جوانان کمونیست

بهزاد جواديان: اعتراضات مردم ايران و مسئله تشکل

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

 

آنچه را که نظام در عصر روز انتخابات آنرا به شکوه ماندگار تعبير کرد و  برندگان مست از قدرت را که همچون ۳۰ سال گذشته  ملت را فقط تا پاي صندوقهاي راي به حساب آورده اند با توهم مشروعيت نظام اسلامي روبرو ساخت ،  در فاصله ساعاتي کوتاه  با فرياد حق طلبانه مردم به يکباره فرو ريخت و مسئولين نظام را دچار شوکي بزرگ نمود که هر چند به ظاهر و با اصرار تبليغاتي هر دو جناح پيروز و شکست خورده به مطالبه راي و نداي اصلاحات تعبير مي شود ولي نشانه هايي از يک انقلاب عمومي است که موجوديت کل نظام را نشانه گرفته است و قطعا موسوي و احمدي نژاد را وابسته به يک طرز تفکر، البته با ۲ روش مي داند .

 

 بر کسي پوشيده نيست که  ماهيت و مايه اصلي موج عظيم و ميليوني مردم معترض صدايي مملو از آزادي خواهي و برابري طلبي است ، زخمي که مردم سالها جراحت و درد آنرا بر پيکره خود تحمل کرده و مي خواهد امروز همچون توده چرکيني آنرا از پيکره خود جدا سازد. نمي شود آنرا  به حرکتي جانبدارانه از کانديداي خاص تعبير کرد، چرا که اين صداي چند ميليوني اگر به حساب امثال مير حسين ها و کروبي ها آورده ميشد بايستي در همان ۲ روز اول با صدور انواع بيانيه ها و اطلاعيه هاي ستادي و فردي که از سوي همين کانديداها صادر شد ، خاموش و يا باز هم همچون گذشته با پا در مياني خامنه اي امر ولايي تلقي شده و به تاريخ مي پيوست. 

 

براي احمدي نژاد و حاميان متقلبش که زود هنگام و حتي قبل از پايان شمارش آرا به هم تبريک گفته و اين پيروزي را جشن گرفتند يک نکته قابل باور نبود که عقده ي ۳۰ سال تبليغات مذهبي در مشروعيت دادن به خود، غارت اموال عمومي و سو استفاده از قدرت ، خفقان و فضاي بسته اجتماعي و سياسي ، نگاه قيم مابانه و فرا دستي به مردم با بکارگيري انواع ابزارهاي  قانوني مانند نظارت استصوابي ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت و امر ولايي و همچنين فضاي بسته آزادي بيان و حاکميت سانسور و از همه مهمتر سرکوب هر گونه نداي آزاديخواهي و اعدام و شکنجه جوانان و مبارزين سياسي ايران وموج اعدامهاي دسته جمعي در سه دهه  گذشته ، روزي از يکي از همان نمايشهايي که خودشان راه انداخته اند سر در آورده و نابود شان خواهد کرد و اين نشانه هاي همان انقلابي است که اراده مردم در آن، اين جانيان اسلامي را در هم خواهد شکست.

 

هر چند تلاش و کوشش تحليلگران وابسته  نظام بر اين پايه استوار است که اعتراضات ميليوني مردم را  صرفا اعتراض به تقلب در راي گيري به حساب آورده وسعي دارند نداي حق طلبي آنها را باخت عده اي در پي خلق "حماسه حضور" در انتخابات تعبير کنند ولي شکي نيست که اين "نه" و اعتراض ، حرکت به سمت سرنگوني نظامي است که دزدي و چپاول و سرکوب مردم ، فقر و گرسنگي ، فساد اداري و توليد جامعه نابرابر تنها هنر و نتيجه آن بوده است.

 

مسئله تشکل در اين اثنا اهميت بسيار زيادي دارد. احزاب و تشکل هاي داخلي، احزاب و تشکل هايي که به صورت قانوني در ايران فعاليت مي کنند عمدتا بخشي از حاکميت بوده و اغلب برادران سابق سپاهي هستند که در يک دوره نسبتا طولاني به دکتر و مهندس ارتقاء پيدا کرده اند، متاب خوانده و ظاهرا اهلی تر از سایر دوستان خود شده اند و راه هاي امروزي تري براي حفظ نظام ارائه کرده اند در اين دوره نمي توانند کاري حتي براي خود انجام دهند چه برسد به جامعه. مسئله جدي تر از آني ست که اين نيروها بتوانند کار مهم و تعيين کننده اي انجام دهند. کعبه آمال شان خاتمي و امروز باند رفسنجاني-موسوي در بد مخمسه اي گير کرده اند. شديدا در منگنه قدرت ولي فقيه گير کرده اند و به احتمال زياد قرباني مي شوند.

 

ولي تشکل بايد حول راديکال ترين و انساني ترين سياست ها و مطالبات شکل بگيرد. انسان ها را فقط حول سياست ها و مطالبات انساني مي توان متحد کرد. سرود اي ايران و پرچم سه رنگ و سبز و سياه نمي توانند نماينده مطالبات نزدم باشند. مردم در ايران سال هاست با اين پرچم ها و سرود ها سرکوب شده اند و هيري ازشان نديده اند. آزادي زنداني سياسي، برابري زن و  مرد، تامين زندگي مرفه و امن، جدايي دين از دولت و مطالباتي از اين دست مي توانند پرچم اتحاد باشند و بيشترين انسان ها را حول خود جمع کنند.

 

 زنده باد آزادي زنده باد برابري

 

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: