جوانان کمونیست

سه سوال از محمد آسنگران: اعتصاب عمومی در کردستان

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

 

سیاوش شهابی: چه ویژگیهايي باعث شده تا در کردستان شاهد اعتصاب قدرتمندی همچون اعتصاب عمومی ۲۳ اردیبهشت باشیم؟ مردم چگونه در آنجا متحدانه دست به اعتصاب عمومی زده اند؟

محمد آسنگران: با عرض سلام و تشکر از اينکه اين فرصت را فراهم کرديد.

اولين ويژگي کردستان اين است که يک جنبش قوي اجتماعي چپ و سوسياليستي درجامعه نقش بازي ميکند. جامعه اي تحزب يافته و بدون توهم به جمهوري اسلامي و جناحهاي آن است. اين مولفه ها بعلاوه شرايط انقلابي سراسري در ايران که در يک سال گذشته در جريان بوده است٬ مردم کردستان را به حرکت در آورد. همه اينها در کنار هم وقتي در يک ارتباط ارگانيک قرار ميگيرند ويژگي خاصي به کردستان ميبخشند٬ که مهمترين آنها جايگاه و نقش برجسته جنبش سوسياليستي در اين جامعه است.

علاوه بر اين مردم کردستان از همان اوايل سرکار آمدن جمهوري اسلامي جهت متفاوتي که با نقش احزاب سياسي و مشخصا کمونيستها پيدا کرد هيچ وقت توهمي به رژيم جمهوري اسلامي نداشته اند. اعتصاب عمومي اخير هم در نوع خودش بزرگترين و وسيعترين حرکتي بود که بعد از مبارزات مردم در سالهاي ۵۸- ۵۹ در کردستان اتفاق افتاده است. امسال در روز پنج شنبه ۲۳ ارديبهشت مردم با شنيدن خبراعدام پنج نفر از فعالين سياسي اين آمادگي را داشتند که عکس العمل نشان بدهند. اين موضوع و نياز جامعه براي دفاع از خود و پاسخ به جمهوري اسلامي که پنج فعال سياسي را اعدام کرده بود٬ مردم را به اين نتيجه رسانده بود که بايد اقدامي قدرتمند انجام بدهد. اين مهم با فراخوان احزاب سياسي به اعتصاب عمومي جواب گرفت و مردم وسيعا از آن استقبال کردند. لازم به توضيح است هژموني چپ و جنبش سوسياليستي درکردستان جريانات راست و ناسيوناليستي را هم ناچار کرد اگر چه با اکراه٬ اما در نهايت از فراخوان احزاب چپ به اعتصاب عمومي دنباله روي کردند و به آن پيوستند.

سیاوش شهابی: اعتصاب عمومی کردستان چگونه سازمان داده شد؟ منظورم بیشتر فرم تبلیغات است.

محمد آسنگران: واقعيت اين است تا آنجا که به ما به عنوان يکي از فراخوان دهندگان به اين اعتصاب عمومي برميگردد٬ فرم تبليغات متنوعي به کار گرفته شد تا اين اعتصاب به نتيجه رسيد. براي مثال از تکرار فراخوانها گرفته تا مصاحبه و فراخوان شخصيتهاي مختلف٬ استفاده از تمام امکانات رسانه اي و اوراق کتبي گرفته تا شعار نويسي در شهرها و پخش تراکت٬ از تحرک قوي و هر روزه در خارج کشور گرفته که انعکاس آنها در داخل که مردم را متوجه اين امر مهم ميکرد تا توضيح اهميت اين اعتصاب در پيشبرد مبارزه آزاديخواهانه مردم٬ از تشويق فعالين و محافل و تشکلهاي کارگري و ديگر تشکلها گرفته تا انواع ابتکارات ديگر همگي فرمهايي از تبليغ براي رسيدن به اين هدف بودند. اما اين اعتصاب بدون يک کار سازمانگرانه و فقط با تبليغات در اين ابعاد ممکن نميشد. اولا مهم بود که همه احزاب چپ و راست در اين فراخوان هر کس به دليل و روش خود شريک شدند. دوما و باز هم تا جايي که به ما برميگردد يک کار سازمانگرانه هدفمند و همه جانبه را در کردستان پيشبرديم. مراجعه حضوري به مردم٬ به مغازه ها٬ به محافل و گروه هاي اجتماعي در محل زيست و کار و توجيه و تشويق کردن آنها به شرکت در اين اعتصاب٬ همگي بخشهاي مختلفي از تبليغات و سازماندهي براي شکل دادن به چنين اعتصابي بود.

