جوانان کمونیست

ایرج از کرمانشاه: ماجرا چیز دیگریست!

فرستادن به ایمیل چاپ
Share

پس از بینانیه موسوی و کروبی در روزهای فراخوان ۲۲ بهمن و  نقش سپاه پاسداران سه موضوع در مباحث هر روزه مردم مطرح میشود. اول اینکه موسوی و کروبی در تنفر عمومی نسبت به خامنه ای مردم را همراهی نمیکنند. همچنین سیاست  اصلاح طلبی به قشر زحمت کش جامعه ربطی ندارد.در نتیجه مردم به فکر آلترناتیو بهتری چون سرنگونی هستند هر شخص با هر گرایشی همان طور که حمید تقوایی می گوید امروز فهمیده که اگر کوچکترین تغییری در وضع زندگی مردم می خواهد به این نتیجه رسیده است که  باید این نظام برود و اصلاحات برای بهبود شرایط زندگی مردم پوچ است. دومین مطلبی که در بین مردم مطرح است قدرتمندی سپاه پاسدارن در تمامی نهاد های اجرایی قضایی و قانون گذاری است که ذهن های عموم را نه اینکه ترسانده باشد بلکه به فکر سازماندهی و تجهیز نیرو انداخته است. همگان بطور قطع باور دارند که تعداد طرفداران حکومت به ازای هر ده یا بیست خانوار ۵ نفری یک نفر یا دو نفر بیشتر نیست اما همان تعداد اندک آنچنان سازماندهی میشوند و آنچنان تجهیز شده اند که می توانند در مقابل مردم قدرت نمایی کنند.  مردم باور دارند که  اگر از هر خانواده یک نفر مسلح شود و در دفاع از قیام کنند گان در تظاهراتها حاضر باشد براحتی می توان در این کشمکشها پیروز شد و مدام به این مسائل فکر می کنند و سئوالاتی در مورد قیام مسلحانه هست اما بحثها هنوز جا دارد که بررسی شوند و از طرف نسل جوان معمولاً مورد توجه قرار می گیرد . افراد انقلابی نسلهای گذشته از مبارزات مسالمت آمیز وتجربه سازمان مجاهدین سخن می گویند و یا اینکه اعتقاد دارند هنوز تا قیام مسلحانه زمان بسیاری مانده و از روش هاب قهرآمیزاستقبال نمی کنند اما هرچه حکومت محکم تر برخورد می کند انگار دوست دارد اعتراضات به آن سمت (مسلحانه) پیش رود.

نکته سوم  بحث هرمحفل که موجب نگرانی های  عموم مردم است فشار مضاعف بانک های کشور است که مخصوصاً بر بازاریان و زحمتکشان مانند کشاورزان و کارگران و افرادی که از خدمات دولتی بی بهره اند اعمال می شود. بانکها برای نخستین بار است که اینقدر مورد تنفر عمومی قرار میگیرند این تنفر از زمانی اغاز شده که سطح عمومی در امد اقشار ی از جامعه که شغل آزاد دارند پایین آمده و عمده درامد ها به حساب سپاه پاسداران و یا دولت احمدی نژاد واریز می شود طوری که عموم مشتریان بانکها از عهده تعهدات مالی خود بر نمی آیند بطوریکه فقط یک بانک خصوصی در کرمانشاه هزارو صد پرونده مزایده  املاک را به اداره ثبت اسناد قوه قضایه ارسال کرده است. این موضوع جنگ آشکاری را برای بازاریانی که قبلاً به عنوان مشتریان خوش حساب بانکهای کشورمحسوب می شدند و حاکمیت مالی  ويژه ای را در ید خود داشتند شروع کرده است و تنفر عموی بازار را بر انگیخته است. از سوی دیگرافزایش تورم کالاها در بازار مخصوصاً در روزهای پایانی سال  و همچنین هیاهوی طرح هدفمند کردن یارانه ها در سال جدید ،عموم مصرف کننده ها را به حالت عصبی ويژه ای فرو برده  طوری که آخر هر بحث در این مورد مردم نابودی رژیم را تنها راه حل می دانند.

یاس و ارعابی که حاکمیت سعی می کند به مردم از طریق عوامل خود تزریق می کند نه تنها بی تفاوتی مردم از مسائل سیاسی را مثل روزهای اول حاکمیت (عصر خمینی) باعث نشده بلکه خشم فرو رفته ای را مضاعف می کند که دیری نمی پاید همگان را به مبارزان راه آزادی بدل کند. دیگر اینجا سخن از ريزش نیروهای وابسته به نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه سخن ازوضع معیشت و ادامه حیات معمولی برای طبقه پایین جامعه است. شرایط بگونه ایست که مردم  مدام به این فکرند که چه کنند که  این شرایط عوض شود؟ حال چه شود زیاد اهمیتی ندارد هرچه باشد فقط این وضع  باید تغییر کند. دیگر سخن از موسوی جنبش سبز و یا اصلاحات یا استخدام  دولتی یا منافع مادی و یا دفاع از مذهب یا قومیت نیست صحبت از رهایی و گرسنگی است سخن از کاهش نگرانی ها و رها شدن از این همه شرایط فریب کارانه است. هر جا که می رویم سخن از نابودی و سرنگونی است و نه ساختن هرچند هر حزب و گروهی می گوید فلان میکنیم(مثلاً ما می گوییم" برنامه یک دنیای بهتر" داریم و یا یکی بگوید فدارلیزم) بحث مردم کوچه و بازار سر این موضوع نیست شاید. بحث بر سر خشمی است که می خواهد لبریز شود . سخن از خشمی است که هر روز افزوده و فرو خورده میشود.سخن  از رویارویی بزرگ است  سخن از انقلابی بر سر آزادی و انسانیت است.

نوروز ۸۹

 
Bookmark and Share شما اینجا هستید: