وقتي مي خواهي در مورد اين دو کلمه حرف بزني هر آدمي ناخوداگاه به بهترين چيزي فکر ميکند که مي خواهد در زندگي اش اتفاق بيافتد وبا بدست اوردن آن احساس ميکند که خوشبخت ترين آدم روي زمين است ما هم از اين موضوع مستثنا نيستيم منظور از ما يک جمع پنج شش نفره از خانمها در يک بعداظهر بهاري است
دراين جمع من از خانمها پرسيم شما بزرگترين آرزويتان چيست؟
در جمعمان دختري بود ۱۸ ساله پر از شوروشوق زندگي وکلي شيطون ودوست داشتني که سريع پريد وسط وگفت من بزرگترين آرزويم اين است که وقتي با دوست پسرم در خيابان قرار مي گذارم ولحظه ي اول که همديگر را مي بينيم بتوانم اورا در آغوش بگيرم و تمام عشق وعلاقه ام را نثارش کنم اما ميداني اگر من چنين کنم برادران و خواهران ديني مرا بجايي خواهند برد که...پس به ناچارفقط به يکديگر نگاه ميکنيم و مجبوريم با ترس ولرز کناريکديگر راه برويم ومراقب باشيم که اگر ماشين گشت را ديديم سريع از هم فاصله بگيريم وبهرحال براي يکبار باهم بيرون رفتن بايد کلي نگراني و اضطراب داشته باشيم.
بعد نوبت خانمي ۳۲ ساله رسيد که گفت بزرگترين آرزويم اين است که اين روسري و مانتوي لعنتي را جلوي چشمانم آتش بزنم و ديگر مجبور به رعايت حجاب نباشم و واقعا ارزوميکنم بتوانم با هر لباسي که دوست دارم بيرون بروم که لااقل بدنم رنگ آفتاب را به خود ببيند.
بعد نوبت به خانمي رسيد که پرستار بود وخسته از کارش از کاري که همگان مي دانند چقدر طاقت فرساست ايشون گفتند من بزرگترين آرزويم اين است که وقتي صبح از خواب بيدار مي شوم براي سر کاررفتن به من بگويند اگر نمي تواني نيا ما بدون اينکه شما طي دوره اي کار هم نکنيد مخارج زندگي شما را تامين ميکنيم .
بعد خانمي ۵۰ ساله که مي گفت سالهاست از وقتي ازدواج کردم حق انجام هيچ کاري را ندارم و بايد تنها وبزرگترين دغدغه ام رسيدن به شوهرم وبچه هايم باشد و اينکه هر روز صبح که از خواب بيدار مي شوم بايد به اماده کردن نهار وکارهاي خانه فکر کنم و همينکه نهار تمام ميشود به شام وخسته از اين وضعيت دلم مي خواهد ديگر براي خودم باشم به اختيار خودم دلم مي خواهد مسافرت بروم بدون اجازه کسي دلم مي خواهد در مقابل توقعات زياد همسرم راحت بگويم نه بدون اينکه نگران اين موضوع باشم که اگر ايشون مرا تامين نکند من حمايت دولت را از هر نظر در کنارم خواهم داشت.
و دانشجويي که ميگفت من ازادي بيان مي خواهم. مي خواهم بتوانم هر کس را مورد نقد قراردهم از دين و پيامبر گرفته تا رهبر و رئيس جمهور وکسي حق تعرض به من را به اين بهانه ها نداشته باشد مي خواهم بتوانم به هر چيزي که از نظرم نادرست مي ايد عتراض کنم وجرم اعتراض اخراج، زندان واعدام نباشدمي خواهم در جامعه مذهب و بي مذهبي آزاد باشد.
بعد از اينکه هر کسي بزرگترين آرزويش را گفت همه ي نگاه ها به طرف من چرخيد و با نگاهشان از من پرسيدند شما چي که اين سوال را مطرح کرديد که من گفتم:
من بزرگترين آرزوم آزاد شدن ايران است از دست اين اوباش اسلامي از دست بورژوا و سرمايه داري و بازار آزاد از دست مذهب و خرافات از دست همه افکاروطن پرستي قوم پرستي و هر فکري که باعث برتري يک انسان بر ديگري شود از دست اين همه ظلم در حق زنان از دست زندان اعدام و سنگسار از دست اين همه محدوديت از دست هرچيزي تحت عنوان غيرت ناموس واز اين مزخرفات.
وبعد به اون دختر ۱۸ ساله گفتم اگر ايران آزاد شود شما مي تواني بدون دغدغه دوست پسرت را در آغوش بگيري ودر واقع ابراز عشق و علاقه آدمها به هم ديگرجرم نيست و کسي بخاطر عشق ورزيدن و عاشق شدن زنداني و سنگسار نمي شود
وبه خانم ۳۲ ساله که شما مي توانيد هر طور دوست داريد لباس تنتان کنيد واين موضوع امري شخصي است وبه کسي ربط ندارد نه هيچ حکومتي يا دولتي يا ارگاني ونه حتي به هيچ مردي تنها ادم روي زمين که مالک بدن و احساس شماست فقط خودتان هستيد فقط خودتان وبس.
وبه آن پرستار که شما مي توانيد تا هر وقتي که بخواهيد سر کار نرويد و دولت شما را تامين خواهد کرد در واقع دولت بايد امکانات زندگي را درقبال همه افراد جامعه تقبل کند.
و به ان خانم ۵۰ ساله که به محض آزاد شدن ايران شما يک انسان محسوب مي شود نه يک زن که بايد زنداني، زنداني در ايران باشيد چرا که الان در ايران همه زنداني هستيم و تصور کنيد چقدر سخت است که زنداني مرد زنداني باشيد.
وان دانشجو که به محض آزاد شدن ايران جامعه اي سکولار خواهيم داشت جامعه اي که اعتصاب اعتراض وتشکل و نقد وبيان و... آزاد خواهد بود بدون هيچ قيد و شرطي.
همچنين گفتم ما در يکسال اخير به اين آرزوها نزديک شديم و اين نزديکي بيشتر از همه در ۶ دي(عاشورا)حس شد والان با فرا رسيدن اول مه يازده ارديبهشت روزاعتراض به اين همه استثمار وظلم وجور سرمايه و سرمايه دارکه ايران امروز محصول خواسته هاي غير انساني اين اوباش اسلامي ميلياردري هست مي توانيم اين آرزو را به حقيقت برسانيم وبا آوردن ضربه نهايي به کل پيکره اين نظام پوسيده و عصر حجري کار را يکسره کنيم وهمگان به بزرگترين آرزويمان برسيم و ايراني آزاد آزاد آزاد داشته باشيم ايراني که يک دنياي بهتر باشد.
سرنگون باد جمهوري اسلامي
زنده باد آزادي برابري حکومت انساني
ليلا از ايران
ليلا جان من هم مي خواهم بزرگترين آرزويم را بگويم. من هم مي خواهم هر چه زود تر از شر حکومت اسلامي خلاص شويم و حکومتي مبتني بر انسان و کرامت انساني برقرار کنيم. به نظر من تمام جواب هايي که دوستانمان داده اند جلوه هايي از اين نوع حکومتي است. در واقع همان "آزاد شدن ايران از بند حکومت اسلام و سرمايه داري" ست. ولي نکته اي که مفيد مي دانم اشاره کنم اينست که آرزوهاي دوستانمان در واقع حقوقي هستند که انگيزه هاي بسيار قوي اي براي شرکت در مبارزات براي به دست آوردنشان به همه ما مي دهد. يک حق بديهي که در زندگي هر کسي لمس مي شود و مي شود برايش شعار ساخت و مبارزه کرد و خواستش. تا آزادي ايران که يک مفهوم کلي است و بايد توضيحش داد. مجموعه اين مطالبات ظاهرا کوچک در عين اينکه "آزادي ايران" منظور نظر تو را فراهم مي کند ولي در عين حال پديده هاي قابل لمس و خواستني هستند. اميدورام منظورم را رسانده باشم. قربانت نويد
| < قبلی | بعدی > |
|---|


