ساعت ۳:۳۰ بود که مقابل ساختمان وزارت کار بودم مردم زیادی نبودند اما پلیسها تمام خیابونو گرفته بودندهمه جا پر بود از پلیسها و ماشینهای پلیس و موتورهایی که دسته جمعی حرکت می کردند ودر قسمتهایی هم سربازها لبه های خیابون دوش به دوش هم ایستاده بودند و صف طولانی رو درست کرده بودند دقیقا محدوده ای بین دو پل هوایی که یکی از این پلهای هوایی مقابل وزارت کار بود تمام نیروها در این محدوده بود من مجبور شدم تا ساعت ۴:۳۰ در خیابانهای اطراف باشم چون هنوز مردم زیادی جمع نشده بود و احتمال دستگیری بود اما از ساعت ۴:۳۰به بعد خیابونها پر از مردم بود و هر لحظه به تعداد آدمهایی که در این محدوده بین دو پل هوایی در رفت و آمد بودند افزوده می شد تو همین لحظات بود که گفتند جلوی بیمارستان شهریار سه نفرو دستگیر کردند وبردند دیگه شکل ایستادن نیروهای سرکوب گر هم عوض شده بود در طول خیابان آزادی در دو طرفش سربازها در هر طرف در دو ردیف ایستاده بودند که یک ردیف در کنار دیوار ایستاده بودند وردیف دیگرکنار خیابون بودند ودر جاهایی از کنار خیابون موتورسوارها ایستاده بودند و مردم مابین این دو ردیف حرکت می کردند البته نیروهای لباس شخصی هم تو خیابون خیلی زیاد بودند در این لحظات گویا خانمی جلوی وزارت کار مورد حمله این اراذل واوباش قرار گرفته بود که مردم او را نجات داده بودند همچنین پسر ۱۶ ساله ای که دستگیر کرده بودند که توسط مادران او را هم فراری دادند به هیچکس اجازه ایستادن نمی دادند من با دو خانم همراه شدم که گویا از تجمع مادران عزادار بودند و برای حمایت از کارگران امده بودند وبا روحیه خیلی بالا انها هم این مسیر بین دو پل را طی می کردند وخیلی بی پروا صحبت میکردند در واقع همه ی مردم همینطور بودند همه با روحیه ی بالا و با وجود جو پلیسی خیلی زیاد خیلی راحت حرف می زدند و حتی از ۲۲ خرداد می گفتند همینطور که در حال حرکت بودیم دوباره نفراتی رو دستگیر کردند وسوار ون کردند و بردند دیگر اینقدر تعداد ادما بیشتر شده بود که کمی رفت و امد سخت شده بود دراین موقع روی دو پل هوایی هم پر از نیروی سرکوبگر بودساعت ۶ بود که ناگهان دیدم یک دسته موتور سوار با عجله رفتند که خبر رسید گروهی در خیابان نواب تجمع کرده بودند و شعار مرگ بر دیکتاتور داده بودند. همچنین از انجا که اجازه ایستادن نمی دادند خانمی جلوی خود پرداز بانک که دقیقا سر خیابان بهبودی هست ایستاده بود که لباس شخصی امد و با توهین می خواست ان خانم را از انجا دور کند که اون خانم هم شروع کرد با این لباس شخصی که مفت خورها چی می خواهید از جون ما که پلیسی که پیش لباس شخصی بود برای حمله به اون خانم رفت که لباس شخصی جلوی او را گرفت در این لحظات مردمی که در اون اطراف در رفت و امد بودند همه ایستاده بودند و منتظر و همین ایستادن مردم باعث شد که پلیسها بترسن و سریع اون لباس شخصی شروع کرد به معذرت خواهی از اون خانم و سریع جمعیت رو پراکنده کردند انگار دستور داشتند از درگیری با مردم پرهیز کنند نمی دانید چه جوی بود همه منتظر بودند و کوچکترین صدایی که از جایی می امد همه ی نگاهها به اون سمت می چرخید وهمه سعی می کردند خودشون رو به اون نقطه برسونند و دیگر این که بین مردم مهربانی و کمک به هم موج میزد پسری از پله برقی پایین می امد که نا گهان مچ پاش پیچ خورد ادمایی که در اطرافش بودند سریع برای کمک به او رفتند این اوضاع تا ساعت ۱۸:۴۰ ادامه داشت پسران جوانی رو دستگیر کرده بودندو هر کدام را مابین دو سرباز قرار داده بودند نزدیکهای ساعت ۱۹ بود که هم از تعداد پلیسها کم شده بود وهم از تعداد مردم اما مردم همه قبل از ترک انجا با هم قول وقرار ۲۲ خرداد را می گذاشتند که منهم ساعت ۱۹ محل رو ترک کردم .
زنده باد اول مه روز جهانی کارگر روزهمبستگی مردم و مبارزه بر علیه دیکتاتور
| < قبلی | بعدی > |
|---|


