مارتينا کوريا يک فعال سرشناس و محبوب بين المللي عليه اعدام است. زندگي او بعد از محکوميت برادر جوانش به اعدام تغيير کرده و او که کارمند ارتش امريکا بود٬ شغلش را رها کرده و فعالانه عليه اعدام مبارزه ميکند. چهارشنبه و پنجشنبه اين هفته ٬ ما به همراه خانواده مارتينا٬ با بيقراري منتظر نتيجه دادگاهي بوديم که در مورد مرگ و زندگي تروي برادر او تصميم ميگرفت. ۱۹ سال است برادر مارتينا را در سلول مرگ نگه داشته و او را سه بار تا پاي جوخه اعدام برده اند... اين بار نيزاعلام راي نهايي دادگاه به هفتم ژوئيه موکول شد. داستان نبرد عليه قتل عمد دولتي در جرجيا در امريکا و داستان سيستم حکومتي که بقول مارتينا راسيستي و فئودالي است.

۱۹ سال نبرد بين مرگ و زندگي
تروي داويس ۲۳ ساله بود که دستگير شد. مارتينا خواهرش اين روز سياه را چنين توضيح ميدهد:
من و مادرم و خانواده امان ٬ در حال شام خوردن بوديم که تلويزيون محلي در بخش اخبار برادرم تروي را نشان داد٬ همه ما با تعجب به اين صحنه خيره شديم. تروي رفته بود با دوستانش در شهر قدم بزند٬ چه خبر شده است. در آنجا و از همان اول گفتند که يک پليس در يک درگيري در خيابان به قتل رسيده و تروي او را به قتل رسانده. مادر من وما سراسيمه بيرون دويديم و از آن روز تا امروز ما مي دويم و به هر جا که سر ميزنيم و با هر کس که حرف ميزنيم٬ گوشها نمي شنود و سيستم کر و کور است. تصميم از روز اول گرفته شده است٬ تروي قاتل است و بايد اعدام شود.
مارتينا در سفر مشترک ما به سويس گفت: که قبلا پرستار بوده و کارمند ارتش امريکا بوده٬ بعد از حکم اعدام برادرش٬ همه چيز در نزد او عوض شد و او يکبار در محل کارش به مسئولين خود گفت که مرخصي ميخواهد براي يک سخنراني عليه اعدام و آنها گفتند که او نميتواند کارمند ارتش امريکا باشد و عليه اعدام فعاليت کند و بين کار و اين فعاليتها بايد يکي را انتخاب کند٬ مارتينا از کار اخراج شد... او از همان زمان به فعاليت عليه اعدام روي آورده و اکنون مسئول سازمان عفو بين الملل در جرجينا و يک سخنور بسيار قهار و موثر عليه اعدام هست.
مارتينا را پنج سال پيش در فرودگاه زوريخ در سويس٬ براي اولين بار ديدم. ما هر دو به دعوت سازمان عفو بين الملل براي يک گشت ده روزه عليه اعدام به سويس دعوت شده بوديم و قرار بود در سراسر سويس و در بيش از ده شهر سخنراني کنيم . عفو بين الملل از هر قاره اي يک نفر را انتخاب کرده بود و مارتينا از امريکا بهمراه رئيس سازمان عفو بين الملل امريکا ريچ هالپرين به سويس آماده بود. و من از آسيا انتخاب شده بودم.

موضوع سخنرانيهاي مارتينا٬ اساسا موضوع برادرش٬ نحوه برخورد سيستم و ادارات و نحوه برخورد مردم و کليسا به آنها بعد از اعلام حکم اعدام برادرش بود. مارتينا ميگفت که پسر کوچک من٬ در مهد کودک٬ و در خانه٬ هواپيماهاي کاغذي درست ميکندو ميگويد با اين هواپيما ميروم و دايي تروي را از زندان بيرون مي آورم... زندگي اين خانواده همانند زندگي خانواده هاي محکوم به اعدام در ايران و در همه جاي دنيا٬ کاملا تغيير کرده است.
تروي داويس برادر مارتينا متهم به قتل مارک مک فايل يک پليس سفيد پوست است. مارتينا معتقد است٬ براي تروي پرونده سازي شده و سياهپوست بودن برادرش يک موضوع مهم در اين پرونده است. او معتقد است سيستم راسيستي عمل ميکند و شاهدها زير فشار مجبور به اعتراف شده اند. و اينک ۱۹ سال بعد از اينکه تروي بين مرگ و زندگي دست و پا زد و جوانيش را در زندان سپري کرد٬ تروي ۲۳ ساله در زندان ۴۲ ساله شد و سه بار پاي اعدام رفت٬ شاهدها در دادگاه اعتراف کردند که تحت فشار مجبور به اعتراف شده اند.
يکي از شاهدها گفت٬ من سواد نداشتم و براي اينکه خودم را راحت کنم٬ امضا کردم و دومي گفت٬ از ترس پرونده خودم در مورد خريد و فروش مواد مخدر شهادت دادم و ...
عليه حکم اعدام تروي دهها سازمان حقوق بشر٬ امنستي و دهها هنرمند و نويسنده و شخصيت سرشناس فعاليت ميکنند. به همت مارتينا و نهادهاي حقوق بشر٬ پرونده تروي بارها مورد بررسي مجدد قرار گرفت و به همت اعتراضات جهاني تروي زنده است. چهار شنبه و پنج شنبه اين هفته ۲۳ و ۲۴ ژوئن٬ ما همه منتظر اعلام نتيجه اين دادگاه بوديم. سه بار اعدام عقب افتاده بود. ولي دادگاههاي امريکا٬ در استانهايي که اعدام رسميت دارد٬ افراد را به اعدام محکوم ميکنند و بيشرمانه آدم ميکشند٬ همين يک هفته قبل بود که يک نفر را تيرباران کردند.. وقتي در جلسه دادگاه در ساوانا جرجيا ٬ دادستان وارد سالن شد و نتيجه و راي دادگاه را ميخواستند اعلام کنند٬ سکوت عميقي در سالن حکمفرما بود. مارتينا ميگويد درست مثل دوران فئوداليسم٬ در مورد مرگ و زندگي يک نفر تعدادي تصميم گرفته بودند و آنرا ميخواستند به مادر و عزيزان تروي و خود او اعلام کنند. اين تصميم مجددا به دليل مطرح بودن کيس در رسانه ها و بدليل اعتراضات جهاني٬ چنين نبود که بگويند فردا اعدام ميکنيم بلکه مجددا اعلام نتيجه را به بعد موکول کردند. روز هفت ژوئيه و اين داستان سالها است که ادامه دارد...
در سويس وقتي مارتينا حرف ميزد. بارها اشک از چشم صدها نفر حاضرين در جلسه هاي سخنراني ما در ده روز گشت سياسي عليه اعدام روان ميشد و درد و غم اين خانواده را بسياري از ما عميقا لمس ميکرديم. مارتينا در همان روزها شاهد سخنرانيهاي ما از چند قاره دنيا بود و مي ديد که مشکلات مشترک است و اعدام در همه جا وسيله اي است در دست سيستم هاي فاسد و ديکتاتور براي ايجاد وحشت در بين مردم و دفاع از حکومت هاي سرمايه داري موجود. وقتي من در مورد اعدام کودکان در ايران و دست و پا بريدن و سنگسار و قتل هزارن نفر به دست حکومت فاشيست اسلامي حرف ميزدم و وقتي خبرنگاران و حاضرين اتحاد عميق بين ما فعالين عليه اعدام از ايران و امريکا را ميديدند٬ بارها خبرنگاران از ما سوال ميکردند که آيا هيچ فاصله اي بدليل ايراني و امريکايي بودن بين خودمان احساس نميکنيم. و ما يعني من و ريک هالپرين رييس عفو بين الملل امريکا و مارتينا دست به دست هم داده و ميگفتيم ما عليه دولتهاي خودمان و عليه اعدام در ايران و امريکا و همه جاي دنيا هستيم.

سخنراني در زوريخ در سال ۲۰۰۵ و در گشت سياسي عليه اعدام به دعوت سازمان عفو بين الملل سويس
عليه حکم اعدام تروي بارها و بارها تظاهرات شده است. ما به اين اعتراضات ادامه ميدهيم و اميدواريم که تروي را نجات دهيم. از سويس وقتي مارتينا به مادرش زنگ زد و گفت: مامان اينجا يک خواهر پيدا کرده ام. اسمش مينا است و او هم عليه حکم اعدام تروي فعاليت ميکند. مادر مارتينا به من گفت٬ تو مثل دخترم هستي و سلام مرا به مردم ايران برسان و بگو٬ ما همه عليه اعدام هستيم در ايران و در امريکا ...

مينا احدي
۲۶ ژوئن ۲۰۱۰
| < قبلی | بعدی > |
|---|


