جوانان کمونیست

خلیل کیوان: درباره یک توطئه ناکام رژیم علیه حزب کمونیست کارگری

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

xalilKayvan

سفارتخانه های جمهوری اسلامی لانه ترور است!

مصاحبه با خلیل کیوان درباره یک توطئه ناکام رژیم علیه حزب کمونیست کارگری ایران

 

ندای انقلاب : حزب کمونیست کارگری ایران اطلاعیه ای منتشر کرده است و در آن به یک توطئه ناکام رژیم علیه حزب اشاره کرده است. موضوع چیست؟ میتوانید این مساله را برای خوانندگان نشریه باز کنید؟ این توطئه چه بوده است؟

خلیل کیوان :همانطور که در اطلاعیه اعلام کردیم بابک شدیدی توسط مامورین وزارت اطلاعات برای اجرای یک توطئه علیه حزب بکار گرفته شده بود. او در نیمه راه این طرح جنایتکارانه پشیمان شد و ماجرا را برای ما و پلیس بر ملا کرد. بنا به اظهارات او طرحی برای ترور چند تن از اعضا رهبری حزب در دستور رژیم بود. ترور قرار بود در آلمان در یک جلسه گفت و شنود که چهار تن از اعضا رهبری حزب در آن شرکت داشتند با گاز سمی صورت گیرد. این اطلاعاتی است که در اختیار ما و پلیس سوئد قرار گرفته است. موضوع از طرف پلیس در حال پیگیری است.

 

ندای انقلاب: این اولین مورد است که شنیده میشود جمهوری اسلامی از این روش استفاده کرده است و یا میخواسته است استفاده کند. به چه صورت؟

خلیل کیوان : باید بر این تاکید کنم که منبع ما در مورد جزئیات طرح اظهارات بابک است. بنا به گفته او قرار بود یک قطعه ای که ابعاد آن در حد یک قوطی کبریت است به زیر میز پانل چسبانده شود. ضامن این دستگاه بسیار کوچک حاوی گاز سمی - که نوع آن برای ما ناروشن است- قرار بود با کنترل از راه دور رها شود و گاز که نه رنگ دارد و نه بو، محوطه اطراف میز پانل را پوشش دهد. بنا به گفته تروریست های جمهوری اسلامی که طرح را برای بابک شدیدی در یک محل مخفی در سوئد توضیح داده اند و فیلمی را هم از شکل و نحوه کار آن برایش نمایش داده اند، فقط ده دقیقه پس از رها کردن ضامن و پخش گاز، کار سخنرانان یکسره میشد. قرار بوده است تیمی در آلمان بابک را ملاقات و این قطعه را به وی تحویل دهند. و فردی هم از راه دور ضامن این دستگاه را آزاد کند. این موضوع در شکایت بابک به پلیس منعکس شده است.

 

ندای انقلاب: این اتفاق کی قرار بود رخ دهد؟

خلیل کیوان : در ماه ژانویه امسال یعنی حدود سه ماه قبل.

 

ندای انقلاب: چرا با این تاخیر در مورد آن صحبت میکنید؟

خلیل کیوان : ما باید سنجیده حرکت میکردیم. ابتدا باید مطمئن میشدیم که این اطلاعات واقعی است. در عین حال باید ابعاد مساله را تا حدی که ممکن بود روشن میکردیم. میخواستیم بدانیم حال که این توطئه عملی نشد، بدنبال چه هستند. بعلاوه، مدتی طول کشید تا بابک تصمیم بگیرد علنی در مورد این مساله صحبت کند. همچنین، بایستی قبل از افشاگری در مورد این مساله، موضوع قانونی بجریان می افتاد. بلاخره، بابک به پلیس مراجعه کرد و از اینکه او را تحت فشار گذاشته و به همکاری کشانده اند و قصد داشته اند او را به یک تله جنائی و تروریستی بکشانند، شکایت کرد.همزمان حزب هم شکایت خود را به پلیس ارائه داد.