 

سیاوش شهابی: لزوم راه انداختن اعتصاب عمومی چیست؟ چرا به جای فراخوان به تظاهرات، از ابزار اعتصاب عمومی نیز استفاده می کنیم؟

محمد آسنگران: بطور واقعي اين شکل از اعتصاب عمومي که در کردستان عملي شد از لحاظ سياسي مهم و کاري بزرگ بود و دستاوردهاي سياسي خاص خودش را دارد. نشان داد که مردم به جنايتي که رژيم مرتکب شده است پاسخ دادند و نشان دادند که رژيم اسلامي جايگاهي در ميان مردم ندارد. جواب به فراخوان کمونيستها براي اعتصاب عمومي به اين معني بود که چپ در جامعه هژموني دارد. اين اعتصاب و نقش کمونيستها در آن امکان عروج يک آلترناتيو چپ در ابعاد سراسري را به امري ممکن و عملي نزديکتر کرد. اما در عين حال ما بايد هشيار باشيم و براين موضوع واقف باشيم که نميتوان با اين نوع اعتصاب عمومي فشار خرد کننده اي به رژيم وارد کرد. اين نوع اعتصاب عمومي فقط هنگامي ميتواند خرد کننده و جواب فوري بگيرد که مراکز کليدي توليد و مراکزاداري دولتي هم با آن همراه شوند. وقتيکه ابعاد اين اعتصابات به مراکز اصلي و کليدي توليد و توزيع و اداري در کشور سرايت کند آن هنگام کل دولت فلج ميشود و امکان تحرک از او سلب ميشود.

اما چرا اين تاکتيک در کردستان بکارگرفته شد و نه تظاهرات: اولا بايد بگويم که اينها آلترناتيو هم نيستند. دوما در هر مقطعي تاکتيک معيني مناسب و ممکن است. سوما بايد تشخيص داد در هر مقطعي کدام تاکتيک از ميان مجموعه اي از تاکتيکها بهتر جواب ميگيرد. اين بار به دلايل زيادي تاکتيک اعتصاب عمومي مناسب بود. اين دلايل از نظر من اين است که: ۱- اعتصاب عمومي با حد اقلهايي از سازماندهي ممکن و عملي است ۲- هزينه شرکت در اعتصاب عمومي براي مردم کمتراز تظاهرات و يا تحصن است ۳- امکان شرکت تعداد بسيار بيشتري از مردم وجود دارد. زيرا براي شرکت در يک مکان بمنظور تحصن و يا تظاهرات هم سازماندهي قويتري لازم است هم شرکت کنندگان آن به دليل بيشتر بودن درجه ريسک و هزينه آن قاعدتا تعداد کمتري خواهند بود. ۴- در اين مرحله از مبارزه که رژيم وسيعا به دستگيري فعالين و رهبران جنبشهاي اجتماعي روي آورده است نبايد هزينه مبارزه کردن را بالا ببريم. ۵- در ماه هايي گذشته تعداد زيادي از فعالين و رهبران عملي ناچار به ترک کشور و به خارج از ايران رفته اند. تعداد بيشتري فعلا خود را آفتابي نميکنند و بخشا هم محتاط شده اند و به درست نميخواهند بيش از حد ريسک کنند. ۶- تاکتيک سرکوب خشن و تجاوز در زندانها و کشتاري که رژيم عليه مخالفين خود بکار گرفته و اعدام فعالين سياسي همه اينها درجه اي از احتياط را به فعالين تحميل کرده است. اکنون بخش آگاه و موثري از فعالين به دنبال ايجاد فرصتهاي بعدي و مناسب هستند که بتوانند با قدرت و امکانات بيشتري اهدافشان را دنبال کنند.

کلا من فکر ميکنم با توجه به اين مولفه ها اکنون که به دنبال اعتصاب عمومي پيروزمند کردستان روحيه ها بالا رفته و امکان اينکه زمينه هاي چنين کاري را در ابعاد سراسري ميتوان مهيا کرد٬ بايد با نقشه و برنامه اي آگاهانه به اين سمت برويم که بتوانيم در مثلا دانشگاه و يا مراکز توليدي بستري را آماده کنيم که بشود چنين فراخواني در آن سطح هم داد. اما براي آغاز اين کار و براي پيروي از موقعيت کنوني٬ در هر حال بايد بيشترين توجه را به سازماندهي و ايجاد تشکل مبذول داشت. بدون تشکل حتي اگر شرايطي مثل ۶ دي روز عاشورا هم پيش بيايد امکان ادامه کاري آن زياد نيست. زيرا دو عامل براي حرکتي هدفمند و براي سرنگوني جمهوري اسلامي تعيين کننده است: يک وجود حزب معتبر و با درجه اي از سازماندهي و دو سازمانهاي محلي و تشکلي که بتواند مبارزات را در محل رهبري کند و به آن جهت بدهد و در نقطه عطفهاي يک مبارزه جاري و خياباني بتواند تصميم بگيرد.

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: