
لارش ويلکس هنرمند سوئدي است که بقول خودش با کشيدن يک نقاشي٬ زندگيش عوض شد.لارش ويلکس يک عکس کشيد و تهديد به مرگ شد و چندي قبل در يک جلسه در دانشگاه اپسالا ٬ به او حمله کردند و خانه اش نيز آتش زده شد. لارش از اين حملات جان سالم به در برد٬ ولي اين رفتار جنبش اسلامي و اسلام سياسي با موجي از نفرت روبرو شد و لارش با موجي از همبستگي و از جمله ابراض همبستگي ما سازمانهاي اکس مسلم در اروپا.
روز دوشنبه به دعوت همه سازمانهاي اکس مسلم در استکهلم کنفرانسي مطبوعاتي داشتيم و من قبل از کنفرانس مصاحبه اي با لارش ويلکس کردم که اينجا ملاحظه ميکنيد . ما به زبان آلماني باهم حرف زديم.
صبح روز دوشنبه ۷ ژوئن ٬ قبل از شروع کنفرانس مطبوعاتي در مرکز شهر استکهلم٬ لارش ويلکس را ملاقات ميکنم. او چند ساعتي را با ما همراه خواهد بود و ما از هر دري سخني ميگوييم٬. از او ميخواهم که مصاحبه اي انجام دهد و حرفهايش را از طريق رسانه هاي فارسي زبان نيز به گوش جوانان در ايران برساند. با خوشحالي قبول ميکند و به چند سوال من پاسخ ميدهد.
مينا احدي :
لارش اين سومين باري است که ما با همديگر در کنفرانسي شرکت ميکنيم . اين بار آمده ايم عليه يک حمله فيزيکي به تو در دانشگاه اوپسالا حرف بزنيم و اين حمله و تهديدات تروريستي عليه ترا محکوم کنيم. ميخواهم براي خوانندگان اين نشريه توضيح دهي چه کساني بتو حمله کردند و هدفشان چه بود؟
لارش ويلکس: حمله کنندگان به من يک گروه از مسلمانان بودند ٬ نميدانم از کجا سازمان يافته بودند. در اپسالا هزاران هزار نفر مسلمان هستند که شايد ۱۰۰ نفر از آنها باهم در مورد اين حمله و سازمان دادن حملات به من همکاري کرده اند. آنها با خودشان پلاکاردهايي هم داشتند و ظاهرا يک تظاهرات هم سازمان داده بودند. روي پلاکاردها چه نوشته شده بود٬ نميدانم . در عکسهايي که در مورد اين حمله منتشر شد٬ شايد بتوان ديد چه نوشته اند . به من ميگفتند٬ ما پيغمبر خودمان را داريم و او را دوست داريم.
مينا احدي : با اولين فتوا عليه تو سه سال پيش٬ زندگي تو تغيير کرد. در اين سه سال چند بار بتو حمله شده ؟
لارش ويلکس: اوايل که نقاشي خودم را کشيدم و عکس العمل آنها را ديدم٬ خوب اوضاع خيلي تغيير کرد. فتوا صادر شد و عملا زندگي من عوض شد. در اين مورد بيشتر حرف ميزدم مصاحبه ميکردم و مواظب حرکات آنها هم بودم. يعني اينکه من روي اين موضوع بيشتر کار ميکردم و بيشتر مشغول بودم٬ اما بعد از يک مدتي اين مسئله کمي فراموش شد و من کارهاي ديگر خودم را ميکردم. سال ۲۰۰۹ در مجموع سال آرامي بود و حمله اي به من صورت نگرفت. چند هفته پيش اما در اپسالا حمله کردند و اين در عين حال باعث شد٬ مجددا مطبوعات هم توجه کنند.
مينا احدي: فکر نميکني که جنبش اسلامي و اسلاميها در اروپا دارند با اين حملات و با جنايتي مثل قتل وانگوگ و يا فتوا عليه سلمان رشدي و گونتروالراف و منتقدين ديگر به آزادي بيان در اروپا حمله ميکنند.
لارش ويلکس:
ببينيد من هنرمند هستم . و کارم و نقاشي کشيدنم سياسي نبود. اما يکباره با يک نقاشي موضوع سياسي شد. من فعال سياسي نيستم٬ هنرمند هستم. اين کار من که مورد اعتراض سازمانهاي اسلامي شد٬ يک کار حرفه اي نبود . من يک فرد نيستم که فعالانه اين کار را ميکند و اين کار من نيست من نئوترال هستم.
من تفاوتها را مي بينم و در مورد آنها کار ميکنم. اما وقتي موضوع تهديدات مطرح شد٬ من ايستادم . آزادي بيان و قلم و فيلم و هنربايد دفاع کرد. اين مهم است آزادي بيان و نقد مذاهب تا حدودي يک موضوع عادي و تثبيت شده در اروپا است. دفاع من از آزادي بيان و نقد من به مذهب و اسلام يک تابوشکني بود. من عليه همه مذاهب اين کار را ميکنم. من از يک ايده مدرن و بي مذهبي در زندگي دفاع ميکنم. نقطه اتکا من اينست.
بنظر تو چه بايد کرد در مقابل جرياناتي که همه چيز را با تهديد به ترور پاسخ ميدهند؟
لارش ويلکس:
اگر من يهوديت و مسيحيت را نقد ميکردم ٬ اتفاقي نمي افتاد . ولي وقتي کمي به اسلام نقد کردم٬ بيشترين حمله به من شد . واقيعت اينست که اسلام هيچگاه قبول نکرد٬ مدرنيته را ببيند و آنرا بپذيرد. ما مدرنيسم را در اسلام نديديم يهوديت و مسيحيت ٬ نقد به خود را ديده و قبول کرده اند و مدرنيته را کمي پذيرفته اند.
مينا احدي: نظرت در مورد اينکه اين حرکات و اين تهديدات نه از " مسلمانان" بلکه از طرف يک جنبش اسلامي است٬ چيست . اينکه پول و بودجه ازجمهوري اسلامي ايران ويا دولت عربستان و ترکيه و … مي آيد و اين حرکات سازمان مي يابد٬ چيست؟
لارش ويلکس:
دولتهاي ديکتاتوري در دنيا هستند که عليه مدرنيسم هستند. بنظر من ما شاهد يک جنگ هستيم. اين يک جنگ است بين مدرنيته و دخالت مذهب در دولت. آنها پول دارند امکانات دارند و سعي ميکنند از خودشان دفاع کنند. من ولي در اين جنگ نااميد نيستم . تعداد زيادي اين حرف را زدند که مذهب بايد از دولت جدا شود. آيان هيرسي علي اين حرف زا زد و آيان هم اينطور فکر ميکند و بسياري از فعالين ديگر من اميدوار هستم من فکر ميکنم آنها ميتوانند کاري بکنند. ما طرفدار عقل و روشنگري هستيم عليه فناتيسم و ما حرف ميزنيم. ما طرفدار محکوميت دولتهاي ديکتاتور هستيم در سوئد ميتوان اخلاقي برخي کارها را تقبيح کرد و نه ممنوع.
مينا احدي: لارش تو حتما در مورد اعتراضات مردم در ايران در اين يکسال گذشته زياد شنيده اي٬ حتما فيلم کشته شدن ندا را در ۲۰ ژوئن يکسال قبل ديدي٬ احساس تو و نظرت و يا پيام تو به جوانان در ايران چيست؟
لارش ويلکس:
ايران و عراق و کشورهاي ديگر در اين منطقه ٬ تاريخ و فرهنگ و سنتهاي معيني دارند. بنظر من ايران کشوري است که درآن مدرنيسم بسيار عميق ريشه دارد. خيلي سخت است اينرا کنار بزنند. من فکر ميکنم اين جنگ بي آينده نيست. جنگي که عليه مذهبيون نيست٬ عليه دخالت مذهب در دولت است. اگر يک جنبش قوي در ايران هست٬ بدليل اينکه در ايران مدرنيسم همواره يک جنبش قوي بوده و مردم زيادي اينطور زندگي ميکنند و زنان زيادي در ايران زندگي حودشان را و دنيا را اينطور مي بينند. عراق با ايران مثلا فرق ميکند. تجربه من اينرا نشان ميداد که در ايران و يا عراق هم مذهبيون و مردم مذهبي زياد نيستند و لي ايران واقعا کمي متفاوت است.
وقتي فيلمهاي ايران را ديدم يک انقلاب بود. اين يک انقلاب بود و من فکر ميکنم اين انقلاب مهمي است. من ندا را و فيلم به قتل رسيدن او را ديدم٬ اين موضوع روي من بسيار تاثير داشت. اين فيلم براي من مهم بود و در تبليغات و فعاليتهاي من تاثير داشت . اين واقعه و نشان دادن مرگ يک دختر جوان که براي آزادي فعاليت ميکرد٬ از رسانه ها يک امر مهم بود.
بنظر من ساختار اين حرکتهاي اعتراضي مهم بود. اينکه در يک روز معين ميليونها نفر به خيابان بيايند٬ مهم بود خيليها ميگفتند اين غير ممکن است اينهمه آدم بريزند تو خيابان ولي اين اتفاق افتاد و همين مهم است. من براي جوانان در ايران و براي مردم ايران آرزوي موفقيت ميکنم. اين حرکت روي من خيلي تاثير داشت و تصوير مرا بسيار عوض کرد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


