با توجه به نزدیک شدن سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد ۸ و ظهور جنبش مردمی در ایران لازم دیدم نکاتی را در مورد موقعیت کنونی اعتراضات مردم به خوانندگان خوب این نشریه پر محتوی و پر خواننده بازگو کنم و به عنوان کسی که به تازگی از ایران به سوئد مهاجرت کردم و مسائل را به صورت عینی و حضوری در داخل کشور ایران مشاهده کردم شاید بتوانم مشکلات را به صورت واقعی تر بیان کنم.
در اینجا بعضی از عواملی را که باعث فروکش کردن اعتراضات خیابانی شد را بررسی می کنیم.اولین عامل را می توان به جرأت شرایط بد اقتصادی مردم در ایران دانست.شرایط بد اقتصادی برای کسانی که در خارج از ایران بسر میبرند شاید مفهومی کاملاً متفاوت با داخل ایران باشد. زیرا در ایران وقتی صحبت از شرایط بد اقتصادی می شود موضوع گرسنه بودن و بی سر پناه بودن مردم مطرح است بطوری که چه بسیار کسانی هستند که حتی برای تأمین مواد اولیه زندگی کاملاً درمانده شده اند.ایران به گونه ای است که اکثریت مردم به جز قشر مرفه که بسیار اندک هستند به دلیل گرفتار بودن در وضعیت اقتصادیشان حتی قدرت فکر کردن به مسائل جامعه را از دست داده اند و هر کس که صبح چشمانش را باز می کند به سرعت به طرف محل کار خودش میرود البته اگر شغل و یا کاری داشته باشد و ساعات طولانی را در محل کار خود سپری می کند و همین امر باعث خستگی افراد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی می شود و می توانم این را هم به جرأت بگویم که خیلی از مردم دو شغله هستند . یکی از حربه هایی که دولت برای ایجاد خفقان و سکوت در کشور پیش گرفته است شرایط اقساطی فروختن ماشین و خانه و وامهای گوناگون است که این مسئله برای مردم دورنمای خوبی است ولی در اصل سرابی بیش نیست.چون به ظاهر صاحب خانه و ماشین می شوند ولی آیا پولی می ماند که قسطهای سنگین و سودهای کلان آنها را بازگردانند؟!این مسئله خود به تنهایی برای دولت مثبت و برای مردم فاجعه آور است.چون کسی که ماشین و خانه قسطی می خرد سندی به او تعلق نمی گیرد تا زمانی که اقساطش پرداخت نشود در صورتی که وقتی وامی تقاضا می دهد به یقین باید مدرک و یا سندی گرو بگذارد و همین مسئله به ظاهر کوچک باعث شده که همه از این ترس داشته باشند که اگر به صف اعتراض وارد شده و توسط دولت شناسایی شوند و دستگیر شوند تمام اموال و دارایی خود ویا مدرک و سندی که در دست آنها دارند به تاراج می رود ویا در زمان دستگیری چه کسی می خواهد و می تواند اقساط آنها را بپردازد و جواب این همه ضرر و زیان را چه کسی خواهد داد؟! و با این شرایط است که خود بخود تعداد قابل توجهی از معترضین از صحنه در مدت طولانی خارج می شوند و نمی توانند در تمام روزها و صحنه ها همراه با دیگران حاضر شوند زیرا یا در محل کار خود مشغولند و یا از ترس عواقبش سکوت اختیار کردند.
عامل دوم اینکه وقتی رژیم دید اعتراضات روند صعودی را طی می کند دست روی چند نکته مهم گذاشت : ارتباط جمعی مثل تلویزیون را به سمت دیگری از جمله نشان دادن صحنه های جنگ ایران و عراق و نشان دادن صحنه های به شهادت رساندن هموطنانمان کشاند و از همین اعتراضات تصاویر دیگری ساخت و مردم را اغتشاشگر و اراذل و اوباش و خس و خاشاک نامید و با نشان دادن تصاویری اعم از آتش زدن بانکها و مغازه ها و کیوسکهای تلفن و اتوبوس و موتورسیکلت به گونه ای که ترفند همیشگی اش بوده وضع را جور دیگری جلوه داد. و به کرات تأکید کردند که کسی را که دستگیر می کنند و یا شناسایی شود از خود و خانواده اش خسارات وارده را خواهند گرفت و جرمهایی به نام برهم زدن امنیت کشور و اماکن عمومی و اخلال در نظم ترافیک شهری را به معترضین وارد می کردند و این امر باعث شد که خانواده ها تا حدودی عقب نشینی کنند.دیگر ترفندی را که رژیم بوجود آورد این بود که در بسیاری از ساعات روز و شب خیابانها و کوچه های شهر را مملو از نیروهای یگان ویژه ، نیروهای بسیج و انتظامی کرد و با این روش مانع از تجمع کردن مردم شد . حتی اجازه تجمعات چند نفره را نیز نمی دادند و با تهدید وکتک مردم را متفرق می کردند. دیگر شرایطی که به وجود آوردند اخلال در شبکه های مخابراتی و موبایلها بود و با قطع کردن اس ام اس به مدت تقریباً دو ماه از رد و بدل شدن پیامها بین مردم جلوگیری کردند و همین امر باعث شد که وقتی مردم معترض می خواستند در ساعات خاص به خیابانها بیایند و تجمع کنند نتوانند از مکان تجمع با خبر شوند و این یک ضعف عمده در حرکت رو به جلو مردم بود . یک عامل دیگر ایجاد پارازیت و قطع شبکه های اطلاع رسانی مثل کانال جدید و حتی شبکه بی بی سی فارسی ،صدای آمریکا و رادیو فردا بود که مخاطبین فراوانی در ایران دارند .ترفند دیگری که رژیم به وجود آورد این بود که کسانی که در شرکتهای دولتی مشغول به کار بودند و در روزهایی که مردم دست به راهپیمایی و اعتراض می زدند اگر این افراد زودتر از ساعت قانونی محل کارشان را ترک می کردند و یا آن روز را غیبت می کردند اسم افراد را به حراست شرکت داده و حراست نیز به شیوه خود وارد عمل می شد و با ایجاد پرونده و تهدید به اخراج افراد را از رفتن به تظاهرات منصرف می کردند. و خود بخود باز هم تعداد زیادی از مردم را که قشر زحمت کش و کارگران تشکیل می دهند از دور اعتراضات خارج کردند .
دیگر عامل عقب نشینی را نبود یک رهبر می توان بیان کرد که این هم باز موضوعی گسترده و حتی مجزا می باشد . کسانی که خود را به عنوان رهبران جنبش مردمی در ایران می دانند نیز به گونه ای نتوانستند کار مفیدی انجام دهند چرا که خود از تیره و نژاد همین رژیم جنایتکارند و مردم از پرونده سیاه آنها در گذشته با خبر هستند. دیگر عامل را می توان نبود یک حزب بیان کرد که مردم را به مکانهای خاص دعوت کنند و برایشان سخنرانی کنند حتی بصورت مخفیانه و پنهانی که می شد توسط احزاب مردم را در سرتاسر کشور به دور هم جمع کرد و با گذاشتن جلسات متعدد اطلاعات و راهنمایی به یکدیگر بدهند و مکانها و زمانهای مشخص شده را برای راهپیمایی و اعتراض مردم راحتتر و بهتر در دستور کار خود قرار دهند . دیگر شرایطی را که رژیم به وجود آورد این بود که اگر کسی را دستگیر می کردند و به جاهای مشخص و نا مشخص می بردند بعد از مدتی کوتاه خانواده های این عزیزان را تحت پیگرد قانونی قرار می دادند و با گروگان گرفتن افراد خانواده آن شخص و بازداشت کردن و شکنجه کردن دیگر اعضای خانواده مانع از بیرون آمدن و پیشروی به صف اعتراضات می شدند .دیگر شرایطی که رژیم آدمکش جمهوری اسلامی ایران برای مردم بوجود آورد این بود که اگر کسی در تظاهرات به هر نحوی آسیب می دید ویا مجروح می شد ویا کشته می شد که به بیمارستان انتقالش می دادند حراست بیمارستان به نیروهای رژیم گزارش می کردند و مانع از خروج آن شخص مصدوم و مجروح و حتی انتقال کشته شدگان از بیمارستان می شدند.
در اینجا نقش کشورها و سازمانهای مدافع حقوق بشر چیست ؟ آیا فقط با بیانیه و محکوم کردن به صورت رسانه ای آن هم محدود کفایت می کند و تضمین جان مردم بی دفاع را در پی دارد ؟ در بیانیه ها صحبت از نگرانی جامعه جهانی از رژیم نسبت به مردم دیده می شود ولی نشانی از همکاری و مواضع خوشبین کننده ای در این ارتباط دیده نمی شود . عدم همکاری کشورها و سازمانهای جهانی یعنی تشدید فشار بر مردم یعنی ویران کردن خانه های مردم . رژیم ایران بیش از هر موقع دیگری مردم را به فشار و انزوا کشانده و با این وجود حتی جامعه جهانی برنامه ای خاص و هماهنگ برای این نوع رفتارها ندارند .حال جالب توجه اینجاست که مردم با دست خالی و بدون سلاح و با این شرایط که گوشه ای از آن بازگو شد به مدت هشت ماه بصورت گسترده و مداوم و به بهانه های مختلف دست به اعتراض زدند .
در حاشیه: من هم به صورت فشرده چند نکته را در حاشیه نوشته محمد عزیز اضافه کنم. محمد به درست به عوامل فشار و سرکوبی که حکومت اسلامی برای ارعاب مردم استفاده کرده و می کند اشاره کرده است. ایجاد فقر و فلاکت هر چه بیشتر و عمیق تر، تهدید و آزار و اذیت مردم معترض و جلوگیری از دسترسی مردم به اخبار و برقراری ارتباط و ارتباط با اپوزیسیون از جمله راهکارهای رژیم برای مرعوب کردن و خانه نشین کردن مردم است. ولی مردم دقیقا برای پایان دادن به همین اوضاع به خیابان ها آمده اند و هنوز هم از هر فرصتی استفاده می کنند تا بار دیگر وجه خیابانی انقلاب را پرشور تر از قبل از سر بگیرند.
اما نکته مهم اینست که رژیم همه این کارهای وحشیانه را کرده و می کند برا اینکه مردم را به سکوت وادارد و از ادامه مبارزه در هر شکلی منصرف کند و به مردم بقبولاند که باید به همین وضعیت رضایت دهند. همین دیروز ۳ خرداد حضور احمدی نژاد در خرمشهر نشان داد که رژیم موفق به چنین کاری نشده است. خیلی وحشی بازی درآورده است ولی موفق نشده صدای مردم را خفه کند. اعتراض مردم خرمشهر و به تشنج کشاندن سخنرانی احمدی نژاد که حتما با پیش بینی های امنیتی فوق العاده ای هم همراه بوده نشان داد که مردم مرعوب رژیم نشده اند. بدون شک رژیم می خواهد کاری کند که مردم از سر ترس – چون طور دیگری نمی شود!- رژیم را قبول کنند و در مقابلش سکوت کنند. حضور احمدی نژاد سایر عوامل حکومتی در هیچ کجا که مردم باشند با آرامش و طبق خواست حکومت پیش نمی رود و این نشان می دهد هر چند حکومت درجه بالایی از وحشیگری را اعمال می کند ولی در مقابل مردم نه ترسیده اند و نه قصد پایان دادن به مبارزه شان را دارند.
انقلاب هم در اشکال گوناگون دارد کار خودش را می کند، پنهان و آشکار. اینکه سران رژیم، چه کسانی که همین امروز در قدرت هستند و چه کسانی که امروز مغضوب بارگاه خامنه ای شده اند نمی توانند با هم و حتی در جبهه های خودشان کنار بیایند و اوضاع بین المللی رژیم که روز به روز وخیم تر می شود و اعتراضات مردم که به اشکال مختلف مثل علیه اعدام و علیه حجاب و قوانین اسلامی که امروز به جلوی صحنه مبارزه مردم با حکومت آمده است، ادامه دارد، نشان می دهد انقلاب و تلاش مستمر مردم برای سرنگونی رژیم ادامه دارد. مردم حکم خودشان را سال هاست داده اند و در عرض یک سال گذشته در حال اجرای حکم خود هستند، سرنگونی رژیم اسلامی این حکم مردم است.نوید
| < قبلی | بعدی > |
|---|


