
مروري به سخنراني من و شيرين عبادي در آمستردام
از كلن آلمان٬ راهي استكهلم شده و بعد از چند ميتينگ و سخنراني در چند جا ٬ ۲۴ ماه ژوئن به هلند ميروم. روز ۲۵ ژوئن روز جهاني اعتراض به نقض حقوق انساني در ايران است و از خودم ميپرسم٬ چه كسي لايق تر از ما براي سخن گفتن از نقض حقوق انساني در ايران و راه مقابله با آن.
دوستان ما در هلند از مدتي قبل با مسئولين برنامه در آمستردام تماس گرفته و براي كميته عليه اعدام ٬ و نمايندگان آن تقاضاي سخنراني كرده اند.
روز ۲۴ ژوئن به هلند ميرسم و اين تلاش را پي ميگيريم كه امكان سخنراني من در اين ميتينگ فراهم شود.
صبح روز ۲۵ ژوئن سر وقت به محیل ميرسيم. چند لحظه اي است كه من و پنج نفر از دوستانمان شاد و خندان به محل ميتينگ رسيده ايم در اولين قدم آقايي با ما احوالپرسي ميكند و ميگويد شما را در تلويزيون ديده ام و باهم به محل ميرويم. شيرين عبادي هم با تعدادي از راه ميرسند٬ هنوز به محل ميتينگ نرسيده كه يك مرد با لباس محلي لري به او نزديك ميشود و ميپرسد خانم عبادي من ميتوانم با اين لباس اينجا باشم و او جواب داد بله حتما و اين مرد ادامه ميدهد ميتوانم با اين شعار و پرچم هم اينجا بايستم و عبادي ميگويد آره و او با صداي بلند ميگويد. ايشان مخالفتي با اين پرچم و شعارها ندارند و بايد بتوانيم با شعار و پرچم خودمان اينجا بمانيم. هنوز مردم زياد جمع نشده اند.
خبرنگاران حاضر در محل شروع به مصاحبه ميكنند. شبكه سراسري تلويزيون هلند از عبادي سوال ميكند. در ايران چه خبر است٬ حقوق بشر در ايران چرا نقض ميشود٬ مردم چه ميخواهند و چه بايد كرد....
خانم سوال كننده كه يك ژورناليست هلندي است بعد از عبادي رو به من كرده و بعد از احوالپرسي با من ميگويد از زندگي و فعاليتهاي شيرين عبادي داريم رپرتاژ تهيه ميكنيم. همان برنامه اي كه يكسال پيش با تو داشتيم . هنوز قيافه اين زن قد بلند را بخاطر دارم و همراهي تيم او با من در چند جلسه سخنراني در آلمان و بخشي از فعاليتهاي من در كلن به من ميگويد مينا همه اين سوالاتي را كه از خانم عبادي كرديم از تو هم ميپرسيم و من ميگويم تو كه ميداني جوابهاي من متفاوت است و او ميخندد.
سوال : در ايران چه خبر است؟ اين يك انقلاب عظيم عليه حكومت اسلامي٬ عليه زن ستيزي و عليه اعدام و سنگسار است. اين انقلابي است براي آزادي و حقوق انساني ... او ميپرسد٬ مردم چه ميخواهند ٬ آيا حكومت اصلاح پذير است٬ و جوابهاي مفصل من او را وادار ميكند بيشتر سوال كند٬ ما سال پيش از جنبش اعتراضي شما به اسم اكس مسلم چند برنامه پخش كرديم٬ آيا فكر نميكنيد حركت مردم در ايران نقدي است به اسلام و قوانين اسلامي ٬ پاسخ من اينست انقلاب مردم عليه قوانين و سنتهاي زن ستيز وانسان ستيز اسلامي است٬ در ايران جنبشي سكولار مدرن و انسانگرا شكل گرفته كه خواهان جدايي كامل مذهب از دولت و آموزش وپرورش و منتقد جدي مذهب و اسلام است. مردم در ايران با صداي بلند فرياد ميزنند اگر خدا اينست٬ خدا را هم قبول نداريم....
در پايان فيلمبردار اين برنامه دوربين گنده را از دوش خود پايين آورده و روي زمين گذاشته و به من ميگويد اجازه هست حرفي بزنم و من ميگويم بفرماييد٬ او ميگويد حرفهاي ترا قبول دارم و ما هم اين مشكلات را داريم . من از بوسني آمده ام و من طرفدار حرفهاي تو هستم. او به بقيه خبرنگاران در محل توصيه ميكند با من هم حتما حرف بزنند و من قبل از ميتينگ سرم شلوغ ميشود و چند مصاحبه ديگر انجام ميدهم از جمله با يك خبرنگار به زبان فارسي مصاحبه ميكنم.
ميتينگ آغاز ميشود.
در ابتدا چند نفر سخنراني ميكنند و مردم ملتهب در محل از هر فرصتي براي شعار دادن و بويژه شعار سرنگوني دادن استفاده ميكنند.
صدها نفر در محل هستند. شعارها و چهره ها برايم آشنا است. دو نفر از دوستانم را مي بينم كه در همين هلند٬ در محل جلسه سخنراني فائزه رفسنجاني در سال ۲۰۰۰ آنها را ديده ام. فقط كمي مسن تر شده اند. زن شجاعي كه در آنجا نميگذاشت فائزه حرفش را شروع كند و با صداي بلند ميگفت در دوران رياست جمهوري پدر تو هزاران نفر را كشتند٬ جوانها كمونيستها دانشجويان ... و ياد سيلي اي مي افتم كه مادر چند اعدامي به گونه هاي فائزه نواخت و ياد سخنراني خودم در مقابل سخنراني فائزه و ياد اينكه ما برنده آن ماجرا بوديم و خبر اين واقعه در دنيا منعكس شد. فائزه آمده بود بگويد كه اسلام را و جمهوري اسلامي را ميتوان اصلاح كرد و از اين طريق سر مردم را بيشتر شيره ماليد و بيشتر ماند و سركوب كرد و اعتراض ما همانجا كه اين حكومت قابل اصلاح شدن نيست و حكومت اسلامي بايد برود ٬ در دنيا صدا ميكند ٬ دهها رسانه با ما مصاحبه ميكنند و يادم هست كه اولين بار آيت الله بي بي سي نيز با من مصاحبه ميكند.
بهر حال ما در بين جمعيت هستيم و گاه گاهي منهم شعار ميدهم. ولي هميشه بايد مواظب باشم اگر سخنراني داشته باشم نبايد صدايم را خراب كنم. از بلندگو تا كنون دريغ كرده اند اسم مرا بعنوان سخنران اعلام كنند.
عبادي مي آيد و حرفهايش را شروع ميكند. ميگويد كه بان كي مون بايد به ايران رفته و يا دخالت كند٬ ميگويد بايد زندانيان سياسي آزاد شوند و عليه نوكيا و زيمنس فراخوان اعتراض ميدهد ٬ به مادران و زنان در دنيا فراخوان ميدهد كه به ياري مادران در ايران بشتابند و هر جا كه حرفهايش به دل مردم نزديك است٬ مردم شعار ميدهند و به حرفها گوش ميدهند. يك نكته مهم حرفش ولي اينجاست كه در مقابل شعار مرگ بر جمهوري اسلامي جمعيت ميفرمايد!... اينهمه مرگ مرگ نكنيد با همين "مرگ بر" گفتن ها و با اين شعارها است كه سي سال است اين اوضاع به وجود آمده . اين متناع شيرين عبادي از شعار سرنگوني حكومت اسلامي و مقابله او با اين شعار ٬ مهمترين مقابله با جوهر اعتراض امروز و با تجمع صدها نفره مردم در امستردام است. براي همين جمعيت زيادي خشمگينانه شعار مرگ بر جمهوري اسلامي سر ميدهند .
من در اول صف تظاهرات هستم و مي شنوم مردي ميگويد ٬ خانم من پنج سال در زندان اينها بوده ام اينرا مي بخشم ولي پسر برادرم را اعدام كردند٬ نمي بخشم دختر عمويم را بعد از شكنجه و تجاوز اعدام كردند٬ اينرا ديگر نمي بخشم پس بايد بگويم مرگ بر جمهوري اسلامي .....
تعدادي اعتراض ميكنند و ميگويند ساكت باشيد حرفش تمام بشود و خلاصه شلوغ است٬ بعد از حرفهاي او مردم شعار ميدهند مرك بر جمهوري اسلامي
برنامه هاي هنري جالبي اجرا ميشود و بالاخره با پيگيري دوستان در هلند٬ مرا به بالاي سن سخنراني راهنمايي ميكنند.
قبل از من فكر ميكنم نماينده حزب چپ هلند حرف ميزند و بعد مجري اعلام ميكند مسئول كميته بين المللي عليه سنگسار مينا احدي سخنراني ميكند.
من بايد در يك مدت كوتاه مهمترين موضوعات امروز و همچنين مهمترين پاسخهايم را به عبادي مطرح كنم. شروع ميكنم ...
از مركز شهر آمستردام به همه شما مردم در ايران درود ميفرستم. اين انقلابي است عليه جمهوري اسلامي و براي سرنگوني اين حكومت.....
اين حرف دل مردم است و بهمين دليل با صداي بلند تشويق ميكنند و هيجان نشان ميدهند.
ندا متاسفانه اولين قرباني ما نبود... سي سال است كه فرزندان ما را تكه تكه ميكنند و تحويلمان ميدهند٬ سي سال است جوانان را اعدام ميكنند سي سال است سنگسار ميكنند... اين انقلابي است عليه اعدام عليه سنگسار عليه قوانين زن ستيز اسلامي ....
در اين ميتينگ از وحدت داشتن زياد شنيديم. اتحاد ما مهم است. محور اتحاد ما گفتن "نه به جمهوري اسلامي نه به اعدام و شكنجه و نه به قوانين زن ستيز اسلامي " است.
در مورد انقلاب در ايران حرف ميزنم... ما بشريم و ميخواهيم آزاد باشيم٬ نفس بكشيم و زندگي كنيم . ما ميخواهيم شاد باشيم٬ مرفه باشيم و در مورد روابط خودمان خودمان تصميم بگيريم . اين انقلابي است در دفاع از حقوق انساني و به نتيجه نميرسد مگر حكومت اسلامي سرنگون شود.
در پايان به دولتهاي غربي و مردم در دنيا ميگويم اين حكومت را به رسميت نشناسيد سفارتخانه هاي حكومت اسلامي را ببنديد و موج شعار دادن مردم را مي شنوم و اين بار بجاي مرگ كه خانم عبادي و دوستانش به اين كلمه حساسيت نشان ميدهند٬ ميگويم جمهوري اسلامي سرنگون سرنگون ٬ حكومت ضد زن سرنگون سرنگون ٬ حكومت سنگسار سرنگون سرنگون و زنده باد آزادي .........
هيجان مردم و شعارهاي سرنگوني چنان با شور و حرارت تكرار ميشود كه ياد كنفرانس برلين مي افتم و بويژه وقتي مجري برنامه مثل بهمن نيرومند در برلين پشت سرم مي آيد و ميگويد بايد حرفهايم را تمام كنم. اين صحنه بيشتر تداعي ميشود. من دو دقيقه وقت داشتم و فكر ميكنم حرف دل مردم را زدم. بهمين دليل تا برميگردم به طرف مردم٬ شور و شوق بسيار زيادي را مي بينم . از همان سن كه سخنراني كردم ٬ اول يك خانم سياهپوست از برگزار كنندگان برنامه مرا بغل ميكند و ميگويد خيلي خوب حرف زدي٬ تشكر ميكنم و در دلم ميگويم نميداند كه پشت اين صحنه در اينجا دعواي مهمي در جريان است و بحث اصلي در مورد رفتن حكومت اسلامي است ...
پايم را روي زمين نگذاشته ٬ يك مرد همسن خودم به من نزديك شده و ميگويد خانم من مجاهد هستم ٬ ولي سخنراني شما در اينجا بهترين بود ٬ من از شما تشكر ميكنم. يك جوان نيز ميگويد من طرفدار حزب شما نيستم٬ ولي بهترين حرفها را شما زديد٬ اگر شما نبوديد اين ميتينگ عيب و نقص زيادي داشت... يك دختر جوان مرا بغل ميكند و ميگويد مينا من زيبا هستم او را بجا نمي آورم. ميگويد كمكم كردي از ايران خارج شدم نشانه اي ميدهد كه مي شناسمش. ٬ دانشجويي كه يكسال قبل مشكل امنيتي شديدي داشت و يكبار دستگير و مورد آزار و اذيت جسمي و روحي قرار گرفته بود. خوشحال ميشوم و سپس مردم زيادي به من تبريك ميگويند و تاييد ميكنند كه حرف دل ما را شما زديد .
اين يك نمونه از تظاهراتهاي خارج از كشور بود. در يكسو هزاران نفر منزجر از حكومت اسلامي و مردمي كه مي آيند كه صداي مردم در بند و بپا خاسته ايران را به گوش جهانيان برسانند و در مقابل تعدادي سعي دارند٬ كنترل كنند٬ فكر ميكنند كه ميتوان حكومت اسلامي كمي بهتر را سر و سامان داد و كماكان حكومت كرد و ماند. اينها مانع بروز آتشفشان خشم مردم ميشوند و البته در همه جا بحث و جدل زياد است در اروپا و كانادا و امريكا در همه جا سرنگوني طلبان٬ مردم و چپها و بويژه فعالين حزب كمونيست كارگري ايران بر شعار سرنگوني و بر وحدت مردم حول رفتن حكومت اسلامي اصرار مي ورزند و بنظر من عكس العمل مردم و فشار چپ جامعه ٬ امروز باعث شده كه فضا عوض شود .
در اين اوضاع بايد جلوتر رفت. بايد ميتينگهاي بزرگ سازمان داد٬ بايد دنيا را عليه حكومت اسلامي شوراند...
ما بايد در خارج كشور فعالانه و در صفوف هزاران نفر به ميدان بياييم و بايد خارج را روي سرمان بگذاريم . بايد دولتهاي غربي را وادار كنيم نه فقط جمهوري اسلامي را به رسميت نشناسند بلكه كمك كنند خامنه اي و احمدي نژاد فورا به جرم جنايت عليه بشريت دستگير و محاكمه شوند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


