتند كه مورد نقد بود٬ حزب سبز بر عليه دخالت در خارج مرزهاي آلمان بود٬ سرخها و سوسيال دمكراتها براي مقدار بيشتري كمكهاي دولتي و سياه و سوسيال مسيحي ها ضد ساختن مهد كودكهاي بيشتربودند. اين مرزبندي واضح كار امثال والراف را ساده ميكرد. وقتي والراف در مورد يك كارخانه مينوشت٬ دست اندركاران از خودشان دفاع ميكردند٬ امروز همه چيز به نحو ديگري است. احزاب در يك شماي رسمي نمي گنجند و ... اگر امروز در مورد يك هايم نگه داري از بي خانمانها مي نويسد٬ آن هايم را مي بندند و وقتي در مورد دستمزد كم كارگراني در يك كارخانه مينوسيد به آن كارگران كمي بيشتر دستمزد ميدهند. والراف در نشست خبري اين هفته اش ميگويد خواهان پاسخ دادن و دفاع سرمايه داران است و نه سكوت آنها .

والراف به گذشته ها تعلق ندارد٬ ايده انسانگرايانه و چپ٬ ايده مبارزه براي بهبود زندگي انسانها هميشه بوده و هست و خواهد بود٬ تنها نكته اصلي اينجاست كه دنيا عوض ميشود و بايد راههاي مقابله با ستم و سركوب و استثمار و بي حقوقي را در اين دنياي مدرن و با نقشهاي متفاوت احزاب و جريانات پيدا كرد و بكار برد.

ديدار و فعاليتهاي مشترك ما با والراف در آلمان

دنيا عوض شده است و والراف ٬ در مورد موضوعات جديدي بايد بگويد و عمل كند و يكي از اينها جنبش اسلامي در آلمان و مباحثات داغ حجاب و ساختن مسجد و نحوه مقابله با جنبش اسلامي است.

والراف با اين معضل از سالهاي قبل رو در رو شده است. او بعد از فتواي خميني بر عليه سلمان رشدي٬ مدتها منزل خود را در اختيار اين نويسنده قرار داده و از رشدي محافظت ميكرد. من در منزل او عكسهايي از او و رشدي را در حال بازي پينك پونگ و بحث كردن ديدم و هم اكنون نيز والراف حاضر است از هر كسي كه توسط اسلاميها تهديد ميشود٬ دفاع كند. حدود يكسال قبل گفت٬ كتاب آيات شيطاني را در يك مسجد براي مسلمانان خواهد خواند. او كه روابط نسبتا دوستانه اي با برخي از اين سازمانهاي اسلامي دارد. در ابتدا پاسخ مثبت اينها را شنيد و وقتي واقعا قصد اجراي اين امر را داشت٬ با يك تهديدبه مرگ در اينترنت٬ روبرو شد و پليس آلمان به سراغش رفت تا از او محافظت كند.

من با كارهاي والراف در آلمان دورادورآشنايي داشتم و هميشه آرزوي ديدار با اين انسان منتقد و جالب را داشتم. اين امر مهم ميسر شد و من براي اولين بار در منزل والراف بهمراه ميكاييل اشميت سالمون و هربرت اشتفان٬ والراف را ديديم و سپس باهم در يك رستوران شام خورديم. والراف در اين ديدار ٬ در مورد تجارب كارش حرف زد٬ خانه اش را با سنگهاي زيبايي كه ازسراسر دنيا جمع كرده بود٬ به ما نشان داد و در اين نشست اساسا در مورد جنبش اسلامي و مشكلات عديده در جامعه آلمان و همچنين در كشورهاي اسلام زده با او حرف زديم. والراف دعوت ما را براي شركت در يك كنفرانس بزرگ در دانشگاه كلن پذيرفت و در يك پانل با من و رالف جردانو در مورد كمپين " مدارس بي حجاب" شركت كرد. ميكاييل اشميت سالمون گرداننده اين بحث بود و صدها نفر در اين كنفرانس حضور بهم رساندند.

او از جنبشي مي آيد كه چپ است و سنتي از نظر من. در مورد جنبش اسلامي و حجاب اسلامي و ساختن مسجد و نقش سازمانهاي تروريست اسلامي و غيره٬ بحثها را با " مسلمانان " و تولرانس با فرهنگهاي ديگر و غيره قاطي ميكند و در نهايت به اين عرصه مهم تا كنون هم بي توجه بوده و وقتي هم حرف ميزند٬ زواياي انتقادي بحثش بسيار كم است.

چند ماه قبل تلويزيون سراسري آلمان٬ با من و والراف در منزل او٬ به گفتگو نشست و نظر ما را در مورد ساختن مسجد كه اتفاقا در محله اي بود كه والراف در آنجا زندگي ميكند٬ پرسيد. در حاليكه من در مورد اينكه سياست دولت آلمان غلط است و از راه ساختن مسجد نميتوان مردم را به ادغام شدن در جامعه كمك كرد ٬ و نقش مساجد در تحميل حجاب و فرهنگ غير انساني به مردم حرف ميزدم٬ والراف از ساختن مسجد بزرگ در محله خودشان به عنوان يك پيشرفت و يك راه حل جذب توريست به محله و اتراكتيو شدن محله اشان حرف ميزد....

بعد از مصاحبه هايمان او مي خنديد و ميگفت مي بيني كه چقدر باهم متفاوت فكر ميكنيم. ...

والراف انسان دوست داشتني و مهم در آلمان و يك دوست عزيز براي من است. او همه سياستهاي ضد انساني جنبش اسلامي و يا حكومتهاي اسلامي را نقد و طرد ميكند٬ اما به جنبشي تعلق دارد كه هنوز جايگاه مقابله با جنبش اسلامي در غرب و جايگاه حجاب و مسجد و حمله اسلاميها به آزادي بيان را آنچنان كه بايد و شايد ٬ جدي نميگيرد. شايد هم در خفا مشغول ساختم فيلمي از تحركات اسلاميها در آلمان  است.....  اميدوارم !

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: