دوستی دارم که عضو گروهی است که این گروه بخشی از هزینه های بهداشتی ودرمانی یک مرکز نگهداری بچه های بی سرپرست را به عهده دارد. این مرکز اخیرا به آن گروه گزارش داد که چند شب پیش در یک شب سرد و بارانی، یک رفتگر به چیز مشکوکی برمی خورد و وقتی جلوتر می رود، متوجه نوزادی می شود که در کنار زباله ها برای زنده ماندن دست و پا می زند. نوزادی که حتی پس از تولد از جفت و بند ناف نیز جدا نشده بود و در دقایق اولیه پس از تولد بسر می برد .
رفتگر آنرا در یک گونی خیس گذاشت و به پلیس خبر داد و او را به این مرکز آوردند و در نهایت سریعا به بیمارستان انتقال داده شد. این نوزاد در حالی که بشدت سرما خورده بود، از مرگ نجات پیدا کرده وهم آکنون در حال انجام آزمایشات گوناگون روی آن می باشند که احیانا آسیب جدی ندیده باشد.
من پس ازشنیدن خبر آن نوزاد که یک دختر خیلی کوچولو بود، بشدت متاثر شدم و تا مدتها تمام فضای ذهنم رااین مسئله فراگرفته بود که چرا این اتفاق باید بیفتد؟ وچه عواملی باعث شد تا مادر این نوزاد چنین رفتار بیرحمانه ای را انجام دهد. ممکن بود سگ یا گربه آن نوزاد را تکه پاره کند و یا اگر آن رفتگر در آن تاریکی اورا نمی دید حتما می مرد.
به راستی چرا این اتفاق افتاد؟ با خودم فکر می کردم اگر این نوزاد محصول یک رابطه خارج از ازدواج باشد، می توانست قبل از تولد سقط شود، پس مادری که نه ماه این بچه را با خود حمل کرده وبه آن جان داده، این خطر جدی نمی توانست برای او باشد، چون در این جامعه بدترین زمان دوران بارداری است که او طی کرده بود. چرا او را متولد کرد و در آشغالدانی رها کرد؟ و آیا این نوزاد به خاطر دختر بودنش طرد شده است؟
اما من فکر می کنم عامل اصلی این جنایت، فقر می باشد که از سیستم سرمایه داری منتج می شود. بربریت سرمایه داری انسانها را دچار از خود بیگانگی می کند و باعث می شود زندگی برای انسانهای طبقات پایین جامعه آنچنان طاقت فرسا و زجرآور شود که مجبور می شوند عواطف انسانی خود را زیر پا بگذارند و دچار مسخ شدگی مفرط شوند و در پروسه زندگی دردآور خود یاد میگیرند که فراموش کنند که انسان هستند وحق دارند مانند افراد مرفه جامعه از زندگی خود لذت ببرند.
رها کردن یک نوزاد در کنار زباله ها خیلی دردناک و زجرآور است، هم برای مادری که او را طرد کرده است و هم برای من که فقط می توانم اورا نگاه کنم . جای بسی تاسف است برای جامعه انسانی .
به امید روزی که جامعه ما با انقلاب سوسیالیستی از فقر وبی حقوقی و زندگی طبقاتی نجات پیدا کند ، تا دیگر زنان برای ابتدایی ترین حقوق خود، مجبور به تن فروشی ویا رها کردن کودکان خود در خیابان نشوند و دختران فراری وکودکان کار و خیابانی نداشته باشیم .
برای رسیدن این مهم ، باید حزب کمونیست کارگری را مورد حمایت همه جانبه قرار داد تا بتواند اعتراضات مردم را در سطح وسیعی نمایندگی کند که منجر به انقلابی بزرگ و انسانی شود زیرا بنا به گفته ی حمید تقوایی ، ضرورت انقلاب را زندگی فریاد می زند، و روزمرگی به نام زندگی در جامعه ی ایران ، از تمام اعماق وجودش انقلاب سوسیالیستی را فریاد می زند .
| < قبلی |
|---|