اگر چه عضویت بابک در حزب عملا خاتمه یافته بود اما در عین حال ما مراقب بودیم که زندگی او دستخوش ناملایمات بیشتری نگردد. میبینید که این کار ظرائفی داشت که مستلزم وقت و دقت بود و ما باید به همه آنها توجه میکردیم. طوری حرکت کردیم که نگذاشتیم وزارت اطلاعات از اینکه ما از موضوع مطلع شده ایم بوئی ببرد. ما در این مدت درجه مراقبت های امنیتی مان را بالا بردیم و در عین حال همه فعالیت هایمان را بروال همیشگی ادامه دادیم.

 

ندای انقلاب: فکر میکنید چگونه میتوان جلو این توطئه ها و تلاشهای جمهوری اسلامی را گرفت؟

خلیل کیوان : اولا اشکال فعالیت های امنیتی، تروریستی و سیاسی جمهوری اسلامی در خارج علیه مخالفین و احزاب و سازمانهای اپوزیسیون متنوع است. اینها را باید از هم تفکیک کرد.

برخی از فعالیت های جمهوری اسلامی ظاهر سیاسی و فرهنگی دارد و تحت پوشش های مختلف به پیش برده میشود. " مرکز مطالعات ایران شناسی " در تورنتو که اخیرا افشا شد، یک نمونه متاخر است. جمهوری اسلامی نهادها و مراکز متعددی در خارج با بودجه هنگفت برای مقاصد سیاسی و امنیتی ایجاد کرده است. اینها را باید افشا کرد و حتی قانونا در پی برچیده شدن آنها بود.

تحت فشار قرار دادن فعالین سیاسی و مخالفین رژیم در خارج از طریق فشار به بستگان آنها در ایران، روشی است که از طرف جمهوری اسلامی بکار گرفته میشود. ابعاد این مساله در برخی از کشورها، وسیع بوده است و نمونه هائی نیز افشا شده است. در سوئد این مساله بارها به رسانه ها و مطبوعات هم کشید شده است. نمونه های متعددی هم چه در سالهای گذشته و چه ماه ها و هفته ها و حتی روزهای اخیر به ما گزارش شده است. دور کردن برخی از اعضا از احزاب و سازمانها و یا حتی پاسیو کردن آنها و در موارد معدودی حتی به همکاری کشاندن آنها مثل نمونه فوق، از اهداف امنیتی وسیاسی رژیم در خارج کشور است. در واقع ایجاد فضائی که مردم بسمت مبارزه سیاسی و بویژه احزاب و سازمانهای سیاسی کشانده نشوند، بخشی از استراتژی سیاسی امنیتی جمهوری اسلامی در خارج است. راه مقابله با این سیاست علنی کردن آن و تعرض محکم و قاطع به جمهوری اسلامی است. با خانواده هر کس تماس میگیرند بهتر است موضوع را علنی کند و آنرا به اهرم فشاری بر علیه جمهوری اسلامی تبدیل کند. تجربه نشان داده است که هر کس مقابله قاطع کند جمهوری اسلامی دست از سر خانواده آنها بر می دارد.

 

در دوره ای که با اعتراضات گسترده مردم روبرو هستیم مثل ده ماه گذشته، هر جا که فشار اپوزسیون و مردم بر رژیم سنگین است، تقویت امثال توده ای اکثریتی ها و طرفداران موسوی و کروبی نیز بخشی از استراتژی سیاسی امنیتی رژیم در خارج است. بی شک این سیاست رژیم نمیتواند مستقیما از طریق خود رژیم به پیش برده شود. بخشی از اپوزسیون باصطلاح اصلاح طلب که در همسایگی سیاسی محافل و شخصیت های اپوزسیون مجاز قرار دارند و بویژه با توجه به اینکه بسیاری از شخیصت های آنها هم اکنون در خارج مستقر بودند در این راه خدمت شایانی به این سیاست رژیم داشته و دارند.

و بالاخره ضربه فیزیکی نیز میتواند در دستور جمهوری اسلامی باشد. این را نباید از نظر دور داشت. این یکی اما، کار بمراتب سخت تر و با پی آمدهای سیاسی سنگین برای جمهوری اسلامی خواهد بود. به همین خاطر این سیاست را در شرایط ویژه و یا در ابعاد محدودی بکار میبرند. تروریسم رژیم در خارج به این شکل، تابع موقعیت و توازن قوای سیاسی هر دوره است. آدمکشی همواره یک رکن اصلی سیاست جمهوری اسلامی بوده است. جمهوری اسلامی که آدمکش نباشد، سر پا نمیماند.

 

جمهوری اسلامی در سالهای اول حکومت و حتی تا یک دهه، سیاست آدمکشی علنی را در دستور داشت. در داخل و خارج می کشت و ابائی هم نداشت که این را با صدای بلند اعلام کند. سالهای ۶۰ و ۶۱ که روزانه صدها نفر را اعدام و با صدای بلند برای رعب در جامعه آن را اعلام میکرد. در همان دهه اول حاکمیت جمهوری اسلامی، جوخه های ترور آن در دنیا علیه نیروهای اپوزسیون و مخالفین سرشناس فعال بود. ترورهای وسیعی در خارج کشور توسط جمهوری اسلامی صورت گرفت. بطور علنی فتوای ترور صادر میکردند. سلمان رشدی نمونه برجسته و قربانی این سیاست بود. دوره ای هم میکشت و صدای آنرا در نمیاورد. بمرور حتی، وقتی میکشت انکار هم میکرد. قتل های زنجیره ای را و قتل های اخیر را در نظر بگیرید. همه میدانند کار رژیم است. قتل ندا و تجاوزات کهریزک را دنیا میداند کار خودشان است اما، خودشان انکار میکنند. این نشانه توازن قوا است. رژیمی است که زیر ضربات مردم دارد خرد میشود جرئت نمیکند سیاست ترور و آدمکشی علنی را در دستور بگذار و از آن دفاع کند. با هر ترور در خارج مرزها، دنیا روی سر رژیم خراب خواهد شد. قیمت گزافی باید بپردازد. مردم دنیا چهره جنایتکار این رژیم را بخوبی شناخته اند و مردمی که در ایران برای بزیر کشیدن آن خیز برداشته اند، دست رژیم را برای بکار گیری این سیاست بشدت بسته است. رژیم از انسجام کافی برای این سیاست برخوردار نیست. گاه گاه نقشه هایشان به بیرون درز میکند. اینها امکان بکارگیری سیاست ترور در خارج را بشدت محدود کرده است. با اینحال هر جا رژیم و در حد محدودی هم این سیاست را بخواهد در دستور بگذارد باید کل اپوزسیون متحد در مقابل آن بایستند.

 

ندای انقلاب: آیا قصد ندارید با جزئیات بیشتر در این مورد صحبت کنید؟ چه برنامه ای در این زمینه دارید؟

خلیل کیوان : ما این موضوع هم از طریق قانونی و هم از طریق سیاسی دنبال میکنیم. یک سر این توطئه در سوئد و یک سر دیگر آن در آلمان بوده است. باید در هر دو کشور مساله دنبال شود. موضوع فی الحال در سوئد از نظر قانونی در جریان است. در آلمان هم پلیس از ماجرا مطلع شده است. باید تروریست هائی که در سوئد و آلمان در جریان این پروژه بوده اند به جامعه معرفی شوند. ما نشانه هائی داریم که سفارت جمهوری اسلامی در سوئد در این اقدام دست داشته است. پلیس و دولت های سوئد و آلمان موظف اند که این مساله را پیگیری و نتایج آن را به اطلاع عموم برسانند.

این توطئه نشان داد که سفارتخانه ها صرفا مراکز سیاسی رژیم نیستند. اینها مراکز اطلاعاتی- امنیتی و سازماندهی ترور علیه مخالفین هم هستند. به همین خاطر باید سفارتخانه های رژیم و همه مراکز فرهنگی سیاسی آن بسته شوند. هرگونه رابطه دولتها و نهادهای بین المللی با رژیم آدمکش جمهوری اسلامی و سرکوبگران مردم ایران باید قطع شود. با تلاش و فعالیت گسترده مردم در خارج کشور میتوان و باید برای منزوی کردن بیشتر جمهوری اسلامی کار کنیم. باید برای اخراج نمایندگان جمهوری آدمکش اسلامی ایران از همه مراکز و نهادهای بین المللی با نیرو و شدت بیشتری کار کنیم.

 

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: